تصویر Alireza Ghorbani

خواننده‌ها

Alireza Ghorbani

Classical · Fusion

آهنگ‌ها و آلبوم‌های Alireza Ghorbani را در گوشه بشنو. سبک: Classical، Fusion. از جمله Roozegare Gharib، Mara Bebakhsh، Eshgh Asan Nadarad.

از ارکستر ملی تا محوطه تخت جمشید؛ علیرضا قربانی و آواز امروز ایران

زندگی و آغاز

علیرضا قربانی در پانزدهم بهمن ۱۳۵۱ در تهران زاده شد. وبگاه رسمی‌اش تاریخ میلادی تولد را سی‌ویکم ژانویه ۱۹۷۲ ثبت کرده است. تحصیلات دانشگاهی او کارشناسی زیست‌شناسی از دانشگاه شهید بهشتی است؛ رشته‌ای که ظاهراً از موسیقی دور است، اما در روایت خود او و منابع زندگینامه، آموزش آواز از نوجوانی موازی با درس پیش رفته است. کودکی‌اش با قرائت قرآن گره خورده و حتی در دوره دانشجویی مقام دوم مسابقات دانشجویی کشور در رشته قرائت را به دست آورده است. این سابقه، قبل از هر بحث سبکی، توضیح می‌دهد چرا کنترل نفس، تحریر و ادای واژه‌های عربی‌تبار در آوازش به گوش شنونده آشنا با تلاوت، طبیعی می‌آید.

از ۱۳۶۳ فراگیری جدی ردیف آوازی، تلفیق شعر و موسیقی و زیبایی‌شناسی آواز ایرانی را آغاز کرد. استادانی که نامشان در منابع تکرار می‌شود خسرو سلطانی، بهروز عابدینی، مهدی فلاح، حسین عمومی، احمد ابراهیمی و نورالدین رضوی سروستانی‌اند. آشنایی بعدی با علی تجویدی و فرهاد فخرالدینی، به گفته زندگینامه‌ها، افق تازه‌ای در موسیقی ایرانی برایش گشود. وبگاه رسمی می‌گوید آموزش آواز را از دوازده‌سالگی شروع کرد و در بیست‌وهفت‌سالگی به‌عنوان خواننده تک‌خوان ارکستر ملی ایران برگزیده شد. این عدد با روایت فارسی یکی است: سال ۱۳۷۸، حدود یک سال پس از آغاز رسمی ارکستر ملی به رهبری فخرالدینی و پس از کناره‌گیری محمدرضا شجریان، با معرفی حسین عمومی و علی تجویدی خواننده ثابت ارکستر شد.

زندگی شخصی او در سال‌های اخیر نیز در اخبار آمده است. همسرش مژگان غیاثی در نوزدهم بهمن ۱۴۰۲ پس از دوره‌ای طولانی بیماری درگذشت. قربانی صاحب دو فرزند دوقلو، یک پسر و یک دختر به نام‌های حافظ و آواز، است. او گفته بود کارت پایان خدمت را هنگام درخواست ویزا در تورنتو ارائه کرده بوده است.

مسیر هنری

فعالیت حرفه‌ای در موسیقی ایرانی از اواسط دهه ۱۳۷۰ شروع شد، اما نقطه عمومی‌شدن صدا، ارکستر ملی است. قربانی تا ۱۳۸۸ و پیش از تعطیلی ارکستر همکاری ثابت داشت و پس از بازگشایی ۱۳۹۰ با رهبری بردیا کیارس چند اجرا را همراهی کرد، سپس از ارکسترهای دولتی کناره گرفت. این کناره‌گیری را نباید با کناره‌گیری از صحنه اشتباه گرفت. از همان سال‌های ارکستر، پروژه‌های مستقل با آهنگسازان موسیقی ایرانی موازی پیش می‌رفت.

میان ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۷ آلبوم‌هایی چون «فصل باران» با مجید درخشانی، «از خشت و خاک» و «روی در آفتاب» با صادق چراغی، «سوگواران خموش» با پژمان طاهری و «سرو روان» با علی قمصری منتشر شد. هم‌زمان صدای او از طریق تیتراژ سریال به خانه‌ها رفت: «کیف انگلیسی»، «شب دهم»، «روشن‌تر از خاموشی» و «مدار صفر درجه» از شناخته‌شده‌ترین این حضورها هستند. تیتراژ، برای خواننده ردیف، هم فرصت و هم خطر است. فرصت، چون مخاطب غیرمتخصص را می‌آورد؛ خطر، چون ممکن است صدا به «صدای سریال» فروکاسته شود. قربانی این خطر را با ادامه آلبوم‌های سازی‌آوازی و حضور در جشنواره‌های خارج از کشور مهار کرد.

