شهرام آذر و گروه سندی؛ پاپ بندری، تکنو و نخستین رپ فارسی
هویت و آغاز در آبادان
شهرام خسروشاهی آذر، که مخاطبان فارسیزبان او را بیشتر با نام هنری سندی میشناسند، در دوم مرداد ۱۳۳۶ در آبادان به دنیا آمد. ویکیپدیای فارسی و انگلیسی همین تاریخ را ثبت کردهاند. این هنرمند را نباید با شهره آذر یا با اعضای گروه بلککتس اشتباه گرفت. بلککتس را شهبال شبپره بنیاد نهاد و شهرام شبپره از مؤسسان اولیه آن بود؛ شهرام آذر در آن فهرست اعضا نیست. در گفتوگوی بیبیسی فارسی در بهمن ۱۳۸۵، از او پرسیدند آیا میخواهد مانند بلککتس خواننده تربیت کند و گروههای دیگری را زیر نظر بگیرد. پاسخ داد به آن شکل که معلم و رئیس کسی باشد نه؛ اگر استعدادی ببیند کمک میکند و میفرستد دنبال کارش. این پرسش خود نشان میدهد مخاطبان گاهی دو مدار پاپ مهاجر را با هم خلط میکنند، اما کارنامه او مسیر جداگانهای است: جنوب ایران، آلمان، سپس حومه لسآنجلس، با محور کیبورد و ریتم بندری.
او خوانندگی را از سالهای مدرسه آغاز کرد. بیتوته روایتی از جشن ششم دبستان ثبت کرده که برای خواندن شعر انتخاب شد و از اضطراب گریست. در دبیرستان سراغ ساز رفت و در مسابقات خوزستان و کشوری شرکت کرد. پس از تحصیل عازم تهران شد و در هنرستان عالی موسیقی ادامه داد. همزمان بهعنوان نوازنده ارگ با خوانندگانی چون نوشآفرین، بتی و شاهرخ همکاری داشت و در استودیوها ضبط میکرد. بیتوته ساخت قطعهای به نام «هله دان دان» برای بتی را در نوزدهسالگی ذکر کرده است. ویکیپدیای انگلیسی نیز همکاری پیش از انقلاب با بتی، شاهرخ و نوشآفرین را آورده و پس از انقلاب از همکاری نزدیک با ابی در تنظیم و کنسرت سخن گفته است.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ و بسته شدن هنرستان و محدودیت اجرا، به آبادان بازگشت. در سالهای جنگ ایران و عراق در اندیمشک اقامت داشت و در ۱۹۸۴ به آلمان مهاجرت کرد. در آنجا مدتی با شرکتی به نام آرواندا کار کرد. بیتوته ادعا کرده قطعهای به نام «های هو» جزو آثار پرمخاطب آلمان شده؛ این ادعا در منابع خبری مستقل بهتفصیل تأیید نشده و باید با احتیاط خوانده شود. آنچه مسلم است، شکلگیری گروه سندی در فرانکفورت سال ۱۹۸۷ است.
بنیاد گروه سندی
شهرام آذر در گفتوگوی بیبیسی گفته گروه را همراه بهزاد پیشرو، رضا زمینی (در همان گفتوگو رضا سمیری نیز آمده) و احمد عبداللهی راه انداختند. هدف، سبکی متفاوت با پاپ محجوب آن سالهای مهاجرت بود. در آغاز آهنگ دیگران را کاور میکردند اما اجرای صحنه را عوض کردند؛ بعد سراغ ساخت اثر خود رفتند. نام «سندی» از واژه سند به معنی شن گرفته شد، چون اعضا جنوبنشین بودند و میخواستند حالوهوای ساحل و دریا در اسم بماند؛ خود او افزوده که این نام حس خاکی و خودمانی هم میدهد.
