تصویر Manouchehr Sakhaei

خواننده‌ها

Manouchehr Sakhaei

آهنگ‌ها و آلبوم‌های Manouchehr Sakhaei را در گوشه بشنو.

منوچهر سخایی؛ صدای نرم نسل نخست پاپ ایرانی

سید منوچهر سخایی کاشانی، که در تاریخ موسیقی عامه‌پسند ایران بیشتر با نام منوچهر سخایی شناخته می‌شود، از نخستین خوانندگانی است که ترانه عاشقانه فارسی را روی بستر ملودی ایرانی و ارکستراسیون غربی در رادیو تثبیت کرد. او پیش از انقلاب ۱۳۵۷ هم خواننده بود، هم بازیگر سینما و هم برنامه‌ساز تلویزیون. پس از انقلاب به ایالات متحده رفت، چند آلبوم در فضای موسیقی ایرانی لس‌آنجلس منتشر کرد، سپس سال‌ها از مدار تجاری آن صحنه فاصله گرفت و در هشتم اردیبهشت ۱۳۹۰ در کالیفرنیا درگذشت.

منابع درباره سال و محل تولد او یکدست نیستند. دانشنامه فارسی ویکی‌پدیا تولد را ششم مهر ۱۳۱۰ در کاشان ثبت کرده است؛ بی‌بی‌سی فارسی او را متولد ۱۳۱۴ در تهران دانسته و هنگام درگذشت سنش را هفتادوشش سال اعلام کرده است. رادیو فرانسه نیز همان سن را گزارش داده است. آنچه در گزارش‌های معتبر تکرار شده این است که تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران گذراند، پیش از خوانندگی خبرنگار پارلمانی روزنامه کیهان بود، و از میانه دهه ۱۳۳۰ به موسیقی روی آورد.

جایگاه در نسل نخست پاپ رادیویی

در اواخر دهه ۱۳۳۰ هنوز آنچه امروز پاپ ایرانی خوانده می‌شود در رادیو ایران جایگاهی تثبیت‌شده نداشت. شورای موسیقی رادیو، که عمدتاً از موسیقیدانان سنت‌گرا تشکیل می‌شد، به‌ندرت اجازه پخش آثاری بیرون از مدار موسیقی ملی و سنتی می‌داد. منوچهر سخایی بعدها در گفت‌وگو با محمد ضرغامی برای رادیو فردا توضیح داد که در آن سال‌ها مرکز تولید موسیقی عملاً رادیو بود و شرکت‌های خصوصی هنوز میدان نداشتند. به گفته او حتی محمد نوری ناچار بود آثارش را در برنامه ارتش اجرا کند، نه در خود رادیو.

تغییر فضا پس از پخش ترانه «مرا ببوس» با صدای حسن گل‌نراقی رخ داد. سخایی می‌گفت مسئولان رادیو پیام آن اثر را درنیافتند، اما استقبال مردم شورا را واداشت که مجوز پخش یکی دو قطعه پاپ در ماه را بدهد. ابتدا محمد نوری و ویگن برای این اجراها برگزیده شدند؛ سپس سخایی و عباس مهرپویا به جمع پیوستند. این چهار نفر، به روایت خود سخایی، خوانندگان پاپ رادیو در آن مقطع بودند و هر کدام در ماه یک برنامه داشتند. بعدها روانبخش و عارف نیز به این مجموعه افزوده شدند. فعالیت حرفه‌ای او در رادیو از حدود سال ۱۳۳۷ آغاز شد.

عارف، که با فاصله‌ای کوتاه پس از سخایی به خوانندگی آمد، به رادیو فردا گفته است که در آن دوره ویگن یکه‌تاز پاپ بود و دست‌اندرکاران رسانه می‌خواستند چهره‌ای در کنار او معرفی کنند که پاپش به موسیقی ایرانی نزدیک‌تر باشد. سخایی با صدای گرم در همین جایگاه مطرح شد و مطبوعات از او حمایت کردند. محمود خوشنام، کارشناس موسیقی، به بی‌بی‌سی گفته است که سخایی و ویگن در دو مسیر موازی حرکت می‌کردند: ویگن بیشتر با ریتم‌های غربی کار می‌کرد و سخایی بیشتر به منابع داخلی و بومی تکیه داشت. خوشنام صدای او را نرم، رمانتیک و «عاشق‌پسند» توصیف کرده و همین کیفیت را علت شهرتش دانسته است.

