علیرضا افتخاری؛ صدای مکتب اصفهان از آتش دل تا نیلوفرانه و پس از آن
خوانندهای با کارنامه چندلایه
علیرضا افتخاری مهیاری دهم فروردین ۱۳۳۷ در اصفهان زاده شده است. او خواننده، موسیقیدان و در بخشی از کارنامه آهنگساز نیز هست. منابع او را از پرمخاطبترین خوانندگان ایران دانستهاند و آثارش را در شمار پرفروشترین آلبومهای موسیقی پس از انقلاب آوردهاند. تعداد آلبومهای منتشرشده در زندگینامهها بیش از هفتاد عنوان ذکر شده است. بهسبب حرکت میان موسیقی سنتی، تلفیقی و پاپ سنتی، از او با عنوان مرد هزارچهره موسیقی ایران یاد شده است.
سالهای فعالیت او از ۱۳۵۳ در برخی منابع و از حضور عمومی اواخر دهه پنجاه در منابع دیگر آمده است. آنچه مسلم است، پیوستگی چنددههای ضبط استودیویی است. تحصیلات غیرموسیقی او مهندسی راه و ساختمان با گرایش معماری ثبت شده است. ناشرانی چون ایرانگام، ماهور، مشکات، آواز بیستون و سروش نامشان روی جلد آثار مختلف دیده میشود. این پراکندگی ناشر، خود نشانه حجم تولید و تغییر مدار حرفهای در طول زمان است. برای شناخت افتخاری باید دورهها را جدا کرد، وگرنه صدای «آتش دل» با صدای «شکوه عشق» در یک جمله غلط انداز میشود.
آموزش در اصفهان و آزمون باربد
در کودکی نزد طباطبایی، نوازنده ویولن، تعلیم دیده است. از دوازدهسالگی ردیف آوازی را نزد تاج اصفهانی آموخته و پس از مدتی از آموزش جلیل شهناز و حسن کسائی در ردیف موسیقی سنتی بهره گرفته است. شاگردی تاج تا زمان درگذشت او در منابع بهعنوان دورهای طولانی آمده است. از ۱۳۶۰ نزد غلامرضا دادبه ادامه کار داده است. در آزمون باربد سال ۱۳۵۷، در حضور علیاکبر شهنازی، داریوش صفوت و علی تجویدی، رتبه نخست آواز را به دست آورده است. این آزمون در کارنامه او حکم مجوز هنری نسلی را دارد که هنوز آلبوم رسمی منتشر نکرده بودند.
مکتب آواز اصفهان بر وضوح تحریر، ادای شعر و نوعی گرما در رنگ صدا تأکید دارد. تاج اصفهانی در حافظه جمعی با همین ویژگیها مانده است. افتخاری بارها خود را شاگرد تاج خوانده است. نقل قول کورس سرهنگزاده در منابع آمده که مردم اصفهان افتخاری را قبول کردند و او حتی زیباتر از تاج میخواند، هرچند خود افتخاری شاگردی تاج را انکار نمیکند. این جدل ارزش داوری قطعی ندارد؛ ارزشش نشان دادن این است که صدای افتخاری از همان ابتدا با معیار مکتب اصفهان سنجیده میشده، نه با معیار پاپ. انعطاف بعدی او به سمت تصنیف و تلفیق، در پسزمینه همین تربیت معنا پیدا میکند: کسی از ردیف به ترانه آمده، نه از ترانه به ردیف.
آتش دل و سالهای وفاداری به آواز
نخستین آلبوم رسمی، «آتش دل»، در ۱۳۶۲ به توصیه فرامرز پایور و به یاد تاج اصفهانی منتشر شد. آهنگسازی عبدالحسین برازنده و پایور، تنظیم مهرداد دلنوازی، و فضای افشاری و ابوعطا در معرفی اثر آمده است. تصنیف عنوانی بازخوانی قطعهای است که با نام تاج گره خورده بود. شروع با چنین آلبومی، اعلام تعلق به سنت است. سه سال بعد «مهرورزان» با محمدعلی کیانینژاد و سپس «راز و نیاز» با حسین علیزاده در دستگاه راستپنجگاه همراه گروه عارف ضبط شد. «مقام صبر» با پرویز مشکاتیان نیز در همین مدار دستگاهی است. اجراهای خصوصی با کسائی، حبیبالله بدیعی، غلامحسین بیگجهخانی و شهناز در اوایل دهه شصت ذکر شده که تکنسخه ماندند و منتشر نشدند.
