پریسا؛ ردیفدان آواز ایرانی از جشن هنر شیراز تا صحنهٔ جهان
معرفی
پریسا نام هنری فاطمه واعظی است؛ خواننده، ردیفدان و مدرس آواز ایرانی که در روایتهای متعدد یکی از برجستهترین صداهای زنانهٔ موسیقی دستگاهی نیمقرن اخیر دانسته شده است. او در ۲۵ اسفند ۱۳۲۸ برابر با ۱۶ مارس ۱۹۵۰ در شهسوار (تنکابن امروز) زاده شد. ژانر فعالیتش موسیقی سنتی و کلاسیک ایرانی است و در کنار آواز، با سهتار نیز آشنایی دارد. ناشرانی چون سیبیاس، نتورک مدین، کلن میوزیک و کرشمه در کارنامهٔ انتشار آثارش آمدهاند.
بنیاد فرهنگ او را پلی زنده به عصر طلایی سنت کلاسیک ایران خوانده و بر تسلط آوازی، عمق بیانی و سبک تفسیری متمایزش تأکید کرده است. یورونیوز در گزارشی به مناسبت اجرای باربیکن لندن، مسعود بهنود را نقل میکند که صدای پریسا را فرشتهٔ آسمانی موسیقی ایران نامیده و گفته با وجود دوری از صحنهٔ داخلی، جامعه دههها با این صدا زیسته است.
کودکی، مسابقهٔ مدارس و محمود کریمی
خود پریسا پدر را بزرگترین مشوق دانسته است: در دوران تحصیل هر برنامهٔ هنری که از او میخواستند، پدر مخالفت نمیکرد و تشویق میکرد. صدای خوش را منابع از پدر و پدربزرگ دانستهاند. در مسابقات هنری مدارس کشور در رشتهٔ آواز رتبهٔ نخست را میان دانشآموزان سراسر ایران بهدست آورد. محمود کریمی، مدرس ردیف و از داوران آن مسابقات، استعداد او را شناخت و آموزش دستگاهها و ردیف آوازی را آغاز کرد.
لوید میلر، پژوهشگر موسیقی ایرانی، روایت کرده که کریمی او را به کلاس بانوان برد و پریسا را در آن جمع شنید. میلر نوشته پیش از آن هیچ خوانندهٔ جاز یا کلاسیکی نشنیده بود که آنگونه آواز بخواند. کریمی، به نقل منابع انگلیسی، پریسا را امیدبخشترین شاگرد خود خوانده که میتواند همهٔ دستگاهها را با مهارت بازتفسیر و بداهه، چنانکه اجرای صحیح موسیقی ایرانی میطلبد، بخواند. آموزش نزد کریمی حدود ده سال در هنرستان موسیقی ملی تهران ادامه یافت. این دوره شالودهٔ ردیفدانی اوست؛ دانشی که بعدها تدریس و اجرای بینالمللیاش بر آن ایستاد.
وزارت فرهنگ و هنر
حدود دو سال پس از آغاز آموزش جدی، کریمی او را بهعنوان خواننده به وزارت فرهنگ و هنر معرفی کرد. بیبیسی فارسی آغاز زندگی حرفهای را حدود سال ۱۳۴۷ میداند؛ سالهایی که کنسرت در شهرستانها و تالارهای تهران، و همکاری جدیتر با رادیو و تلویزیون، جریان داشت. همکاری با وزارتخانه حدود پنج سال طول کشید. در این مدت برنامههای تلویزیونی، کنسرت در تهران و برخی شهرها، و سفرهایی با گروههای وزارتخانه برای معرفی موسیقی سنتی ایران در خارج برگزار شد. ویکیپدیای انگلیسی اجرا در ایران، پاکستان و افغانستان را در فاصلهٔ ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۵ ثبت کرده و از چهل کنسرت در چهل شهر فرانسه در ۱۹۷۳ برای معرفی هنر آواز کلاسیک ایران یاد کرده است.