بهزاد بلور در گزارش مرداد ۱۳۸۶ بیبیسی، سابقه گروه را به موهای پفدار، کتهای شانهپهن و ساحل خلیج فارس پیوند داده و نوشته سندی ریتم بندری واقعی را، که تا پیش از آن اغلب بهصورت ششوهشت تهرانی شنیده میشد، به موسیقی روز ایرانی منتقل کرد. به گفته او کارهای بندری گروه از بستکیهسلطانیز بحرین تأثیر گرفته و اگر سندی نبود، بسیاری از «هلهله»های پاپ بعدی شکل نمیگرفت. این ارزیابی ژورنالیستی است، اما با ادعای خود گروه درباره اصالت جنوبی همخوان است: دست زدن و شور اجرا را از مهمانیهای آبادان به صحنه آوردند.
اعضای ثابت در طول دههها عوض شدهاند. خود شهرام در گزارش ۲۰۰۷ گفته زندگی مهاجرت معلوم نیست؛ یکی به کشور دیگری میرود و دیگری نمیتواند بیاید. وقتی از آلمان به آمریکا آمدند، بخشی از اعضا نماندند. در همان سال ترکیب صحنه شامل کارلو باباخانیان (درام)، بهزاد پیشرو (که فاصله جغرافیایی داشت و قرار بود ملحق شود)، الویر واروژان و خشایار (کیبورد)، راس رایت (بیس) و سام سهرابی (پرکاشن) بود. ویکیپدیا ترکیب متأخر را شهرام آذر، خشایار آذر، بهزاد پیشرو و سام سهرابی ثبت کرده است.
خشایار، پسر ارشد، از چهارپنجسالگی ارگ میزد و پس از فارغالتحصیلی دبیرستان حدود سال ۲۰۰۲ رسماً به گروه پیوست. در آلبوم «سبک سنگین» دو قطعه ساخت؛ یکی را خود خواند و دیگری را با پدر همخوانی کرد. شهرام در همان گفتوگو گفته کار خودش بیشتر استودیویی و فنی است و خشایار در روابط عمومی و ارتباط با نسل جوان قویتر است.
سبک: بندری، تکنو، رپ و موضوع اجتماعی
سبک سندی در منابع معتبر تلفیقی از پاپ، تکنو، بندری و رپ توصیف شده است. گروه از نخستین مجموعههایی بود که ازدواج، اعتیاد و مهاجرت را موضوع ترانه کرد. شهرام آذر بسیاری از شعرها را خود میگوید و گاه با ترانهسرایانی چون پاکسیما زکیپور کار کرده است. در آلبومهای بعدتر، به گفته خودش، کار ترانهسرایان داخل ایران هم آمده است. وقتی مخاطبان پرسیدند چرا در آلبومی تازه از مسائل اجتماعی فاصله گرفته و به عاشقانه نزدیک شده، پاسخ داد عشق شنونده بیشتری دارد و محدود کردن کار به مضمون اجتماعی طیف مخاطب را تنگ میکند.
او خود را نخستین کسی میداند که رپ را در موسیقی ایرانی جا انداخته و قطعه «برو بابا» را در ۱۹۸۸ از نخستین رپهای فارسی شمردهاند. «پری» نیز در همین ردیف آمده است. در گفتوگوی ۲۰۰۷ درباره رپ داخل ایران گفت این جریان هنوز در جامعه فراگیر نشده؛ اهمیت رپ در مفهوم شعر است اما شنونده ایرانی بیشتر به ملودی توجه میکند. خشایار افزود با بسیاری از گروههای داخل در تماساند و برخی الفاظشان با فرهنگ رایج جور نیست. این موضع، سندی را هم پیشگام و هم منتقد نسل بعد رپ فارسی نشان میدهد.
تأثیر خوزستان را صریح بیان کرده است: با موسیقی بندری بزرگ شده و تلفیق آن با سبکهای روز، هم میان ایرانیان و هم در کشورهای عربی شنونده پیدا کرده است. به نظر او بندری ظرفیت بینالمللی دارد چون عناصری از موسیقی آفریقایی و آمریکای لاتین در آن هست. بلور نوشته در دیسکوهای غیرایرانی هم قطعه «دختر اهوازی» را پخش کردهاند و خارجیها رقصیدهاند. قطعه «طلاق» در منابع انگلیسی نمونه ترکیب بندری با سینتیسایزر مدرن دانسته شده است.
