کیهان کلهر؛ کمانچه، آهنگسازی و عبور از مرز دستگاه
زندگی و آغاز
کیهان کلهر در سوم آذر ۱۳۴۲، برابر با ۲۴ نوامبر ۱۹۶۴، در تهران در خانوادهای کُرد از ایل کلهر زاده شد. ویکیپدیای فارسی اصل را کرمانشاهی دانسته و ویکیپدیای انگلیسی محل تولد را در یک روایت کرمانشاه نوشته است؛ سایت رسمی و صفحهٔ فارسی همان سایت زادگاه را تهران ذکر کردهاند. آنچه میان منابع مشترک است تبار ایل کلهر و رشد در فضایی است که میان تهران و کرمانشاه در نوسان بود. پدر، عباس حیدری کلهر، کارمند ارشد وزارت کشاورزی و نوهٔ مهرعلیخان از خانهای ایل بود؛ مادر اقدس نام داشت.
آغاز موسیقی را منابع میان پنج تا هفتسالگی نوشتهاند. سایت رسمی شروع آموزش را هفتسالگی نزد احمد مهاجر دانسته است. در سیزدهسالگی به ارکستر ملی رادیو و تلویزیون ایران دعوت شد و حدود پنج سال در آن نواخت. در دورهٔ دبیرستان خانواده بار دیگر به کرمانشاه رفت و کیهان بههمراه برادرش کامران با ارکستر رادیو تلویزیون کرمانشاه کار کرد. در سالهای انقلاب و جنگ خانواده مدتی در کرمانشاه ماند و سپس به تهران بازگشت.
در هفدهسالگی با گروه شیدا در مرکز چاووش همکاری کرد و ردیف را نزد استادان مختلف ادامه داد. سایت رسمی و صفحهٔ ارکستر سمفونیک بوستون نوشتهاند در ۱۹۷۸ برای تحصیل موسیقی کلاسیک غربی به رم رفت و بعد در دانشگاه کارلتون اتاوا مدرک موسیقی گرفت. ویکیپدیای فارسی مقطع را کارشناسی ارشد آهنگسازی نوشته و اقامت کانادا را حدود هشت سال تا ۱۳۷۳ دانسته است. ویکیپدیای انگلیسی مسیر خروج را زمینی از ترکیه و رومانی و یوگسلاوی با کار کشاورزی در راه توصیف کرده است.
بازگشت به ایران در ۱۳۷۳ و سپس بازگشت دوباره به کانادا در ۱۳۷۴ برای ادامهٔ تحصیل در منابع فارسی آمده است. در آمریکا از اوایل دههٔ ۱۹۹۰ ساکن شد، مدتی در بروکلین زیست و بعدها در چری ولی کالیفرنیا. مشکلات اقامت همسر و احتمال لغو وضعیت اقامت خود او در ۲۰۱۷ در ویکیپدیای انگلیسی آمده و نوشته شده که سپس به تهران بازگشت در حالی که همچنان برای اجرا به آمریکا سفر میکند. این جزئیات مهاجرتی بخشی از زندگی هنرمندی است که کارش همیشه میان چند جغرافیا بوده است.
در فهرست گوشه نقش او خواننده و آهنگساز ثبت شده است. کارنامهٔ عمومی اما بر نوازندگی کمانچه، سهتار، تنبور و شاهکمان و بر آهنگسازی استوار است. آواز در آثار شاخص معمولاً با صدای محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، همایون شجریان یا خوانندگانی چون آینور دوغان میآید. آنچه «صدای کلهر» نامیده میشود، بیش از حنجره، خط کمانچه است.
مسیر هنری
در ۱۹۹۱ در بنیان گروه دستان نقش داشت. با دستان و شهرام ناظری آثاری چون «سفر به دیگر سو» شکل گرفت؛ در آن مجموعه کلهر سهتار نیز نواخته است. اجرا با ایرج بسطامی در زمستان ۱۳۷۱ از نخستین اسناد صوتی این حلقه است. همزمان پژوهش در موسیقی خراسان و کردستان، که سایت رسمی بر آن تأکید دارد، زبان کمانچه را از ردیف تهرانی به مقام و نغمهٔ منطقهای باز کرد.