در این سالها وزارتخانه گاه او را به سمت قطعات نیمهپاپ سوق داد و پریسا ناچار شد با سوءبرداشت از صدایش بهعنوان خوانندهٔ پاپ بجنگد. جدال رسانهای و پافشاری بر سنت، بهتدریج راه را برای حضور در کنسرتهای سنتیتر باز کرد تا سرانجام در سالهای پایانی جشن هنر شیراز به صحنهٔ اصلی موسیقی دستگاهی برسد. این کشمکش اداری، بخشی از روایت میلر و نمایههای بعدی است و نشان میدهد مسیر پریسا از ابتدا «طبیعی» و بیاصطکاک نبوده است.
مرکز حفظ و اشاعه، دوامی و جشن هنر شیراز
در سال ۱۳۵۲ با امیر افراز ازدواج کرد. منابع به سه فرزند به نامهای سارا، لیلا و دارا اشاره کردهاند. دارا پس از انقلاب، در ۱۳۶۳، زاده شد و بعدها در اجراهای مادر با دف و تنبک، و در مراسم جایزهٔ بیتا حتی با تار، همراهی کرد. پریسا گفته دو ماه پس از ازدواج، مرکز حفظ و اشاعهٔ موسیقی به ریاست داریوش صفوت از او دعوت به همکاری کرد. میلر روایت کرده که بورسیهٔ وزارتخانه مانع عضویت فوری او در مرکز بود تا آنکه پس از چانهزنی رسانهای، صفوت او را پذیرفت.
مرکز حفظ و اشاعه از ۱۳۴۷ با گردآوردن استادانی چون نورعلی برومند، سعید هرمزی، عبدالله دوامی و محمود کریمی، نسلی از هنرجویان را پرورش داد که بعدها به جنبش احیا در موسیقی ایرانی شهرت یافت. در همان فضا پریسا نزد عبدالله دوامی با شیوهٔ اجرای تصنیف قدیم و آواز سنتی آشنا شد. همنسلان مرکز، چنانکه بیبیسی و گزارش درگذشت مشکاتیان نیز یادآور شدهاند، کسانی چون حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان، محمدعلی کیانینژاد و داریوش طلایی بودند. همین جمع با آواز پریسا در جشن هنر شیراز به صحنه رفت.
او در سه دورهٔ جشن هنر شیراز شرکت کرد. کنسرت نوا با تصنیف «پیر فرزانه» به خوانندگی پریسا و همکاری گروه عارف در حافظیه، در روایت بیبیسی از کار مشکاتیان، اوج آن دوره دانسته شده است. کنسرت افشاری و کنسرت ماهور نیز از فعالیتهای گروه عارف و پریسا پیش از انقلاب ذکر شدهاند. علاوه بر شیراز، اجرا در تلویزیون، دانشگاه تهران، باغ فردوس و تئاتر شهر، و کنسرتهای متعدد خارجی در کارنامهٔ همان سالهاست. مارسل، تهیهکنندهٔ سیبیاس ایران، پس از شنیدن کار مرکز، سه نوار کاست تولید کرد که به صدر جدول تهران رسید.
آخرین اجرای پیش از انقلاب، حضور در فستیوال هنرهای نمایشی سنتی آسیا در ژاپن به حمایت بنیاد ژاپن بود؛ رویدادی متمرکز بر آواز برمه، هند، ایران، مغولستان و ژاپن. گزارشها در کتاب «آواهای موسیقایی آسیا» منتشر شد و یازده فیلم شانزدهمیلیمتری، آلبومی سهصفحهای و سیدی «هنر آواز کلاسیک ایران» از آن رویداد بهجا ماند. پریسا گفته همان زمان انقلاب شد، راههای هوایی بسته شد و حتی بازگشت به ایران ممکن نبود. پس از آن، به تعبیر خودش، در حدود بیستوششسالگی بازنشستهٔ اجباری شد.