از پایان دهه هشتاد، دو خط موازی در کارنامه پررنگ شد. یکی بازخوانی میراث آهنگسازان قدیمی: «رسوای زمانه» بر اساس ساخته‌های همایون خرم و «رفتم و بار سفر بستم» بر اساس علی تجویدی با تنظیم کامبیز روشن‌روان. دیگری همکاری با نسل جدیدتر، به‌ویژه مهیار علیزاده در «حریق خزان»، «دخت پری‌وار» و «افسانه چشمهایت» که دومی با همایون شجریان مشترک است. آلبوم «حریق خزان» در پاییز ۱۳۹۱ با شعر مشیری، ابتهاج و سپهری منتشر شد، جزو پرفروش‌های همان سال قرار گرفت و در نخستین جشن موسیقی ما بهترین آلبوم سنتی بخش کارشناسی شد. قطعه «بی‌قرار» تیتراژ فیلم «ساکن طبقه وسط» شد و نسخه تصویری کنسرت تالار وحدت نیز بعداً انتشار یافت.

پروژه «با من بخوان» با حسام ناصری از اواخر ۱۳۹۷ با قطعه «نیست شو» آغاز شد و به آلبومی الکتروآکوستیک در ۱۳۹۹ رسید. تور تهران از تالار وحدت و کاخ سعدآباد جمعاً نزدیک به چهل‌وسه شب اجرا و بیش از بیست‌وپنج هزار مخاطب داشت. پس از سقوط هواپیمای اوکراین، کنسرت دی ۱۳۹۸ تالار وزارت کشور لغو شد و در بیانیه آمده بود که قطعات باید کامل‌تر شوند تا حزن خانواده‌ها و حافظه جمعی را ثبت کنند. پروژه بین‌المللی «صداها و پل‌ها» با احسان مطوری، زبان‌ها و سنت‌های مختلف را با ضبط آکوستیک کنار هم گذاشت و در چارت کلاسیک کراس‌اور بیلبورد و چارت موسیقی جهان اروپا رتبه گرفت. در تیر ۱۴۰۳ کنسرت در محوطه بیرونی میراث جهانی تخت جمشید برگزار شد؛ خبرگزاری مهر از اجرای شامگاه تا پاسی از شب در مرودشت گزارش داد و ویکی‌پدیا او را نخستین خواننده ایرانی با کنسرت در این محوطه دانسته است.

سبک و صدا

قربانی را منابع، خواننده موسیقی سنتی و تلفیقی می‌نامند. این دو برچسب اگر دقیق خوانده شوند متناقض نیستند. بنیان کار، ردیف و تصنیف است. وبگاه رسمی می‌گوید رپرتوارش شامل ردیف و تصنیف و تکنیک‌های نادر آوازی است و هم با گروه کوچک و هم با ارکستر بزرگ اجرا می‌کند. سه‌تار نیز در مشخصات هنرمند آمده است. آنچه او را از نسل صرفاً مکتبی جدا می‌کند، انعطاف در انتخاب بستر است: ارکستر ملی، گروه شمس و تنبور، کوارتت و الکترونیک ناصری، و همکاری چندزبانه مطوری. مجله سانگ‌لاینز، به نقل وبگاه رسمی، نوشته است که او پس از آموزش تلاوت قرآن، گام‌های موسیقی خاورمیانه را آموخته و ضبط‌هایی نوآورانه از موسیقی پارسی منتشر کرده، در حالی که سنت را رعایت می‌کند.

صدای او در تیتراژهای تلویزیونی معمولاً با ارکستراسیون فیلم و شعر معاصر همراه است؛ «من عاشق چشمت شدم» نمونه روشن این خط است و حتی نام آلبومی مشترک با فردین خلعتبری شد که همکاری‌های فیلم و سریال را جمع می‌کند. در آلبوم‌های علیزاده، رنگ هارمونی معاصر و شعر نو فارسی غالب است. در «اشتیاق»، ارکستر ملی و فخرالدینی او را در قاب ملی‌گرایانه و غنایی دهه هفتاد می‌گذارند. شنونده‌ای که فقط تیتراژ «شهرزاد» را می‌شناسد، ممکن است گمان کند با خواننده پاپ ارکسترال روبه‌روست. شنونده «جلوه گل» با داریوش طلایی یا «بر سماع تنبور» با گروه شمس، تصویر دیگری می‌گیرد. سبک قربانی دقیقاً در عبور آگاهانه میان این قاب‌هاست، نه در ماندن در یکی.

