تصویر Farid Zeland

خواننده‌ها

Farid Zeland

آهنگ‌ها و آلبوم‌های Farid Zeland را در گوشه بشنو.

فرید زلاند؛ ملودی‌ساز پاپ فارسی از کابل تا لس‌آنجلس

فرید زلاند، که نام خانوادگی‌اش در منابع به صورت زلاند، زولاند و در لاتین Zoland یا Zaland نیز آمده، آهنگساز و تهیه‌کننده‌ای است که گرچه در کابل زاده شد، بخش بزرگی از حافظه شنیداری پاپ فارسی را شکل داد. او برای خوانندگان ایرانی پیش و پس از انقلاب ۱۳۵۷ ملودی نوشت؛ از ستار و گوگوش و داریوش تا ابی، هایده، معین، حمیرا، ویگن و شاهرخ. کارنامه‌اش نشان می‌دهد که مرز جغرافیایی میان کابل و تهران در صنعت موسیقی فارسی‌زبان آن سال‌ها چقدر نفوذپذیر بود.

خانواده موسیقی‌دان در کابل

دانشنامه انگلیسی و فارسی زادروز را ۹ مرداد ۱۳۲۸ برابر با ۳۱ ژوئیه ۱۹۴۹ در کابل ثبت کرده‌اند. پدرش جلیل زلاند از پیشگامان موسیقی معاصر افغانستان بود؛ خواننده و آهنگسازی که در رادیو کابل ارکستر آماتور را با سلیم سرمست و ننگیالی بنیاد گذاشت، فولکلور را گرد آورد، و در ایران با قطعاتی چون اجرای شعر سعدی در «ای ساربان» میان شنوندگان شناخته شد. بی‌بی‌سی فارسی درگذشت جلیل را ۳۰ آوریل ۲۰۰۹ در تارزانا، کالیفرنیا، در ۷۴ سالگی گزارش کرده است. مادر، سارا زلاند، خود خواننده رادیو بود. خواهران و برادران، از جمله سهیلا، شهلا و وحید، همگی در آواز یا آهنگسازی فعال ماندند. فرید موسیقی را نخست نزد پدر آموخت. سازهایی که دانشنامه انگلیسی برای او برشمرده گیتار، پیانو، طبله و رباب است.

سفر هنری جلیل به ایران زمینه تحصیل پسر را فراهم کرد. فرید در ۱۳۴۸ با بورس وزارت فرهنگ و هنر به تهران آمد و وارد هنرستان عالی موسیقی شد. یک سال پیانو نواخت و سپس به هارمونی و آهنگسازی تغییر رشته داد. استادانش در روایت ویکی‌پدیا فریدون فرزانه، یوسف‌زاده، مصطفی کمال پورتراب، مرتضی حنانه و خانم خسروی بوده‌اند. تحصیلات را تا پیش از انقلاب به پایان رساند.

نخستین ملودی‌ها در تهران و کوچینی

آهنگسازی حرفه‌ای را اوایل دهه ۱۳۵۰، حدود بیست‌سالگی، در تهران آغاز کرد. نخستین آثار با شعر اردلان سرفراز و صدای ستار، «بهت» و «غزل»، در ۱۹۷۵ با تنظیم منوچهر چشم‌آذر منتشر شدند و با استقبال روبه‌رو گردیدند. آشنایی با سرفراز را در کاباره کوچینی، پس از آمدن به ایران، دومین شانس بزرگ زندگی‌اش دانسته است. سرفراز ترانه «بهت» را به او سپرد؛ قطعه‌ای که ابتدا قرار بود گوگوش بخواند اما چون زلاند جوان و تازه‌کار بود، خواننده نپذیرفت و ستار اجرا کرد.

از همان سال‌ها الگوی همکاری شکل گرفت: کلام بیشتر از سرفراز، تنظیم بیشتر از چشم‌آذر یا آندرانیک، و ملودی از زلاند. خودش گفته به‌ندرت پیش آمده روی آهنگی که ساخته، بعداً کسی کلام بگذارد؛ معمولاً نخست با شعر ارتباط می‌گرفت و سپس موسیقی می‌نوشت. ویژگی شنیداری بسیاری از کارهایش اورتور یا مطلع طولانی است که شنونده را آرام وارد فضا می‌کند؛ نمونه‌هایی که منابع به «ستاره دنباله‌دار» و «خواب» با صدای ابی، «چکاوک» با صدای داریوش، و «مرا بشنو» و «گل سفید» با صدای شهره نسبت داده‌اند.

