تصویر Varoujan Hakhbandian

خواننده‌ها

Varoujan Hakhbandian

آهنگ‌ها و آلبوم‌های Varoujan Hakhbandian را در گوشه بشنو.

از هنرستان تهران تا استودیو پاپ؛ واروژان و معماری ترانه نوین

زندگی و آغاز

واروژ هاخباندیان، که با نام هنری واروژان شناخته می‌شود، در سیزدهم آذر ۱۳۱۵ برابر با چهارم دسامبر ۱۹۳۶ در قزوین و در خانواده‌ای ارمنی به دنیا آمد. دو سالگی را با فقدان مادر گذراند؛ این جزئیات در زندگینامه‌های فارسی تکرار شده و توضیح‌دهنده روحیه کم‌حرف و دور از دوربین او دانسته می‌شود، هرچند خود او اهل تفسیر زندگی خصوصی در مصاحبه نبود. پس از تحصیلات مقدماتی به تهران آمد و وارد مدرسه عالی موسیقی شد. ساز اصلی‌اش پیانو بود؛ نه به‌عنوان تزئین صحنه، بلکه به‌عنوان ابزار فکر کردن به هارمونی و ارکستر.

استادانی که نامشان در این دوره آمده، روبن گریگوریان و لودویگ بازیل‌اند. آموزش کلاسیک، یعنی فرم، هارمونی و ارکستراسیون، بعدها در تنظیم ترانه‌های پاپ فارسی او شنیده می‌شود. بورسیه رادیو و تلویزیون او را چند سال به مدرسه عالی موسیقی آمریکا فرستاد تا تنظیم و آرانژمان بخواند. بازگشتش به ایران در ۱۳۴۳ ثبت شده است. تعهد بورسیه او را دو سال به اهواز برد تا موسیقی تدریس کند؛ دوره‌ای که از مرکز استودیوهای تهران دور بود، اما تجربه آموزش و کار با گروه را به او داد.

پس از اهواز به تهران برگشت و برای برنامه «زنگوله‌ها» آهنگ ساخت؛ برنامه‌ای که به کشف صدا می‌پرداخت. همین فضا او را به خوانندگان و ترانه‌سرایان نسل تازه وصل کرد. بی‌بی‌سی فارسی نوشته است در دهه چهل هنوز بسیاری از ترانه‌ها تک‌صدایی بودند و واروژان از کسانی بود که پاپ ایران را چندلایه کرد. با این حال خود او از عکس و فیلم بیزار بود، کمتر مصاحبه می‌کرد و حتی از حضور در مراسم جایزه هم پرهیز داشت.

مرگش زودهنگام بود. هنگام ضبط موسیقی فیلم «بر فراز آسمان‌ها» ساخته محمدعلی فردین دچار سکته شد، سیزده روز در بیمارستان جم تهران بستری ماند و بامداد شنبه بیست‌وششم شهریور ۱۳۵۶، حدود ساعت پنج و نیم، در چهل‌سالگی درگذشت. آرامگاه او آرامستان ارامنه تهران، بوراستان، است. آخرین ترانه‌ای که ساختنش ناتمام ماند «اجازه» نام دارد. این پایان، کارنامه را کوتاه اما فشرده می‌کند: کمتر از دو دهه فعالیت حرفه‌ای متمرکز، و اثری که هنوز در حافظه رادیو و صفحه شنیده می‌شود.

مسیر هنری

مسیر واروژان دو خط موازی دارد که گاهی به هم می‌رسند: ترانه پاپ و موسیقی فیلم. در ترانه، همکاری با شهیار قنبری از نخستین حلقه‌های مهم است. منابع، تنظیم «قصه دو ماهی» با آهنگسازی بابک افشار و صدای گوگوش را از کارهای آغازین فضای «موسیقی نوین» دانسته‌اند. چه این ادعا را مطلق بگیریم چه نه، جهت حرکت روشن است: شعر شهری قنبری، ملودی پاپ، و تنظیمی که دیگر فقط ویولن و ریتم ساده نیست. از اینجا به بعد، خوانندگان برای کار با او صف می‌بستند چون تنظیم، هویت اثر را عوض می‌کرد.

دهه پنجاه خورشیدی، ذائقه عمومی به پاپ گرایش بیشتری پیدا کرد و واروژان در این بازار به نامی مرکزی بدل شد. او هم آهنگ می‌ساخت و هم تنظیم می‌کرد؛ گاهی هر دو را با هم. گوگوش، داریوش، ابی، فرهاد، ویگن، نلی و ستار در فهرست همکاران تکراری منابع‌اند. بیش از صد ترانه با آهنگسازی یا تنظیم او ذکر شده است. این عدد دقیق آماری از یک کاتالوگ رسمی واحد نیست، اما ترانه‌شناسی ویکی‌پدیا به‌تنهایی ده‌ها عنوان را با نقش مشخص آهنگساز یا تنظیم‌کننده فهرست می‌کند.

