یاسین ترکی؛ از پیانو اصفهان تا تنظیم پاپ تهران
زندگی و آغاز
یاسین ترکی در سیزدهم دی ۱۳۷۱ در اصفهان به دنیا آمد. بیتوته، سرپوش، بیاموزیک و ملووید همین تاریخ و شهر را نوشتهاند. موسیقی از کودکی شروع شد. سرپوش و بیتوته نخستین ساز را هارمونیکا دانستهاند که حدود سهسالگی از برادر آموخت؛ پدر مخالف بود و تمرین به پشتبام میرفت. بعد پنهانی به کلاس ارف رفت و در راهنمایی، حدود دوازده تا پانزدهسالگی، پیانو آموخت. همین پیانو راه هنرستان موسیقی را باز کرد. بیاموزیک نوشته از هفتسالگی پیانو را جدی کرده، هنرستان خوانده، تحصیلات دانشگاهی مرتبط ندارد و آهنگسازی و تنظیم را در کلاس آزاد یاد گرفته است. اختلاف چهارسالگی و هفتسالگی را باید دو لایه دید: بازی با ساز در خانه، و آموزش پیانو.
دست چپ او چهارانگشتی است؛ انگشت کوچک نیست. بیتوته و سرپوش نوشتهاند این محدودیت برای بعضی سازها مانع بود اما او با اصرار رضایت اساتید را گرفت و به «نابغهٔ چهارانگشتی» معروف شد. این لقب رسانهای است و باید با احتیاط به کار رود؛ آنچه قابل دفاع است، ادامهٔ مسیر هنرستان با محدودیت فیزیکی است. در سال دوم هنرستان رهبری ارکستر مدرسه را به او سپردند و توجه همکلاسی و استاد را جلب کرد. این جزئیات او را از خوانندهٔ خودآموختهٔ اینستاگرام جدا میکند: تربیت ارکستر و پیانو، بعد پاپ تجاری.
در دورهٔ آهنگسازی با امید حاجیلی آشنا شد و ترومپت آموخت. پس از سربازی در ۱۳۹۱، به پیشنهاد حاجیلی نخستین آهنگ خود را با نام «قانون جاذبه» منتشر کرد؛ بیستساله بود. موزیکویدیو در شبکهٔ پیامسی پخش شد و نام را بهعنوان خواننده برد. یعنی ورود خوانندگی از مسیر آهنگسازی و یک پیشنهاد حرفهای بود نه برعکس. سرپوش شروع فعالیت را از ۱۳۸۱ نوشته که با نوجوانی و هنرستان میخواند، نه با تکآهنگ ۱۳۹۱. دو مبدأ را باید جدا نگه داشت: آموزش، و انتشار با نام خواننده.
مسیر هنری
قانون جاذبه مبدأ خوانندگی علنی است. بیتوته نوشته قصد داشت بیرون محدودیت شبکههای ایرانی هم دیده شود و کارهایی را در رادیو ائدیرم و هاوسداتنت گذاشت. در ۲۰۱۵ قطعهٔ THE LOVE با صدای او از طرف یک کمپانی لهستانی روی کلیپ ده گل برتر کریستیانو رونالدو نشست. این خبر در بیتوته، سرپوش و آوای فردا تکرار شده است. باید آن را موفقیت رسانهای ورزشی-موسیقایی دانست نه لزوماً ورود پایدار به پاپ اروپایی. جهتگیری بینالمللی اما در خودتوصیف او مانده است: گفته بیشتر روی کار خارج تمرکز دارد و میخواهد دکتری موسیقی بگیرد؛ در ایران سابقه و امکان مجوز دارد اما مسیر بیرون را ترجیح میدهد. این ادعا را تا مدرک نیاید در حد گفتوگو بخوانید.