سالهای سکوت و تدریس
پس از انقلاب ۱۳۵۷ تکخوانی زنان در فضای عمومی محدود شد و فعالیت اجرایی پریسا در ایران متوقف ماند. او برخلاف برخی خوانندگان زن مهاجرت نکرد و در تهران ماند. دلیل را چنین گفته که این موسیقی بیرون از کشور معنا ندارد؛ موسیقیای معنوی است با ریشه در فرهنگ عرفانی همین سرزمین، و ماندن فرصت فکر کردن به عمق آن را داد. سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۴ را ویکیپدیای انگلیسی صرف پژوهش، تدریس ردیف آوازی، مشارکت در کتاب «هنر موسیقی ایرانی» اثر ژان دورینگ و سیدی همراه «گلچین موسیقی ایرانی» دانسته است.
از سال ۱۳۷۰ مرکز حفظ و اشاعه او را برای تعلیم آواز به بانوان دعوت کرد. مدت کوتاهی آنجا تدریس کرد و سپس بهدلیل مسائل پیشآمده بیرون آمد و آموزش را در خانه ادامه داد. در گفتوگو با ماهنامهٔ زنان (بهمن ۱۳۷۰) از شاگردانی سیزده تا سیساله گفته که با وجود نبود چشمانداز اجرای عمومی، «برای دل خودشان» میآیند. وقتی کنسرت بانوان برای بانوان مجاز شد، از آن استقبال نکرد: به اعتقاد او این موسیقی با جنسیت سروکار ندارد و با روح انسان کار دارد. همان موضع را سالها بعد در لندن تکرار کرد.
بیبیسی سه مقطع برای زندگی هنری او قائل است: جوانی و وزارت و مرکز تا پیش از انقلاب؛ سالهای سکوت پس از انقلاب؛ و فعالیت دههٔ هفتاد به بعد در کنسرتهای خارج. تلاشهای دورهٔ وزارت ارشاد خاتمی به چند اجرای خصوصی در منازل شمال تهران محدود ماند و به صحنهٔ عمومی داخل نرسید.
بازگشت به صحنه از ۱۹۹۵
پس از حدود پانزده سال سکوت صحنهای، در ۱۹۹۵ با اجرا در انگلستان، فرانسه، آلمان، سوئد، سوئیس و هلند بازگشت و آلبوم «بازآمدم» از آن برنامهها منتشر شد. سال بعد در فستیوال صدای مقدس فرانسه، سه خواننده نمایندگی سنت آوازی یهودی، مسیحی و اسلامی را بر عهده داشتند. رادیو فرانسه و رادیو دانمارک او را دعوت کردند؛ سیدی «شرح عشق» با حسین عمومی (نی) و سام (دف) از همان فضا برآمد. تئاتر دویل پاریس و رویال فستیوالهال لندن نیز در ۱۹۹۶ با همین ترکیب اجرا شد.
در ۱۹۹۷ در «شب صدای زن» فستیوال تابستان بورژ فرانسه خواند. ۱۹۹۸ فستیوال «زن در سنتها» در کوئین الیزابتهال لندن و تور بزرگ آمریکا و کانادا را در پی داشت؛ اجراهایی که بعداً در دو آلبوم شرح عشق (اصفهان و نوا) با عمومی و پژمان حدادی منتشر شد. شهرهایی چون نیویورک، فیلادلفیا، واشنگتن، آتلانتا، سندیگو، سیاتل، سانفرانسیسکو، لسآنجلس، ونکوور، تورنتو و مونترال در فهرست تور آمدهاند. ۱۹۹۹ نوبت استرالیا و فستیوالهایی در فرانسه و مونیخ بود.
از ۲۰۰۲ همکاری با داریوش طلایی در فستیوال جادهٔ ابریشم اسمیتسونین و تور آمریکا، و سپس همکاری گسترده با گروه دستان آغاز شد. بیبیسی درخشانترین دورهٔ فعالیت خارجی را همین همکاری با دستان از اکتبر ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۸ میداند. آلبوم «شوریده» در ۲۰۰۳ و «گل بهشت» در ۲۰۰۵ را شرکت نتورک منتشر کرد. تورهای اروپا و آمریکای شمالی، فستیوال فز مراکش، و اجرا در مادرید بخشی از همان سالهاست.
