تصویر Parviz Maghsoudi

خواننده‌ها

Parviz Maghsoudi

آهنگ‌ها و آلبوم‌های Parviz Maghsoudi را در گوشه بشنو.

پرویز مقصدی؛ آهنگساز پاپ ایران در دههٔ چهل و پنجاه

نام و معرفی

در فهرست‌های لاتین نام این آهنگساز گاه Parviz Maghsoudi و گاه Maghsadi یا Maghsedi نوشته می‌شود. صورت فارسی تثبیت‌شده در منابع معتبر «پرویز مقصدی» است. او آهنگساز، موسیقی‌دان و تنظیم‌کنندهٔ ایرانی بود و در کنار عطاءالله خرم، بابک افشار و واروژان از پیشگامان موسیقی پاپ ایران در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ شمسی به‌شمار می‌رود. سازهایش گیتار و کیبورد ذکر شده و سال‌های فعالیت فشردهٔ او در ویکی‌پدیا از ۱۳۳۶ تا ۱۳۵۷ آمده است؛ هرچند فهرست ترانه‌شناسی بازخوانی‌ها و تنظیم‌های بعدتر را نیز ثبت کرده است.

مقصدی در ۱۴ اردیبهشت ۱۳۱۷ در لنینگراد (سن‌پترزبورگ) زاده شد. رادیو فردا ظاهر غیرشرقی و مادری را که فارسی را درست سخن نمی‌گفت بخشی از زمینهٔ زیست میان دو فرهنگ دانسته است. ایرج جنتی عطایی همین زندگی بین دو فضا را عامل تمایز او از هم‌نسلان می‌داند: آکوردهای شیرین، ملودی شیرین، و تمایل به هم‌رنگی با ریتم و رنگ ترانهٔ پاپ جهان. همسر او گیتی اسکندانی در منابع آمده است.

آغاز کار: نوازندگی و مدار ویگن

فعالیت هنری از ۱۳۳۶ آغاز شد. رادیو فردا می‌نویسد کار را با نوازندگی شروع کرد و در بیشتر برنامه‌های ویگن آن روزگار به‌عنوان نوازنده حاضر بود. دوستان از او با عنوان صاحب ملودی‌های شیرین یاد می‌کردند. ترانه‌شناسی، همکاری با ویگن را از اوایل دههٔ چهل نشان می‌دهد: بازگشت (۱۳۴۲، شعر نظام فاطمی)، عروس دریا، عشق پنهان، ماهیگیر، صیاد، جدایی، من و شب، دریای بی‌آرام، گریهٔ ابر، گمشده، و بعدها گل سرخ با کلام جنتی عطایی (۱۳۴۸). این فهرست ثابت می‌کند مقصدی پیش از آن‌که نامش با نسل گوگوش و داریوش گره بخورد، در مدار ستاره‌های نسل پیشین ملودی می‌ساخت و تنظیم می‌کرد.

داریوش اقبالی بعدها گفته مقصدی بیشتر کارها را خودش می‌خواند و خواننده می‌رفت مشق می‌کرد؛ حتی نسل پیش از او، ویگن و روانبخش. برایشان ضبط می‌کرد و تمرین می‌گذاشت تا آنچه در ذهنش بود منتقل شود. گوگوش نیز گفته پیانو و ارگ می‌زد و خودش خوب می‌خواند و در آن زمان با گروه منوچهر بیگلری ارکستر جاز تشکیل داده بود. تصویر کلی منابع این است که مقصدی فقط نت‌نویس پشت پرده نبود؛ اجراکننده، مربی صدا و تنظیم‌کنندهٔ فضا بود.

هارمونی غربی و زبان تنظیم

مقصدی در گفت‌وگو با مهدی ذکایی، که رادیو فردا و ویکی‌پدیا نقل کرده‌اند، کار خود را چنین خلاصه کرده است: نخستین آهنگسازی بوده که در موزیک ایرانی تحولی بزرگ به‌وجود آورده و با کمک هارمونی غرب ملودی‌های ایرانی را دگرگون کرده و موزیک مدرن به مردم داده است. داریوش زبان تنظیم، هارمونی و تلفیق سازها در موسیقی پاپ ایران را به او نسبت داده و گفته بر حس کلام و نوع بیان در ملودی تأکید داشت. گوگوش کارهای او را از نظر فنی و حسی تلفیقی دانسته که حتی خوانندهٔ آماتور هم اگر آن‌ها را می‌خواند می‌توانست موفق شود.

