رامش؛ صدایی که از گلها تا جاز و راک پاپ ایران را پیمود
از خیابان پاستور تا نام هنری رامش
آذر محبی تهرانی، مشهور به رامش، در بیستودوم آبان ۱۳۲۵ در تهران زاده شد. خانواده در خیابان حشمتالدوله یا پاستور ساکن بود و چهار فرزند داشت: سه خواهر و یک برادر. پدر، ناصر محبی تهرانی، کارمند گمرک فرودگاه مهرآباد بود و مادر اقدس اعتصامی نام داشت. رامش دیپلم طبیعی گرفت و به خواست پدر قصد داشت جراحی بخواند. آشنایی با عطاءالله خرم در یک مهمانی مسیر را عوض کرد. در گفتوگوی ۲۰۱۵ با مجلهٔ جوانان لسآنجلس گفته بود خوانندگی را از چهارسالگی با تقلید ترانههای پوران آغاز کرده، اما کار حرفهای را پس از دیپلم شروع کرده است.
نام هنری را داود پیرنیا برگزید، چون خوانندهٔ دیگری با نام آذر فعال بود. این انتخاب او را به مدار برنامهٔ گلها وصل کرد، هرچند بعدها از آن مدار فاصله گرفت. ایندیپندنت فارسی نوشته است که پیرنیا در حدود هجدهسالگی رامش، بهخاطر انعطاف حنجره، او را به گلها دعوت کرد و صدایش را در امتداد قابلیتهایی میدید که پوران، الهه و مرضیه داشتند. رامش از ریشههای موسیقی دستگاهی برآمد، اما در همان دهه به پاپ، جاز، فانک و راک روی آورد. منابع او را نوازندهٔ آواز و گیتار دانستهاند؛ ایندیپندنت افزوده که در نوجوانی سنتور میزده است.
آغاز رادیویی و تنوع سبکی دههٔ چهل و پنجاه
حرفهٔ رسمی در دوازدهم فروردین ۱۳۴۴ با ترانهٔ «پرستو جان» در بخش «یک شاخه گل» از برنامهٔ گلها آغاز شد. شعر از لعبت والا بود. ویکیپدیای انگلیسی آهنگ را نیز به لعبت والا نسبت داده، اما منابع فارسی آهنگساز را عطاءالله خرم دانستهاند؛ این اختلاف را باید به همان صورت ثبت کرد. ایندیپندنت از اجرای دیگری در مایهٔ اصفهان، ساختهٔ محلی آرمانی، در برنامهٔ شمارهٔ ۳۲۰ یک شاخه گل هم نام برده است. رامش در گلها دوام طولانی نیاورد. گسترش طبقهٔ متوسط و تقاضای جوانان برای موسیقی کابارهای، او را مانند حمیرا، هایده و مهستی به سمت پاپ جوانپسندتر برد.
شمار آثار او در منابع یکسان نیست. بیبیسی فارسی و کیهان لندن از بیش از ششصد ترانه در سالهای پیش از انقلاب سخن گفتهاند. رادیو فردا و دویچهوله حدود یکصد ترانه در دو دهه فعالیت را ذکر کردهاند. تفاوت احتمالاً از احتساب اجراهای رادیویی و تلویزیونی در برابر صفحات منتشرشده برمیخیزد. آنچه روشن است همکاری گسترده با آهنگسازانی چون عماد رام، عطاءالله خرم، بابک افشار، پرویز مقصدی، ناصر و منوچهر چشمآذر، فرید زلاند، آرمیک، اسفندیار منفردزاده، صادق نوجوکی، جهانبخش پازوکی، انوشیروان روحانی، حسینعلی ملاح، تورج شعبانخانی، بابک بیات، فریبرز لاچینی و حسن شماعیزاده است. ایندیپندنت بیشترین آهنگ را از آنِ پرویز مقصدی دانسته و از ترانهسرایانی چون تورج نگهبان، شهیار قنبری، ایرج جنتیعطایی، پرویز وکیلی و محمدعلی بهمنی نام برده است.