فضای کلی را آمیزه‌ای از پاپ، رنگ ایرانی، و گاه رگه‌های افغان و هندی دانسته‌اند، هرچند بیشتر آثار در مدار تلفیق سنت ایرانی و پاپ غربی می‌مانند. برای گوگوش، هایده، داریوش، شاهرخ و ستار قطعاتی با حال‌وهوای کاملاً افغانی نیز ساخته است. برخی کارها از چهار تا شش دقیقه معمول طولانی‌ترند تا فضای ساز برای بداهه و رنگ‌آمیزی باز بماند.

داریوش و «یاور همیشه مؤمن»

سال ۱۳۵۵ داریوش بعدازظهر با تلفن شعری از ایرج جنتی عطایی خواند و خواست روی آن آهنگ بگذارد. زلاند پشت پیانو نشست و ظرف چند ساعت کار را تمام کرد. فردای آن روز با داریوش نزد واروژان رفتند. این تنها اثر زلاند است که واروژان تنظیم کرده است. زلاند توضیح داد صدا سفر را نشان می‌دهد نه تیرباران را. قطعه تا امروز از شنیده‌شده‌ترین همکاری‌های سه هنرمند مانده است.

او برای داریوش بیش از سی آهنگ ساخته است. در گفت‌وگوی رادیو فردا داریوش را رفیق نزدیک خواند و از قطعاتی چون «شقایق»، «قلندر»، «نازنین» و «حادثه» یاد کرد. گفته بود داریوش شبی به او خبر داده از بیست‌وپنج قطعه‌ای که خوانده، پانزده‌تا از زلاند بوده است.

برای گوگوش در ۱۳۵۶ آثاری چون «پرسش»، «دریغ»، «شکایت»، «مرهم» و «گمشده» ثبت شده است. «پرسش» ابتدا برای داریوش بود؛ گوگوش پسندید و داریوش آن را به او هدیه داد. «شکایت» نخست برای مهستی در نظر گرفته شد و سپس به گوگوش رسید.

مهاجرت، یو‌اس‌سی و لس‌آنجلس

پس از انقلاب، مانند بسیاری از همکاران، ایران را ترک کرد. مسیر را منابع فارسی لندن، سپس کانادا، و سرانجام لس‌آنجلس دانسته‌اند. اواخر ۱۹۸۰ وارد دانشکده موسیقی دانشگاه جنوب کالیفرنیا شد و دو سال موسیقی فیلم، تئوری و آهنگسازی خواند. در ۱۳۵۸ با نیکو معنوی ازدواج کرد؛ پسری به نام رهی دارند و بعد جدا شدند. معنوی در لندن زندگی می‌کند.

در تبعید، همکاری با لیلا کسرا (هدیه) فصل تازه‌ای ساخت. زلاند نوشته در ۱۹۸۰ در سان‌فرانسیسکو با او آشنا شد. حاصل کار، آثاری با صدای داریوش («تکیه بر باد»)، ابی («قاصد» و «غریبه»)، حمیرا («اینه دنیا»)، معین («سفر»)، ویگن («دل غافل») و هایده («میخانه»، «یارب»، «تو که نیستی»، «قصه من») بود. هنگام ضبط «قصه من»، کسرا گفته بود این کلام سرگذشت زندگی‌اش است؛ او با سرطان می‌جنگید. زلاند، هایده، کسرا و آندرانیک در استودیو بودند و فضا را بسیار احساسی توصیف کرده است.

هایده اوایل دهه ۱۹۸۰ به خانه او در لس‌آنجلس آمد و خواستار آهنگ خوب شد. زلاند ملودی «ای پادشه خوبان» را بر شعر حافظ نواخت. هایده اصرار کرد بخواند و گفت جثه‌اش برای جوی کوچک نیست و باید در دریا شنا کند. اجرا شد. زلاند بعدها در نوشته‌ای از امید دیدار دوباره با صدای او سخن گفت.

