سیاوش قمیشی؛ آهنگساز مرد بارانی و معمار پاپ راک فارسی
زندگی و آغاز
سیاوش قمیشی در بیستویکم خرداد ۱۳۲۴ در اهواز به دنیا آمد. کوچکترین فرزند خانواده است و دو برادر به نامهای سیروس و سیامک و خواهری به نام سیمین دارد. در نهماهگی با خانواده به تهران آمد و در یوسفآباد ساکن شد. در ششسالگی برادر آکاردئون میآموخت و مادر پیانو را نزد معلم روس، اُلگا، کار میکرد. کودک که پایش به پدال نمیرسید پشت پیانو مینشست و با پدال بازی میکرد. علاقه به موسیقی از همین بازی و صدا شکل گرفت. در یازدهسالگی هر روز از برابر مغازه کفشفروشی میگذشت که گیتاری در ویترین داشت. پدر ابتدا مخالف خرید بود و بعد همان گیتار را برای تولد گرفت. گیتار ناکوک بود تا شبی در کاباره از ویگن کوک را پرسید و ویگن پشت صحنه به او یاد داد. پس از آن آهنگهای ویگن را مینواخت و میخواند.
در سیزدهسالگی ضیا پیشنهاد نوازندگی داد؛ پدر مخالف بود. قمیشی روی شعری از ضیا آهنگ گذاشت و ضیا آن را در رادیو اجرا کرد. نخستین ساخته با نام ای قایقران ثبت شده است. در تابستان ۱۳۳۸ برادر بزرگ او را چهاردهساله به لندن برد. شبها در باشگاهها میخواند و مینواخت تا خرج تحصیل درآید. با گروههای آونجرز و اینسکتز بهعنوان گیتاریست و خواننده انگلیسی کار کرد و بعدها با وینگرز و ارکستر خود ادامه داد. فضای لندن همزمان با اوج بیتلز، رولینگ استونز و پینک فلوید بود و خود او حضور در آن سالها را توفیق بزرگ دانسته است. مدرک کارشناسی ارشد آهنگسازی را از انجمن سلطنتی هنر لندن گرفت؛ منابع انگلیسی رشته را جز کلاسیک با گرایش پاپ نوشتهاند.
در بیستوپنجسالگی، سال ۱۳۴۹، به ایران بازگشت. برای رادیو آهنگ ساخت و در گروه ربلز با شهرام شبپره، همایون جمالی و کامبیز معینی کیبورد و خوانندگی انگلیسی و ایتالیایی کرد. گروه استارز را نیز برای بازخوانی خارجی ساخت. خوانندگی فارسی را جدی نمیگرفت و اجراهای خانگی را با ضبط صوت ثبت میکرد؛ مجموعهای که بعداً بهصورت غیررسمی عروسک شب گرد آمد. عارف با شنیدن ملودیهای بیکلام، از جمله آنچه بعد قصه گل و تگرگ شد، او را بهعنوان آهنگساز کشف کرد. ایرج جنتی عطایی روی ملودی شعر گذاشت و واروژان تنظیم کرد. عارف چهار آهنگ او را با تنظیم واروژان خواند و حتی امتیاز را محضری کرد. قصه گل و تگرگ برای پاپ آن سالها سبک تازه شمرده شد. موسیقی متن فیلم بوی گندم در ۱۳۵۶ به او سپرده شد. در ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد، چند ماه در انگلستان ماند و از ۱۹۷۹ در لسآنجلس ساکن شد؛ میگفت جز موسیقی کار دیگری بلد نیست و فضای تازه را با موسیقی ناسازگار میدید.
مسیر هنری
آلبوم فرنگیس با شعر سعید دبیری نام او را بهعنوان خواننده فارسی بر سر زبانها انداخت. منابع سال انتشار را در دهه پنجاه ثبت کردهاند و بعدتر شرکت ترانه آن را بازنشر کرد. خود او گفته قصد خواننده حرفهای شدن نداشته و کار بیشتر سرگرمی بوده است. خواب بارون را پس از ورود به آمریکا با جمال نادر حدود یک سال و نیم ساخت؛ تهیه اواخر ۱۹۸۰ تمام شد و بهسبب نبود کمپانی پخش ایرانی، در ۱۹۸۲ از پارس ویدئو منتشر شد. فضای دستگاههای ایرانی در قطعاتی چون هدیه در ماهور و پیوستگی در دشتی آمده است. تا پایان دهه شصت بیشتر آهنگساز دیگران بود و تکآهنگهایی پراکنده خواند.