این ادعاها را باید در ظرف گفت‌وگوی همکاران خواند، نه به‌عنوان حکم بی‌رقیب تاریخ. همزمان، اجماع گوگوش، داریوش، عارف و جنتی عطایی بر نقش مقصدی در عبور از «کارهای روتین ایرانی که نه سنتی بود و نه پاپ» کم‌وبیش یکدست است. گوگوش سلیمان اکبری و بابک افشار را جداگانه ستوده و گفته مقصدی حس و حال دیگری داشت؛ شاید به‌دلیل رگ آذربایجانی یا این‌که بیشتر کار پاپ می‌کرد.

عارف، که ترانه‌هایی چون برگشته‌مژگان، دریاچهٔ نور و روزهای بارانی را روی ملودی مقصدی خوانده، او را ساده، باذوق و ماهر در بازتاباندن صدای ترانه توصیف کرده است: وقتی سخن از فریاد است، فریاد را ملایم در ترانه نشان می‌داد. جنتی عطایی همکاری‌هایی چون گل سرخ، قصهٔ وفا، بی‌قرار و برگشته‌مژگان را با آهنگ‌های مقصدی به یاد می‌آورد و می‌گوید آرزومندی و نوع مجموعهٔ ترانهٔ او کمی بیشتر به جامعهٔ جهانی ترانه توجه داشت.

گروه شش‌وهشت و دفتر هنری

در دههٔ ۱۳۵۰ مقصدی دفتری هنری در تهران گشود و به کارورزان جوان ترانه خدمت کرد. با تأسیس گروه موسیقی «شش و هشت» پرورش و معرفی استعداد جوان پاپ را دنبال می‌کرد. افراد این مدار در ویکی‌پدیا داریوش اقبالی، افشین مقدم، ناصر صبوری، کیوان، نلی، اونیک، ماسیس، ویلسون و دینامیک آمده‌اند. رادیو فردا از شوی تلویزیونی «چشمک» و «شش و هشت» و تجربهٔ فرمی تازه با جوانان سخن می‌گوید؛ جوانانی که برخی مانند داریوش بعداً نام‌های معتبر پاپ شدند. از نلی، اونیک، ماسیس، کیوان، آلیس و افشین نیز نام برده است. قطعهٔ «شیطنت» که کیوان، افشین و داریوش با کلام رضا شمسا خواندند محصول همین دوران است.

بسیاری از خوانندگان فعالیت را با مقصدی آغاز کردند. گوگوش نخستین آهنگ اختصاصی‌اش را در ۱۳۴۷ با عنوان «قصهٔ وفا» منتشر کرد. داریوش با «به من نگو دوست دارم» در تابستان ۱۳۵۰ معروف شد. اونیک با «می‌تونی مشت منو وا بکنی» (۱۳۵۰)، مرتضی با «عشق زودگذر» (۱۳۵۲)، لیلا فروهر با «فریاد یک درد» (۱۳۵۳)، مرجان با «دو دونه» (۱۳۵۶) و احمدرضا نبی‌زاده با «امون از دل مو» (۱۳۵۶) از جمله کسانی‌اند که آغاز کارشان با همکاری مقصدی ثبت شده است.

گوگوش: قصهٔ وفا تا گل بی‌گلدون

گوگوش تا پیش از مقصدی بیشتر ترانه‌های محبوب خوانندگان معروف را می‌خواند. «قصهٔ وفا» با آهنگ مقصدی و کلام جنتی عطایی به صفحهٔ چهل‌وپنج دور پرفروش بدل شد. گوگوش نقل کرده رئیس شرکت آهنگ روز، چمن‌آرا، گفته آن صفحه رکورد فروش را شکست. او شانزده‌هفده‌ساله بود. پس از قصهٔ وفا، ساحل و دریا، گل بی‌گلدون و بی‌قرار را از مقصدی خواند و ملودی‌ها را زود می‌گرفت.