در ۱۹۹۷ گروه غزل را با شجاعت حسینخان، نوازندهٔ سیتار، بنا کرد. آلبومهای «آوازهای گمشدهٔ جادهٔ ابریشم»، «چون شب بر جادهٔ ابریشم فرود میآید»، «طلوع ماه بر جادهٔ ابریشم» و «باران» حاصل این گفتوگوی ایرانیهندیاند. «باران» که در ایسیام منتشر شد نامزد گرمی شد. در ۲۰۰۰ «شب، سکوت، کویر» با آواز محمدرضا شجریان پلی میان نغمهٔ کویر و کمانچه ساخت. همان سال قطعهٔ «چهار نعل هزار اسب» را برای کوارتت کرونوس نوشت که در آلبوم «کاروان» آمد.
سال ۲۰۰۰ همچنین آغاز «استادان موسیقی ایران» با شجریان و حسین علیزاده بود؛ همایون شجریان نیز در این حلقه آواز خواند. آلبومهای «زمستان است»، «بی تو بهسر نمیشود»، «فریاد»، «ساز خاموش» و «سرود مهر» از این همکاریاند. «بی تو بهسر نمیشود» و «فریاد» نامزد گرمی شدند. در ۲۰۰۱ کلهر به پروژهٔ جادهٔ ابریشم یویو ما پیوست. ساختههای او در آلبومهای این مجموعه آمدهاند؛ از جمله «آبی چون شب فیروزهای نیشابور». در ۱۲ فوریهٔ ۲۰۱۷ آلبوم «Sing Me Home» جایزهٔ گرمی بهترین موسیقی جهانی را برای این گروه آورد. «The Music of Strangers» نیز در جدول نامزدی و جایزه آمده است.
همکاری با اردال ارزنجان، نوازندهٔ باغلامای ترکیه، آلبومهای «باد» و «کولا کللوک یاکیشیر می» را در ایسیام ساخت. با علیاکبر مرادی «در آینهٔ آسمان» بداههٔ کردی و فارسی را روی تنبور و کمانچه گذاشت. با علی بهرامیفرد «تنها نخواهم ماند» شاهکمان را در برابر سنتور بم نشاند. با کوارتت بروکلین رایدر «شهر خاموش» در ۲۰۰۸ منتشر شد و به کودکان حلبچه تقدیم گردید. «لایههای تاریکی» ادامهٔ همین گفتوگو با سازهای زهی غربی است. با رامبرانت تریو «هنوز پاییز است» در ۲۰۱۹ آمد و با تومانی دیاباته «آسمان هرجا همین رنگ است» در ۲۰۲۳.
جوایز غیرگرمی نیز در منابع آمدهاند: نامزدی جایزهٔ موسیقی جهان بیبیسی رادیو ۳ در ۲۰۰۲، جایزهٔ منتقدان صفحهٔ آلمان در ۲۰۰۵، جایزهٔ روح انسانی آیزاک اشترن در ۲۰۱۸، جایزهٔ وومکس در ۲۰۱۹ که آن را به شجریان بیمار تقدیم کرد، جایزهٔ بیتا در ۲۰۱۹، و جایزهٔ هنرمند گلوبالفست در ۲۰۲۰. در ۱۳۹۶ جشن موسیقی ما از یک عمر فعالیت او در تالار وحدت تقدیر کرد.
مسیر صحنه در ایران همیشه هموار نبود. در خرداد ۱۳۹۴ نیروی انتظامی مانع کنسرت با بروکلین رایدر شد و کلهر گفت تا وقتی هنر گروگان جناحهاست در ایران اجرا نمیکند؛ با این حال در ۱۳۹۵ کنسرتهایش در ایران ادامه یافت و در فروردین ۱۳۹۸ «شهر خاموش» با کوارتت مینیاتور در تالار وحدت اجرا شد. در ۲۰۱۹ کنسرت استانبول را بهخاطر حملهٔ ترکیه به شمال سوریه لغو کرد و از آن پس در ترکیه اجرایی نداشته است.
