مهدی یراحی؛ آهنگسازی که از تیتراژ تلویزیون به موسیقی اجتماعی رسید
زندگی و آغاز
مهدی یراحی در بیستوسوم آبان ۱۳۶۰ در اهواز زاده شد. زادگاه، در کارنامه موسیقایی او فقط یک نکته شناسنامهای نیست. خوزستان، با بافت عربی-فارسی، بحرانهای زیستمحیطی مستند، و پیوند با جنگ ایران و عراق، بعدها هم در انتخاب زبان اجرا و هم در موضوع ملودیهای اجتماعی او بازتاب یافت.
آموزش را از مسیر رسمی هنرستان یا دانشگاه موسیقی آغاز نکرد. ویکیپدیای فارسی نوشته است که از حدود دهسالگی، همزمان با فعالیتهای فرهنگی دوران تحصیل در اهواز، به موسیقی کلاسیک غربی گرایش پیدا کرد. پس از پایان راهنمایی در سال ۱۳۷۶، تئوری موسیقی را نزد علی کسرائی آموخت؛ خود او را تنها معلم موسیقیاش خواندهاند. نواختن پیانو و گیتار را آزاد و خودآموز فرا گرفت. بیبیسی فارسی از قول او نقل کرده که از کودکی روی استیج بوده و قرآن میخوانده است. چند معرفینامه نیز نوشتهاند که مجذوب موسیقی درونی آیات، مسیرش را به آهنگسازی کشاند. این پیشینه، اگر درست خوانده شود، دو مهارت را همزمان تربیت میکند: گوش دادن به جمله و ساختن قوس ملودیک برای کلام.
مهاجرت به تهران در منابع به سال ۱۳۷۹ نسبت داده شده و آغاز فعالیت حرفهای را برخی ۱۳۷۷ و برخی همان ۱۳۷۹ دانستهاند. نکته مهمتر از اختلاف یکدو ساله این است که او پیش از شهرت بهعنوان خواننده، حدود یک دهه در مقام آهنگساز و تنظیمکننده برای دیگران کار کرد. بیبیسی ورود جدی به صحنه پاپ را از حوالی ۱۳۸۵ و با انتشار ساختههایش دانسته است. در میان این ساختهها، «تصویر رؤیا» با صدای داریوش اقبالی در آلبوم «معجزه خاموش» ثبت شده است. همکاری با صدایی تثبیتشده در پاپ پیش از انقلاب، برای آهنگساز جوان داخل کشور اعتبار فنی میآورد، حتی اگر نام سازنده برای مخاطب عام هنوز فرعی باشد.
برخی منابع سرگرمی نوشتهاند که در رشته کارگردانی تحصیل کرده و به فیلمنامهنویسی علاقه داشته، اما فعالیت اصلیاش موسیقی مانده است. این ادعا در گزارشهای خبری مستقل بسط نیافته؛ آنچه مسلمتر است، پیوند دیرپای او با تصویر است: تیتراژ تلویزیون و موسیقی فیلم، میدان اصلی معرفی ملودیهایش شد.
مسیر هنری
نخستین شهرت عمومی با تیتراژ آمد، نه با آلبوم. در سال ۱۳۸۶ قطعه «منو رها کن» تیتراژ پایانی برنامه «شب شیشهای» شد؛ یراحی خواننده، آهنگساز و تنظیمکننده آن بود. تیتراژ ابتدایی همان برنامه را با صدای روزبه بمانی ساخت و تنظیم کرد. در ۱۳۸۸ «هوای تو» تیتراژ «ماه عسل» شد و نام او را به مخاطب تلویزیونی رساند. او چند بار دیگر نیز برای همین برنامه موسیقی ساخت؛ از جمله «هر جای دنیایی دلم اونجاست» و «سازش». در ۱۳۹۵ قطعه «نگو نگفتی» برای ماه عسل ساخته شد اما از صدا و سیما مجوز پخش نگرفت و از مسیر وب منتشر شد. این نقطه، شکاف میان آهنگساز پاپ تلویزیونی و نهاد پخش را نشان میدهد.
