تصویر Fariborz Lachini

خواننده‌ها

Fariborz Lachini

آهنگ‌ها و آلبوم‌های Fariborz Lachini را در گوشه بشنو.

فریبرز لاچینی؛ از آواز کودک تا پاییز طلایی و موسیقی فیلم

فریبرز لاچینی از آن دست آهنگسازانی است که نامش هم در حافظه شنوندگان پیانوهای خانگی مانده و هم در تیتراژ فیلم‌های سینمای پس از جنگ ایران. او نوازنده پیانو، سازنده موسیقی کودک، ترانه‌پرداز پاپ، و یکی از پرکارترین آهنگسازان فیلم در دو دهه پایانی قرن چهاردهم خورشیدی است. کارنامه‌اش از هنرستان عالی موسیقی تهران تا دانشگاه سوربن، از آرم برنامه کودک تلویزیون تا مجموعه «پاییز طلایی»، و از نمونه‌برداری سازهای ایرانی با رایانه تا آلبوم‌های کلاسیک مدرن گسترده است.

زادروز و آموزش در هنرستان

دانشنامه انگلیسی زادروز را ۲۵ اوت ۱۹۴۹ نوشته و دانشنامه فارسی ۳ شهریور ۱۳۲۸ در تهران. همشهری‌آنلاین چهارم شهریور همان سال را ذکر کرده است. در این مقاله روایت ویکی‌پدیا (۳ شهریور ۱۳۲۸ / ۲۵ اوت ۱۹۴۹) مبنا قرار می‌گیرد، با ذکر اختلاف یک‌روزه در منبع خبری.

تحصیل موسیقی را از ده سالگی در هنرستان عالی موسیقی آغاز کرد. سازهای اصلی‌اش در منابع پیانو، کیبورد، و در دانشنامه انگلیسی گیتار و ابوا نیز آمده است. هنوز نوجوان بود که با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همکاری کرد و مجموعه‌هایی چون «آواز فصل‌ها و رنگ‌ها» و «آوازهای دیگر» را ساخت. آرم برنامه کودک تلویزیون ملی ایران بیش از دو دهه از کارهای او بود؛ همان نوای آشنایی که نسل‌هایی از کودکان ایرانی با آن روز را شروع می‌کردند.

سایت رسمی فعالیت حرفه‌ای را از نوشتن موسیقی برای کودکان می‌داند و می‌گوید پیش از انقلاب ۱۳۵۷ برای خوانندگان پاپ قطعات پرشماری ساخت، تنظیم کرد و تهیه نمود.

پاپ پیش از انقلاب: بیش از صد قطعه

در بدو جوانی بیش از صد قطعه برای خوانندگان آن دوره ساخت. فهرست دانشنامه فارسی و سایت رسمی نام‌هایی چون داریوش، محمد نوری، مرتضی، سیمین قدیری، سیمین غانم، پری زنگنه، مرجان و ستار را دربرمی‌گیرد. همشهری‌آنلاین «گل گلدون من» با صدای سیمین غانم را از کارهای معروف او شمرده است.

همکاری با محمد نوری جایگاه جداگانه‌ای دارد. جدول ترانه‌شناسی ویکی‌پدیا قطعات متعددی با شعر نیما یوشیج را به لاچینی نسبت می‌دهد؛ از جمله «در شب سرد زمستانی» که آلبومی به همین نام بعدها در فضای موسیقی پس از انقلاب اهمیت یافت. تنظیم و آهنگسازی او برای نوری، پلی میان شعر نو و صدای پاپ با رنگ ملی ساخت؛ مسیری متفاوت از ترانه‌های صرفاً تفریحی کافه‌ای.

دیگر همکاری‌ها شامل آثاری با شهیار قنبری، اردلان سرفراز، سعید دبیری و فرهاد شیبانی است. برای داریوش قطعه «سقوط» با تنظیم منوچهر چشم‌آذر ثبت شده است. برای ستار آثاری چون «تصویر»، «عروسک»، «هنوز» و «باج» آمده است. این حجم کار در دهه ۱۳۵۰ او را پیش از آن‌که آهنگساز فیلم شناخته شود، به ترانه‌سازی پرکار بدل کرده بود.

