سالار عقیلی؛ آواز دستگاهی میان ارکستر ملی، دستان و گروه راز و نیاز
زندگی و آغاز
میرسالار مسلمی عقیلی، معروف به سالار عقیلی، در یازدهم آذر ۱۳۵۶ در تهران زاده شد؛ معادل دوم دسامبر ۱۹۷۷. ویکیپدیای فارسی اصالت پدر را مازندرانی و اهل کردکوی و اصالت مادر را آذربایجانی و اهل زنجان میداند. مادر، سوسن رهنورد، در گفتوگوی شهرگان با گویا نیوز در مهر ۱۳۸۶ از روحیهٔ موسیقایی پسر از سهچهارسالگی گفته و تأکید کرده پدر بیشتر نمرهٔ مدرسه میخواست و او تقویت موسیقی را. برادر بزرگتر، سهیل، پیانو میزد و گروه پاپ داشته است. نخستین برخورد با ساز، بهروایت مادر، ایستادن پای پیانویی بود که دست کودک به کلاویه نمیرسید. بعد تنبک نزد امیر بیداریان، سپس پیانو، دف، سهتار و سنتور. ویکیپدیا سازهای او را تنبک، سهتار و سنتور میداند. تجربهٔ تکخوانی گروه سرود مدرسه، به توصیهٔ آموزگار، او را بهسوی کلاس صدا برد.
هنرستان موسیقی سوره را گذراند و کارشناسی بازیگری تئاتر گرفت. ویکیپدیا و بیتوته هر دو این دو مدرک را ذکر میکنند. شهرگان میگوید در ۱۳۷۲ وارد هنرستان شد و پایاننامهٔ هنرستان نوار «صبحدم» در ۱۳۷۴–۱۳۷۵ بود که فقط میان همشاگردیها پخش شد. بیش از پنج سال نزد صدیق تعریف آواز کار کرد. مادر میگوید سیزدهساله بود که از تعریف خواستند آموزش را بپذیرد. استاد اصلی در ویکیپدیای انگلیسی نیز صدیق تعریف است. برخی پایگاههای فروش موسیقی نام محمدرضا شجریان را هم بهعنوان معلم آوردهاند؛ منابع زندگینامهٔ فارسی این را بهصورت شاگردی رسمی تأیید نمیکنند. آنچه مستند است، تأثیر شیوهٔ معاصر آواز و بعدها آشنایی خانوادگی با فضای شجریان از مسیر همسر است، نه لزوماً کلاس خصوصی ثبتشده.
در جشنوارهٔ موسیقی فجر ۱۳۷۵، هجدهساله روی صحنه آمد. حریر شریعتزاده که ردیف را نزد پریسا تمام کرده بود، با مادرش در حال خروج از سالن بود که صدای گروه حوزهٔ هنری سالن را پر کرد؛ تشخیص داد خواننده شاگرد تعریف است، در آنتراکت صحبت کردند، همکاری پیانو و آواز شروع شد و در ۱۳۷۹ ازدواج کردند. شریعتزاده نوازندهٔ پیانو و دف است. بهروایت او، نخستین کنسرت حرفهای را خود سازمان داد؛ مجوز سخت بود، برنامه به یاد بنان در فرهنگسرای شفق، با حضور همسر بنان. سالن کوچک بود و مدیر نگران خالیماندن. شب اول آشنایان آمدند، شب بعد تمدید شد و مردم تا روی سن نشستند. در یکی از همان شبها کسی پرسید سالار مایل است با شجریان آشنا شود. این آشنایی برای حریر به همراهی پیانو در نوار «بوی باران» با شجریان انجامید. عقیلی پس از فجر به ارکستر ملی با رهبری فرهاد فخرالدینی دعوت شد. نخستین کنسرت با این ارکستر، بهروایت شهرگان، «چرا خاموشی» ساختهٔ فخری ملکپور به یاد عبادی بود که فخرالدینی تنظیم کرد.