منابع دوران کاری او را به سه بخش تقسیم کردهاند. از ۱۳۶۲ تا ۱۳۷۵ کمکارتر بوده و حدود یک آلبوم در سال. در این دوره به مکتب اصفهان وفادار مانده و حدود پانزده آلبوم خوانده است. حجم غالب ابتدا آواز بوده و بهتدریج به یک یا دو آواز و چند تصنیف در هر آلبوم رسیده است. آلبومهایی چون «امان از جدایی» و «تازه به تازه» ساخته محمدجلیل عندلیبی حتی فاقد آواز دانسته شدهاند و بر تصنیف و ملودیهای فولکلور کردی تکیه دارند. «مهمان تو» با جمشید عندلیبی، «شور عشق» با فریدون شهبازیان، «زیباترین» با محمدجواد ضرابیان و «سرمستان» از آثار همین سالها هستند. حرکت از آواز به تصنیف، پاسخ به تغییر ذائقه شنیداری پس از انقلاب هم هست: مخاطب وسیعتر تصنیف را بهتر از آواز طولانی میپذیرد.
اواخر دهه شصت کنسرتهایی در ژاپن، آلمان، کانادا و بریتانیا برگزار کرد. کنسرت راه ابریشم با گروه مولانا به آهنگسازی و رهبری محمدجلیل عندلیبی در شهرهای متعدد ژاپن اجرا شد. کنسرت آلمان با پرویز مشکاتیان و اجرایی در ونکوور نیز ثبت شده است. در ونکوور شایعه بمبگذاری باعث شد برنامه در فضای باز و بدون امکانات صوتی ادامه یابد. این روایت، تصویر خوانندهای را میسازد که در سالهایی که کنسرت داخل کشور برای او به روال تبدیل نشده بود، صحنه را بیشتر در خارج تجربه میکرد. تا دهه نود، منابع میگویند در ایران کمتر کنسرت داده و تمرکز بر استودیو بوده است.
نیلوفرانه؛ نقطه عطف فروش و سبک
ناشر مشکات و تهیهکننده محمدعلی چاوشی است. هشت تصنیف و ترانه دارد، از جمله «در هوای تو»، «حکایت دل»، «کوی بینشان»، «بوی پیراهن»، «بهشت یاد» و قطعه عنوانی، بهعلاوه آوازهایی در افشاری و دشتی. جلال ذوالفنون سهتار نواخته و نوازندگانی چون حسن ناهید، همایون رحیمیان و دیگران در فهرست عواملاند. افتخاری در مصاحبه تلویزیونی این آلبوم را بهترین اثر عمرش دانسته و گفته در تنهایی ترانههایش را با خود زمزمه میکند. ناشر از تیراژ چندمیلیونی سخن گفته و منابع فروش حدود سه میلیون نسخه و عنوان پرفروشترین آلبوم سنتی تاریخ موسیقی ایران را برای آن تکرار کردهاند.
«نیلوفرانه ۲» در ۱۳۷۸ در همان فضا ساخته شد. خوشدل بعدها گفته پس از افتخاری دلش نیامده برای خواننده دیگری آهنگ بسازد و اجرای زنده نیلوفرانه با ارکستر ملی به رهبری فریدون شهبازیان در تالار وحدت را ستوده است. او نگران اجرای اثری بیستساله روی صحنه با ارکستر شصت نفره بود و کار را در حد معجزه توصیف کرد. این شهادت آهنگساز، بیش از تعریف تعارفی، نشان میدهد که هویت شنیداری افتخاری برای بخش بزرگی از مخاطبان با همین آلبوم گره خورده است. پیش از نیلوفرانه او خواننده جدی سنت بود؛ پس از آن، خواننده ملی تصنیف ارکسترال شد. «یاد استاد» در ۱۳۷۷ با بازخوانی آثار علی تجویدی نیز از پرفروشهای دهه هفتاد است. «صیاد» در ۱۳۸۴ پرفروشترین آلبوم تلفیقی آن دهه خوانده شده و «قلندروار» در ۱۳۸۶ با آهنگسازی عماد توحیدی، با تکیه بر سازهای کوبهای، در داخل و خارج با استقبال روبهرو شده است.
