ترانه مکرم؛ از شعر سپید تا ترانه پاپ و سالهای ممنوعیت
زندگی و آغاز
ترانه مکرم در سهشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۵۹ در تهران به دنیا آمد. منابع او را شاعر، نویسنده، ترانهسرا و مترجم معرفی میکنند و تحصیلاتش را مترجمی زبان انگلیسی دانستهاند. این جزئیات کنار هم معنا دارند: ورود او به ترانه از مسیر شعر نو و سپید بوده، نه از استودیوی پاپ. از سال ۱۳۷۲ سرودن را با شعر نو و سپید آغاز کرد و دو مجموعه به نامهای «سالار» و «ترانهنامه» فراهم آورد. این دو عنوان در زندگینامههای او تکرار شدهاند، هرچند انتشار تجاریشان به اندازه کتابهای بعدی مستند نیست. همزمان در مجلهها، هفتهنامهها، نشریات دانشجویی و وبنوشتی با نام «ترانهسازان» درباره ترانه مینوشت. خودش ترجمه آثار ادبی انگلیسی را نه کار حاشیهای، بلکه تمرینی برای نگاه به ترانه دانسته است: خواندن شاعران و نویسندگان معاصر جهان را به کار ترانه پیوند میزند.
نخستین حضور مستند در موسیقی پاپ، سال ۱۳۷۹ و قطعه «یه روز برفی» با صدای محمدرضا عیوضی است. فاصله میان شروع شعر در ۱۳۷۲ و این کاست، حدود هفت سال است. در این فاصله او هنوز ترانهسرای بازار نیست؛ شاعر جوانی است که به زبان ترانه نزدیک میشود. انتخاب عیوضی برای نخستین اجرا، او را از همان ابتدا در مدار پاپ داخل کشور گذاشت، نه در مدار آواز سنتی. پس از آن، نامش روی آثار خوانندگانی از نسلها و جغرافیاهای مختلف نشست: محمد اصفهانی، خشایار اعتمادی، مهدی مقدم، سیروان خسروی، محسن چاوشی، معین، سیاوش شمس، شهرام کاشانی، بابک جهانبخش، رضا صادقی و دیگران. فهرست آهنگسازان و تنظیمکنندگانی که منابع برای همکاری با او ذکر کردهاند نیز گسترده است: فرخ آهی، شوبرت آواکیان، داریوش تقیپور، شهیاد، بهروز صفاریان، نیما نورمحمدی، فرد میرزا. این پراکندگی نامها، بیش از ستایش کمّی، نشان میدهد مکرم به یک خواننده یا یک استودیو وابسته نماند.
در بهار ۱۳۸۷ نخستین کتاب ترانه را با نام «طلوع من» در نمایشگاه کتاب عرضه کرد. ناشر این مجموعه در فهرست علمنت انتشارات شانی ثبت شده است. سال ۱۳۸۹ دومین مجموعه، «ساعت ۹»، از نشر ریرا منتشر شد. سومین مجموعه، «خدا رو چه دیدی»، از نشر نیماژ آمد؛ ویکیپدیا سال ۱۳۹۵ را نوشته و فهرست کتاب علمنت سال ۱۳۹۷ را. اختلاف دو سال در فهرست کتابخانهای غیرعادی نیست و باید آن را اختلاف ثبت دانست، نه دو کتاب جدا. سال ۱۳۸۷ نیز بهعنوان یکی از برگزیدگان دور نخست سومین دوره جشنواره ترانههای «سرزمین مادری» معرفی شد. در کتاب «از لالهزار تا جمهوری» به گردآوری مهدی موسوی، ترانههای او کنار آثار دیگران آمده است. این مسیر موازی کتاب و استودیو، او را از ترانهسرای صرفاً سفارشی جدا میکند: متنها پیش از آنکه فقط در تیتراژ آلبوم باشند، در صفحه کتاب هم منتشر شدهاند.
مسیر هنری
اگر بخواهیم کارنامه صوتی او را به چند گره تقسیم کنیم، یکی از گرهها «طلوع» با صدای معین است. آلبوم «طلوع» معین در ۱۳۸۶ از امزیام رکوردز منتشر شد و یازده قطعه داشت. معین در این مجموعه هم با عوامل خارج از ایران کار کرد و هم با ترانهسرایان جوان داخل، از جمله بابک صحرایی، اهورا ایمان و ترانه مکرم. قطعه «طلوع» را مکرم سروده و بابک زرین آهنگ ساخته و تنظیم کرده است. منابع همین ترانه را از برجستهترین آثار او دانستهاند. اهمیت تاریخیاش فقط محبوبیت نیست؛ نشان میدهد در نیمه دهه هشتاد، خوانندهای با سابقه طولانی لسآنجلس حاضر شد متن ترانهسرای داخل را روی آلبوم رسمی بگذارد. معین در مصاحبهای گفته بود از کارهای قدیمی فاصله نگرفته اما به نوگرایی روی آورده است. «طلوع» مصداق همان ادعا در سطح عوامل است.