از آلبوم‌های همان سال‌ها می‌توان به «آواز فصل‌ها و رنگ‌ها» (۱۹۷۶)، «آوازهای دیگر» (۱۹۷۷)، «افسون» (۱۹۷۸)، «کارناوال حیوانات» (۱۹۷۸) و «پرواز» اشاره کرد.

سوربن، تلویزیون فرانسه و بازگشت

سال ۱۳۵۸ برای ادامه تحصیل به اروپا رفت. چهار سال بعد از دانشگاه سوربن پاریس در رشته موسیقی‌شناسی فارغ‌التحصیل شد، به عضویت انجمن آهنگسازان فرانسه درآمد و به دعوت تلویزیون فرانسه برای کودکان موسیقی نوشت. سایت انگلیسی می‌گوید مدتی برای کانال یک تلویزیون فرانسه کار کرد و روشی برای آموزش موسیقی به کودکان با رنگ‌ها را به ثبت رساند. اقامت اروپا زبان هارمونیک او را به کلاسیک رمانتیک نزدیک کرد و هم‌زمان با موسیقی رایانه‌ای و نمونه‌برداری سازهای خاورمیانه‌ای آشنا شد؛ مهارتی که پس از بازگشت، موقعیتش را در سینمای ایران متمایز کرد.

بازگشت با دو مسیر موازی همراه بود: تکنوازی پیانو برای مخاطب خانگی، و موسیقی تصویر برای سینما و تلویزیون. آلبوم‌های «پاییز طلایی» و تجربه‌های دکلمه شعر نو از نخستین آثار این دوره بودند.

پاییز طلایی: پیانوی خانگی پس از جنگ

خود لاچینی در صفحه مجموعه «پاییز طلایی» نوشته این سری از اواخر دهه ۱۹۸۰، پس از بازگشت از اروپا، جایی میان کلاسیک و پاپ و با ریشه در ملودی فارسی شکل گرفت. جلد نخست درست پس از سال‌های جنگ ایران و عراق، در پاییز ۱۹۸۹ منتشر شد. چهار آلبوم در این مجموعه آمده است: ۱۹۸۹، ۱۹۹۱، ۲۰۰۶ و ۲۰۰۸. قطعات جلد چهارم را کلاسیک‌تر و درآمدی بر مجموعه «مرثیه» دانسته است. عنوان قطعه‌های جلد نخست، به نوشته سایت رسمی، از ابیات شعری از احمدرضا احمدی گرفته شده‌اند.

سایت انگلیسی می‌گوید این آلبوم به‌سرعت از پرفروش‌های ایران شد، نام لاچینی را به خانه‌ها برد و او را در افواه به عنوان چهره شاخص پیانوی معاصر ایران شناساند. قطعه‌ای از «پاییز طلایی ۱» در مجموعه iTunes Essentials – Classical World جای گرفت؛ نشانه‌ای که خود سایت آن را دلیلی بر حضور اندک هنرمندان غیرغربی در این فهرست می‌داند. بسیاری از آموزگاران پیانو در ایران این قطعات را به شاگردان می‌دهند. دنباله‌های بعدی، از «سپیدار» تا «پیانو آداجیو» و «کریسمس پیانو»، همان زبان آرام و ملودیک را گسترش دادند.

مجموعه «مرثیه» در سه جلد (۲۰۰۸، ۲۰۱۰، ۲۰۱۱) فعالیت او را به سمت کلاسیک مدرن برد. هم‌زمان پروژه «بوی دیروز» را آغاز کرد: مستندسازی و نت‌نویسی علمی صدها تا بیش از هزار قطعه پاپ و فولکلور ایران. سایت رسمی از دعوت ناشر آلمانی Schott Music، با سابقه چندقرنی در نشر کلاسیک، برای انتشار گسترده آثارش خبر داده است. این ادعا از وبگاه خود آهنگساز و بازنشر همشهری است و باید به‌عنوان گزارش خود او خوانده شود، نه تأیید مستقل ناشر در این مقاله.

