از باران تویی تا از تو گفتم؛ آرمان گرشاسبی و صدای چارتار
زندگی و آغاز
آرمان گرشاسبی در ویکیپدیای فارسی گروه چارتار متولد ۱۳۶۷ معرفی شده است. ملوچنگ زادگاه را دزفول نوشته؛ بعضی زندگینامهها تهران را هم آوردهاند. اختلاف روایت باقی است و نباید یکی را قطعی کرد. آنچه روشنتر است، شکلگیری کار حرفهای در تهران دههٔ ۱۳۹۰ است، جایی که حلقهٔ آهنگساز و تنظیمکننده و شاعر همنسل جمع شد و نام چارتار از آن حلقه درآمد.
پدر او حمیدرضا گرشاسبی در معرفیهای عمومی مدیر ورزشی و مدیرعامل پیشین پرسپولیس دانسته شده است. این نسبت گاه بازتاب رسانهای داشته، اما مسیر هنری پسر با معیار آلبوم و صحنه سنجیده شده، نه با نیمکت فوتبال. گزارش قطعی از تحصیل آکادمیک موسیقی در منابع بررسیشده نیست. آنچه ویکیپدیای چارتار از زبان خود او نقل کرده، تمرین آواز در سالهای دوستی با آرش فتحی است؛ فتحی از خواندن او بیخبر بود تا روزی که ساز زد و گرشاسبی خواند.
شکلگیری گروه در ۱۳۹۰ است. چهار نفر: آرمان گرشاسبی خواننده، آرش فتحی آهنگساز، آیین احمدیفر تنظیمکننده، احسان حائری ترانهسرا. سال تولد اعضا در همان صفحه آمده: گرشاسبی، فتحی و حائری ۱۳۶۷، احمدیفر ۱۳۶۳. نام گروه را آیین به گفتوگوی جمع نسبت داده و فتحی آن را به ساز چهارسیم تشبیه کرده که هر سیم صدای جدا دارد و با هم هارمونی میسازد. تهیهکنندهٔ بعدی آثار در ویکیپدیا شرکت آواسازان ققنوس به سرپرستی محمدحسین توتونچیان است.
روایت گرشاسبی از قطعهٔ اول این است: فتحی ملودی سنتی ساخت، آیین آن را الکترونیک تنظیم کرد، او حائری را برای کلام معرفی کرد، چهار نفر روی شعر توافق کردند و او خواند. بدون آنکه رسماً اعلام گروه کنند، قطعهٔ دوم شروع شد. این مدل مؤلفجمعی، بعدها هم هویت چارتار ماند: یک صدا، سه نقش جدا در پشت صحنه.
مسیر هنری
نخستین آلبوم استودیویی، «باران تویی»، سهشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ با شمارهٔ مجوز ۵۸۶۷–۹۲ منتشر شد. ناشر در صفحهٔ آلبوم مؤسسهٔ تصویرگستر پاسارگاد است و تهیهکنندگان سید محمدحسین مقدس تفرشی و مهدی سوفالی. ضبط در استودیو اورفه، ژانر تلفیق الکترونیک و آواز، مدت حدود چهلوشش دقیقه، دوازده قطعه. کلام همه با حائری و موسیقی همه با فتحی ثبت شده است. این جزئیات از صفحهٔ آلبوم است، نه شایعه.
دو هفته پس از انتشار، نخستین کنسرت در اریکهٔ ایرانیان برگزار شد. بعد شیراز، اهواز، لاهیجان، کردستان و انزلی در همان صفحه آمده است. قطعات آلبوم در جشنوارهٔ موسیقی فجر هم اجرا شد. در جشنوارهٔ سالانهٔ موسیقی ما ۱۳۹۲، به انتخاب مردم، بهترین آلبوم تلفیقی و بهترین قطعهٔ تلفیقی برای قطعهٔ چهارم، «باران تویی»، ثبت شده است. در سیویکمین جشنوارهٔ موسیقی فجر، جایزهٔ باربد بهترین آهنگساز پاپ به چارتار برای همین آلبوم رسید؛ آلبوم در بخش بهترین آلبوم پاپ نامزد بود و برنده نشد. جامجم این جایزه را بیست سکه بهار آزادی برای بهترین آهنگساز نوشته است.