آلبوم نخست، «منو رها کن»، در یکم اردیبهشت ۱۳۹۰ با انتشارات تصویر دنیای هنر و تهیهکنندگی رامین بصیرتنیا منتشر شد. ده قطعه، حدود سیوپنج دقیقه، به فارسی و عربی. ویکیپدیا نوشته است که موسیقی همه ترانهها جز «علی مودک» ساخته یراحی است. «علی مودک» بازخوانی کاری از کاظم الساهر است با تنظیم سیروان خسروی. سیروان همچنین «تو برمیگردی» را تنظیم کرد. روزبه بمانی در چند قطعه شاعر است. این آلبوم، کارت ورود رسمی خواننده-آهنگساز است، اما استخوانبندیاش همان مهارت ده سال ساختن برای دیگران است: ملودی واضح، تنظیم پاپ، و یک بازخوانی عربی که در خوزستان با استقبال مواجه شد.
«امپراتور» در ۱۳۹۲ و «مثل مجسمه» در ۱۳۹۴ آمدند. در ۱۳۹۲ جشنواره سالانه موسیقی ما، تندیس بهترین آلبوم پاپ و بهترین قطعه پاپ بخش کارشناسی را برای «امپراتور» به او داد. آوای فردا درباره چهارمین آلبوم استودیویی، «آینه قدی»، نوشته که در نوزدهم بهمن ۱۳۹۵ با امتیاز رویال هنر پارس و پخش جوان و دنیای هنر، به تهیهکنندگی مجید عبدی منتشر شد. ملودیها را یراحی، بهادری، احسان نیزن، وحید پویان و اسحاق اسدبیگی ساختهاند و تنظیم با سعید زمانی، اسدبیگی، هومن نامداری و پیمان میرزایی بوده است. سه قطعه پیش از آلبوم بهصورت تکآهنگ آمده بودند. منتقد آوای فردا، تنوع سبکی آلبوم را از پاپ تا الکترونیک و حتی رنگ آوازی ستوده و آن را ادامه چرخشی دانسته که از «مثل مجسمه» آغاز شده بود.
در ۱۳۹۶، در سیوسومین جشنواره موسیقی فجر، جایزه باربد بهترین خواننده موسیقی پاپ برای آلبوم «آینه قدی» به او رسید. گزارشهای انگلیسی گاه همین جایزه را بهترین آلبوم پاپ وزارت ارشاد توصیف کردهاند. در هر دو روایت، نهاد رسمی موسیقی داخل کشور در آن مقطع کارنامه پاپ او را تأیید کرد. هنگام دریافت جایزه، به وضعیت هوای اهواز اشاره کرد و از مسئولان خواست به مردم شهر رسیدگی کنند. پیوند میان ملودی و زادگاه، حتی روی سن جشنواره، قطع نشد.
پس از ۱۳۹۷، انتشار از قالب آلبوم استودیویی چهارگانه به مجموعههای کوتاه اجتماعی و عاشقانه و تکآهنگ مستقل تغییر کرد: «سهگانه اجتماعی اول» در ۱۳۹۷، «سهگانه عاشقانه اول» در ۱۳۹۸، «سهگانه اجتماعی دوم» در ۱۳۹۹. در این دوره، یراحی همچنان غالباً آهنگساز یا همآهنگساز قطعات خود است. «پارهسنگ» با شعر روزبه بمانی و تنظیم هومن نامداری، «سرسام» با شعر مونا برزویی، «خاک» با بمانی، و بسیاری از تیتراژها با امضای ملودیک خود او ثبت شدهاند. کاتالوگ او، حتی وقتی موضوع اجتماعی میشود، از مهارت آهنگساز پاپ تلویزیونی تغذیه میکند: جمله قابلآواز، اوج مشخص، و تنظیم برای صدای خودش.
سبک و صدا
اگر نقش کاتالوگ را آهنگساز بدانیم، ویژگی اصلی یراحی ساخت ملودی برای کلام فارسی و عربی در قالب پاپ است. او با تئوری محدود اما گوش تربیتشده، خطی مینویسد که خواننده بتواند آن را روی تصویر بنشاند. تیتراژ، تمرین فشردهای برای این کار است: زمان کوتاه، ضرورت معرفی حالوهوای برنامه، و تکرار شبانه از تلویزیون. ملودیهای ماه عسل و شب شیشهای از همین تمرین آمدهاند.