از نظر تولید، شهرام آذر خواننده، آهنگساز، تنظیمکننده، تهیهکننده و ترانهسرای اصلی گروه است و کیبورد ابزار تخصصیاش. منابع فارسی او را از کیبوردیستهای مهم پاپ ایران خواندهاند. پس از دیجیتال شدن کار، استودیو را به خانه برد؛ از صبح تا غروب، جز یکشنبهها که با خانواده میگذراند و به گفته خودش باغبانی میکند. در ۲۰۰۷ حدود دو سال بود که دویست کیلومتر بیرون لسآنجلس، در منطقهای آرام، زندگی میکرد و از ساختمان بلند بیزار بود. همانجا گفت ۲۳ سال است به ایران برنگشته؛ به او گفتهاند میتواند بیاید، اما میخواهد جایی برود که بتواند کار کند و نگران است نگذارند برگردد.
آلبومها و کار برای دیگران
ترانهشناسی گروه از آغاز دهه ۱۹۹۰ متراکم است. «تو واسم تک هستی» (۱۹۹۱، کریس رکوردز) قطعاتی چون «خانوم بزرگ» و «کبوتر» با شعر اردلان سرفراز دارد. «بگو دوستم داری» (۱۹۹۳) و «دختر حاجی الماس» (۱۹۹۴) از پارس ویدئو آمدند و «برو بابا» در دومی ثبت شده است. «دینگدنگ» (۱۹۹۵) و «کبری» (۱۹۹۶) از کلتکس، فضای کلابی و بندری را گسترش دادند؛ «دختر اهوازی» در همین مدار شنیده شد. «خواننده تاپ» (۱۹۹۸)، «رقص جوونا» (۲۰۰۰) با حضور خشایار در قطعهای، «تق» (۲۰۰۴) با قطعات رواییتر، و «سبک سنگین» (۲۰۰۶، آونگ) زاویه الکترونیکتری از کار را نشان دادند. خشایار گفته اسم آلبوم از همین تصمیم آمده که کار را اینبار «سبکسنگین» کنند و کلام ملودیکتر از رپ منقطع قبلی باشد. «ایستگاه هفت» در ۲۰۱۴ و «۲۲» در ۲۰۲۱ ادامه همین خط در دهههای بعدند. تکآهنگهایی با مضامین اجتماعی و میهنی نیز در فهرست ویکیپدیا آمده است.
اهمیت شهرام آذر فقط در آلبومهای سندی نیست. فهرست تنظیم و آهنگسازی برای دیگران در منابع فارسی بلند است: چند قطعه برای ابی از ساختههای اسفندیار منفردزاده، «خوشگل بندری» برای شهرام شبپره، کارهایی برای حسن شماعیزاده، نوشآفرین، بتی، شهره، لیلا فروهر، بیژن مرتضوی، افشین، هنگامه، سپیده، و کامران و هومن. برای پیروز نیز تنظیم «پندار نیک» و «میخندی» ثبت شده است. پیروز خواننده سابق بلککتس بود؛ این همکاری تنظیمکننده و خواننده است، نه عضویت آذر در آن گروه. ابی در اظهارنظری ویدئویی که ویکیپدیا به آن ارجاع داده، شهرام را «کمر ارکستر» خوانده و گفته یک دانه بود و بقیه ارکستر را با خود میکشید. گروه سندی در آلمان با ابی همکاری کرد و به روایت منابع، اجرای زنده کنسرتهای ایرانی را با تنظیمهای تازه عوض کرد.
در فصل اول و دوم برنامه استعدادیابی «استیج» شبکه منوتو، شهرام آذر از چهار داور و تهیهکننده اصلی موسیقی بود.