خانواده، خبرنگاری و ورود به موسیقی

برادر بزرگ‌تر او، سرگرد سید محمود سخایی، رئیس شهربانی برگزیده محمد مصدق در کرمان بود و در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در آن شهر به قتل رسید. خیابان سرهنگ سخایی نزدیک میدان توپخانه تهران به نام اوست. بی‌بی‌سی فارسی نوشته است که منوچهر ترانه «پرستو» را پس از آن واقعه، به درخواست مادر و به یاد برادر خوانده است. رادیو فردا نیز «پرستو» را حاصل همان دوران دانسته و افزوده که او عاشق پرورش اسب بود و نام یکی از اسب‌های دلخواهش را از همین ترانه گرفته بود.

ورود او به موسیقی، به روایت رادیو فردا، از دوستی دوران مدرسه با پرویز ایران‌فر آغاز شد که ویولن می‌نواخت. پیش از خوانندگی، کار خبرنگاری پارلمانی در کیهان مسیر زندگی‌اش را شکل داده بود. ایرج جنتی عطایی به رادیو فردا گفته است که سخایی از افقی می‌آمد که کمتر خواننده‌ای از آن آمده بود و تا جایی که به یاد داشته، ترانه‌خوانی را به ابزار یا شغل صرف بدل نکرده بود؛ در گزینش آثار از حساب‌وکتاب بازار روز فاصله می‌گرفت.

کالسکه زرین و عبور از شورا

ترانه‌ای که نام او را از آزمایش رادیو به پخش رسمی رساند «کالسکه زرین» بود: کلام پرویز وکیلی و آهنگ کامبیز مژدهی. سخایی در مصاحبه رادیو فردا روایت کرده که مژدهی آهنگساز جوانی بود که در جمع حرفه‌ای‌ها کار نمی‌کرد اما باذوق بود و پیشنهاد اجرا در رادیو را داد. سخایی ابتدا چندان موافق نبود؛ قرار شد فقط همان یک قطعه را برای آزمایش بخوانند. شورا اثر را پذیرفت و همان هفته پخش شد. فهرست ترانه‌شناسی او سال این اثر را حدود ۱۳۳۶ ثبت کرده است. در همان سال‌ها قطعات دیگری با همکاری مژدهی و وکیلی ضبط شد، از جمله «دختر شالی‌کار»، «نامزدی» و «برف».

دوران اوج شهرت او دهه ۱۳۴۰ بود. صدایش کلاس جداگانه‌ای داشت و همچون ویگن، عارف و محمد نوری حلقه شنوندگان خاص خود را پیدا کرد. محمدرضا شجریان در کارگاه آواز خاطره‌ای نقل کرده که در دانشسرا ابوعطایی از سخایی شنیده، آن را آموخته و بعدها چند بار خوانده و همواره گفته است که آن را از سخایی یاد گرفته است. این خاطره نشان می‌دهد که حتی در فضای آواز کلاسیک نیز صدای او نادیده گرفته نمی‌شد.

سینما، تلویزیون و برنامه زنگوله‌ها

فعالیت سینمایی او نخست با خوانندگی آغاز شد و سپس به بازیگری رسید. نخستین ترانه رسمی‌اش برای فیلم، در «زندگی شیرین است» ساخته مجید محسنی، محصول دیانا فیلم، در سال ۱۳۳۵ اکران شد. بعدها در «دخترها اینطور دوست دارند» (اسماعیل پورسعید، ۱۳۴۱) و «خروس جنگی» (پورسعید، ۱۳۴۴) نیز ترانه اجرا کرد. به‌عنوان بازیگر در «پستچی» رفیع حالتی (۱۳۴۰)، «در انتهای ظلمت» ابوالقاسم ملکوتی (۱۳۴۱) و «ببر کوهستان» خسرو پرویزی ظاهر شد. بی‌بی‌سی همین سه فیلم اخیر را در گزارش درگذشت او برجسته کرده است.

در تلویزیون، تهیه‌کنندگی برنامه «زنگوله‌ها» را برای تلویزیون ملی ایران بر عهده گرفت؛ برنامه‌ای برای معرفی چهره‌های تازه پاپ. رادیو فردا نوشته است که در دهه ۱۳۵۰ ایرج گرگین، مدیر شبکه دوم، او را به این کار دعوت کرد و از جمله چهره‌هایی که از مسیر این برنامه به صحنه آمدند نلی بود. همکارانش او را خواننده تمام‌وقت مدار اصلی پاپ نمی‌دانستند؛ خودش نیز بعدها تأکید کرد که مسیرش با جریان بزن‌وبکوب یکی نبود.