ترانه‌شناسی گوگوش «گل بی‌گلدون» را با شعر هوشنگ توفیقی، آهنگ و تنظیم مقصدی، اجرای ۱۳۴۹ و انتشار صفحهٔ ۱۳۵۰ ثبت کرده است. ساحل و دریا نیز همان سال‌هاست. فهرست مقصدی برای گوگوش شامل خواب، دل تنگم بناله، دیوار جدایی، بی‌قرار، کوچهٔ میعاد، گریه کن ای قلب من و چند عنوان دیگر در ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۲ است. رادیو فردا عنوان «گل بی‌گلدون» را در یادبود مرگ او به نماد آهنگسازی بدل کرد که نامش از صفحه جدا شد و در حافظهٔ جمعی گاه بی‌آهنگساز ماند.

داریوش و سکوی پرش

داریوش در گفت‌وگوی اختصاصی با رادیو فردا گفته پرویز دست او را گرفت و وارد دنیای موسیقی کرد. دوازده کاری که در شروع از او خواند «پایه‌ریزی بتونی» و سکوی پرتاب بود. هنوز روی صحنه از آهنگ‌های او استفاده می‌کند و یادش می‌کند. نوار تمرینی سال‌های نخست همکاری، به گفتهٔ داریوش، نشان می‌دهد مقصدی تهیه‌کننده و آهنگسازی بینش‌گرا بوده و هنگام کار الهام می‌داده است.

در ترانه‌شناسی، نقش مقصدی برای داریوش گاه آهنگساز است و گاه تنظیم‌کننده. «به من نگو دوست دارم» آهنگ مصطفی جاویدان و تنظیم مقصدی در ۱۳۵۰ آمده است. عشق بی‌حاصل، غم عشقت منو داغون می‌کنه، گذشته‌های دور، لالایی، حسود و تلافی از جمله آهنگ‌های مقصدی برای اوست. تنظیم آثاری چون قصهٔ رسوایی، پریا و زندگی یه بازیه نیز به نام او ثبت شده است. این تفکیک مهم است: مقصدی در مدار داریوش هم ملودی می‌ساخت و هم، در کارهایی که آهنگ از خود خواننده بود، زبان ارکستر را می‌گذاشت.

عارف، رامش، ابی و حلقهٔ پاپ شهری

عارف از ۱۳۴۳ با مقصدی کار کرده: نمیری ای دل، روزهای بارانی، دریاچهٔ نور، برگشته‌مژگان، آدم‌برفی با کلام شهیار قنبری (۱۳۵۰) و ده‌ها عنوان دیگر تا نیمهٔ دههٔ پنجاه. رامش نیز مجموعه‌ای از کارهای مقصدی دارد؛ از بلم‌رونان و اسیر تا آدمک. ابی «جدایی» را با شعر مسعود امینی، آهنگ مقصدی و تنظیم کاظم عالمی در ۱۳۵۲ خوانده است. گیتی پاشایی، افشین مقدم، کیوان، بتی، شهره، شهرام صولتی، لیلا فروهر و مرجان در جدول ترانه‌شناسی در کنار نام او نشسته‌اند.

آخرین کارهای اشاره‌شده در رادیو فردا شامل «غزل‌گریهٔ کوچه‌باغ» با شعر شهیار قنبری و اجرای خواننده‌ای به نام فهیمه است. بازخوانی‌ها پس از انقلاب نیز ادامه یافت: «وای که دلم» با شعر اردلان سرفراز و صدای احمدرضا نبی‌زاده (۱۳۵۶) بعدها با شعری متفاوت به نام «ماهی دلتنگ» توسط حمیدرضا حامی در ۱۳۸۶ اجرا شد. «ستاره» با صدای بتی را شهرام صولتی با تنظیم فرخ آهی بازخوانی کرد. «گل بی‌گلدون» را شهره و شهرام صولتی در ۱۳۷۳ با تنظیم محمد مقدم دوباره خواندند.