مسیر هنری
نخستین آلبوم حرفهای در منابع «عشق ماند» ۱۳۸۰ ساختهٔ ارشد تهماسبی با گروه نوروز است. «سایههای سبز» ۱۳۸۲ باز با تهماسبی آمد. از میانهٔ دههٔ ۱۳۸۰ همکاری با گروه دستان کارنامه را از صحنهٔ داخلی به نشر جهانی برد: «دریای بیپایان» ۱۳۸۵ ساختهٔ سعید فرجپوری؛ کوبوز نسخهٔ Network را با عنوان The Endless Ocean در ۲۰۰۸ ثبت کرده است. «سعدینامه» ۱۳۸۶ با تهماسبی و دستان، «به نام گل سرخ» ۱۳۸۷ ساختهٔ حمید متبسم با دستان. متبسم در شهرگان صدای او را «شر و شور» توصیف کرده است. «مایهٔ ناز» ۱۳۸۸ بازخوانی آثار بنان است؛ شریعتزاده پیانو مینوازد و شهرگان وعدهٔ عرضه در اسفند ۱۳۸۶ را از قول او نقل کرده که با سال انتشار ویکیپدیا اندکی فاصله دارد. «عاشقی»، «هوای آفتاب» با نوید دهقان، «سالارخوانیها»، «عشق دیرین» با تنظیم مهرداد دلنوازی، «بادهنوشین» با هوشنگ فراهانی و گروه چکاد، «سبوی تشنه» با آرش کامور، «یار و دیار» با گروه قمر، «تو کیستی» با متبسم و گروه مضراب، «میتراود مهتاب» با کیوان ساکت، در فهرست ویکیپدیا پشت سر هم آمدهاند.
تیتراژ و موسیقی سریال بخش دیگری از دیدهشدن اوست. «شهریار» ۱۳۸۴ با فخرالدینی، «تبریز در مه» ۱۳۸۹ با شعر افشین یداللهی و آهنگ بابک زرین و همراهی علی خدایی، «معمای شاه» ۱۳۹۵ باز با یداللهی، «چرخ و فلک»، «حانیه»، «تنها میمانم» برای «برادر جان»، «دلبسته شدم» برای «شاهرگ»، «بغض پنهان» برای «صبح آخرین روز». سرود «ایران جوان» را با ارکستر ملل خوانده است. «یازده ستاره» ترانهٔ رسمی تیم ملی در جام جهانی ۲۰۱۸ با شهرداد روحانی است. «بخوان جانان» برای محمدرضا شجریان در منابع خبری آمده است. «قافلهسالار عشق» با مازیار شاهی در سوگ محمدرضا لطفی. این سفارشها او را از خوانندهٔ فقط آلبوم دستگاهی به صدای مناسبتی ملی و تلویزیونی هم تبدیل کرد.
صحنهٔ بینالمللی در ویکیپدیا شامل استرالیا ۲۰۱۱، آلمان و هلند و انگلستان و ایتالیا ۲۰۱۵، آمریکا و کانادا ۲۰۱۶، عمان ۲۰۱۸ است. شهرگان از تور «دریای بیپایان» در آمریکای شمالی با دستان در ۲۰۰۷ نوشته: ونکوور، تورنتو، اتاوا، مونترال. کوبوز آلبومهایی چون In the Name of the Red Rose، Whisperings با گروه مضراب و متبسم در Celestial Harmonies، In the Footprints of Rumi با گروه رومی، Negar و آثار متأخرتری چون Nafas و Jane Man Iran را هم فهرست کرده است. او مدیر آموزشگاه راز و نیاز است و گروه راز و نیاز را ساخته؛ اعضا در بیتوته: خودش آواز، شریعتزاده دف، حامد فکوری تار، مهدی باقری کمانچه، آرش فرهنگفر تنبک، شهرام غلامی عود. تدریس در آموزشگاه و هنرستان در منابع تکرار شده است.
سبک و صدا
عقیلی خوانندهٔ موسیقی سنتی ایرانی است، با تحریر و جملهبندی دستگاهی که از کلاس تعریف میآید. حریر از روی شیوهٔ خواندن در فجر فهمید شاگرد کیست؛ یعنی رنگ مکتب پیش از شهرت شنیده میشد. همزمان، حضور ثابت در ارکستر ملی او را به تصنیف ارکسترال و شعر نو نزدیک کرد، نه فقط به آواز با سنتور و تار در حلقهٔ کوچک. گروه دستان بافتی مجلسیتر و جهانیتر به صدا داد که نشر Network و Celestial Harmonies همان را به بازار وردمیوزیک برد. راز و نیاز ترکیب خانوادگیحرفهای است: دف همسر، عود و کمانچه و تار همکاران ثابت. این سه مدار — ارکستر ملی، دستان، راز و نیاز — سبک شنیداری او را چندلایه میکند: یک شب تالار با فخرالدینی، یک شب تور اروپایی با متبسم، یک شب آموزشگاه.