همکاران و آثار شاخص

دو قطعه‌ای که بیش از همه نام او را در حافظه جمعی نگاه داشته‌اند «کلاغ‌ها» با کلام نوذر پرنگ و آهنگ پرویز مقصدی، و «پرستو» با کلام سیروس آرین‌پور و آهنگ عطاءالله خرم هستند. رادیو زمانه تأثیر «کلاغ‌ها» را در محبوبیت او با نقش «مرا ببوس» در مطرح شدن گل‌نراقی سنجیده است. رادیو فرانسه نیز همین دو ترانه را از ماندگارترین آثارش دانسته است. در فهرست ترانه‌شناسی، همکاری گسترده با جهانبخش پازوکی در دهه ۱۳۵۰ دیده می‌شود: «لب دریا»، «بابا رو بوس کن»، «برگرد برگرد»، «جان جان»، «گل» و «آروم آروم» از این جمله‌اند. تنظیم برخی از این آثار با ناصر چشم‌آذر و واروژان بوده است. ایرج جنتی عطایی نیز کلام چند قطعه از جمله «خط و نشون» و «لالایی» را برای صدای او نوشته است.

پس از انقلاب، در آلبوم «هفت ستاره / نمکی» (۱۳۶۵) آهنگ «جوونی» با ساخت فرید زلاند و تنظیم آندرانیک آمده است. آلبوم «همکلاسا» (۱۳۷۰) بیشتر با کلام و آهنگ پازوکی شکل گرفته و تنظیم‌هایی از منوچهر چشم‌آذر، کاظم عالمی و عبدی یمینی دارد. خود او «همکلاس‌ها» را نسبت به نخستین کار مهاجرت موفق‌تر می‌دانست.

مهاجرت، نارضایتی از صحنه لس‌آنجلس و سکوت

پس از انقلاب ۱۳۵۷، مانند بسیاری از خوانندگان و بازیگران پیش از انقلاب، به آمریکا رفت و ساکن لس‌آنجلس شد. در نخستین سال‌ها چند آلبوم استودیویی منتشر کرد. در گفت‌وگوی ۱۳۸۶ با رادیو فردا گفته است از چند آهنگ نخستین آلبوم آمریکایی‌اش راضی نیست، چون آن را در بدو ورود، با محدودیت مالی و در حال‌وهوای کوچ اجباری ساخته است. سپس از آلبوم «سکوت» و «همکلاس‌ها» یاد کرده و افزوده حتی آثار خوب آن مجموعه نیز او را کاملاً راضی نکرد. فضا را چنان دیده که یا باید از جریان مهمانی و بزن‌وبکوب پیروی کند یا دوباره ساکت بماند؛ تصمیمش همراهی نکردن با آن موسیقی بود.

حاصل این غیبت، گردآوری مصاحبه با چهره‌های پاپ فارسی بود. کتابی درباره موسیقی مدرن و پاپ ایران در دست تهیه داشت و با محمد نوری، حمید قنبری و نعمت مین‌باشیان گفت‌وگو کرده بود. رادیو فردا نیز تأکید کرده که او در تمام آن سال‌ها می‌کوشید چنین کتابی منتشر کند.

سبک خواندن را تغییر داد و نت‌ها و گام‌هایی را به کار برد که پیش‌تر کمتر استفاده کرده بود. همکار آهنگساز این مجموعه محمد شمس بود که تم‌های کلاسیک ایرانی و غربی را در هم آمیخت. به گفته خود سخایی، کار سه سال طول کشید و موسیقی با ارکستر سمفونی پاریس به‌صورت زنده ضبط شد. با این حال، به روایت رادیو فردا، هیچ‌یک از این آثار متأخر جای «کلاغ‌ها»، «لب دریا»، «دزد دل» و «گل» را در حافظه شنوندگان نگرفت.

رادیو فردا نوشته که در جایی به‌عنوان سخنگوی این ائتلاف ظاهر شد. پس از درگذشت مرضیه، در مراسم یادبود او در کالیفرنیا سخنرانی کرد.

از او دو دختر به نام‌های پرستو و لیلا به جا مانده است. در روز پنجشنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۰ برابر با بیست‌وهشتم آوریل ۲۰۱۱ در کالیفرنیا درگذشت. ویکی‌پدیا فارسی علت را سرطان خون دانسته؛ رادیو فرانسه از چند سال مبارزه با سرطان نوشته و بی‌بی‌سی به بیماری اشاره کرده است. گزارش‌ها سن او را میان هفتادوشش تا حدود هشتاد ذکر کرده‌اند که با اختلاف منابع درباره سال تولد همخوان است.

میراث منوچهر سخایی بیش از آن‌که در منطق کنسرت‌های پرفروش لس‌آنجلس باشد، در همان باریکه تاریخی است که پاپ فارسی تازه می‌خواست از رادیو عبور کند: صدایی نرم‌تر از ویگن، نزدیک‌تر به مایه‌های ایرانی، و مجموعه‌ای از ترانه‌های عاشقانه که نسل‌های بعد بارها بازسازی‌شان کردند. او آخرین بازمانده نسل اول خوانندگان آن سبک بود و با همان «کالسکه زرین» که ورودش را ممکن کرد، از صحنه کنار رفت.

این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمی‌شود.

خواننده‌های مرتبط