تصنیف، بازخوانی و جدال بر سر تازگی
بازخوانی آثار پیش از انقلاب در آلبومهایی چون «یاد استاد»، «بردی از یادم» و «به دنبال دل» ادامه یافت. این کار دو وجه دارد: انتقال میراث به نسل جدید، و متهم شدن به تکرار. خودش در برنامه تلویزیونی در برابر انتقاد از کارهای تازهتر گفت دهها ابوعطا و افشاری و چند سهگاه خوانده و حق دارد تجربه جدید داشته باشد. آلبوم «نسیما» با فضلالله توکل، بر پایه دستگاه و با رنگ مدرن، و مجموعههای فریدون خشنود چون «شکوه عشق»، «شب کوچهها» و «عطر مهر» فضای پاپتر دارند. «شکوه عشق» نخستین اثر کاملاً پاپ او معرفی شده است.
این چرخش، شکاف میان نخبگان موسیقی و مخاطب عام را در کارنامه او آشکار کرد. عباس خوشدل وضوح ادای شعر و نبود فالش را ستوده و گفته پس از انقلاب کسی مثل افتخاری ترانه نمیتواند بخواند. سید علیرضا میرعلینقی نوشته صدای او محبوبترین صدا در حافظه مردم پس از انقلاب است و انعطافش را به بازیگر هزارچهره تشبیه کرده است. در مقابل، پرواز همای گفته صدای افتخاری زیباست اما برای ارکستر ملی مناسب نیست و از ردیف فاصله گرفته است. محمدجلیل عندلیبی او را از بهترین خوانندگان دانسته اما گفته رفتوآمد میان سنت و پاپ به کارش لطمه زده است. این اختلاف نظر، خود سند اهمیت است: صدایی که همه بر سر مسیرش جدل میکنند، صدای حاشیهای نیست.
همکاران آهنگساز او فهرستی بلندند: مشکاتیان، علیزاده، تجویدی، خوشدل، کیانینژاد، عندلیبیها، جواد لشکری، محمد موسوی، جلال ذوالفنون، هابیل علیاف، حسن میرزاخانی، ضرابیان، فضلالله توکل، محمدرضا چراغعلی، شهبازیان، کامبیز روشنروان و دیگران. چنین تنوعی در یک خواننده ایرانی کمسابقه است. معنیاش این نیست که همه آثار در یک سطحاند؛ معنیاش این است که استودیوهای مختلف او را برای رنگهای مختلف خواستهاند. این دفاع، به حاشیههای غیرموسیقایی زندگی او اشاره دارد که از ۱۳۸۹ به بعد کارنامه را تحت تأثیر قرار داد.
تصویر، رادیو و تکآهنگهای مناسبتی
صدای او نخستین بار در ۱۳۶۳ با آواز «قصه گیسو» در ماهور، ضبط کامبیز روشنروان و نی کیانینژاد، از تلویزیون در سریال «امیرکبیر» پخش شد. بعدها تیتراژهایی برای «هشت بهشت»، «به کجا چنین شتابان»، «پنجمین خورشید»، «روز رفتن»، «کهنهسرباز» و فیلم «چتری برای کارگردان» خواند. قطعاتی از نیلوفرانه در فیلم «لیلا» پخش شد و آوازی در «شبهای زایندهرود» محسن مخملباف آمد. در برنامههایی چون «با کاروان شعر و موسیقی» با اجرای سهیل محمودی بداهه میخواند. در ۱۳۹۸ داور فصلی از مسابقه رادیویی «یک، دو صدا» بود. کنسرت با ارکستر ملی ایران در جشنواره فجر، از جمله شب چهارم سیودومین دوره در تالار وحدت به رهبری شهبازیان، در منابع انگلیسیزبان هم آمده است.