سینما

پایگاه آی‌ام‌دی‌بی او را با نام Parviz Maghsadi، آهنگساز متولد ۱۹۳۹ لنینگراد و درگذشته در دنور، ثبت کرده است. در بخش آهنگساز، «سلطان قلب‌ها» (۱۹۶۸) و «مردی برای اجاره» (۱۹۷۲) آمده و در بخش موسیقی، آثاری چون عشق کولی، تعطیلات داش‌اسمل، آژیر خطر، غرش طوفان، عشق‌آفرین، قربون هر چی خوشگله و بزن بریم دزدی ذکر شده است. تاریخ‌های میلادی این پایگاه با تقویم شمسی منابع فارسی (۱۳۱۷–۱۳۸۸) کاملاً منطبق نیست؛ برای زندگی‌نامه باید منابع فارسی را مبنا گرفت و اعتبار سینمایی را به‌عنوان فهرست همکاری فیلم، نه تاریخ دقیق تولد و مرگ، خواند.

کناره‌گیری، مهاجرت و درگذشت

مقصدی در اواسط دههٔ پنجاه، پس از ظهور موج نوی ترانه، از کار دست کشید و به آمریکا رفت و در سن‌دیگو ساکن شد. ویکی‌پدیا مهاجرت را سال ۱۳۵۶ و قطع فعالیت هنری پس از آن دانسته است. او بار دیگر به ایران برگشت تا به گفتهٔ خودش تصمیم عاقلانه بگیرد: بماند یا برود. در گفت‌وگو با ذکایی از قدرنشناسی گفته است: خوانندگانی که با گردن کج آمدند، آهنگ‌ها را خواندند و وقتی جیبشان پر شد فراموش کردند. از «جناب آقای پرویز مقصدی» به «اون آهنگسازه» رسید و در پرداخت قسط واماند، در حالی که خواننده به ویلا و اتومبیل آخرین سیستم رسیده بود. ضابطهٔ قانونی ندید، دلش گرفت، ویلا و اثاثیه را فروخت و با همسر و فرزندان به آمریکا رفت. غربت دلگیرش کرد و برگشت تا آخرین تصمیم را بگیرد.

ذکایی پس از انقلاب نیز او را دید اما به گفت‌وگوی تازه نینجامید. مقصدی از این‌که خواننده‌ها حاضر می‌شدند همه‌چیز را بخوانند گله داشت و نمی‌خواست در آن فضا چیزی بسازد. با این حال در خلوت همچنان ملودی می‌ساخت؛ ملودی‌هایی که بیشتر شنیده نشد.

داریوش گفته انقلاب هر کدام را به جایی پرتاب کرد. ده دوازده سال دنبال مقصدی گشت؛ برخی می‌گفتند به ایران برگشته، برخی می‌گفتند در کلرادو است. گوگوش دو سال پیش از مرگ با او تلفنی حرف زد. آدرس گنگی داد و گفت در مزرعه‌ای زندگی آرام دارد. آهنگی تازه پای تلفن گذاشت و رفت؛ گوگوش گمان برد بیماری فراموشی گرفته چون صدای قدم‌ها می‌آمد و گوشی کنار ضبط مانده بود.

در ۲ فروردین ۱۳۸۸ در دنور کلرادو بر اثر سرطان ریه درگذشت. ویکی‌پدیا سن را هفتاد سال و صفحهٔ ترانه‌شناسی هفتادویک سال نوشته‌اند. خبر، به روایت رادیو فردا، عطاءالله خرم و سورن و خوانندگانی چون داریوش و گوگوش را متأثر کرد. داریوش تأسف خورد که هنرمندان را وقتی از دست می‌روند به یاد می‌آوریم. میراث مقصدی در منابع، زبان هارمونی پاپ پیش از انقلاب است؛ زبانی که هنوز روی صحنه خوانده می‌شود، حتی وقتی نام آهنگساز از عنوان ترانه جا مانده باشد.

این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمی‌شود.

خواننده‌های مرتبط