از ۲۰۰۸ پروژهٔ «سادگی» با ایمان وزیری (تار) و علی رحیمی (تنبک) در آلمان منتشر شد و در فستیوال صدای زنان بروکسل، فلورانس، بارسلونا، پاریس، رن و دوسلدورف ادامه یافت؛ در برخی اجراها احسان ذبیحیفر کمانچه نواخت. ۲۰۰۹ در فستیوال آوای جهان اسلام در آسیا سوسایتی نیویورک، سانتاندر اسپانیا و اوپسالا سوئد خواند. ۲۰۱۲ تور غرب آمریکا و کانادا با گروه همنوازان، ۲۰۱۳ کارنگیهال و تور شرق با دستان و مسترکلاس در لسآنجلس، ۲۰۱۴ فستیوال صداهای ممنوعه در فرانسه با وزیری و مجید خلج، ۲۰۱۵ موزهٔ متروپولیتن نیویورک به مناسبت نمایشگاه تنبور مقدس، و ۲۰۱۶ باربیکن لندن در برنامهٔ بزرگداشت مولانا، حلقههای بعدی این زنجیرهاند.
آموزش دانشگاهی و جایزهٔ بیتا
در بهار ۲۰۱۷ دانشکدهٔ هنر و علوم انسانی دانشگاه کالیفرنیا در سندیگو، با مؤسسهٔ چهرهآزاد، پریسا را بهعنوان استاد مهمان برای تدریس ردیف موسیقی ایرانی دعوت کرد. بیبیسی در گزارش نوامبر ۲۰۱۸ نوشته بود که او پس از این دعوت در همان منطقه اقامت دارد؛ حال آنکه منابع کهنتر محل زندگی را تهران دانستهاند. آنچه مسلم است دعوت دانشگاهی و کاهش نسبی فعالیت اجرایی در سالهای اخیر است، نه جزئیات قطعی اقامت در هر لحظه.
در نهم نوامبر ۲۰۱۸ جایزهٔ بیتا در یازدهمین دوره، در بخش مطالعات ایرانی دانشگاه استنفورد، به او اهدا شد. بیبیسی این رخداد را تازهترین فعالیت شاخص آن زمان خواند. بنیاد فرهنگ بعدها از میزبانی ۲۰۱۹ و بازگشت نادر برای اجرای «پیر فرزانه» با ارکستر ایرانشهر به رهبری شهاب پرنج، بر شعر حافظ و آهنگ حسین علیزاده، در چارچوب کنسرت نوروز ۲۰۲۶ در رویسهال دانشگاه کالیفرنیا یاد کرد. همان منبع ممنوعیت اجرای عمومی در ایران را بیش از چهلوهفت سال دانسته است.
آلبومهای منتشرشده در فهرستها شامل تصنیفهای پریسا، بازآمدم، موسیقی اصیل ایرانی با آهنگسازی عباس خوشدل، نوا و ماهور با آهنگسازی حسین علیزاده، دو شرح عشق، شوریده، گل بهشت، سادگی و «احوال دل» با گروه همنوازان ساختهٔ سعید فرجپوری است.
نگاه به آواز و میراث
پریسا موسیقی سنتی ایران را بر پایهٔ احساسات معنوی میداند و میگوید موسیقیدان قدیم بیشتر به نیازهای روح توجه داشت. این نگاه را با الهام از تعلیمات نورعلی الهی و فضای فکری داریوش صفوت توضیح داده است.
منابع او را با بداهه در چارچوب دستگاه، ظرافت تحریر، و امتناع از تفکیک جنسیتی مخاطب میشناسند. آنچه نباید ساخت، روایتی رمانتیک بدون قید است: مسیرش با بورسیه، جدال اداری، بازنشستگی اجباری، کلاس خانگی و تورهای حسابشده ساخته شده؛ و همین مسیر مستند، برای شناخت پریسا کافی است.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.