در ۱۳۹۵ موسیقی فیلم سینمایی «هفت معکوس» به کارگردانی مهدی خسروی را ساخت و خودش آن را تجربهای متفاوت دانسته است. ستون دوم کارنامه، تنظیم و آهنگسازی برای دیگران است. بیاموزیک و تاپصدا همکاری با آرش و مسیح، مهدی جهانی، شهاب مظفری، امیرعباس گلاب، علی یاسینی، مهدی مدرس و آصف آریا را نوشتهاند. بیتوته و سرپوش بابک جهانبخش، مهدی یغمایی، ساسی مانکن و حسین تهی را هم افزودهاند. سرپوش از همکاری با محمدرضا شایع در قطعهٔ اجتماعی «یه بار» گفته است. این شبکه او را از خوانندهٔ تکفایل به قطعهساز صنعت تبدیل میکند. در معرفی گلاب نیز نام یاسین ترکی بهعنوان تنظیمکنندهٔ قطعات آلبوم قله آمده است؛ یعنی نقش پشتصحنه در پاپ مجاز تهران سند جدا دارد.
کاتالوگ خوانندگی خودش تکآهنگمحور است. بیاموزیک معروفها را خوبتم دیدم، خیلی جالبه، به من عادت کن، توافقی، بیا عوض کن، خالی بود دستم و بریز به هم فهرست کرده است. نواک در برترینها خوبتم دیدم، نمیخوام بشنوم، به من عادت کن، دوست معمولی، حاضر جواب، خیلی جالبه و ریمیکس نمیخوام بشنوم را نشان داده است. بیاموزیک تکآهنگهایی چون شاید فردا نبود یکی از ما، چرا نیستی، بگی آره، ۸۱۱۸، دو نفری، دست آخر، یه چیزی میگه نه، خستم کردی، چند شخصیتی و ویدیوهای عصر خوب و حاضر جواب را هم دارد. ملووید دوست معمولی و به من عادت کن را میان نمونهها آورده است. مسیر خوانندگی: پاپ گفتاری-عاشقانه با عنوانهای روزمره، موازی با شغل تنظیم برای ستارهها.
سبک و صدا
سبک خوانندگی پاپ است با جملهٔ محاوره و قلاب کوتاه. عنوانهایی چون حاضر جواب، توافقی، دوست معمولی، به من عادت کن زبان رابطهٔ امروزند نه غزل. نواک ژانر صفحه را پاپ گذاشته است. تربیت پیانو و ارکستر هنرستان در کارهای خودش همیشه عیان نیست؛ در تنظیم برای دیگران بیشتر شنیده میشود. ترومپت حاجیلی رنگ برنجی به دورهٔ آموزش داده است. چهارانگشتی بودن در پیانو محدودیت رجیستر چپ میسازد؛ او مسیر را عوض نکرد، تکنیک را وفق داد.
بهعنوان تنظیمکننده، به پاپ براق دهه نود و بعد نزدیک است: همان بازاری که گلاب، جهانی، مظفری و مسیح و آرش در آن کار میکنند. تنوع همکاران از ساسی و تهی تا گلاب نشان میدهد محدود به یک لیبل اخلاقی نیست؛ صنعت سفارش میدهد و او میسازد. قطعه با شایع لایهٔ رپ اجتماعی را به کارنامه اضافه میکند. موسیقی فیلم هفت معکوس او را از تکآهنگ سه دقیقهای بیرون میبرد. THE LOVE تجربهٔ تصویر ورزشی جهانی است. این سه میدان — پاپ خواننده، پاپ سفارشی، تصویر — سبک را چندکاره میکنند.
خودش کاوه یغمایی را از بهترینهای ایران دانسته است. این سلیقه به راک و دقت ساز نزدیکتر است تا به پاپ صرفاً تجاری؛ تنش میان الگوی یغمایی و بازار سفارش، توضیح کیفیت متغیر کاتالوگ است. شعر بیشتر کارهای خودش را به گفتهٔ بیاموزیک خود مینویسد. پس در قطعات شخصی، مؤلف کلام و تا حدی موسیقی است. در قطعات دیگران، نقش پشتصحنه غالب میشود. شنونده باید این دو را جدا کند وگرنه «صدای یاسین» با «دست یاسین» قاطی میشود.