مسیر سبکی او در ویکیپدیای فارسی با جزئیات سازبندی توصیف شده است. در آثار حدود ۱۳۴۵ ریتم رومبا و بوسا نوا و صدای گیتار سورف و ارگ کمبو شنیده میشود. در ۱۳۵۰ و ۱۳۵۱ با ارکستر استودیویی دارای سازهای بادی برنجی کار کرد؛ «خورشید خانوم» منوچهر چشمآذر نخستین کار فانک او دانسته شده و «دلکم» مقدمهٔ گیتار واووا بوده است. در ۱۳۵۲ با «غروبا قشنگن» وارد راک شد؛ هارمونیکا در این قطعه به فضای وسترن اسپاگتی انیو موریکونه تشبیه شده است. «تهمت» چیرگی فانک بر سازهای بادی را نشان میدهد. «دلم برات هلاکه» حالوهوای فانک لاتین دارد و «تو بارونی، تو آفتابی» بوسا نوا را با سینثسایزر آنالوگ درآمیخته است. «نگو نه» فانک را به عنصر طبیعی کارهای او بدل کرد. «پیشواز» پاپ پلیفونیک بود، «زیارت» پاپ هندی و فارسی را ترکیب کرد و «وصیت» از نمونههای زودهنگام ماشین درام با طبله است.
بابک افشار «کان یا زمان» برادران رحبانی را که فیروز خوانده بود با نام «تابستون» برای رامش تنظیم کرد. «اسمر اسمر» ترانهای محلی کردی است که ناصر چشمآذر تنظیم کرد. «موندنم از بودنت» در ۱۳۵۵ با آهنگ و تنظیم منوچهر چشمآذر ترکیب راک و فانک را کامل کرد و در تلویزیون بهصورت دوصدایی با فریدون فرخزاد اجرا شد. «عشق گناهکار» در ۱۳۵۶ به موسیقی بومی و حالوهوای دیسکو نزدیک شد. «وسوسه» نیز از چشمآذر است. «رودخونهها» ساختهٔ صادق نوجوکی با شعر محمدعلی بهمنی است که از داستان «ماهی سیاه کوچولو» صمد بهرنگی الهام گرفته؛ تنظیم را ناصر یا منوچهر چشمآذر در منابع مختلف ذکر کردهاند. این ترانه از پربخشترین کارهای او در تلویزیون بود.
او دوصداییهایی با عارف، منوچهر سخایی، ضیا آتابای، فریدون فرخزاد و ویگن خواند و برای فیلمهای بسیاری ترانه اجرا کرد. در سال ۱۳۵۲ به دعوت منوچهر نوذری در فیلم «خیالاتی» بازی کرد و پس از آن در فیلمی ظاهر نشد. فیلمشناسی ویکیپدیا خوانندگی او را در آثاری چون «خروس جنگی»، «دالاهو»، «پابرهنهها»، «تیغ آفتاب» و «تنهایی» ثبت کرده است. در شوهای تلویزیونی چشمک، رنگارنگ و میخک نقرهای فریدون فرخزاد حضور پررنگی داشت. کیهان لندن نوشته که رامش و گوگوش در تعدد حضور در شوها رقیب بهشمار میرفتند و در نوروز ۱۳۵۲ هر دو روی جلد اطلاعات هفتگی بودند.
شعر نو، خودآگاهی خواننده
رامش شعر «پاییز» فروغ فرخزاد را با آهنگ حسینعلی ملاح خواند. در مصاحبهای تلویزیونی این اثر را در کنار «زائر» سرودهٔ محمد صالحعلا از بهترین کارهای خود شمرد. این انتخاب او را از خوانندگانی که فقط به تصنیف عامهپسند بسنده میکردند جدا میکند: او حاضر بود روی شعر نو هم بایستد.
«تو بارونی تو آفتابی» در ۱۳۵۱ با آهنگ منفردزاده و شعر مینا اسدی منتشر شد. اسدی بعدها نوشت شعر را برای برادران مفتاحی، عباس و اسدالله، سروده که در آن زمان برای سرشان جایزه تعیین شده بود. ترانه فقط یکبار در برنامهٔ صبح جمعهٔ رادیو پخش شد و از تلویزیون چشمک اجازه نگرفت. بعدها صفحهٔ آن از شرکت آهنگ روز به بازار آمد. رامش «نماز» را نیز با شعر قنبری و آهنگ منفردزاده خواند؛ اجرای فریدون فروغی از همین ترانه میان مردم فراگیرتر شد. این دو اثر نشان میدهد صدای او فقط ظرف سرگرمی نبود، هرچند دستگاه سانسور همان دوره هم برای پخش برخی کارها محدودیت گذاشت.
در گفتوگو با کیهان لندن نقل شده که دربارهٔ ترانههای جاز گفته بود در خواندنشان آرامش و نشاط حس میکند. این جمله با کارنامهٔ او سازگار است: جاز برای رامش پناه سبکی بود، نه تقلید صرف از صفحهٔ غربی. او ریتم لاتین، فانک، راک و دستگاه ایرانی را در یک حنجره جمع کرد؛ ترکیبی که در میان خوانندگان زن پیش از انقلاب کمنظیر مانده است.