بازگشت جدی به خوانندگی فارسی در چهلوهفتسالگی با حکایت در ۱۳۷۱ رخ داد. مسعود فردمنش شعرهایی برای دکلمه داشت و از قمیشی یک آهنگ خواست؛ کار به آلبوم مشترک رسید. کلتکس به فروش بدبین بود چون دکلمه را کممخاطب میدانست، اما آلبوم بسیار دیده شد. پرندههای قفسی از قطعات ماندگار آن است. سه قطعه را آندرانیک تنظیم کرد و بقیه را خود قمیشی؛ تکنوازیهای پیانو بداهه اوست. تاک، قصه گل و تگرگ، شهر خورشید بیکلام، هوای خونه، قصه امیر، قاب شیشهای، شکوفههای کویری و حادثه دهه هفتاد را ساختند. قصه گل و تگرگ بازآرایی ساختههای قدیمی ایران با تنظیم استیو مککرام و آندرانیک است. شهر خورشید را کمپانی آمریکایی علاءالدین منتشر کرد و جان پولیتو مسترینگ را ستود.
نقاب در ۱۳۸۱ با تنظیم اروین خاچیکیان و شعر یغما گلرویی چرخش به ترنس و بافت الکترونیک بود. خاطره در دستگاه چهارگاه و سبک ترنس ساخته شد. بیسرزمینتر از باد در ۱۳۸۳ همان همکاری را ادامه داد و تکنیک معکوسکردن صدا در برگردان پرسه به پیشنهاد خاچیکیان برای نخستین بار در کار فارسی او ثبت شد. دریای مغرب را بهمن کاظمیان نوجوان سروده و ساخته بود و قمیشی خواند؛ از معدود بارهایی که آهنگ دیگری را خوانده است. روزهای بیخاطره در ۱۳۸۴ با تنظیم الکترونیک آلن جی ناظاریان منتشر شد و تصور کن با شعر گلرویی مضمون اجتماعی دارد. غروب تا طلوع ریمیکس رامون است. رگبار در ۱۳۸۷ پس از حدود سه سال تهیه، به هاوس و ترنس آکوستیک نزدیک شد و از ترنس دو آلبوم پیش فاصله گرفت. یادگاری در ۱۳۸۹ با چند تنظیمکننده ساخته شد؛ بیخیال پس از رد تنظیم مککرام به نیما وارسته رسید و الکی هفتبار تنظیم شد تا نسخه خشایار بوندار پذیرفته شود.
سرگذشت در آبان ۱۳۹۶ پس از حدود هفت سال فاصله آلبومی، با تنظیم و میکس بهروز لطفیپور در کلتکس آمد. سبک پاپ مدرن است و ترنس و تکنو ندارد. در تنها کمانچه سعید آریا آمده که در کارهای پیشین او بیسابقه دانسته شده است. از ۱۳۸۸ تکآهنگ رفیق آغاز دوره انتشار موردی شد. پرنده در ۱۳۹۲ با معین، تهران در ۱۳۹۴ با الهام از چنارهای خیابان پهلوی و محله یوسفآباد، اهواز در ۱۳۹۶ درباره آلودگی هوای زادگاه، و چهل سال در ۱۳۹۷ با گوگوش از تکآهنگهای شاخصاند. وبسایت رسمی تکآهنگهای بعدی تا قاصدک و الهی را نیز فهرست کرده است. در ۱۳۹۲ بیبیسی فارسی از نخستین اجرای او در دوشنبه تاجیکستان گزارش داد. در گفتوگوی تیم قمیشی گفته بود یادگاری احتمالاً آخرین آلبوم است؛ با این حال سرگذشت بعدتر آمد و مسیر به تکآهنگ ادامه یافت.
سبک و صدا
قمیشی خود را در وبسایت پایهگذار موسیقی ترنس در ایران معرفی کرده و در میان هواداران به مرد بارانی شهرت دارد. منابع انگلیسی ژانرها را پاپ راک، بلوز راک، فولک راک، ترنس و رگه نوشتهاند. صدای او بم، نسبتاً خشدار و روایی است و با خواننده بالاد بزرگ پاپ فاصله دارد. جمله اغلب قصهگو است: پاییز، باران، خانه، غربت، کودک، شهر. او غم را بهخاطر عمق دوست دارد اما خود را شاد و شوخطبع وصف کرده و حال آهنگها را ناشی از شعر دانسته است. سادگی و صداقت را ویژگی موسیقی و رفتار خود میداند. بیشتر وقت را در خانه با کتاب، بداههنوازی و گلدان میگذراند و کار استودیو را از کنسرت بیشتر دوست دارد.
