کامکارها؛ بزرگترین گروه موسیقی خانوادگی ایران و صدای کردستان
کامکارها، به کردی کامکاران، یک گروه خانوادگی از سنندج است که در منابع فارسی بارها «بزرگترین گروه موسیقی خانوادگی ایران» خوانده شده است. هفت برادر و یک خواهر، و بعد نسل دوم فرزندان، رپرتوار کردی را کنار ردیف و تصنیف فارسی گذاشتهاند و این ترکیب را از تالار وحدت تا باربیکن لندن و مراسم نوبل اسلو بردهاند. در گوشه نام گروه بهعنوان خواننده ثبت شده، اما کامکارها فقط آواز نیستند: ساز، آهنگسازی، چندصدایی و آموزش هم بخشی از هویتشان است. این مقاله متن ترانه و شعر قطعات را بازنشر نمیکند.
بنیان خانواده در سنندج
گروه در ۱۳۴۴ برابر ۱۹۶۵ در سنندج شکل گرفت. سرپرست نخست حسن کامکار، نوازندهٔ ویولن، بود و اعضای اولیه هوشنگ با آکاردئون، بیژن خواننده، پشنگ سنتور، قشنگ خواننده و ویولن، و ارژنگ تمبک. روایتهای انگلیسی میگویند تمرینهای نخست شبها کنار حوض کوچک خانه بود و اجراهای اول در باشگاه افسران، مدرسه و تالارهای همان شهر. بهتدریج با بزرگ شدن فرزندان، ارسلان با عود و اردشیر با کمانچه به جمع پیوستند و کنسرتهایی در شهرهای کردستان و ارومیه برگزار شد.
از ۱۳۵۰ بخشی از خانواده برای آموزش دانشگاهی به تهران آمد و در دانشکدهٔ هنرهای زیبا تحصیل کرد. ارژنگ در نقاشی هم درس خواند. این مهاجرت تحصیلی، کامکارها را از یک ارکستر محلی به شبکهٔ موسیقی کلاسیک ایران وصل کرد؛ شبکهای که در همان دهه گروههای شیدا و عارف را ساخت.
حسن کامکار بنیانگذار است و در فهرست اعضای کنونی گروه در دانشنامهٔ انگلیسی بهعنوان عضو پیشین آمده است. مدیریت هنری سالهاست با هوشنگ کامکار است: آهنگساز، تنظیمکننده و سرپرست. بیژن خوانندهٔ اصلی و نوازندهٔ تار، رباب، تمبک، دهل و دف است. پشنگ سنتور مینوازد و در روایت کرشمه زمانی رهبر اجرایی گروه و از مؤسسان شیدا بوده است. قشنگ، تنها خواهر همان نسل، سهتار و ویولن مینوازد و آموزش سهتار به زنان علاقهمند را ادامه داده است. ارژنگ تمبک، ارسلان بربط و ویولن، اردشیر کمانچه و قیچک، و اردوان سنتور را بر عهده دارند.
سالهای تولد اعضای نسل اول در زندگینامهٔ کرشمه آمده است: هوشنگ ۱۹۴۷، بیژن ۱۹۴۹، پشنگ ۱۹۵۱، قشنگ ۱۹۵۳، ارژنگ ۱۹۵۶، ارسلان ۱۹۶۰، اردشیر ۱۹۶۲، اردوان ۱۹۶۸. اردوان از چهارسالگی سنتور را نزد پدر آموخت، در کودکی در رادیو محلی ظاهر شد و بعدها تکنیک تازهای در سنتور پیش نهاد. ارسلان در ارکستر سمفونیک تهران ویولن نواخته و با اردشیر روی سمفونی «افسانهٔ سرزمین پدری» کار کرده است. اردشیر پس از آمدن به تهران در ۱۳۵۹، تنظیم سنتی را نزد محمدرضا لطفی و برادرش پشنگ ادامه داد و برای کمانچه قطعه و کتاب نوشت.
نسل بعد به گروه پیوست: نجمه تجدد، مریم ابراهیمپور و صبا کامکار در آواز؛ هانا کامکار دف؛ نیریز کامکار تار؛ سیاوش کامکار سنتور؛ سهراب کامکار سازهای کوبهای. در ۱۳۶۸ امید لطفی، فرزند قشنگ و محمدرضا لطفی، نوازندگی تار را بر عهده گرفت. این پیوستگی خونی و آموزشی توضیح میدهد چرا کامکارها برخلاف بسیاری از گروههای موقت دههٔ پنجاه، چند دهه روی صحنه ماندند.
شیدا، عارف و چاووش
پس از تهران، کامکارها زیر سرپرستی محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان به گروههای شیدا و عارف پیوستند. این دو گروه با آواز محمدرضا شجریان و شهرام ناظری کنسرتهایی گذاشتند که در تاریخ موسیقی کلاسیک پس از گلها نقطهٔ عطفاند. بعضی اعضا سابقهٔ کانون چاووش را هم دارند؛ کانونی که در سالهای انقلاب سرود و تصنیف اجتماعی ضبط کرد و هوشنگ کامکار در آثاری از مجموعهٔ چاووش، از جمله همکاری با ناظری در قطعات مستقل، سهم آهنگسازی داشت.