خط سینما از ۱۳۴۷ با موسیقی «جهنم سفید» ساموئل خاچیکیان شروع شد. علاقه به تصویر، او را به کار حرفه‌ای فیلم کشاند. «حسن کچل» علی حاتمی، که نخستین موزیکال سینمای ایران خوانده می‌شود، با مشارکت بابک افشار، اسفندیار منفردزاده و پرویز اتابکی ساخته شد و خوانندگانی چون عهدیه، مهتاب، سوسن، افشین و کورس سرهنگ‌زاده در آن آواز خواندند. یعنی واروژان حتی در پروژه جمعی هم نقش معماری صوتی داشت، نه فقط پر کردن تیتراژ.

در ۱۳۵۱ موسیقی «صبح روز چهارم» جایزه سپاس گرفت. گزارش‌ها می‌گویند او به مراسم نرفت. برخی منابع زندگینامه، سپاس دیگری در ۱۳۵۴ برای «کندو» ساخته فریدون گله نیز ذکر کرده‌اند؛ ویکی‌پدیای فارسی در جعبه افتخارات عمدتاً سپاس ۱۳۵۱ را برجسته می‌کند. احتیاط حکم می‌کند جایزه مستند صبح روز چهارم را قطعی دانست و مورد کندو را به‌عنوان روایت منابع زندگینامه آورد، نه به‌عنوان عدد رسمی واحد. فهرست فیلم‌هایی که در آن‌ها آهنگساز، نوازنده یا تنظیم‌کننده بوده، از «رشید» و «دشنه» تا «همسفر»، «شام آخر»، «کوسه جنوب» و همان «بر فراز آسمان‌ها» ادامه دارد. مجموعه تلویزیونی «سلطان صاحبقران» نیز در کارنامه آمده است. جمع منابع، حدود بیست‌وپنج فیلم سینمایی و دو مجموعه تلویزیونی است.

استودیو پاپ، در روایت بزرگداشت‌ها، از آخرین مکان‌های کاری او بوده است. ویگن داوودی، بنیان‌گذار استودیو، در مراسم هشتادمین زادروز از بازسازی بخش بزرگی از آثار واروژان سخن گفت. این جزئیات نشان می‌دهد میراث او نه فقط صفحه رادیو، بلکه فایل و پارتیتور استودیویی است که نسل بعد می‌تواند دوباره اجرا کند.

سبک و صدا

واروژان خواننده نبود؛ صدای او صدای ارکستر است. پیانو مرکز کار بود. تنظیم‌هایش اغلب مقدمه دارند، لایه زهی می‌سازند، و برای جنس هر خواننده رنگ عوض می‌کنند. منابع زندگینامه تأکید کرده‌اند که ملودی را متناسب با صدای گوگوش، داریوش یا فرهاد می‌نوشت، نه از روی یک قالب ثابت. برای فرهاد، خلوت و فضای کم‌حرف مناسب‌تر بود؛ برای ابی، درام و وسعت؛ برای گوگوش، حرکت میان لطافت و تنش شهری. این انعطاف، تعریف سبک اوست.

بی‌بی‌سی تحول او را در خروج ترانه فارسی از تک‌صدایی خلاصه کرده است. پیش از او، بسیاری از آثار پاپ روی یک خط ملودی و همراهی محدود می‌چرخیدند. واروژان با دانش آرانژمان آمریکایی و گوش کلاسیک هنرستان، کانترپوان، پاسخ سازها و اوج‌وفرود سینمایی را وارد ترانه کرد. نتیجه، قطعه‌هایی است که حتی بدون دیدن فیلم، تصویر می‌سازند. موسیقی فیلم و ترانه پاپ در دست او یک مهارت بودند: روایت با ساز.

ترانه‌سرایان همکار، زبان تازه شعر شهری را می‌آوردند: قنبری، ایرج جنتی عطایی، زویا زاکاریان، اردلان سرافراز. واروژان این زبان را با ارکستر جواب می‌داد. «بوی خوب گندم» با صدای داریوش فقط یک عاشقانه روستایی نیست؛ در روایت‌ها به فضای اجتماعی دهه پنجاه گره خورده است. متن شعر اینجا نقل نمی‌شود. آنچه به سبک مربوط است، سنگینی تنظیم در خدمت کلام است، نه پوشاندن آن. در آثار فرهاد مثل «هفته خاکستری» نیز تنظیم جای خالی برای صدای کم‌حجم می‌گذارد. بابک بیات بعدها گفته بود بسیاری از تنظیم‌کنندگان بعد از واروژان راه او را ادامه دادند و او از پیشرفت دیگران ناراحت نمی‌شد.