همکاری طولانی با روزبه بمانی، زوج ترانه-ملودی را در بخش مهمی از کارنامه تثبیت کرد. بمانی جمله روایی و تصویر اجتماعی مینویسد؛ یراحی آن را به قوس پاپ تبدیل میکند. در کارهای امیرعلی بهادری، نقش یراحی گاه خواننده است نه آهنگساز؛ «آینه قدی» نمونهای است که ملودی از بهادری است و اجرا از یراحی. این تفکیک در جدول آثار روشن است و نباید همه قطعات را به یک قلم آهنگسازی نسبت داد.
زبان عربی در کارنامه او تزئین توریستی نیست. بازخوانی الساهر، قطعاتی به عربی برای نوروز، «اهل النخل» بر اساس قطعهای از ناظم الغزالی، و «اهواک» در پیوند با خوزستان، همگی نشان میدهند که گوش اهوازی او به مقام و جمله عربی عادت دارد. تنظیم این کارها غالباً با کوشان حداد یا سعید زمانی بوده است. نتیجه، پاپ دوزبانهای است که در بازار داخل کشور کمتر رایج است.
از میانه دهه نود، منابع از گرایش بیشتر به بافت الکترونیک در کنار پاپ نوشتهاند. آوای فردا این چرخش را راهی برای پرهیز از تکرار آلبومبهآلبوم دانسته است. در آثار اجتماعی، تنظیم سنگینتر و فضای صوتی تیرهتر میشود، اما استخوان ملودی همچنان پاپ است نه فرم کلاسیک یا رپ. اذان ۱۳۹۳ با ملودی خود او، نمونهای جداست: فرمی عبادی که با صدای پاپ اجرا شد و بیرون از ایران هم بازنشر یافت. منابع از بازنشر آن توسط چهرههایی در ترکیه و غرب نوشتهاند؛ صدا و سیما در خبری مربوط به همین اثر، بنا به گزارشها از بردن نام خواننده خودداری کرد.
آثار و همکاریها
کارنامه آهنگسازی برای دیگران، ستون کمتردیدهشده اوست و برای نقش ثبتشده در کاتالوگ گوشه اهمیت بیشتری دارد. علاوه بر داریوش، آلبوم «بیخوابی» سعید شهروز در ۱۳۸۷ چند قطعه با آهنگسازی و تنظیم یراحی دارد. برای علی لهراسبی در آلبوم «چهارده» قطعاتی چون «تنها نرو» و «کوه» آمده است؛ «تنها نرو» تیتراژ سریال «هویت» نیز بود. «من عاشقت شدم» را برای سیروان خسروی ساخت؛ قطعه در تیتراژ پایانی «ساختمان پزشکان» و سپس در آلبوم «جاده رؤیاها» نشست. برای بهروز صفاریان «مثل ماه»، برای حسین استیری آلبوم «مجرم»، و برای فرزاد فتاحی، حامد میر و دیگران نیز ملودی ثبت شده است. این فهرست نشان میدهد که او در نیمه دوم دهه هشتاد، تأمینکننده ملودی برای بازار پاپ مجاز بوده است.
تیتراژها ستون دومند. علاوه بر شب شیشهای و ماه عسل، منابع از برنامههایی چون «منو زیر سایه خودت بگیر»، «مثل ماه»، «بوی عیدی»، «کمی متفاوت» و «بهار نارنج» نام بردهاند. در سینما، «نفس» ساخته نرگس آبیار با آهنگسازی و خوانندگی و تنظیم او در ۱۳۹۵ آمد و در افتتاحیه فیلم زنده اجرا شد؛ فیلم نماینده ایران در اسکار ۲۰۱۸ شد. «بیست و یک روز بعد» را خواند و نماهنگش با استقبال در رادیو جوان همراه شد. آوای فردا «نفس» را از قطعات برجسته «آینه قدی» دانسته است.
