تصویر Morteza

خواننده‌ها

Morteza

Iranian Pop

آهنگ‌ها و آلبوم‌های Morteza را در گوشه بشنو. سبک: Iranian Pop. از جمله Sare To Bala، Palang، Dars Eshegh!!S.

مرتضی؛ صدای پاپ دهه پنجاه و حافظه فولکلور در لس‌آنجلس

نام و تمایز

نام هنری «مرتضی» در موسیقی پاپ ایران بیش از یک نفر را به ذهن می‌آورد. این مقاله درباره مرتضی برجسته اشراقی است؛ خواننده‌ای متولد هشتم شهریور ۱۳۳۰ در تهران، که از اواخر دهه چهل با همین نام تک‌واژه‌ای روی صفحه و نوار رفت. او را نباید با مرتضی پاشایی، خواننده پاپ نسل بعد که در دهه ۱۳۹۰ درگذشت، یکی دانست. در کاتالوگ گوشه نیز نام ثبت‌شده «Morteza» با نقش خواننده، به همین چهره دهه پنجاه و سپس لس‌آنجلس اشاره دارد، نه به پاشایی.

مرتضی در محله بازارچه سعادت تهران، میان میدان اعدام و مولوی، به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در قنات‌آباد گذراند، دوره متوسطه را در مدرسه مشعل دانش در میدان خراسان و دبیرستان بدر در کوچه آبشار خیابان ری ادامه داد، و تحصیلات دانشگاهی را در معماری به فوق‌دیپلم رساند. از نوجوانی به طراحی علاقه داشت و تا پیش از انقلاب در چند شرکت تبلیغاتی کار گرافیک می‌کرد. در گفت‌وگوی مجله اینترنتی قدیمی‌ها گفته است از رشته معماری استفاده شغلی نکرد، اما این درس در سراسر زندگی‌اش اثر گذاشت. دو دختر دارد.

آغاز خوانندگی

کار خوانندگی را از کاخ سازمان جوانان شروع کرد و در دوره سربازی ادامه داد. نخستین ترانه‌ای که خواند برای فیلمی بود که در شانزده‌سالگی اجرا کرد و هرگز پخش نشد. خودش روایت کرده که با حسین واثقی به استودیو رفت؛ در آن زمان خواننده و ارکستر باید همزمان اجرا می‌کردند. چند خواننده آمدند و کارگردان نپسندید. مرتضی ترانه را از تکرار جلسات یاد گرفته بود، اجازه خواست بخواند، و کارگردان برگشت و از صدا خوشش آمد. فیلم «قزاق» توقیف شد، اما همین تجربه راه او را به خواندن در فیلمفارسی گشود. بعدها حدود پنجاه ترانه برای متن فیلم‌های فارسی اجرا کرد.

نخستین ترانه رسمی تلویزیونی «عشق زودگذر» یا «گل نیلوفر پشت پنجره» بود؛ آهنگ از پرویز مقصدی و شعر از مسعود هوشمند. روایت خود او این است که در سربازی صدایش توجه افسری را جلب کرد، به صفحه‌فروشی یادگار در لاله‌زار معرفی شد، و مقصدی که با خواننده قبلی اختلاف پیدا کرده بود، اثر را به او سپرد. بار دوم ضبط، مقصدی گفت صدا را بیشتر می‌پسندد. همین قطعه در برنامه «میخک نقره‌ای» فریدون فرخزاد نیز پخش شد.

سال ۱۳۴۸ در جشنواره آوازی همان شو تلویزیونی مقام اول را به دست آورد. فرخزاد از آلمان آمده بود و قالبی را در تلویزیون ملی ایران اجرا می‌کرد که بعدها در غرب بسیار رایج شد. مرتضی گفته چهارده نفر در آن برنامه شرکت کردند. روز ضبط، فرمانده پادگان به‌خاطر موی بلند دستور داد موهایش را با نمره یک بزنند؛ فرخزاد گفت مانعی ندارد و حتی جالب است، با سر تراشیده بیاید. از همین مسیر، نام هنری مرتضی بر سر زبان‌ها افتاد. شهره، ابی، سلی، نلی، شهرام صولتی، نوش‌آفرین و لیلا فروهر نیز از جمله کسانی‌اند که منابع آن‌ها را با معرفی در برنامه‌های فرخزاد مرتبط دانسته‌اند.

دهه پنجاه و فیلمفارسی

تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷، مرتضی حدود صدوهشتاد ترانه اجرا کرد و با ترانه‌سرایان و آهنگسازان متعددی کار کرد. شهرت عمومی‌اش با ترانه‌های فیلم و قطعات محبوب میان جوانان همان دهه گره خورد. برای «بوسه بر لب‌های خونین» ساموئل خاچیکیان سه آهنگ خواند. ترانه‌های فیلم «معشوقه» موفقیت بازاری بیشتری یافت؛ خودش سال‌ها بعد گفته مردم هنوز همان آثار را از او می‌خواهند.