نقد منصفانه این انعطاف این است که خطر پراکندگی دارد. پاسخ کارنامه این است که تکنیک آوازی تقریباً ثابت مانده: کنترل دینامیک، احترام به شعر، و پرهیز از فریاد پاپ. دویچه وله در توصیف یکی از تورهای اروپایی او را خواننده ارکستر ملی با صدایی دلنشین و جایگاهی در عرصه کلاسیک ایرانی خوانده است. رادیوی فرانسه پس از انتشار اثری در آن کشور از او به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین خوانندگان ایرانی با مهارت چشمگیر یاد کرده است. این داوری‌های خارجی بیشتر بر کیفیت آواز کلاسیک تأکید دارند تا بر شهرت تیتراژ. در داخل، روزنامه شرق به نقل وبگاه رسمی او را خواننده‌ای حرفه‌ای، فروتن و پیگیر دانسته که با آهنگسازان متعدد کار کرده است.

آثار و همکاری‌ها

فهرست آلبوم‌ها طولانی است و تکرار کامل آن در یک مقاله لازم نیست؛ الگوها مهم‌اند. بیشترین همکاری آلبومی در ترانه‌شناسی با فخرالدینی و مهیار علیزاده، هر کدام سه آلبوم، ثبت شده است. فخرالدینی خط ارکستر ملی و موسیقی متن «کیف انگلیسی» را می‌سازد. علیزاده خط معاصر «حریق خزان» تا «افسانه چشمهایت» را. خلعتبری خط تیتراژ و فیلم را، از «شب دهم» تا «من عاشق چشمت شدم». سامان صمیمی در «سودایی» که در فرانسه منتشر شد و «فروغ» حضور دارد. حسام ناصری «با من بخوان» و بخش‌هایی از «راز‌آواز» را می‌سازد. احسان مطوری پل جهانی را. گروه شمس دو آلبوم تنبور محور می‌دهد. این نقشه نشان می‌دهد قربانی کمتر «خواننده یک آهنگساز» است و بیشتر گره‌گاهی است که نسل‌ها و ژانرهای موسیقی ایرانی از آن عبور می‌کنند.

در سینما و تلویزیون، علاوه بر مجموعه پیش‌گفته، «کیمیا»، «عقیق»، «پدر»، «هم‌گناه»، «بی‌گناه» و «تاسیان» در فهرست تیتراژ آمده‌اند. تیتراژ «شهرزاد» با شعر افشین یداللهی و آهنگ خلعتبری یکی از پرتکرارترین ارجاع‌های عمومی به نام اوست. این حجم از موسیقی تصویر، جایگاهش را در حافظه جمعی تثبیت کرد، اما آلبوم‌هایی چون «هم‌آواز پرستوهای آه» با سیاوش ولی‌پور و شعر اخوان ثالث یادآوری می‌کنند که خط جدی شعر معاصر فارسی هم در کارنامه هست.

جوایز مستند شامل تندیس خوانندگی موسیقی ایرانی جشنواره فجر برای «قطره‌های باران»، «من عاشق چشمت شدم» و «فروغ»، و جوایز خانه موسیقی و جشن موسیقی ما برای «قاف عشق»، «حریق خزان» و «قطره‌های باران» است. در پروژه «صداها و پل‌ها»، قطعه «El Sueño» جوایزی از آکادمیا و مدال برنز گلوبال میوزیک اواردز گرفته است. اجراهای صحنه‌ای خارجی که وبگاه رسمی برمی‌شمرد شامل اپرای دبی، کادوگان هال و باربیکن لندن، فیلارمونی کلن، کنسرت‌هاوس وین، تئاتر لوور و آلامبرای پاریس، تون‌هاله دوسلدورف، اپرای ونکوور، تئاتر دولاویل پاریس، رز هال لس‌آنجلس، گلبنکیان لیسبون، بوزار بروکسل و ومکس ۲۰۱۷ است. دو اجرای «شب پارسی» با ارکستر اپرای ونکوور در ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹، یکی به رهبری شهرداد روحانی با شعر سمفونیک «همه ایرانم» ساخته کامبیز روشن‌روان، در منابع آمده است. همکاری با درصف حمدانی بر رباعیات خیام با نام «سرمستی» نیز در اروپا اجرا شده است.