بیژن کامکار دف کردی را به رپرتوار کلاسیک ایرانی وارد کرد؛ نکتهای که زندگینامهٔ کرشمه برجسته میکند. صدای دف در تصنیف و چهارمضراب، رنگ کردستان را به سالنهای تهران آورد، بیآنکه گروه ردیف را رها کند. پشنگ از ۱۳۴۸ در مرکز هنر و فرهنگ سنندج سنتور درس میداد و با رادیو سنندج کار کرده بود؛ یعنی پیش از شهرت تهران، زیرساخت آموزشی خانواده در زادگاه شکل گرفته بود.
نخستین کنسرتهای رسمی با نام «گروه کامکارها» را دانشنامهٔ فارسی پس از فتوای آزادی موسیقی در ۱۳۶۷ در مجموعهٔ آزادی و تالار وحدت میداند: سه بخش موسیقی سنتی ایرانی، تکنوازی سنتور اردوان، و موسیقی کردی. منابع انگلیسی گاهی این اجرا را به «روزهای نخست پس از انقلاب» نسبت دادهاند؛ تاریخ دقیقتر فارسی همان ۱۳۶۷ است. از آن پس تورهای داخل و خارج به الگوی ثابت گروه بدل شد.
رپرتوار کردی و کلاسیک
رپرتوار کامکارها دو ستون دارد. ستون کردی از مقام و ترانهٔ محلی کردستان میآید: حماسه، عشق، اسطوره و روایتهایی که منابع انگلیسیشان را تا مادها عقب میبرند. ستون فارسی، دستگاه و تصنیف و بداهه است. در کنسرتها معمولاً یک نیمه به فارسی و یک نیمه به کردی اختصاص مییابد؛ الگویی که بیبیسی فارسی در گزارش تصویری کنسرت ۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۰ باربیکن هم ثبت کرد: نیمهٔ نخست هفت قطعهٔ فارسی بیشتر در مایهٔ اصفهان، با بداههٔ سنتور پشنگ و شعر حافظ و مولانا در «سرخوشان مست»، «گلبانگ رود»، «یار مرا» و «ساقیان»؛ نیمهٔ دوم با جامهٔ کردی، دمام صبا، دف بیژن و تمبک ارژنگ.
همکاری با شهرام ناظری خط کردی را در آلبوم هم ادامه داد. «کنسرت کامکارها ۷۶» با آواز ناظری و سرپرستی هوشنگ، مجموعهای از فولکلور کردی است؛ تنظیم قطعات با ارسلان، اردشیر و اردوان. چنین آلبومهایی گروه را از اجرای صرف خانواده فراتر برد و به پروژهٔ مشترک با ستارهٔ آواز کلاسیک تبدیل کرد.
آلبومهایی که دانشنامهٔ انگلیسی فهرست کرده شامل «زردی خزان»، «بهاران آبیدر»، «به یاد حافظ»، «شباهنگام»، «بارانه»، «دریا»، «به یاد صبا»، «افسانهٔ سرزمین پدری»، «آتش زنده» در ۱۹۹۶، «بلبل بالشکسته» در ۱۹۹۷، «نغمهٔ درامرها» و «کانی سپی» در ۱۹۹۹، «موسیقی کردستان»، «گلنشان»، «بیابان بیکران» و «خورشید مستان» است. «بلبل بالشکسته» را لیبل Real World پیتر گابریل در استودیوی ویلتشر ضبط کرد؛ معرفی ناشر آن را بیان نیرومند موسیقی کردی از یکی از گروههای پیشرو ایران خوانده است.
صحنهٔ جهانی: نوبل، بریو، باربیکن
در بیستم آذر ۱۳۸۲ برابر دسامبر ۲۰۰۳، گروه در اسلو به مناسبت اعطای جایزهٔ صلح نوبل به شیرین عبادی اجرا کرد. این حضور در منابع فارسی و انگلیسی تکرار شده و گروه را از مدار فستیوال جهانی به نماد فرهنگی دیپلماتیک برد.
در ۲۰۰۱ برای نخستین بار در ترکیه، در استانبول و دیاربکر، موسیقی کردی اجرا کردند؛ رویدادی که سایت world music نقطهٔ عطف منطقهای خوانده است. اجرا در شهرهای کردنشین عراق نیز در کارنامه آمده است. فستیوال WOMAD، سامر استیج نیویورک و تالارهای اروپا و آمریکا از دیگر ایستگاههاست.