ابی، معین، فرهاد و گستره خوانندگان

زلاند صدای ابی را سازگارترین ظرف برای ملودی‌های خود دانسته و بیشترین شمار آثار را برای او ساخته است. دوئت «نون و پنیر و سبزی» با داریوش و ابی، به روایت خودش، به شهرت ناگهانی‌تر ابی کمک کرد. در سال‌های بعد به دلایل شخصی همکاری با ابی را قطع کرد و گفته دیگر با او کار نخواهد کرد. قطعاتی چون «برج»، «راز همیشگی»، «سفر»، «آبی» و «هزار و یک شب» در جدول ترانه‌شناسی به این زوج نسبت داده شده‌اند.

برای معین، اردلان سرفراز در آلمان در کارخانه قاب‌سازی کار می‌کرد که صدای معین را شنید. زلاند خبر داد معین درخواست کار دارد و سرفراز «دلسوخته» را نوشت. «خالق»، «پریچه» و «سفر» نیز در همین مدارند. زلاند در استودیو از تأثیر صدای معین بر خودش سخن گفته است.

فرهاد مهراد یک هفته مهمان خانه او بود و آلبوم «برف» در شرکت آونگ، در دوره‌ای که زلاند آنجا حضور داشت، تولید شد. فرهاد ملودی «موج» را که قرار بود داریوش بخواند دوست داشت و گفته بود اگر از این دست بسازی برایت می‌خوانم؛ فرصت نرسید. زلاند در سوگ فرهاد از اندوه عمیق یاد کرده است.

فهرست ترانه‌شناسی ویکی‌پدیا ده‌ها نام دیگر را نیز دربرمی‌گیرد: لیلا فروهر، مازیار («معراج»)، عارف، مرتضی، شهره، منصور و نسل‌های بعد. خودش شمار آثار را بیش از دویست دانسته و گفته حدود هفتاد درصد موفق و بقیه نیز در زمان خود شنیده شده‌اند. با جوانان هم کار کرد؛ رادیو فردا آلبوم‌های «سیمرغ» و «باغ بنفش» را از نمونه‌های موفق این همکاری شمرده است.

سبک، سانسور و حق مؤلف

مسیر ترانه را بی‌مقصد به‌سوی زیبایی و همراهی با مردم توصیف کرده است. در رادیو فردا گفته کار او و شاعرانی چون سرفراز، جنتی عطایی و قنبری تاریخ مصرف ندارد، چون برای لحظه نمی‌نویسند؛ مضامین اجتماعی‌اند و خواست آزادی در آن‌ها با خواست نسل جوان یکی است. همان گفت‌وگو از قرارداد با گوگوش برای قطعات تازه و از آلبوم ناتمام یا دیرمنتشر «صفر» داریوش یاد کرده است. از دانلود غیرمجاز نیز احساس ناامنی کرده بود.

برنامه «هدفون» رادیو فردا تجربه سانسور و گرفتن مجوز را از زبان او پخش کرد. دانشنامه انگلیسی از همکاری با موسیقیدان آمریکایی لوید میلر و نقش‌های کوتاه بازیگری یاد کرده است.

در صنعت پاپ تبعیدی لس‌آنجلس، نام زلاند کمتر روی جلد آلبوم‌ها به اندازه خواننده درشت می‌شد، اما ملودی بسیاری از قطعاتی که مردم زمزمه می‌کنند از اوست. گفت‌وگوی پادکست روکه بر همین شکاف انگشت گذاشته: کاتالوگی که نسل‌ها حفظش کرده‌اند و جبران مالی اندک برای سازنده. این تنش میان شهرت شنیداری و گمنامی حقوقی، بخشی از سرگذشت آهنگسازان پاپ فارسی در تبعید است.

جایگاه در Gusheh

زلاند حلقه اتصال سه جهان است: رادیوی کابل و خانواده زلاند، هنرستان تهران و نسل طلایی ترانه‌سرایان ایرانی، و استودیوهای لس‌آنجلس پس از انقلاب. او نه خواننده ستاره بود و نه تنظیم‌کننده همیشگی روی جلد؛ کارش ساختن خط ملودی بود که خواننده را بلند می‌کرد و شنونده را سال‌ها نگه می‌داشت. از «بهت» ستار تا حافظِ هایده و اجتماعی‌های داریوش، پیوستگی کارنامه در انتخاب کلام و در اورتورهایی است که پیش از ورود خواننده، فضا را می‌سازند. برای مخاطب Gusheh، شنیدن نام او روی یک قطعه یعنی دنبال کردن همان رشته‌ای که پاپ فارسی را از کافه کوچینی تا کالیفرنیا یکپارچه نگه داشت.

این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمی‌شود.

خواننده‌های مرتبط