گره دوم، همکاری با سیروان خسروی است. «ساعت ۹»، «تکرار»، «تو مریضی» و «امروز میخوام بهت بگم» در ترانهشناسی او با صدای سیروان ثبت شدهاند. «تو مریضی» را زانیار خسروی ساخته و سیروان تنظیم کرده است. نام کتاب دوم مکرم نیز «ساعت ۹» است؛ یعنی یک عنوان، هم روی جلد کتاب رفته و هم روی قطعه پاپ. این همپوشانی نشان میدهد او متن را از استودیو جدا نمیدید. در مدار نزدیک به سیروان، نام او روی آثار امین نیکو، مهدی اسدی و علیرضا قمیشی هم آمده است. گره سوم، محمد اصفهانی است: «با تو» را خود اصفهانی ساخته و مهراد شریف تنظیم کرده، و «معجزه» را پوریا حیدری ساخته است. حضور در کارنامه اصفهانی، مکرم را به پاپ رسمیتر و صدای نزدیک به آواز هم وصل میکند.
گره چهارم، سینما و پاپ دراماتیک است. «خیانت» با صدای محسن چاوشی، از ترانههای فیلم «سنتوری» ذکر شده و تنظیم اردوان کامکار در منابع آمده است. «پشت صحنه زندگی» را گروهی از خوانندگان، از جمله چاوشی، فرزاد فرزین، امید عامری، مهدی مدرس و مهدی مقدم، اجرا کردهاند؛ آهنگ از چاوشی و تنظیم از نوید سپهر است. «خدا رو چه دیدی» با صدای رضا صادقی در ۱۴ آذر ۱۳۸۸ منتشر شد. سایت رسمی صادقی شعر را از مکرم، آهنگ و تنظیم را از محمدرضا چراغعلی، و تولید را از ایران گام ثبت کرده است. همین عنوان بعداً نام کتاب سوم شد. «احساس رؤیایی» و «درگیر ظاهر» نیز با صادقی در فهرست هستند. این تکرار عنوان میان کتاب و تکآهنگ، روش کار اوست: متن را هم بهعنوان شعر قابل چاپ میبیند و هم بهعنوان کالای استودیو.
در گفتوگو با ایران آرت به نقل از ایلنا، مکرم گفته است حدود نه سال ممنوعالکار بوده و اجازه فعالیت رسمی در موسیقی نداشته است. او خود را در مصاحبهای «ممنوعالکارترین» ترانهسرای ایران خوانده است. نخستین ترانهاش برای عیوضی بوده و بعد با اصفهانی، اعتمادی، چاوشی، سیاوش شمس، معین و شهرام کاشانی کار کرده است. ایرانوایر نوشته ترانه «ای آسمان» را نیز برای کویتیپور در آلبوم «غریبانه ۲» سروده و نقل کرده که برای ترانه مذهبی تشویق نشد، اما برای کار با خوانندگان لسآنجلسی تنبیه شد.
سبک و نگاه
مکرم در گفتوگوی ایران آرت، مسیر ترانه در ده سال پیش از مصاحبه را رو به رشد و دو سه سال اخیر آن زمان را نزولی توصیف کرده است. علت را نگاه بازاری اهالی موسیقی دانسته و گفته ضربه اصلی به ترانه خورده، بیشتر از آهنگسازی و تنظیم. او از ترانههایی انتقاد کرده که حتی یک بیت سالم ندارند و با این حال در فهرست بهترینهای سال جا میگیرند. مخاطب را مقصر اصلی ندانسته؛ گفته همان مردم با ترانههای ماندگار خاطره دارند. در همین گفتوگو مفهوم «آهنگسالاری» را در برابر «خوانندهسالاری» گذاشته است: شرکتها و آهنگساز طرف قرارداد، قطعه را انتخاب میکنند و خواننده را قراردادی به اجرا وامیدارند؛ در نتیجه عمر اثر به یک هفته یا یک ماه میرسد. این تحلیل، موضع صنفی اوست، نه توصیف فنی وزن و قافیه.
او گفته برخی ترانهسرایان خود خواننده میشوند چون برای متن احترام قائلاند و مخاطب کافی پیدا نمیکنند. جمله صریحترش این بوده که زنان نمیتوانند خواننده شوند و اگر مرد بود، خودش ترانههایش را میخواند. این جمله را باید در بافت پاپ رسمی ایران خواند، جایی که مجوز خوانندگی زن محدودیت دارد. همچنین از ورود خوانندهها و آهنگسازها به ترانهسرایی انتقاد کرده و دلیل را صرفهجویی در هزینه و اعتمادبهنفس بیش از حد دانسته است. نام نیلوفر لاریپور را در کنار خود آورده که «درس این کار را خواندهاند». این تأکید بر آموزش، با سابقه شعر سپید و تحصیل ترجمه سازگار است: مکرم ترانه را شغل تجربی صرف نمیداند.