پس از درگذشت لوچانو بریو، آکادمی سلطنتی موسیقی، ساوتبنک و London Sinfonietta در آوریل ۲۰۰۴ جشنوارهای در رویال فستیوالهال لندن برگزار کردند. برنامهٔ «نغمههای محلی» در ۲۵ آوریل کامکارها را در کنار موسیقی ارمنی ژیوان گاسپاریان و گروههایی از ساردنی آورد. هوشنگ کامکار دلیل دعوت را علاقهٔ شخصی بریو به موسیقی کردی دانست؛ بریو پیش از مرگ کنسرت گروه را در لندن دیده بود. اجرا با «گلاویژ» آغاز شد و «سنجانه»، «شیرین»، «قاسمخان»، «اورادخوانی» و «آلاله» ادامه یافت؛ دو قطعهٔ آخر از ساختههای هوشنگ با اجرایی تازه. بیبیسی هماهنگی، تنظیم و تبحر نوازندگان را ویژگی آن شب دانست و نوشت شاید کامکارها تنها گروه موسیقی ایرانی باشند که با معیار گروه در غرب حقیقتاً گروه نام میگیرند: همکاری طولانی، تمرین مداوم، و مهارت تخصصی. همان برنامه در آکسفورد، یورک، منچستر، بیرمنگام و ناتینگهام تکرار شد و پیش از انگلستان در فستیوال برلین هم اجرا شده بود.
در ۲۰۰۵ کنسرتینوی کمانچه با ارکستر سمفونیک مالمو در سوئد نمونهٔ دیگری از کار با ارکستر غربی بود. در خرداد ۱۳۹۵ گروه به دعوت یونیسف در باربیکن لندن به نفع کودکان آوارهٔ سوری اجرا کرد: نیمهٔ نخست آثار سمفونیک هوشنگ با ارکستر داکلندز به رهبری اسپنسر داون، از جمله پوئمسمفونی «امفال» دربارهٔ کشتار کردهای عراق، کنسرتینو آریو، آواز صلح، کنسرتینوی شبستانه برای کمانچه و «بهاران آبیدر» با تکنوازی ارسلان و اردشیر؛ نیمهٔ دوم موسیقی کردی با آواز بیژن. همان سال در تالار وحدت به نفع محک نیز روی صحنه رفته بودند.
دانشنامهٔ انگلیسی از بازگشت به صحنه پس از شش سال غیبت در یازدهم ژانویهٔ ۲۰۲۴ در سالن اسپیناس تهران با عنوان «آتش زنده» خبر داده است: آمیزهٔ موسیقی کردی، قطعات کلاسیک ایرانی و رنگ سازهای زهی و بادی غربی. در مهر ۱۳۸۶ جشن خانهٔ موسیقی از گروه تجلیل کرد و در شهریور ۱۳۹۷ فستیوال ققنوس نیز از آنان تقدیر نمود. زندگی و آثارشان در مستند نود دقیقهای محمدرضا عینی ضبط شده است.
آموزش، آهنگسازی هوشنگ و شنیدن در گوشه
در ۱۹۹۷ گروه از استادان دیگر دعوت کرد تا مؤسسهٔ موسیقی باز کامکارها را در تهران بنیاد کنند؛ نهادی که سایت world music نقش آن را در معرفی استعدادهای تازه مهم دانسته است. هوشنگ کامکار علاوه بر سرپرستی، آهنگساز پرکاری است: «پیروزی بهمن»، «گل همیشه بهار»، «خدا کشتی شهیدان»، «چشمههای آبیدر» و «به یاد حافظ» از ساختههای شناختهشدهٔ او در زندگینامهٔ کرشمه آمدهاند. صبا، دختر هوشنگ، در گزارش بیبیسی ۲۰۰۴ بهعنوان همخوانی که طراوت اجرا را زیاد میکرد معرفی شد.
برای شنوندهٔ گوشه، کامکارها را نباید با پاپ لسآنجلس یا با تکخوانی دستگاهی یکی کرد. آنچه میشنوید غالباً اجرای گروهی است: آواز بیژن در برابر همخوانی خانواده، دف و دمام در برابر سنتور و کمانچه، و چرخش میان فارسی و کردی. اگر قطعهای از ناظری با همراهی این خانواده باشد، همان خط فولکلور کردی است که در آلبوم ۷۶ ثبت شد. اگر نام هوشنگ بهعنوان آهنگساز بیاید، احتمالاً با چندصدایی و رنگ ارکسترال طرفید، نه با یک خط ملودی ساده.
کامکارها پروژهٔ یک نسل نیستند؛ پروژهٔ یک خانه در سنندجاند که به دانشکدهٔ هنرهای زیبا، به چاووش، به Real World و به تالار نوبل رسید و هنوز با نسل دوم روی صحنه میرود. در فهرست هنرمندان گوشه، «خواننده» برچسب ناقص اما راهگشایی است: راه ورود به کاتالوگ خانوادهای که ساز و آواز را از هم جدا نکرد.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.