سبک و صدا
کلهر در مرکز کار کمانچهنواز است: سازی با کاسهٔ پوشیده از پوست که عمودی نواخته میشود و سیمهای امروزیاش معمولاً چهار تاست. سایت رسمی شاهکمان را حاصل همکاری با سازگر استرالیایی دانسته: سازی بمتر با پنج سیم اصلی و سیمهای همدم که گسترهاش به ویولنسل نزدیک است. این ابزار تازه فقط نمایش تکنیک نیست؛ اجازه میدهد خط کلهر در بافت ارکستر زهی غربی بدون گمشدن بماند.
سبک نوازندگی او ردیف را کنار نمیگذارد اما در آن متوقف نمیشود. منابع نوشتهاند که ساختار کلاسیک ایرانی را به مقام و نغمهٔ کردی گره میزند. خودش در گفتوگوها علیاصغر بهاری را الگو در کمانچه نامیده است. بداهه در دوئتها با ارزنجان یا دیاباته نشان میدهد گوش دادن به سنت طرف مقابل بخشی از روش اوست، نه تزئین پس از نوشتن نت.
آهنگسازیاش دو چهره دارد. چهرهٔ نخست، نوشتار برای آواز ایرانی است: «شب، سکوت، کویر» برای شجریان، قطعات حلقهٔ استادان موسیقی ایران، و کار با ناظری. چهرهٔ دوم، نوشتار برای آنسامبل غیر ایرانی است: کرونوس، جادهٔ ابریشم، مایا بایزر در قطعهٔ «من آنجا بودم» بر اساس ملودی منسوب به زریاب، و کنسرتوی دوتایی «ناهید در آینه» برای کمانچه و ویولنسل که صفحهٔ ارکستر بوستون تکمیل آن را مه ۲۰۲۴ دانسته است. فیلم و تلویزیون لایهٔ سوم است: همکاری با اسوالدو گولیخوف در موسیقی «جوانی بدون جوانی» فرانسیس فورد کاپولا، موسیقی «فصل کرگدن» بهمن قبادی، «سینما جنین»، و سریال «خاتون» در ۱۴۰۰ که صفحهٔ بوستون از آن با عنوان درام ایرانی یاد کرده است.
تکنوازی با فیلارمونیک نیویورک و ارکستر ملی لیون در سایت رسمی آمده است. این حضورها کمانچه را از کنسرت دستگاهی به سالن سمفونی بردند بیآنکه ساز را به ویولن تبدیل کنند.
از ۲۰۱۸ اجرای منظم با آنسامبل کنستانتینوپل و کیا طبسیان، نوازندهٔ سهتار، در منابع آمده است. این همکاری بار دیگر گفتوگوی ایرانی را در بستر مدیترانهای ادامه میدهد. آلبوم «هاونیاز» با آینور دوغان بر موسیقی فولکلور کردی با گویش کرمانجی استوار است و پیانو و تنبور آذربایجانی و آناتولیایی هم در آن نقش دارند. اینجا کلهر آهنگساز و نوازندهٔ شاهکمان است و خوانندهٔ اصلی کس دیگری است.
آثار و همکاریها
دیسکوگرافی از «Eastern Apertures» در ۱۹۹۵ با مرتضی اعیان تا دوئت با دیاباته در ۲۰۲۳ بیش از دو دهه را میپوشاند. برای شنوندهٔ فارسی چند محور روشنتر از فهرست کامل است. محور دستان و ناظری و بسطامی، ورود به موسیقی کلاسیک گروهی دههٔ ۱۳۷۰ است. محور شجریان و علیزاده، شناختهشدهترین صدای او نزد مخاطب ایرانی است. محور غزل، گفتوگوی با هند است. محور جادهٔ ابریشم، ورود به مدار جایزه و سالن آمریکایی است. محور ارزنجان، گفتوگوی با ترکیه است. محور بروکلین رایدر، نوشتار برای کوارتت زهی است. محور بهرامیفرد، آزمایش شاهکمان است.
نامزدیهای گرمی در منابع برای «بدون تو»، «باران»، «فریاد»، «Off the Map»، «Sing Me Home» و «The Music of Strangers» آمدهاند. سایت رسمی پنج اثر نامزد و سه نامزدی شخصی را ذکر کرده و سیلکرود چهار نامزدی برای ضبطهای مرتبط با او نوشته است. اختلاف شمارش از اینجاست که برخی جوایز به نام گروه است نه فرد. آنچه قطعی است، برد ۲۰۱۷ با جادهٔ ابریشم است.