از نظر مضمون، آثار شناختهشدهاش بیشتر عاشقانه شهریاند: خطاب، انتظار، رفتن، ماندن. «طلوع» در آلبوم معین در کنار قطعات بابک بیات و صادق نوجوکی نشسته و نشان میدهد متن او برای صدای جاافتاده هم قابل استفاده بوده است. «ساعت ۹» با سیروان به پاپ ریتمیک دهه هشتاد نزدیک است. «خدا رو چه دیدی» با چراغعلی، ملودی احساسیتری دارد. تنوع آهنگساز در کارنامه او بیش از تنوع مضمون است. این را نمیتوان ضعف ذاتی دانست؛ بازار پاپ فارسی در آن سالها از ترانهسرا متن عاشقانه میخواست و مکرم در همان قالب، هم برای اصفهانی نوشت و هم برای چاوشی. حضور در «سنتوری» یکی از معدود نقاط اتصال او به روایتی سینماییتر است.
ترجمه ادبی را منابع بخشی از کار جاری او دانستهاند. این وجه کمتر از ترانهشناسیاش دیده شده، اما در معرفیها تکرار میشود. اگر ترجمه را جدی بگیریم، زبان فارسی ترانههای او باید در نسبت با خواندن شعر جهان فهمیده شود، نه فقط در نسبت با قافیه پاپ. خود او این نسبت را ادعا کرده است. ارزیابی کیفی تکتک متنها موضوع نقد ادبی جداگانه است و از دایره این مقاله بیرون میماند. آنچه اینجاست، جایگاه حرفهای است: ترانهسرایی که هم کتاب چاپ کرده، هم در جشنواره برگزیده شده، هم با معین و اصفهانی کار کرده، و هم سالها نامش از مدار مجوز کنار گذاشته شده است.
آثار و همکاریها
فهرست ترانهشناسی ویکیپدیا برای او دهها عنوان دارد و رسانه آهنگ بیش از صد و سی سروده ثبت کرده است. تکرار نامها در این فهرست از تصادف فراتر است. با سیروان خسروی چند قطعه دارد. با رضا صادقی چند قطعه دارد. با بابک جهانبخش «برو دیگه» و «بسه دیگه» آمده است. با شهاب رمضان «اینم از تو» که سیروان تنظیم کرده. با افشین قطعاتی چون «دوست دارم»، «من»، «باور نکن» و «فصل آخر» ثبت شده که آهنگسازی آنها میان خود افشین و نیما نورمحمدی تقسیم شده و تنظیمها نام Kostas Karagiozidis را دارند. این همکاری، مکرم را به پاپ اروپاییپسند مهاجرت هم وصل میکند. با شهره قطعه «مهم نیست» و با ستار «نگاه تو» در فهرست است. با حامد همایون و کاوه یغمایی نیز در معرفی ایران آرت نام برده شده است.
در پاپ داخلی سالهای بعد، نام او روی آثار امید آمری، عرفان اسدی، بابک مافی، علیرضا طلیسچی (در «با من بمون» با مافی)، سینا شعبانخانی («بارون ممتد»)، امید حاجیلی و دیگران آمده است. رسانه آهنگ حتی یک آهنگسازی برای او ثبت کرده: «دیوونه» با صدای دوران در ۲۴ شهریور ۱۴۰۳. این مورد را باید بهعنوان استثنا خواند؛ هویت حرفهای او ترانهسرایی است، نه آهنگسازی. همکاری با سوزان روشن در آلبوم «وسوسه» نیز در ترانهشناسی آن خواننده آمده: سهم مکرم در «برو برو» در کنار جواد شریفپور. بدین ترتیب کارنامه او هر دو سوی جغرافیا را پوشش میدهد: پاپ مجاز داخل، پاپ لسآنجلس، و خوانندگانی که میان این دو حرکت کردهاند.
جایگاه مکرم در تاریخ ترانه پس از انقلاب، جایگاه نسلی است که پس از ترانهسرایان دهه پنجاه و شصت، زبان عاشقانه پاپ را برای استودیوهای جدید نوشت و همزمان با نهاد مجوز درگیر شد. او نه یغما گلرویی است و نه افشین یداللهی؛ مسیرش از شعر سپید دانشجویی به کاست عیوضی و بعد به آلبوم معین رسیده است. کتابهای «طلوع من»، «ساعت ۹» و «خدا رو چه دیدی» این مسیر را از حالت فقط صوتی خارج کردهاند. ممنوعیت چندساله، به روایت خود او و گزارش ایرانوایر، هزینه همکاری با خارج و سلیقه نهاد ناظر بود. پس از آن، نامش دوباره روی تکآهنگهای پاپ نشست. آنچه از منابع برمیآید، استمرار است: از ۱۳۷۹ تا سالهای اخیر، با وجود وقفه مجوز، نوشتن را متوقف نکرد.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.