او از دوربین می‌گریخت. نبود تصویر تبلیغاتی، سبک شنیداری را خالص‌تر کرد: مخاطب با نام «واروژان» روی لیبل صفحه روبه‌رو می‌شد، نه با پوستر خواننده. همین غیبت بصری، پس از مرگ، اسطوره ساخت؛ اما اسطوره را باید به پارتیتور برگرداند. سبک او در جزئیات قابل شنیدن است: ورود زهی، تغییر ریتم، و سکوت‌هایی که معنای شعر را زیاد می‌کنند.

راک و پاپ هر دو در جعبه سبک ویکی‌پدیا آمده‌اند. راک به‌معنای گروه گیتار محور غربی در همه آثارش غالب نیست؛ بیشتر نشان‌دهنده نزدیکی به پاپ مدرن آن سال‌هاست تا ژانر خالص. توصیف دقیق‌تر، پاپ ارکسترال فارسی با گوش سینمایی است.

آثار و همکاری‌ها

با گوگوش، فهرست بلندی از آهنگسازی و تنظیم ثبت شده است: «حرف»، «پل»، «باور کن»، «شب شیشه‌ای»، «خوابم یا بیدارم»، «گهواره»، «فصل تازه»، «همسفر»، «وقتشه»، «ماه‌پیشونی»، «دریایی» و «عاشقانه» از نام‌هایی‌اند که منابع تکرار می‌کنند. نقش او در برخی قطعات آهنگساز است و در برخی تنظیم‌کننده روی ملودی دیگران، از جمله کارهای شماعی‌زاده و اتابکی. تمایز نقش را باید در ترانه‌شناسی دید، نه در حافظه شفاهی که همه چیز را «آهنگ واروژان» می‌کند.

با داریوش، «بوی خوب گندم»، «برادر جان» و «عشق من عاشقم باش» به‌عنوان آهنگسازی او آمده‌اند. تنظیم‌هایی روی آثار بابک افشار، بابک بیات، پرویز مقصدی و دیگران نیز در کارنامه داریوش هست. با ابی، «پوست شیر»، «کندو» و «شب‌زده» شاخص‌اند. با فرهاد، «هفته خاکستری». با ستار، «شام آخر». با ویگن، قطعاتی چون «بدرود». با لیلا فروهر، ضیا آتابای، آلیس و الهه نیز نام‌هایی در جدول ترانه‌شناسی دیده می‌شود. این پهنه، او را آهنگساز یک ستاره نمی‌کند؛ آهنگساز یک دوره می‌کند.

تنظیم‌های مشهور روی ملودی دیگران، لایه دوم شهرت‌اند. «قصه دو ماهی»، و در برخی فهرست‌های زندگینامه «جمعه» و «مرد تنها» با منفردزاده و صدای فرهاد، یا تنظیم‌های شماعی‌زاده برای گوگوش مثل «دو پنجره» و «گنجشکای خونه»، نشان می‌دهند گوش واروژان حتی وقتی ملودی از آن خودش نبود، امضا می‌گذاشت. در استناد باید محتاط بود: جدول ویکی‌پدیا مرجع دقیق‌تری برای نقش‌هاست تا مقالات کلی زندگینامه که گاهی همه همکاری‌ها را در یک کیسه می‌ریزند.

در سینما، غیر از حسن کچل و صبح روز چهارم، «دشنه»، «فدایی»، «شهر قصه»، «خروس»، «شب غریبان»، «ذبیح»، «خانه خراب»، «کندو»، «همسفر»، «ماه عسل»، «حرفه‌ای»، «شام آخر»، «علف‌های هرز» و «نازنین» بخشی از فهرست‌اند. در بعضی فقط نوازنده بوده، مثل «ممل آمریکایی» یا «در امتداد شب». مجموعه «سلطان صاحبقران» پل تلویزیون و موسیقی روایی است. «بر فراز آسمان‌ها» هم آخرین کار و هم علت بستری شدن او شد؛ منابع انگلیسی نیز همین موسیقی را از آثار مشهور نزدیک به مرگ دانسته‌اند.

کتاب «واروژان» به کوشش حسین عصاران در زمستان ۱۳۹۶ منتشر شد؛ چاپ‌های نخست نشر رشدیه و بعد انتشارات نگاه. بزرگداشت هفتادویکمین سال تولد در فرهنگسرای دانشجو در ۱۳۸۶، و برنامه هشتادسالگی در ۱۳۹۵ با حضور خانواده، پوری بنایی، تورج شعبانخانی، ناصر چشم‌آذر، پری زنگنه و دیگران، نشان می‌دهد میراث او میان موسیقی‌دانان زنده مانده، نه فقط میان نوستالژی رادیو. پیام‌هایی از زویا زاکاریان، آرمیک و شهیار قنبری در همان مراسم خوانده شد.