مضمون کارنامه میان غزل کلاسیک، تصنیف وطنی و تیتراژ سریال تاریخی در نوسان است. سعدی، حافظ، مولانا، شفیعی کدکنی، کسرایی، مشیری در پروژههای مختلف آمدهاند. افشین یداللهی در «وطن» و «معمای شاه» و «تبریز در مه» ستون ترانهٔ معاصر است. بازخوانی بنان در «مایهٔ ناز» اعلام نسبت با نسل پیش است. «ایران جوان» و «یازده ستاره» او را به امر جمعی رسمی میبرند. این تنوع، صدای واحد را حفظ کرده اما مخاطب را از حلقهٔ سنتی به تلویزیون ملی و ورزشگاه هم کشانده است. قوبوز از همکاری با ارکستر سمفونیک تهران و گروه همنوازان نیز نوشته است؛ ویکیپدیا ارکستر سمفونیک اصفهان را هم دارد.
حنجرهٔ او در آبان ۱۳۹۵ از سوی بیمهٔ ایران بیمه شد؛ منابع این را نخستین بیمهٔ حنجره در تاریخ موسیقی ایران میدانند. مراسم در پانزدهم آبان، همزمان با هشتادویکمین سال تأسیس شرکت، برگزار شد. این خبر بیش از آنکه شاخص پزشکی باشد، شاخص جایگاه نهادی است: خوانندهای که صدایش در رسانهٔ ملی و تالار رسمی آنقدر دارایی شمرده شد که موضوع قرارداد بیمه شود. در بهمن ۱۳۹۴، سفر کنسرت لندن به حضور در تلویزیون منوتو انجامید؛ رسانههای محافظهکار واکنش نشان دادند و حمیدرضا نوربخش، دبیر سیویکمین جشنوارهٔ فجر، گفت شورای نظارت او را از جدول حذف میکند. بیتوته میافزاید آلبوم «قصهٔ باران» چند روز بعد در دوازدهم بهمن منتشر شد و پخش صدای او از رسانهٔ ملی قطع نشد. دی ۱۴۰۰ در مراسم «مقام حماسه» به مناسبت سالگرد کشتهشدن قاسم سلیمانی در تالار وحدت، قطعهٔ «شهادت و اقتدار» را با آهنگ مجید انتظامی و ارکستر صدا و سیما به رهبری محمدرضا عقیلی خواند. اسفند ۱۴۰۰ خادم حرم علی بن موسیالرضا شد.
آثار و همکاریها
فهرست ویکیپدیا از ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۴ دهها عنوان دارد و تکرار همه در یک بند لازم نیست؛ الگوی همکاری مهمتر است. ارشد تهماسبی در آغاز: عشق ماند، سایههای سبز، سعدینامه، عاشقی. گروه دستان و فرجپوری و متبسم: دریای بیپایان، به نام گل سرخ، تو کیستی، زمزمهها. کیوان ساکت: میتراود مهتاب. حمیدرضا دیبازر: به سپیدی صلح. پیمان خازنی: به یاد من باش. پویا سرایی: آیین فرزانگی. امین بیات: قصهٔ باران. ابوالفضل صادقینژاد: از تنهایی گریه مکن. مجید درخشانی: لبریز. بابک زرین: کلنل و تبریز در مه. پشنگ کامکار و گروه ژاو: جهان گذران. کیوان کیانیان و تنبور در «سرّ هزارساله» و «در وادی عشق». ارکستر سمفونیک ناسیونال اوکراین در «راز خیام». ایرج در «آوای ایران». این نامها نشان میدهند او برخلاف خوانندهای که به یک آهنگساز وابسته بماند، سفارشهای موازی گرفته است.
جوایز ثبتشده در ویکیپدیا و بیتوته: جایزهٔ مردمی بهترین خواننده در برنامهٔ سهستاره ۱۳۹۵؛ بیتوته جایزهٔ بهترین ترانه جشن حافظ ۱۳۹۵ و بهترین خوانندهٔ جشنوارهٔ مرشدان برتر ۱۳۹۴ را هم میآورد. کنسرتهای داخلی با راز و نیاز و ارکستر ملی در منابع بهصورت کلی آمده، بدون آمار فروش یکدست. فرزند او در برخی صفحات عامهپسند ماهور نامیده شده؛ ویکیپدیای فارسی این نام را در جعبهٔ اطلاعات نیاورده و نباید جزئیات خصوصی تأییدنشده را گسترده کرد. آنچه روشن است، نقش شریعتزاده از تشویق کنسرت شفق تا نوازندگی و بهروایت مشهدکنسرت تهیهکنندگی فعالیتهای همسر است.