خروج از ایران، آلبومها و سکوت طولانی
از خرداد ۱۳۵۷ فعالیتش محدود شد. در یازدهم بهمن همان سال تهران را به مقصد لندن ترک کرد و گمان میکرد پس از یک ماه بازمیگردد؛ در مصاحبهٔ ۲۰۱۵ گفته بود بلیت بازگشت را هنوز نگه داشته است. سپس به آمریکا مهاجرت کرد. ازدواجی در لندن با مردی غیرایرانی داشته که به گفتهٔ خواهرش گیتی محبی به طلاق و بدون فرزند انجامید. ادعای بعدی شهرام شبپره در گفتوگوی ۲۰۲۴ با ایران اینترنشنال دربارهٔ ازدواج مصلحتی جداگانه است و باید بهعنوان ادعا ثبت شود، نه واقعیت قطعی زندگی او.
از پاییز ۱۳۶۰ ترانههایی چون «تهرون» و «غربت» ضبط کرد که بسیاری به انتشار نرسیدند. «تهرون» و «گفتوگوی سبز» در بهار ۱۳۶۱ در آلبوم «بهار غریبان» با همکاری اسماعیل نوریعلا، منیژه خرسند، منوچهر رستگار و کامران منتشر شد و بعدتر در مجموعههای کلتکس بازنشر گردید. پس از حدود پنج سال اقامت در لندن به لسآنجلس رفت. دو آلبوم با فرامرز اصلانی و ژاکلین ویگن به ضبط نهایی نرسید. از ۱۳۶۲ تا ۱۳۷۳ اثر تازهای منتشر نشد، هرچند منابع از کنسرتهایی در این فاصله سخن گفتهاند که جزئیاتشان ناقص است.
در همین دوره تکآهنگ «سنگسار» با آهنگ منفردزاده را پیشکش جنبش دانشجویان کرد. در سیویکم شهریور ۱۳۷۵ در شراین ادیتوریوم لسآنجلس کنسرتی به رهبری عبدی یمینی با گروه بزرگ زهی، بادی و پاپ برگزار کرد. مرتضی برجسته بعدها نوشت در کنسرتی مشترک با داریوش، بهخاطر اختلاف داریوش با کنسرتگزار، داریوش روی صحنه نیامد و رامش برنامه را بهتنهایی اجرا کرد؛ از آن پس گوشهگیر شد. بیبیسی فارسی «غربت» را از آخرین کارهایی دانسته که خارج از ایران ساخته و از جمله در کاباره تهران لسآنجلس اجرا شد.
مجموعههای گردآوریشدهٔ پیش از انقلاب با نامهایی چون «دریا دریا»، «تهمت»، «آدمک»، «داغ داغ» و «تهرون» از کلتکس و «لحظههای انتظار» در ۲۰۲۴ از پارس ویدیو منتشر شدهاند. مرتضی گفته آخرین حضور رامش در استودیوی او به ۱۹۹۶ بازمیگردد.
در ۱۳۹۴ پس از دوازده سال دوری، مصاحبهای صوتی با مهدی ذکایی در رادیو جوانان انجام داد که ظاهراً آخرین گفتوگوی رسانهای او بود. گفته بود اگر روزی به ایران بازگردد از ته دل برای مردم میخواند. پس از درگذشت مادر در ۲۰۱۶ یک سال گوشهگیر و افسرده شد.
درگذشت و میراث شنیداری
رامش در هشتم آذر ۱۳۹۹ بر اثر ایست قلبی در لسآنجلس در هفتادوچهارسالگی درگذشت. منابع انگلیسی تاریخ را بیستوهشتم نوامبر ۲۰۲۰ نوشتهاند؛ ایندیپندنت بیستونهم نوامبر را هم ذکر کرده است. رادیو فردا به نقل از نزدیکان ساعت ده شب شنبه را ثبت کرده است. خبر را مرتضی برجسته در اینستاگرام اعلام کرد. سیزده روز بعد در بیستویکم آذر در فارست لان مموریال پارک با حضور اهالی هنر به خاک سپرده شد.
میراث رامش در تنوع است، نه در یک تصنیف واحد. او از «پرستو جان» گلها تا فانک و راک استودیوهای تهران و سپس غزل مولوی در غربت حرکت کرد. شمار دقیق آثار هرچه باشد، آنچه در شوهای پیش از انقلاب و صفحات کلتکس مانده نشان میدهد صدای زن ایرانی میتوانست همزمان دستگاه، پاپ و جاز را حمل کند.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.