جایگاه

جایگاه واروژان را با طول عمر نمی‌سنجند؛ با تراکم اثر می‌سنجند. او در فاصله کوتاه میان بازگشت از آمریکا و مرگ در بیمارستان جم، ستون تنظیم پاپ فارسی را جابه‌جا کرد. سینمای پیش از انقلاب، موسیقی فیلم را با نام او به‌عنوان نمونه‌ای شاخص می‌شناسد. ارمنیان ایران در تاریخ موسیقی و سینما نقش پررنگی داشته‌اند و واروژان یکی از نقاط تلاقی آن نقش با پاپ فارسی است.

او ستاره صحنه نبود. نخواند، کم دیده شد، جایزه را نپذیرفت که در سالن بنشیند. این فاصله از شهرت بصری، کار را به خود اثر برگرداند. نسل تنظیم‌کنندگان بعد، از چشم‌آذر تا دیگران که در بزرگداشت‌ها از او گفتند، مسیر ارکسترال او را ادامه دادند، هرچند زبان ترانه پس از انقلاب عوض شد. صفحات خارج از کشور هنوز آثارش را با لیبل‌هایی چون کال‌تکس و ترانه بازنشر می‌کنند؛ این بازنشر، زنده بودن کاتالوگ است نه لزوماً کنترل خانواده بر همه نسخه‌ها.

اشتباه رایج، یکی دانستن همه ترانه‌های گوگوش یا داریوش دهه پنجاه با واروژان است. کارنامه واقعی، ترکیبی از آهنگسازی، تنظیم و موسیقی تصویر است. اشتباه دیگر، نسبت دادن مرگ به «افسانه استودیو» بدون تاریخ بیمارستان است. سند موجود، سکته هنگام ضبط، سیزده روز بستری و تاریخ ۲۶ شهریور ۱۳۵۶ است. سن مرگ در منابع گاهی چهل و گاهی چهل‌ویک آمده؛ سال تولد ۱۳۱۵ و مرگ ۱۳۵۶ با محاسبه رایج، چهل سال را تأیید می‌کند.

در تاریخ پاپ ایران، نام او کنار منفردزاده، بابک بیات و بابک افشار می‌نشیند، اما نقش تنظیم و ارکستراسیون در او پررنگ‌تر از بسیاری از هم‌نسلان است. «پدر ترانه نوین» اگر به‌معنای تنها بنیان‌گذار گرفته شود اغراق است؛ اگر به‌معنای معمار صدادهی مدرن ترانه باشد، با شواهد ترانه‌شناسی و فیلم هم‌خوان است.

شنیدن در گوشه

شنیدن واروژان یعنی شنیدن خواننده‌های مختلف با یک امضای ارکستر. از گوگوش «پل» و «گهواره» را کنار هم بگذارید تا دو حال عاشقانه و دراماتیک را بشنوید. از داریوش «بوی خوب گندم» و «برادر جان» را. از ابی «کندو» و «شب‌زده». از فرهاد «هفته خاکستری» را تنها نگذارید؛ با تنظیم‌های خلوت‌تر او مقایسه کنید تا بفهمید واروژان می‌توانست شلوغ نباشد. «شام آخر» ستار را برای خط قنبری و ملودی واروژان بشنوید.

اگر سراغ سینما می‌روید، موسیقی «صبح روز چهارم» و «حسن کچل» دو دروازه‌اند: یکی درام، دیگری موزیکال. «شهر قصه» و «سلطان صاحبقران» روایت جمعی‌تری دارند. «بر فراز آسمان‌ها» را با دانستن تاریخ ضبط بشنوید؛ نه برای افسانه مرگ، برای شنیدن آخرین رنگ ارکستر. تفاوت نقش آهنگساز و تنظیم‌کننده را در جدول ترانه‌شناسی چک کنید تا «دو پنجره» را با «ماه‌پیشونی» یکی نکنید.

گوشه برای واروژان بایگانی دوره است. آلبوم استودیویی به نام خودش، به سبک خواننده‌های بعد، محور کارنامه نیست؛ ترانه و فیلم است. یک شب گوگوش، یک شب داریوش، یک شب موسیقی تصویر. ارزش فهرست در تنوع صداست، نه در یک بند تکراری کوتاه. او پشت پیانو ماند و صفحه را پر کرد؛ امروز همان صفحه‌ها مسیر شنیدن‌اند.

این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمی‌شود.

خواننده‌های مرتبط

Varoujan Hakhbandian | آهنگ و آلبوم در گوشه