جایگاه
ارکستر ملی و فخرالدینی او را خوانندهٔ ثابت نهاد کردند؛ دستان او را به مدار متبسم و فرجپوری برد؛ تلویزیون با تیتراژ سریالهای تاریخی مخاطب غیرکنسرتی ساخت. مقایسه با علیرضا قربانی که شهرگان میگوید گاه با همان ارکستر میخواند، مفید است: هر دو صدای ارکستر ملیاند، اما عقیلی حجم سفارش تیتراژ و تصنیف وطنی بیشتری در فهرست ویکیپدیا دارد.
حاشیهها بخشی از جایگاه عمومیاند نه حاشیهٔ فرعی. منوتو و حذف فجر، بیمهٔ حنجره، خادمی حرم، اجرای تالار وحدت برای سلیمانی، و شکایت «نشر اکاذیب» علیه خبرنگار دربارهٔ زندگی خارج از کشور که ویکیپدیا با عنوان قرار منع تعقیب آورده، همه در منابع خبریاند. مقالهٔ معرفی نباید آنها را به رسوایی فروکاهد یا پاک کند. واقعیت حرفهای این است که صدای او هم از رادیو و سیما پخش شده، هم در لندن روی آنتن ماهواره رفته، هم در نشرهای اروپایی دستان نشسته است. این همزمانی در موسیقی سنتی پس از انقلاب کمنظیر نیست، اما در کارنامهٔ او فشرده و قابل ارجاع است.
در صحنهٔ جهانی، او ستارهٔ پاپ دیاسپورا نیست؛ خوانندهٔ کلاسیک ایرانی است که فستیوال و ناشر وردمیوزیک میشناسند. پروفایل World Music Central او را از صداهای پیشرو نسل خود خوانده و آموزش تعریف را با ظرافت شیوهٔ شجریان جمع کرده است. این جمع را باید وصف سبک دانست، نه سند شاگردی دو استاد. جایگاه دقیقتر: یکی از پرکارترین آوازخوانان سنتی دهههای ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰، با یک گروه خانگیحرفهای، یک صندلی در ارکستر ملی، و پروندهای از تیتراژ که نامش را از حلقهٔ کنسرت سنتی بیرون برد.
شنیدن در گوشه
در گوشه، مسیر عقیلی را بهتر است با سه ورودی شنید. ورودی دستگاه و گروه: «عشق ماند» و «سایههای سبز» برای آغاز تهماسبی، سپس «دریای بیپایان» و «به نام گل سرخ» برای دستان. ورودی تصنیف و بنان: «مایهٔ ناز» نسبت او با نسل پیش را نشان میدهد. ورودی ارکستر و وطن: «ایران جوان»، «شهریار»، و اگر بخواهید وجه جام جهانی را بشنوید «یازده ستاره». «میتراود مهتاب» با ساکت رنگ تار و آواز را جدا از ارکستر بزرگ میگذارد. «زمزمهها» با شعر کدکنی و کسرایی و مشیری به شعر نو نزدیک میشود. «قصهٔ باران» را در نسبت با حاشیهٔ منوتو و فجر بشنوید: اثر همان هفتهها منتشر شد و پخش رادیویی قطع نشد.
راز و نیاز را اگر اجرایی در فهرست باشد، برای شنیدن بافت گروه خود او بگذارید، نه فقط استودیوی دستان. تیتراژ «تبریز در مه» و «معمای شاه» را جدا از آلبوم دستگاهی بشنوید تا بفهمید چرا نام او از تالار وحدت به سریال شبانه رسید. گوشه برای عقیلی بایگانی پرحجم است؛ خطرش غرقشدن در تیتراژ است. پیشنهاد عملی: یک آلبوم دستان، یک آلبوم تهماسبی، یک بازخوانی بنان، بعد یک بستهٔ تیتراژ. او را با تکتصنیف مناسبتی خلاصه نکنید. کارنامه در توالی مدارهاست: تعریف و فجر نوجوانی، شفق و ارکستر ملی، دستان و تور جهانی، راز و نیاز و آموزشگاه، و سفارشهایی که صدا را به حافظهٔ تلویزیونی بردند.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.




















































