رایانه و موسیقی فیلم

لاچینی در ۱۳۶۴ برای نخستین بار از رایانه در آهنگسازی بهره گرفت و در روایت منابع فارسی پیشگام این فناوری در ایران شمرده می‌شود. دانشنامه انگلیسی نوشته از ۱۹۸۸ برای بیش از صد فیلم بلند موسیقی ساخته است. سایت فارسی از صدها فیلم، سریال و پویانمایی در پانزده سال بعد سخن می‌گوید و او را فعال‌ترین آهنگساز فیلم آن دوره می‌داند. تفاوت عدد «صد فیلم بلند» و «صدها پروژه تصویری» در منابع باقی است؛ آنچه مسلم است حجم بالای کار سینمایی و تلویزیونی از نیمه دهه ۱۳۶۰ به بعد است.

نمونه‌برداری سازهای ایرانی و ضرب‌های جنوب، امضای شنیداری برخی از این آثار شد. موسیقی «دندان مار» (۱۹۹۰/۱۹۹۱) که در برلین از آن با عنوان Special Mention یاد شده، نمونه‌ای است که ورایتی آن را نسخه رایانه‌ای از پرکاشن سنتی جنوب ایران خواند و نوشت موسیقی ضرباهنگ را می‌سازد و خطر و کنش را در سراسر فیلم علامت می‌دهد.

«مرثیه برف» (Requiem of Snow) انتخاب عراق برای اسکار ۲۰۰۶ بود. ورایتی موسیقی آکوستیک سوگوار لاچینی را باقی‌مانده شنیداری اثر دانسته است. فیلم‌های دیگری چون «بوتیک»، «توکیو بدون توقف»، «چپ‌دست»، «دیشب باباتو دیدم آیدا»، «سلام»، «رستگاری در هشت و بیست دقیقه» و «پیراهن صورتی‌ام» (محصول کانادا) در فهرست آی‌ام‌دی‌بی و ویکی‌پدیا آمده‌اند. برخی آثار در جشنواره‌های آمریکای شمالی، اروپا، ژاپن و آسیا نمایش داده شدند.

مارک نورثام، ناشر Film Music Magazine و بنیان‌گذار Film Music Network، پس از آشنایی با آثار لاچینی نوشته بود صدای موسیقایی او برای تصویر منحصربه‌فرد است، از سازهای غیرمعمول بهره می‌گیرد و به تنوع موسیقی فیلم در ایالات متحده عنصری تازه می‌افزاید. عضویت‌های حرفه‌ای اعلام‌شده شامل انجمن آهنگسازان موسیقی فیلم ایران، Guild of Canadian Film Composers، SACEM فرانسه، SOCAN کانادا، ASCAP آمریکا، شبکه موسیقی فیلم آمریکا و انجمن معلمان موسیقی آمریکاست. سایت فارسی همچنین از NARAS و آکادمی سینما و تلویزیون کانادا و مؤسسه فارابی نام برده است.

گستره آلبوم‌ها و جایگاه در Gusheh

کارنامه ضبط‌شده لاچینی بسیار وسیع‌تر از چهار «پاییز طلایی» است: مجموعه‌های پرشمار «بوی دیروز»، «دیار»، «گل‌افشان»، «خاطرات طلایی»، موسیقی فیلم‌های جداگانه، و آثاری چون «قبیله عشق»، «امواج خاطرات»، «آخرین حرف معاصر» و «به‌خاطر تولدت». سایت او از آرشیو بزرگی از قطعات تکنوازی با نت، در چند سطح دشواری، سخن می‌گوید.

جایگاه لاچینی در شنیدن روزمره ایرانی دو لایه دارد. لایه نخست پیانویی است که در خانه‌ها، آموزشگاه‌ها و تیتراژهای تلویزیونی پیچید و بدون کلام، حس پاییز و نوستالژی شهری را منتقل کرد. لایه دوم موسیقی فیلم است که با ابزار دیجیتال، رنگ محلی را به تصویر سینمای پس از جنگ رساند؛ نه با ارکستر بزرگ هالیوودی، که با امکانات استودیویی همان سال‌ها. او از معدود آهنگسازانی است که پیش از انقلاب در پاپ ترانه‌ای فعال بود، پس از انقلاب در اروپا زبان کلاسیک آموخت، و دوباره در ایران هم پیانیست خانگی شد و هم ماشین تولید موسیقی تصویر. این سه حرفه معمولاً در سه نفر جدا می‌مانند؛ در کارنامه لاچینی در یک مسیر نشسته‌اند.

این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمی‌شود.

خواننده‌های مرتبط