آثار و همکاریها
قانون جاذبه مبدأ خواننده است. خوبتم دیدم، نمیخوام بشنوم، به من عادت کن، دوست معمولی، حاضر جواب و خیلی جالبه ستون شنیدن در نواکاند. توافقی، بیا عوض کن، بریز به هم، خالی بود دستم دورهٔ معرفی زندگینامههایند. عصر خوب و حاضر جواب ویدیو دارند. ۸۱۱۸، دو نفری، دست آخر، یه چیزی میگه نه، خستم کردی، چند شخصیتی، بگی آره، چرا نیستی ادامهٔ تکآهنگاند. هفت معکوس کار سینمایی است. THE LOVE کار بینالمللی تصویری است. یه بار با شایع شاخهٔ اجتماعی است.
همکاران خواننده: حاجیلی در آغاز؛ گلاب، مسیح و آرش، جهانی، مظفری، یاسینی، مدرس، آریا، جهانبخش، یغمایی، ساسی، تهی، شایع. این فهرست او را به نقشهٔ پاپ و گاهی رپ فارسی گره میزند. سرپوش مجرد بودنش را نوشته و از دو رابطهٔ کوتاه گفته که برایشان قطعه ساخته؛ این را حاشیه بگذارید مگر آن دو قطعه با نام مشخص در منبع بیاید. علاقه به کار بینالمللی و دکتری را هم بهعنوان افق بخوانید نه کارنامه.
در کارنامهٔ گلاب، تنظیم ترکی روی قله و بازتنظیم فقط برو آمده است. این یکی از روشنترین اسناد نقش او در آلبوم رسمی پاپ مجاز است. برای معرفی، مهمتر از تکآهنگ شخصی است چون نشان میدهد صنعت به او سفارش آلبوم ستاره میدهد.
جایگاه
ترکی نمونهٔ موزیسین هنرستانی اصفهان است که به استودیوی تهران رسید و دو شغل موازی گرفت: خوانندهٔ تکآهنگ، تنظیمکنندهٔ ستارهها. جایگاه خوانندگیاش متوسط و فایلمحور است؛ جایگاه تنظیمش به نامهای بزرگ وصل است. چهارانگشتی بودن و رهبری ارکستر مدرسه، روایت آموزش را از کلیشهٔ استعداد صرف جدا میکند. پیامسی و کلیپ رونالدو دو سقف رسانهای غیررادیوی داخلاند. در گوشه او را باید هم در قفسهٔ پاپ اصفهانی-تهرانی شنید هم در قفسهٔ تنظیمکنندگان پشت آلبومهایی چون قله.
با حاجیلی بهعنوان پیشنهاددهندهٔ نخست، نسبتش با پاپ برنجی و صحنه روشن است. با یغمایی بهعنوان الگو، افق سلیقهاش بالاتر از بازار اعلام میشود. میان این دو قطب کار میکند. نبود آلبوم مفهومی بلند در معرفیها، خوانندگی را تکهتکه نگه داشته است. تداوم تکآهنگ در نواک نشان میدهد پروژهٔ خواننده تعطیل نشده است.
شنیدن در گوشه
شنیدن را از «قانون جاذبه» شروع کنید تا مبدأ ۱۳۹۱ و نقش حاجیلی معلوم شود. بعد برترینهای نواک را پشت هم بگذارید: خوبتم دیدم، نمیخوام بشنوم، به من عادت کن، دوست معمولی، حاضر جواب. «توافقی» و «بیا عوض کن» زبان رابطه را کامل میکنند. ویدیوی «عصر خوب» را برای تصویر ببینید. اگر نقش پشتصحنه میخواهید، تنظیمهای او در آلبوم قلهٔ گلاب را با صدای خودش مقایسه کنید. «یه بار» با شایع را برای خروج از پاپ عاشقانه امتحان کنید. موسیقی «هفت معکوس» را جدا از تکآهنگ بشنوید. آنچه در گوشه میماند پاپ هنرستانی اصفهان است که از پشتبام هارمونیکا به تنظیم ستارههای تهران رسید و خودش هم با تکآهنگهای حاضرجواب ماند.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.






