از بم تا صدای اتحاد؛ یاس و رپ اجتماعی فارسی
زندگی و آغاز
یاسر بختیاری، که با نام هنری یاس شناخته میشود، در ۳۰ خرداد ۱۳۶۱ برابر با ۲۰ ژوئن ۱۹۸۲ به دنیا آمد. ویکیپدیای فارسی محل تولد را تالش در استان گیلان ثبت کرده و دوران کودکی را در محلههای ناصرخسرو، اکباتان و شمشیری تهران دانسته است. این دو جغرافیا در تصویر عمومی او کنار هم ماندهاند: زادگاه گیلانی و رشد در تهران. در نوجوانی کشتی آزاد را زیر نظر هاشم کلاهی تمرین کرد و بعد کنار گذاشت. چهاردهساله بود که پدرش از سفرهای آلمان نوارها و سیدیهای توپاک و هیپهاپ آورد.
هجدهساله بود که پدر درگذشت. فرزند بزرگ خانواده تحصیل عمران را نیمهکاره رها کرد و برای تأمین خرج خانه در شرکت بازرگانی عمو و با پیکان مسافرکشی کرد. در گفتوگوی ۱۳۸۵ با برنامه روز هفتم بیبیسی توصیف کرد که صبح تا ساعت شش سر کار است، بعد به کار دوم میرود و اگر بتواند میان گرانی وقتی برای استودیو میگیرد. همین فشار معیشتی را ماده خام متنهایش دانست. در مصاحبه با مجله نسل امروز گفته از کودکی خوب مینوشته و بهجای تخیل، حقایق زندگی را به قالب داستان میریخته؛ نوشتن راه خالی کردن عقده بوده، پیش از آنکه مسیرهای دیگری مثل دعوا را کنار بگذارد.
نام هنری را از کودکی با خود داشت. گفته اسمش یاسر است اما از بچگی یاس صدایش میکردهاند و گل یاس را مظهر صلح میداند؛ چون به ترویج فرهنگ صلح اعتقاد دارد این نام را در کار نگه داشت. فعالیت جدی موسیقی را از ۱۳۸۰ آغاز کرد. نخستین قطعهای که نوشت و خواند «بچههای خیابون» بود. نخستین اثر مشهور، «بم»، پس از زمینلرزه ۱۳۸۲ بم با آهنگسازی میتا ملکی منتشر شد و نام او را بر سر زبانها انداخت. در همان سال در فیلم «رعد، یک داستان زنانه» ساخته برنا کازرانی بازی کرد و رپ تیتراژ پایانی را خواند. این شروع، الگوی بعدی کارنامه را ساخت: واکنش به حادثه جمعی، زبان فارسی، و پرهیز از فحش که منابع انگلیسی او را از معدود رپرهای فارسیزبان با این ویژگی دانستهاند.
مسیر هنری
سال ۱۳۸۵ دو نقطه عطف همزمان داشت. یکی «سیدی رو بشکن» با خوانندگی مشترک آمین، در واکنش به انتشار فیلم خصوصی زهرا امیرابراهیمی. یاس و آمین پخشکنندگان را نقد کردند و از مخاطب خواستند نسخه را از بین ببرد. منابع فارسی از دانلود نزدیک به یک میلیون بار در روزهای نخست اینترنت گفتهاند. خودش بعدها مدعی شد کاری که با این قطعه کرد نیروی انتظامی نتوانسته بود انجام دهد. دوم، حضور در قطعه «یادت نره» از آلبوم «نگو دیره» مجید غفوری که با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد منتشر شد. بیبیسی در اوت ۲۰۰۷ او را نخستین خواننده رپی خواند که تکآهنگی از ارشاد مجوز گرفته و نقل کرد نزدیک سه سال در صف مانده بوده است. ویکیپدیای فارسی همین اثر را نخستین آهنگ با صدای یاس با مجوز رسمی نهادهای دولتی میداند. او به بیبیسی گفت دو سه سال پشت درهای بسته ماند، بعد از شرکت باربد خواست مجوز بگیرد، نه برای درآمد بلکه برای رساندن حس به مردم؛ و توضیح داد کوب و درام رپ اجازه انتشار نمیگرفت و او جنبههای احساسی اجتماع را در کار گذاشت تا پخش ممکن شود.
خودش این کار را بهترین آهنگش خوانده و گفته فیلم را پسفردای اکران دیده و عصبانی شده که تمدن این سرزمین اینگونه نشان داده شود. در ۱۳۸۶ سفر ششهفتهای به آمریکا، به دعوت تشکل خیریه رد اند هات در نیویورک و به مناسبت سال جهانی مولانا، نخستین تجربه اجرای زنده روی صحنه را برایش ساخت. با سارا نائینی و شهرام شعرباف از گروه اوهام در نیویورک اجرا کرد. بیبیسی نقل کرده در همان سفر قطعاتی چون «هویت»، «بی تو دیگه نه اصلا»، «باید بتونیم»، «زهی عشق» و «صلح تویی» را زنده خوانده است. در بازگشت گفت بیرون ایران راه پیشرفت زیاد است اما هیچجا ایران نمیشود و قصد تمام کردن آلبوم جدید را دارد. آلبومی با نام «خیابونیها» و نام خودش «یاسر» که در گفتوگوی ۱۳۸۵ وعده انتشارش را داده بود، در عمل به شکل آلبوم رسمی گسترده در ایران بیرون نیامد؛ بخش بزرگی از کارنامه او تکآهنگ ماند.