در خرداد ۱۳۵۷، در گفت‌وگو با روزنامه کیهان، تصویری انتقادی از پاپ همان دوره به دست داد. گفت تصادفی خواننده شد، یک سال با خود جدال کرد تا محکم قدم بردارد، و سعی کرده کم بخواند تا از ابتذال فاصله بگیرد. موسیقی‌ای را که می‌خوانند نه پاپ دانست، نه جاز، نه سنتی؛ معجونی در حدفاصل سبک‌ها که برچسب بی‌هویتی می‌خورد. مشکل شعر ناب را همیشگی خواند و شمار ترانه‌سرایان خوب را اندک دانست. از هزینه بالای تولید ترانه و پیوند ناگزیر با کاباره نیز سخن گفت. این مصاحبه نشان می‌دهد حتی پیش از انقلاب، او خود را صرفاً مجری بازار نمی‌دید و درباره هویت ژانر حرف می‌زد.

کدوم نوشته است صدای مرتضی برای نسلی که نوجوانی‌اش را در دهه شصت خورشیدی گذراند خاطره‌انگیز است؛ هرچند اوج شهرت داخلی‌اش دهه پنجاه بود و پس از انقلاب به آمریکا رفت. این فاصله زمانی مهم است: در ایران پس از انقلاب پاپ رسمی محدود شد، اما نوارهای پیش از انقلاب و سپس تولید لس‌آنجلس، حافظه شنیداری مهاجران و بخشی از داخل را تغذیه کرد.

مهاجرت و کار در لس‌آنجلس

در سال ۱۹۸۱ میلادی، برابر ۱۳۶۰ خورشیدی، از ایران خارج شد و به آمریکا رفت. قصد ماندن نداشت. وقتی گذرنامه را برای تمدید به سفارت ایران فرستاد، آن را پس ندادند و ناچار مقیم آمریکا شد. در گفت‌وگوی ۱۳۸۹ گفته بود نزدیک بیست‌ونه سال است در آمریکا زندگی می‌کند و آرزویش زیارت دوباره خاک وطن در سال‌های پایانی عمر است.

در لس‌آنجلس، به روایت خودش و ویکی‌پدیای فارسی، احساس وظیفه کرد به موسیقی فولکلور ایران بپردازد؛ چون در آن سال‌ها این گونه کمتر شنیده می‌شد. نخستین آلبوم فولکلور «دایه‌دایه» در ۱۹۸۳ بود که با همراهی ناصر چشم‌آذر و در شرایط مالی دشوار مهاجر تازه‌وارد ساخته شد. استقبال از این اثر انرژی آلبوم بعد را تأمین کرد. «هیمه» در ۱۹۸۴ آمد و قطعه «انار انار»، که اصل آن آهنگی بلوچی معرفی شده، بسیار فراگیر شد. بسیاری از ایرانیان خارج از کشور مرتضی را با همین قطعه می‌شناسند. رادیو فردا نیز بازسازی ترانه‌های فولکلور در دو آلبوم «دایه‌دایه» و «انار انار» را از کارهای شاخص او دانسته است.

شاخص‌ترین نمونه، قطعه دوزبانه «همیشه با ندا» بود که با داریوش، ستار، شهره آغداشلو، پرویز صیاد و جمعی از هنرمندان آمریکایی همراه شد. روایت او این است که مامز تایلور، رپر ایرانی‌تبار، از او خواست بخش فارسی را بخواند؛ شعر انگلیسی را گرفت، متن فارسی را خودش نوشت، و ویدئو را با تلفن همراه گرفتند تا کیفیت تصویر شبیه فیلم‌های ارسالی از داخل ایران باشد.

فهرست آلبوم‌های استودیویی پس از مهاجرت در منابع فارسی و انگلیسی آمده است: «دایه‌دایه»، «هیمه»، «جنگ»، «داروغه»، «واویلا»، «گل آقا»، «ملکه مشرقی»، «روبات»، «از گل تا گل»، «زمزمه‌های عاشقانه»، «ریتم هزاره»، «دنیای رنگی»، «یاران» و «سپاس‌گزار». آلبوم «سپاس‌گزار» در ۲۰۰۹ به مناسبت چهلمین سال فعالیت هنری منتشر شد. در مجموع، منابع می‌گویند حدود صدوهشتاد ترانه در ایران و بیش از صدوسی ترانه در لس‌آنجلس خوانده و شمار کل از سیصد گذشته است. ناشرانی چون ترانه، آپولون، کلتکس، پارس ویدئو و آونگ در کارنامه انگلیسی او ذکر شده‌اند.

علاوه بر خوانندگی، طراحی گرافیک را ادامه داد. گفته است در ۱۳۶۲ برای نخستین بار از کامپیوتر برای طراحی استفاده کرد و طراحی جلد کاست‌ها را به شکل دیجیتال پیش برد؛ سپس به سی‌دی، مجله و تبلیغات گسترش یافت. تا مدتی اکثر پشت‌جلد آلبوم‌های هنرمندان ایرانی خارج از کشور کار او بود. استودیوی صدابرداری نیز دایر کرد که خودش و دیگران در آن ضبط می‌کردند. به‌تدریج آهنگسازی و در سال‌های بعد ترانه‌سرایی هم به کارنامه افزود؛ در آلبوم‌های جدیدتر، شعر و آهنگ شماری از قطعات از خود اوست.