آلبوم دوم، «جاده میرقصد»، ۱۳۹۴ است؛ نه قطعه از جمله لیلاچه، آسمان هم زمین میخورد، ببر، جاده میرقصد، حضوری اتفاقی، هیچ در هیچ، من دهانم، غزل نشد، دریچه. آلبوم سوم، «دریا کجاست»، ۱۳۹۶ با ده قطعه از جمله آغوش، دور، هجرت، دریا کجاست، برگرد، بنویس، غروب، تردید رفتن، چشم بیبرابر، خلق. تکآهنگهای بعدی در ویکیپدیای گروه شامل برف، آدینه، آوازهخوان، صدایم بزن، بگو که زندهایم، ایران و گله کن است. «آسمان هم زمین میخورد» نسخهٔ ارکسترال جداگانه در ۱۳۹۵ دارد.
حاشیهٔ صحنه بخشی از مسیر علنی است. رونمایی یکی از آلبومها در محوطهٔ کاخ نیاوران ۱۳۹۴ بهخاطر بینظمی نقد شد. در سپتامبر ۲۰۱۶ بخش نخست یک کنسرت بهخاطر صدابرداری زودتر تمام شد. اینها در ویکیپدیا آمده و نباید با شایعه مخلوط شود.
در ۱۴۰۲ گرشاسبی از گروه جدا شد و مستقل ادامه داد. ویکیپدیا این جدایی را ثبت کرده است. نخستین آلبوم مستقل، «از تو گفتم»، در دی ۱۴۰۲ منتشر شد. خبرآنلاین نوشته احسان حائری پس از انتشار آلبوم مدعی شد برخی ترانههایش بدون توافق در آلبوم آمده و در ارشاد به نام گرشاسبی ثبت شده؛ حائری از شکایت حقوقی گفته است. خود گرشاسبی پیشتر گفته بود آلبوم مستقل به معنای جدایی از چارتار نیست؛ در عمل گروه پس از آن متوقف ماند. نخستین کنسرت مستقل در گزارش خبرآنلاین ۱۹ دی در برج میلاد آمده است.
در جشن تئاتر و موسیقی علی معلم، مهر برگزیدگان را منتشر کرد: گرشاسبی و اشکان آبرون برای «بنشین تماشایت کنم» در بخش بهترین آهنگساز موسیقی ایرانیتلفیقی برنده شدند، در کنار علی قمصری برای «بیدار شو» همایون شجریان. این جایزه سند دورهٔ مستقل است، نه ادامهٔ برند چارتار.
سبک و صدا
چارتار در معرفی رسمی ترکیبی از حالوهوای موسیقی ایرانی و کلاسیک با کلام خوشآهنگ و پرداخت مدرن است. ژانر صفحهٔ گروه پاپ، سنتی و فیوژن است. صدای گرشاسبی در این بافت، آواز ایرانی کنترلشده روی الکترونیک است، نه تصنیف ارکستر گلها و نه پاپ ضربمحور دههٔ هشتاد. تحریر ابزار جمله است نه نمایش ردیف. دیکسیون شمرده باعث میشود کلام حائری در لایهٔ سینث گم نشود.
در «باران تویی» کمانچهٔ بهزاد حسنزاده فقط در قطعهٔ «هندسه» آمده؛ یعنی رنگ سنتی تزئین انتخابی است نه ارکستر کامل دستگاهی. میکس و مسترینگ آرش پاکزاد در همان آلبوم ثبت شده است. این دقت استودیو، صدای گروه را از اجرای صرفاً زنده جدا میکند. منتقدان را ویکیپدیا دو دسته کرده: بعضی کار را سرزنده و نو دانستهاند و بعضی ساختار را تکراری. هر دو نظر باید کنار هم بماند.
دورهٔ مستقل میدان شخصیتری است. نام قطعاتی چون بوسه و بنشین تماشایت کنم در اخبار جایزهٔ حافظ آمده است. ملوچنگ تکآهنگهایی چون رویای من، دور از نفست، از تو گفتم نسخهٔ پیانو و زمستان را ذیل نام او فهرست کرده است. سبک از چارتار نمیبُرد؛ همان خط آوازی است بدون برند چهارنفره. تفاوت در مالکیت نام است، نه در عوض کردن ناگهانی ژانر.