پس از دوره آلبوم، مجموعههای سهگانه و تکآهنگها کارنامه را ادامه دادند. «پارهسنگ» در دی ۱۳۹۷ منتشر شد. «دخترانه»، «عکس شد»، «لاکپشت»، «قفس بس» با شعر شهیار قنبری، «سرود زن» با شعر مونا برزویی و «سرود زندگی» در سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۱ آمدند. از منظر موسیقایی این آثار ادامه همان خط آهنگسازیاند، نه آغازی جدا از تیتراژهای پیشین.
فارسیچارت او را در رده پاپ با دهها هزار شنونده ماهانه اسپاتیفای و بیش از صد میلیون پخش رادیو جوان ردیابی کرده است. در میان قطعات پرشنونده همان منبع، «بیست و یک روز بعد»، «حیک» و «سرود زن» آمدهاند. بیبیسی جمع کارنامه را چهار آلبوم رسمی، سه مجموعه سهگانه، دهها تکآهنگ و هجده موسیقی تیتراژ تلویزیونی و سینمایی دانسته است.
جایگاه
یراحی در تاریخ پاپ پس از انقلاب، نمونهای از آهنگسازی است که مسیرش از استودیوی تیتراژ به آلبوم و تکآهنگ مستقل کشید، بدون آنکه ابزار ملودیکش را عوض کند. سالها ملودی مجاز ساخت، جایزه باربد گرفت، و همان مهارت را در کارهای بعدی هم نگه داشت. از نظر فنی کارنامه پیوسته است: همان قوس پاپ، همان همکاری با بمانی و برزویی و بهادری، همان تنظیمکنندگان.
برای کاتالوگی که نقش اصلی را آهنگساز ثبت کرده، اهمیت او در سه چیز است. نخست، تأمین ملودی برای صدای دیگران در دهه هشتاد. دوم، تثبیت یک زبان پاپ دوزبانه فارسی-عربی که ریشه اهوازی دارد. سوم، انتقال تیتراژ تلویزیونی به قطعه مستقل. از نظر موسیقایی، آثار او در قالب پاپ تنظیمشده میگنجند.
آثار در پلتفرمها ماندهاند. جایگاه امروز او، همزمان جایگاه آهنگساز تیتراژهای خاطرهانگیز و خواننده تکآهنگهای پرمخاطب است.
شنیدن در گوشه
برای شنیدن یراحی با تأکید بر کار موسیقایی، بهتر است از لایه آهنگسازی آغاز کنید نه از جدیدترین تکآهنگ خبری. «تصویر رؤیا» با صدای داریوش و کارهای شهروز و لهراسبی، دست او را بهعنوان سازنده برای دیگران نشان میدهند. سپس «منو رها کن» را بهعنوان نخستین آلبوم رسمی بشنوید؛ تنظیم سیروان در کنار ملودیهای خود یراحی، تصویر استودیوی پاپ ۱۳۹۰ را میسازد.
«امپراتور» و «آینه قدی» لایه پختگی پاپ رسمیاند: جایزه، تنوع تنظیم، و همکاری با بمانی و بهادری. تیتراژهای ماه عسل و «نفس» را جدا بگذارید تا ببینید ملودی او چگونه برای تصویر فشرده میشود. اگر به لایه اجتماعی میرسید، «خاک»، مجموعه سهگانهها و «پارهسنگ» را بهعنوان ادامه همان قلم آهنگسازی بشنوید، نه بهعنوان ژانری جدا. قطعات عربی را نیز در همین مسیر بگذارید؛ آنها حاشیه نیستند، بخش اهوازی گوش او هستند.
گوشه برای این کاتالوگ مناسب است چون آثار یراحی به ترانه وابستهاند اما ارزش شنیداریشان در قوس ملودی و تنظیم است. تکرار تیتراژ، هوک را در حافظه مینشاند؛ شنیدن آلبوم، منطق آهنگساز را نشان میدهد. مسیر او از تئوری نزد کسرائی تا استودیوی تهران و بعد قطع مجوز، در همین توالی آلبوم و تیتراژ خوانده میشود.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.