همکاری با عالیم قاسماف، ژائو ژیپینگ، مجید خلج، پژمان حدادی، گروه سازهای بادی هلند و ارکستر درسدن در زندگینامهها آمده است. این نامها نشان میدهند شبکهٔ او از موسیقی دستگاهی فراتر رفته اما ریشه را رها نکرده است. مستند «موسیقی غریبهها» در ۲۰۱۷ چهرهٔ او را در روایت جادهٔ ابریشم به مخاطب سینما نشان داد.
برای آواز ایرانی، نقش کلهر بیشتر آهنگساز و همنواز است تا خواننده. این با برچسب فهرست گوشه تناقض ظاهری دارد اما در عمل قابلجمع است: در سنت ایرانی، نوازندهٔ پیشرو گاه با زمزمه یا جواب آواز در بافت حاضر است، و آهنگسازی برای حنجرهٔ دیگران نیز بخشی از کار آوازی اکوسیستم است. با این حال معرفی او بهعنوان خوانندهٔ پاپ یا تصنیفخوان خطا خواهد بود.
جایگاه
کلهر در میان نوازندگان کمانچهٔ پس از بهاری، شناختهشدهترین چهرهٔ بینالمللی این ساز است. جایگاه او در ایران با حلقهٔ شجریان و علیزاده گره خورده و در جهان با یویو ما و ایسیام. این دو مدار یکدیگر را تقویت کردهاند: اعتبار داخل، دعوت خارج را معنا کرد و جایزهٔ خارج، نام داخل را گسترش داد.
وومکس در توضیح انتخاب ۲۰۱۹ از نوآوری، چیرهدستی و معرفی پیام موسیقی سنتی ایران سخن گفت. این فرمول دقیق است اگر «سنتی» را بهمعنای منجمد نخوانیم. کلهر ردیف را میشناسد، مقام کردی را پژوهش کرده، و ساز تازه ساخته است. سنت در کار او ماده است نه سقف.
در عین حال بخش بزرگی از کارنامه در نهادهای رسمی ایران هم اجرا شده است.
برای موسیقی کردی ایران، حضور او در صحنهٔ جهانی به معنای تبدیل نغمهٔ ایلی به زبان کنسرت سالن بزرگ است. «شهر خاموش» و «هاونیاز» این وجه را آشکارتر از آثار کاملاً دستگاهی نشان میدهند. برای موسیقی کلاسیک ایرانی، او یکی از کسانی است که کمانچه را از همراهی آواز به تکگویی برابر با ویولنسل و سیتار رساند.
شنیدن در گوشه
ورود برای شنوندهٔ آواز ایرانی «شب، سکوت، کویر» و سپس «بی تو بهسر نمیشود» و «فریاد» است. ورود برای ساز تنها، «شهر خاموش» و «تنها نخواهم ماند» است. ورود برای گفتوگوی فرهنگی، «باران» با غزل، «باد» با ارزنجان، و «آسمان هرجا همین رنگ است» با دیاباته است.
اگر یک خط زمانی بخواهید: دستان در دههٔ ۱۳۷۰، غزل و شجریان در پایان همان دهه و ابتدای ۱۳۸۰، جادهٔ ابریشم از ۱۳۸۰، ارزنجان و بروکلین رایدر در نیمهٔ ۱۳۸۰، شاهکمان در اوایل ۱۳۹۰، و دوئتهای متأخر با رامبرانت و دیاباته. کنسرتوی ۲۰۲۴ «ناهید در آینه» تازهٔترین سند نوشتار ارکسترال است.
در گوشه این کارنامه کنار استادان آواز و ساز ایران مینشیند تا شنونده ببیند کمانچه چگونه هم جواب شجریان میدهد و هم در کوارتت زهی نیویورک حرف میزند. آنچه میماند، نه افسانهٔ «اسکار موسیقی»، که مجموعهای از آلبومهای مستند، جایزههای ثبتشده و یک ساز است که جغرافیای ایل کلهر را به سالن جهانی برد.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.



