آثار و همکاریها
جدول «باران تویی» این قطعات را دارد: آشوبم، مرا به خاطرت نگه دار، هندسه، باران تویی، زن دیوانه، کلاغ، عاشقانه تنهاست، حرفی بزن، خوشا به من، شبیه یک مرداب، در حسرت ماه، قطار. این فهرست از ویکیپدیای آلبوم است و مبنای مطمئنتری از پلیلیستهای پراکنده است. «جاده میرقصد» و «دریا کجاست» همان تقسیم کار چهارنفره را ادامه دادند. تکآهنگ «ایران» و «بگو که زندهایم» لایهٔ اجتماعیتری به کارنامهٔ گروهی افزودند.
همکاران ثابت تا ۱۴۰۲ همان چهار عضواند. توتونچیان تهیهکنندهٔ دورهٔ میانی است. مهناز افشار فقط در تیزر نخست است، نه در صدا. آبرون در دورهٔ مستقل نام تنظیم و سرپرست را به خود گرفت. حائری پس از جدایی، شریک کلامی سابق و طرف اختلاف رسانهای شد. برای مقالهٔ هنری، آثار گروهی را باید با نام چارتار شنید و آلبوم ۱۴۰۲ را با نام گرشاسبی؛ مخلوط کردن مالکیت، همان جدل حقوقی را به گوش شنونده میبرد.
کنسرت اریکه، فجر، میلاد و تور شهرها، آثار را از آلبوم به همخوانی جمعی برد. جزئیات همهٔ سالنهای خارجی در منابع بررسیشده کامل نیست. آنچه ثبت شده، حضور خارج از کشور در ۱۳۹۵ و حاشیهٔ روسری است، نه فهرست کامل تور جهانی.
جایگاه
گرشاسبی بیش از یک دهه صدای پیشبرندهٔ یکی از گروههای شاخص تلفیق دههٔ نود خورشیدی بود. باربد بهترین آهنگساز برای «باران تویی» اعتبار حرفهای گروه را در جشنوارهٔ فجر ثبت کرد، هرچند جایزه به آهنگسازی جمع خورد نه به خوانندهٔ تنها. موسیقی ما ۱۳۹۲ رأی مردم را به آلبوم و قطعهٔ عنوان داد. این دو لایه، منتقد و مخاطب، جایگاه را ساخت.
او را نمیتوان بنیانگذار تاریخی تلفیق دانست؛ پیش از چارتار هم آواز ایرانی روی بافت مدرن تجربه شده بود. تمایزش در پایداری چهارنفره، کلام حائری و صدای قابلتشخیص روی صحنه است. جدایی ۱۴۰۲ این جایگاه را دوپاره کرد: میراث گروهی در سه آلبوم، و آزمون استقلال در «از تو گفتم». پدر ورزشی بودن حاشیه است نه منبع اعتبار موسیقایی.
در فهرست گوشه، نمایندهٔ آواز تلفیقی مجاز دههٔ نود است که از برند گروه به نام شخصی رسید.
شنیدن در گوشه
شروع را با «باران تویی» بگذارید، به ترتیب آلبوم، از «آشوبم» تا «قطار». «در حسرت ماه» و قطعهٔ عنوان، امضای آواز او در گروه است. بعد «جاده میرقصد» را برای ریتم صحنه بشنوید و «دریا کجاست» را برای ادامهٔ همان زبان. تکآهنگهای «ایران» و «بگو که زندهایم» را جدا از عاشقانهها بگذارید.
دورهٔ مستقل را با «از تو گفتم» شروع کنید، نه با تکآهنگ پراکنده. نسخهٔ پیانو را بعد از نسخهٔ آلبوم بشنوید تا بفهمید صدا بدون لایهٔ الکترونیک چارتار چگونه میماند. «بوسه» و «بنشین تماشایت کنم» را اگر در دسترس است برای دورهٔ مستقل و جایزهٔ حافظ بشنوید. چارتار را با گرشاسبیِ تنها یکی نکنید؛ ده سال کار چهارنفره یک گوش است و آلبوم دی ۱۴۰۲ گوش دیگر. ارزش کارنامه در همین دو نیمه است، نه در یک قطعهٔ بارانی.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.