درباره زندگی خانوادگی، منابع از همسر و چند فرزند سخن گفتهاند. بیتوته نام همسر را شیلا و فرزندان را خشایار، کوروش و نیکی نوشته؛ ویکیپدیای انگلیسی چهار فرزند ذکر کرده و بیبیسی در ۲۰۰۷ از سه فرزند گفته است. عدد دقیق در منابع یکی نیست، اما حضور خشایار در گروه و اشاره به کوروش در قطعهای از آلبوم «تق» مستند است. در همان گفتوگوی بیبیسی شایعه وزارت فرهنگ پدر را رد کرد و گفت مشکل اقامت آمریکا دارد و به همین دلیل نمیتواند از آمریکا خارج شود.
جایگاه در پاپ مهاجر
جایگاه سندی را بهتر است با سه محور سنجید. محور نخست، انتقال حس بندری جنوب به پاپ استودیویی دهه شصت و هفتاد خورشیدی در اروپا و آمریکاست؛ کاری که پاپ تهرانجلس غالباً با ریتم دیسکو و ششوهشت تهرانی پیش میبرد. محور دوم، ورود زودهنگام گفتار رپ و مضمون اجتماعی به ترانه فارسی است، پیش از آنکه هیپهاپ داخل کشور جریان مستقل شود. محور سوم، نقش او بهعنوان کیبوردیست و تنظیمکننده پشت صحنه برای ستارههای دیگر است؛ نقشی که کمتر از صدای «دختر اهوازی» دیده شده اما در فهرست همکاریها پررنگ است.
او در پاسخ به این پرسش که آیا برای موفقیت باید به لسآنجلس رفت، گفت همهجای دنیا میشود خواننده شد و سندی کار را در آلمان شروع کرد و سه آلبوم آنجا ساخت. این جمله با جغرافیای واقعی کارنامه همخوان است: آبادان، تهران هنرستان، فرانکفورت، سپس کالیفرنیا. مشکل بزرگ پاپ ایران را کمبود هنرمند تولیدکننده و زیادی اجراکننده دانسته است؛ کسانی که شعر و آهنگ و ساز را خود انجام نمیدهند. کارنامه خودش را میتوان تلاش برای ایستادن در سمت تولید دانست، حتی وقتی مخاطب بیشتر رقص و هلهله را به یاد میآورد.
شنیدن در گوشه
در گوشه، شنیدن شهرام آذر یعنی شنیدن گروه سندی بهاضافه لایهای از تنظیمهای او برای دیگران. اگر بخواهید بفهمید چرا این صدا جنوبی است، از آلبومهای اوایل دهه نود میلادی و قطعات بندری مشهور شروع کنید، بعد «دینگدنگ» و «کبری» را بگذارید تا لایه تکنو و کلاب را بشنوید. برای وجه اجتماعی و رپ، «برو بابا» و قطعات همدورهاش کافی است، اما برای دیدن چرخش ملودیکتر باید «سبک سنگین» را کامل شنید؛ آلبومی که پدر و پسر در آن تقسیم کار تازهای نشان دادند. «رقص جوونا»، «تق» و «ایستگاه هفت» سه ایستگاه بعدترند: یکی هنوز مهمانی جنوب است، دومی روایت و دیالوگ استودیویی را بیشتر میکند، سومی کار را در دهه ۱۳۹۰ ادامه میدهد.
تنظیمهای او برای ابی و شهرام شبپره را میتوان جدا از آلبومهای سندی شنید تا نقش کیبوردیست پشت ستارههای بزرگتر روشن شود. همکاری با پیروز و کامران و هومن نیز همان پل اشتباهگیری با بلککتس است: مدار تنظیم لسآنجلس، نه عضویت در گربههای سیاه.
گوشه برای این هنرمند بایگانی پاپ جنوبمهاجر است. سندی خواننده تکستاره به معنای کلاسیک دهه پنجاه نیست؛ پروژه گروهی است که اعضایش عوض شدهاند اما امضای کیبورد و بندری مانده است. ارزش فهرست آثار در توالی جغرافیا و ریتم است: از هنرستان تهران تا فرانکفورت، و از هلهله آبادان تا استودیوی خانگی حومه لسآنجلس.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.