در اردیبهشت ۱۳۸۷ در همایش آسیبشناسی جوانان در شیراز از رپ در برابر منتقدانی دفاع کرد که آن را عامل خشونت میدانستند. مهر ۱۳۹۰ «از چی بگم» را با آهنگسازی سعید انصار درباره آتشسوزی مدرسه درودزن و وضع دانشآموزان آسیبدیده منتشر کرد؛ منابع از شنیدن میلیونی در رادیو جوان گفتهاند. ۲۱ دسامبر ۲۰۱۱ امتیوی ایگی او را هنرمند هفته با عنوان امسی تند و تیز تهران انتخاب کرد. خود او بعدها گفت سالها برای مجوز دویده و دیگر دنبال سانسور حرفهایش نیست، چون برای رپر سانسور از همه چیز بدتر است. این دو گزارش را باید کنار هم خواند: مجوزهای مقطعی و تکقطعه وجود داشته، اما مسیر آلبوم و کنسرت داخل هرگز پایدار نشده است.
۱۹ اسفند ۱۳۹۱ برای همکاری با تکناین ایران را ترک کرد. استرنج میوزیک، لیبل تکناین، در مارس ۲۰۱۳ خبر داد یاس در استودیو چاپمن کانزاسسیتی با او ضبط کرده و از او با لقب «توپاک ایرانی» یاد کرد. تکآهنگ «صدای اتحاد» و نماهنگش در فوریه ۲۰۱۴ منتشر شد؛ دو رپر در منظره کانزاسسیتی اجرا میکنند و تکناین ترجیع فارسی را در پایان میخواند. مجله سورس نوشت امتیوی ایگی نماهنگ را پخش کرده و جمله «از ایران تا میزوری» را نقل کرد. منابع فارسی ویکیپدیا گفتهاند این ویدئو میان پنج نماهنگ برتر فوریه ۲۰۱۴ امتیوی جای گرفت. یاس در این مدت در آلبومهای گروهی «اوردوز»، «سمفونی گربهها» و «از ماست که بر ماست» قطعه گذاشت و در سنفرانسیسکو، ونکوور، تورنتو و مونترال اجرا کرد. پس از حدود بیست ماه، در آبان ۱۳۹۳ به ایران برگشت.
سبک و صدا
یاس به فارسی رپ میگوید و منابع انگلیسی تأثیر توپاک و شعر کلاسیک، بهویژه مولانا، را در شکلگیریاش ذکر کردهاند. گردنبند فروهر در تصویر عمومیاش نماد ملیگرایی و ارجاع به ایران باستان خوانده شده است. مضامین پرتکرار کارنامه، به روایت ویکیپدیای فارسی، فقر، کودکان کار، اعتیاد، بیکاری، جنگ، خودکشی، طلاق، مهاجرت اجباری و نقد عملکرد قدرت با ادعای حفظ منافع مردم است. در کنار اینها، قطعات میهندوستانه و صلحمحور چون «هویت من»، «صلح تویی»، «به امید ایران»، «سرباز وطن»، «زنده باد ایران» و «صدای اتحاد» آمدهاند.
منتقدانی چون بهروز آقاخانیان نوشتهاند او در آشنا کردن ایرانیان غیررپ با این سبک سهم داشته و باید با عینک فرهنگ پاپ به او نگاه کرد، حتی اگر تصویری معوج از رپ به مخاطب بیرونی داده باشد. نقد دیگر این است که موضعش ریشه در گفتمانی ملیگرا، اخلاقگرا و راستگرا دارد و از نظر ادبی به سبک خراسانی نزدیک است؛ آرمانی در گذشته و سنت میجوید که با ماهیت چپ و ضدسیستم هیپهاپ جهانی یکی نیست. زبان پاکیزه و مطابق عرف، بهخصوص در سالهای نخست، محبوبیتش را میان والدین مخاطبان نوجوان توضیح میدهد: رپی که میشد در جمع خانواده شنید. این ویژگی، هم درِ خانهها را باز کرد و هم او را از بخشی از زیرزمین که فحش و پرخاش را هویت میدانست جدا کرد.
از نظر فرم، بسیاری از آثار مهم او تکآهنگ رواییاند نه آلبوم مفهومی. «باغ» را منابع بعدی بلندترین قطعه کارنامه و استعارهای از ایران خواندهاند. این گرایش به فرم طولانی، او را از تکآهنگ سهدقیقهای پاپ جدا میکند و به سنت داستانگویی نزدیک میکند.
آثار و همکاریها
همکاریها شامل آمین، سارا نائینی، رضا صادقی، سیروان و زانیار خسروی، مجید غفوری، هیچکس در برخی روایتها، موئر، و در صحنه بینالمللی دیا و تکناین است. با رضا صادقی قطعه «گفتم نرو» را سالها پیش ضبط کرده بود و در ۲۰۰۷ از انتشار بدون رضایت خود گلایه کرد؛ میخواست برند «اجتماعیخوان» حفظ شود و عاشقانههای متعدد پخش نشود.