تکآهنگهایی با مناسبت اجتماعی یا محلی نیز در فهرست هست: «زایندهرود من کو؟» با شعر سعید بیابانکی درباره خشکی زایندهرود که به گفته شاعر پخش آن از سیما ممنوع شد؛ «در اصفهان بمانید» و «دیار ماندگار» در وصف اصفهان؛ قطعهای به یاد مریم میرزاخانی؛ قطعهای تقدیمی به کولبران. این کارها نشان میدهد خوانندهای با سابقه دستگاهی، در دهه نود از قالب آلبوم به تکآهنگ مناسبتی هم رسیده است. «گرفتار» در ۱۳۸۹ از کنسرتهای جشنواره چین استخراج شده و «خانه دوست کجاست» در ۱۳۹۲ روی شعر سهراب سپهری با آهنگسازی مهدی تاری منتشر شده است. «پادشاه فصلها» در ۱۳۹۳ با حسین پرنیا از آلبومهای سنتی متأخر است. پس از ۱۳۸۹ حجم آلبومها کم شده و این همان دوره سوم کارنامه است که منابع آن را کمکار توصیف کردهاند.
حاشیههای عمومی و اثر آن بر شنیدن صدا
گزارشها از تصمیم به ترک ایران سخن گفتند. افتخاری در گفتگوی تلفنی با بخش خبری از آزار خانواده گفت. سالها بعد در مصاحبهها از فشار اجتماعی، حتی تا حد فکر خودکشی، و از قدرنشناسی آن دیدار حرف زد و گفت اگر تاریخ برگردد آن کار را نمیکند. در ۱۳۹۲ قطعهای را به نسرین ستوده تقدیم کرد که کیهان به آن تاخت. در دی ۱۴۰۰ در مراسمی در تالار وحدت قطعه «مرد میدان» را با آهنگسازی محمدرضا چراغعلی اجرا کرد. این رویدادها خارج از نتنویسیاند، اما بر دسترسی مخاطب به صدا اثر گذاشتند.
نشان چهره ماندگار در ۱۳۸۹ به او داده شد. در شهریور ۱۴۰۰ در مراسمی مرتبط با ایثار و دفاع مقدس تجلیل شد. این تقدیرها در کنار تحریم بخشی از مخاطبان، وضعیت متناقض هنرمندی را میسازد که هم از نهاد رسمی جایزه گرفته و هم از بخشی از جامعه هنری فاصله دیده است. برای مقاله موسیقی، مهم آن است که پیش از این جدالها، کارنامهای متراکم از همکاری با شاخصترین سازندگان موسیقی ایران وجود داشته است. حذف آن کارنامه به نفع حاشیه، همان خطایی است که یادداشت صارمیان به آن اشاره میکند.
امروز آمار پلتفرمها برای خوانندهای با اوج فروش نوار و لوح فشرده لزوماً جایگاه تاریخی را نشان نمیدهد. آنچه فهرست آلبومها نشان میدهد، استمراری نادر در ضبط سنت، ارکستر و تلفیق است. از «آتش دل» تا «نیلوفرانه» مسیر یک خواننده مکتب اصفهان است که تصنیف را به کالای عمومی تبدیل کرد؛ پس از آن، مسیر آزمایش و بازخوانی و مناسبت است. اگر عنوان هزارچهره اغراق باشد، دستکم به یک واقعیت فنی اشاره دارد: کمتر خوانندهای در ایران این تعداد رنگ اجرایی را با این حجم انتشار در یک کارنامه جمع کرده است. شنونده میتواند فقط نیلوفرانه را بخواهد یا فقط راز و نیاز را؛ کارنامه اجازه هر دو انتخاب را میدهد، و همین وسعت است که افتخاری را در تاریخ ضبط صدای فارسی نگه میدارد.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.


















































