جایگاه

قربانی در روایت‌های انگلیسی گاه «جانشین» محمدرضا شجریان خوانده شده است. این فرمول ژورنالیستی بیش از آنکه دقیق باشد، نشان نیاز بازار جهانی به یک نام آشنا پس از استاد است. خود کارنامه پیچیده‌تر است. او از ارکستر ملی شروع کرد، جایی که شجریان پیش‌تر خوانده بود، اما بعداً تیتراژ، الکترونیک، تنبور و پروژه‌های چندزبانه را هم آزمود. شجریان نماد تمرکز بر آواز دستگاهی و اخلاق هنری یک نسل بود. قربانی نماد گسترش همان تکنیک به رسانه‌های جدید است. روزنامه شرق بر پشتکار و انعطاف او تأکید کرده است؛ انعطاف، کلید فهم جایگاه اوست.

در داخل ایران، او یکی از پرتوترین صداهای دو دهه اخیر در تالار وحدت، سعدآباد و سپس محوطه‌های غیرمتعارف بوده است. کنسرت تخت جمشید، فارغ از مناقشه‌هایی که درباره برگزاری کنسرت در محوطه تاریخی مطرح شد، از نظر نمادین ادعای پیوند آواز ایرانی با مکان میراث جهانی را به صحنه برد. در خارج، تعدد سالن‌های معتبر او را به یکی از فعال‌ترین خوانندگان سنتی ایرانی در تور جهانی تبدیل کرده است. وبگاه رسمی از بیش از سیصد کنسرت ملی و بین‌المللی و بیش از بیست آلبوم در ایران و اروپا سخن می‌گوید. این اعداد اگر تبلیغاتی هم باشند، با فهرست قابل راستی‌آزمایی سالن‌ها و آلبوم‌ها هم‌جهت‌اند.

جایگاه دیگر او، میانجی میان شعر کهن و شعر نو است. مولانا، سعدی، حافظ، مشیری، ابتهاج، شاملو، اخوان، فروغ و یداللهی همگی در فهرست آثار آمده‌اند. کمتر خواننده‌ای در نسل او این پهنای انتخاب را با اجرای ارکسترال و هم با گروه سنتی حفظ کرده است. اگر آواز ایرانی را فقط ردیف بدانیم، قربانی کامل‌ترین نماینده نیست. اگر آواز ایرانی را صدایی بدانیم که باید در سریال، فیلم، فستیوال جهانی و آلبوم استودیویی زنده بماند، او یکی از مرکزی‌ترین نام‌هاست.

شنیدن در گوشه

برای شنیدن قربانی در گوشه، بهتر است سه ورودی جدا انتخاب کنید، نه یک لیست تصادفی. ورودی اول، آواز ارکستر ملی است: «اشتیاق» و موسیقی «کیف انگلیسی» نشان می‌دهند صدا در چه بستری عمومی شد. ورودی دوم، خط علیزاده است: «حریق خزان» را کامل بشنوید، بعد «دخت پری‌وار» و در صورت دسترسی «افسانه چشمهایت» را تا ببینید همان صدا با هارمونی معاصر چه می‌کند. ورودی سوم، پروژه‌های دهه نود است: «با من بخوان» برای الکترونیک و صحنه تهران، و «صداها و پل‌ها» برای گفت‌وگوی زبانی.

اگر از تیتراژ آمده‌اید، «شب دهم»، «مدار صفر درجه»، «شهرزاد» و «من عاشق چشمت شدم» را پشت سر هم بگذارید و بعد یک آلبوم غیرتصویری مثل «سرو روان» یا «سوگواران خموش» را گوش کنید تا فاصله رسانه و آلبوم مشخص شود. برای تنبور و فضای آیینی، «بر سماع تنبور» و «قطره‌های باران» مناسب‌اند. برای میراث تصنیف قدیمی، «رسوای زمانه» و «رفتم و بار سفر بستم» مسیر جداگانه‌ای می‌سازند.

گوشه اینجا نقش نقشه را دارد. کارنامه قربانی آن‌قدر گسترده است که شنیدن بدون نقشه به تکرار تیتراژها می‌انجامد. ارزش فهرست او در تنوع بسترهاست، به شرط آنکه شنونده بداند هر بستر چه تقاضایی از صدا دارد. ارکستر ملی فشردگی حماسی می‌خواهد، تیتراژ وضوح ملودی، ردیف ظرافت گوشه، و پروژه جهانی انعطاف زبانی. قربانی در گوشه همان خواننده‌ای است که می‌توان این تقاضاها را کنار هم مقایسه کرد، نه آنکه به یک قطعه مشهور بسنده کرد.

این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمی‌شود.

آهنگ‌های Alireza Ghorbani

آلبوم‌های Alireza Ghorbani

خواننده‌های مرتبط