آهنگسازی پیش از خوانندگی هویت اصلی است. او نخستین هنرمند ایرانی دانسته شده که ترانه، آهنگ، تنظیم و خوانندگی یک قطعه را یکتنه انجام داده؛ مجموعه عروسک شب گواه این ادعاست. سختگیری در تنظیم، کارهایش را از پاپ همزمان متمایز کرده است. بیشترین همکاری تنظیم با استیو مککرام آمریکایی بوده؛ هوای خونه، ستارههای سربی ابی و یه روزی احمدرضا نبیزاده از این همکاریاند. بعدتر خاچیکیان، رامون، لطفیپور، الیاس شیرزاد و بوندار بافت الکترونیک و هاوس را وارد کردند. در عین حال رگههای دستگاه ایرانی، گیتار و پیانو را رها نکرد. شهر خورشید این دو جهان را بیکلام به هم میدوزد: نامهای انگلیسی برای بازار آمریکا و ملودیهای فارسی آشنا.
نقاب و بیسرزمینتر از باد را خود بر جریان داخل ایران مؤثر دانسته است. ورود ترنس و نهانسازی صدا، پاپ فارسی خارج را از ارکستر بزرگ دهه شصت جدا کرد و به تولید الکترونیک نزدیک کرد. بسیاری از خوانندگان جوان از رنگ صدا و جمله او تقلید کردند؛ او گفته از شبیهخوانی ناراحت نمیشود اما توصیه کرده شخصیت مستقل داشته باشند. تصور کن را الهام مستقیم از جان لنون ندانسته هرچند مضمون نزدیک است.
آثار و همکاریها
آلبومهای رسمی در منابع حدود هجده عنواناند: عروسک شب غیررسمی، فرنگیس، خواب بارون، حکایت، تاک، قصه گل و تگرگ، شهر خورشید، هوای خونه، قصه امیر، قاب شیشهای، شکوفههای کویری، حادثه، نقاب، بیسرزمینتر از باد، روزهای بیخاطره، غروب تا طلوع، رگبار، یادگاری، سرگذشت. تکآهنگها از رفیق و بازی و تکرار و پرواز تا نوازش، تردید، آینده، محبت، تهران، پوچ، گلی جان، حسرت، مسیر، خستگیا، جوونه، اهواز، چهل سال، عاشق، ببخش، سرنوشت، گذشت، مرهم، سفر، خزون، برعکس، معجزه، دلتنگ، میری، تقدیم، سراب، توهم، پروانه و قاصدک ادامه یافتهاند. گلی جان بازخوانی پوران است. دریای مغرب و گلی جان استثناهای آهنگسازی غیرخودند.
برای دیگران آهنگ ساخته است: ابی، داریوش، گوگوش، معین، ستار، عارف، حبیب، افشین مقدم، شاهرخ، نبیزاده، اندی، بتی، امیر رسایی، رامش، شهرام شبپره، شهرام و شهره صولتی، لیلا فروهر، منصور، شادمهر عقیلی و دیگران. آلبوم کامل یه روزی برای نبیزاده، قصه من قصه تو برای فروهر، ستارههای سربی و شب نیلوفری برای ابی، زمونه برای فیروزه رسولی و ۲۱ برای گوگوش در این فهرستاند. ستارههای سربی را بسیاری از جمله خود ابی از موفقترین کارهای ابی دانستهاند؛ کی اشکاتو پاک میکنه ابتدا برای صدای قمیشی بود و به درخواست ابی واگذار شد. شب نیلوفری بیش از دو سال طول کشید و آخرین همکاری با مککرام، جنتی عطایی و ابی شد؛ اختلاف در تهیه به قطع همکاری انجامید هرچند رابطه دوستانه ماند. ابی با بیستوهفت آهنگ بیشترین تعداد ساختههای او را خوانده است.
در میان ساختههای مشهور برای دیگران زمستون برای افشین مقدم، گل بارونزده برای داریوش، زندگی برای گوگوش، فردا برای معین، گلپری برای ستار، فصل عشق برای حبیب و پاییز برای شادمهر عقیلی آمده است. زمستون بارها بازخوانی شده و نسخه بیکلامش در ستارههای سربی است. در برخی ساختهها صدای دوم کوتاه او کنار خواننده اصلی شنیده میشود: من و تو با فروهر، کوه یخ با ابی، چند قطعه شهره، شاپرک با شبپره. فریبرز لاچینی چند ملودی او را برای پیانو بیکلام نواخته است.