حدود سال ۱۳۸۳ استودیوی بزرگی خرید که به گفته خودش در آمریکا معروف بود. ایده «خانه ایران» به ثمر نرسید و به‌جای آن فرهنگسرایی با نام «خانه فرهنگ ایران» در لس‌آنجلس شکل گرفت. رادیو فردا مصاحبه «میزبان» را در همین استودیو ضبط کرده و او را میزبان برنامه‌ای فرهنگی نشان داده است. ویکی‌پدیای انگلیسی از میزبانی برنامه تلویزیونی «نود» از سال ۲۰۰۵ نیز یاد کرده است.

سبک و جایگاه

صدای مرتضی در حافظه پاپ فارسی، صدایی با شناسنامه است؛ خودش در همان گفت‌وگوی قدیمی‌ها میان نسل خود و نسل بعد فرق گذاشته: بنان و دلکش و مرضیه در یک نسل، ویگن و عارف در نسل بعد، و سپس ابی، داریوش، گوگوش، شهرام، ستار و خودش. معتقد بود صدای بسیاری از خوانندگان پاپ داخل کشور در دهه‌های بعد شناسنامه ندارد. این داوری سلیقه‌ای است، اما موضع زیباشناختی او را روشن می‌کند: تشخص تمبر صدا را شرط ماندگاری می‌داند، نه تقلید و آرایش رایانه‌ای صدا.

از نظر ژانر، کارنامه او یک خط نیست. «دایه‌دایه» و «انار انار» او را از ستاره صرفاً نوستالژیک دهه پنجاه به حلقه‌ای میان پاپ مهاجر و موسیقی نواحی تبدیل کرد. همکاری با ناصر چشم‌آذر در نخستین آلبوم فولکلور، پیوند دو نسل تنظیم و اجرا در غربت را هم نشان می‌دهد.

جایگاه اجتماعی‌اش در جامعه ایرانی آمریکا فراتر از صفحه گرامافون است. طراحی جلد، استودیو، خانه فرهنگ و حضور در برنامه‌های رادیویی، او را به یکی از گره‌های شبکه «تهرانجلس» بدل کرد: جایی که تولید، توزیع، گرافیک و گردهمایی فرهنگی در هم می‌روند. در گفت‌وگوی کیهان پیش از انقلاب از هزینه تولید و کاباره گفته بود؛ در غربت، همان دغدغه به مالکیت ابزار تولید رسید: استودیوی خودش، جلد خودش، و سرمایه شخصی برای ترانه‌هایی که بازار ندارد.

برای گوشه، مرتضی سند زنده انتقال پاپ ایرانی از تلویزیون ملی دهه چهل به صنعت نوار لس‌آنجلس است. شنیدن او بدون تفکیک این دو جغرافیا ناقص است. نام تک‌واژه‌ای «مرتضی» در کاتالوگ باید همین مسیر را تداعی کند، نه خواننده دیگری با همین نام کوچک.

شنیدن در گوشه

ورود به کاتالوگ مرتضی را می‌توان از «عشق زودگذر» آغاز کرد تا صدای جوان برنامه میخک نقره‌ای مشخص شود. سپس ترانه‌های فیلم «معشوقه» و «بوسه بر لب‌های خونین» منطق پاپ سینمایی دهه پنجاه را نشان می‌دهند. برای دوره لس‌آنجلس، «دایه‌دایه» را به‌خاطر همکاری با چشم‌آذر و شرایط ساخت مهاجرانه جدا بشنوید و «انار انار» را به‌عنوان اثر فراگیر فولکلور.

آلبوم «سپاس‌گزار» را به‌عنوان جمع‌بندی چهلمین سال فعالیت بشنوید. تک‌آهنگ‌های گروهی چون «با من از یاران بگو» یا «همیشه با ندا» بیشتر سند هم‌صدایی جامعه هنری مهاجرند تا نمونه سبک شخصی. اگر به جنبه غیرآوازی کار او علاقه دارید، جلد آلبوم‌های همان دوره لس‌آنجلس را هم ببینید؛ گرافیک دیجیتال او بخشی از تاریخ بصری پاپ تبعیدی است.

گوشه برای چنین هنرمندی مناسب است چون آثارش در چند دهه و دو جغرافیا پخش شده‌اند. شنیدن تصادفی یک قطعه فولکلور یا یک ترانه فیلم، تصویر کامل نمی‌سازد. مسیر مرتضی از پادگان و لاله‌زار تا استودیوی کالیفرنیا است، و کاتالوگ وقتی معنا می‌دهد که این جابه‌جایی را حفظ کند.

این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمی‌شود.

آهنگ‌های Morteza

آلبوم‌های Morteza

خواننده‌های مرتبط