جایگاه
جایگاه قمیشی دو طبقه دارد که نباید یکی را فدای دیگری کرد. طبقه نخست آهنگساز پاپ پیش و پس از انقلاب است: از قایقران و قصه گل و تگرگ تا ستارههای سربی و شب نیلوفری. طبقه دوم خواننده متأخر فارسی است که از حکایت به نقاب و رگبار و تکآهنگهای بارانی رسید. مرد بارانی لقب هواداران است اما با عناصر تکراری پاییز و باران و غربت در کلام و ملودی پشتیبانی میشود. ادعای پایهگذاری ترنس را باید ادعای خود هنرمند و وبسایت دانست؛ آنچه مسلم است ورود بافت الکترونیک به پاپ فارسی خارج از مسیر ارکستر بزرگ است و نقاب در این چرخش نقش دارد.
او کنسرت را چندان دوست ندارد و پیشنهاد اجرای پرهزینه کیش را رد کرد. با این حال در اروپا و تاجیکستان روی صحنه رفته است. مشتاق بازگشت است اما میگوید تا فروش سیدی در ایران غیرقانونی است برگشتن بیمعناست؛ تأیید مردم را کافی میداند. برخی بیکلامهایش از رادیو و تلویزیون داخل پخش شدهاند. این وضعیت کاتالوگ را در وضعیت دوگانه نگه میدارد: ممنوعیت فروش رسمی و گردش غیررسمی گسترده. تقلید نسل بعد از صدا و جمله او، تأثیر را از تیراژ رسمی جدا میکند. در تاریخ پاپ راک فارسی، کمتر کسی هم معمار ملودی دیگران بوده و هم در میانسالی صدای مستقل الکترونیک ساخته است.
همکاری با جنتی عطایی، فردمنش، گلرویی، دبیری و شاعران جوان داخل که از وبسایت ترانه میفرستند، کارنامه را چندنسلی کرده است. سختگیری تنظیم گاه آلبوم را عقب انداخته؛ بیبیسی در گزارش روزهای بیخاطره از وسواس انتخاب شعر و ضبط سخن گفته است. این وسواس ضعف تیراژ سریع است و قوت یکدستی فضا. گوشه برای شنیدن چنین کاتالوگی مناسب است چون آلبومهای او آلبوم مفهومی نیستند اما اقلیم صوتی مشترک دارند: باران، خانه، سفر، نقاب، بیسرزمینی. شنیدن پراکنده تکآهنگ این اقلیم را خرد میکند.
شنیدن در گوشه
اگر بخواهید قمیشی را در گوشه دنبال کنید، دو مسیر موازی بچینید. مسیر خواننده را از فرنگیس و خواب بارون به حکایت و تاک و قصه گل و تگرگ ببرید تا صدای فارسی متأخر روی ملودیهای قدیمی ایران بنشیند. سپس نقاب و بیسرزمینتر از باد را برای چرخش ترنس، روزهای بیخاطره را برای الکترونیک ناظاریان، رگبار را برای هاوس آکوستیک، یادگاری و سرگذشت را برای پاپ متأخر بشنوید. شهر خورشید را بیکلام میان اینها بگذارید تا خط ملودی جدا از شعر معلوم شود.
مسیر آهنگساز را با زمستون، قصه گل و تگرگ عارف، گل بارونزده داریوش، ستارههای سربی و شب نیلوفری ابی، و ۲۱ گوگوش کامل کنید. پرنده با معین و چهل سال با گوگوش را بهعنوان دوئتهای متأخر جدا کنید. تکآهنگهای تهران و اهواز را اگر میشنوید، آنها را نقشه زادبوم و محله بدانید نه صرفاً ترانه عاشقانه. رفیق را در بافت زمان انتشار بشنوید. از عروسک شب با کیفیت پایین بهعنوان سند خانه و ضبط شخصی استفاده کنید، نه بهعنوان نسخه نهایی استودیو.
گوشه برای این هنرمند مناسب است چون کار او به آلبوم، ترتیب تنظیمکنندگان و رابطه میان نسخه خود و نسخه دیگران وابسته است. یک هوک بارانی کافی نیست. باید دید چگونه آهنگساز سیزدهساله اهواز، فارغالتحصیل لندن، کیبوردیست ربلز و مرد استودیوی لسآنجلس، پاپ فارسی را از ارکستر واروژان به ترنس خاچیکیان و پاپ مدرن لطفیپور رساند و در تمام این مسیر باران و غربت را رها نکرد.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.