حضور سینماییاش پرمناقشه ماند. تیتراژ پایانی فیلم «بارکد» مصطفی کیایی در جشنواره فجر با صدای او پخش شد اما شرط اکران عمومی حذف همان صدا بود. برای سریال «رقص روی شیشه»، «سفارشی» تیتراژ شد؛ افتتاحیه با حضور او بود، بعد نسخه تهران بدون صدا و نسخه شهرستان با صدا توزیع شد و از قسمت دوم صدا حذف گردید. یاس درباره این قطعه نوشت حقایقی از ضعف و بیهویت شدن هنر و موسیقی ایران را بازگو میکند. واکنش منفی برخی خوانندگان پاپ نیز در منابع آمده است. پیشنهاد بازی در «سنتوری ۲» مهرجویی را رد کرد و گفت حتی با فیلمنامه موافق نبوده است.
کنسرتهای ثبتشده بیشتر خارج از ایراناند: دانشگاه میشیگان، ییل، سانفرانسیسکو، لسآنجلس، دبی، تورنتو، لندن، ملبورن، استانبول، هامبورگ و کلن. لیبلهایی که در صفحه انگلیسی آمده، فریاس و یاستونز است. قرارداد با ناشر آمریکایی مودیبا و اشاره به امکان مشآپ با کاتالوگ توپاک نیز در همان صفحه آمده؛ این را باید بهعنوان گزارش منبع دید، نه الزاماً انتشار نهایی اثر. مستندهایی چون «Rock On» شهیار کبیری و حضور در فیلمها و مستندهای دیگر، او را به بایگانی تصویری رپ فارسی هم وصل کردهاند.
جایگاه
یاس را معمولاً در کنار هیچکس و چند نام دیگر نسل اول رپ فارسی میگذارند، با این تفاوت که مسیرش به مجوز مقطعی، آنتن رادیو جوان، و همکاری با ستاره میدوست آمریکا رسید. این سه دسترسی، او را از زیرزمین کاملاً بسته جدا کرد و همزمان به او برچسب «رپ مجاز» زد که بخشی از صحنه آن را محافظهکاری خواند. امیر تتلو و سپهر خلسه از زاویه فنی و شباهت به کارهای خود نقد کردند. این نوسان قضاوت، نشان جایگاه میانی اوست: برای مخاطب عام، سلطان یا برکت رپ فارسی؛ برای بخشی از زیرزمین، تصویری پاکیزه و ملیگرا که تیزی هیپهاپ را کم میکند.
اهمیت تاریخیاش در سه کار مشخص است. اول، تبدیل رپ فارسی به زبان واکنش جمعی پس از بم، ماجرای امیرابراهیمی، فیلم ۳۰۰ و مدرسه درودزن. دوم، شکستن تابوی مجوز برای دستکم یک قطعه در میانه دهه ۱۳۸۰، حتی اگر آلبوم کامل هرگز از ارشاد بیرون نیامد. سوم، بردن زبان فارسی به همکاری ضبطشده با تکناین و پخش در مدار امتیوی ایگی. هیچکدام از اینها به معنای حل شدن مسئله سانسور نیست. حذف صدا از «بارکد» و «رقص روی شیشه» نشان داد حضور او روی پرده رسمی شکننده مانده است. با این حال، برای شنوندهای که رپ فارسی را از رادیو جوان یا یوتیوب شنیده، صدای یاس یکی از نخستین امضاهای قابل شناسایی است.
او رپر مقیم ایران ماند، سفر کرد و برگشت، و بخش مهمی از روایتهای اجتماعی دو دهه را با فرم طولانی و زبان بدون فحش ثبت کرد. این ماندن، در نسلی که بسیاری به خارج رفتند، خودش انتخابی هنری و زیستی است و باید در ارزیابی جایگاهش وزن داشته باشد.
شنیدن در گوشه
در گوشه، شنیدن یاس بهتر است بهصورت توالی تاریخی باشد نه شافل تصادفی. از «بم» شروع کنید تا ببینید واکنش به فاجعه چگونه به نخستین شهرت انجامید. «سیدی رو بشکن» و «هویت من» دو الگوی اخلاق جمعی و غرور ملیاند. «یادت نره» را بهعنوان سند مجوز بشنوید، حتی اگر از نظر فرمی عاشقانهتر از تصویر اجتماعی او باشد. «از چی بگم» ورود به روایت فاجعه مدرسهای است. برای فهم وجه بینالمللی، نماهنگ «صدای اتحاد» را با زیرنویس ببینید؛ استرنج میوزیک ترجمه انگلیسیفارسی را در صفحه رسمی گذاشته است.
پس از بازگشت ۱۳۹۳، «بد شدم» و «مسافر» روایت شخصی سفر و تغییرند. «سفارشی» را با آگاهی از حواشی تیتراژ سریال بشنوید. «باغ» اگر در فهرست سرویس باشد، لایه متأخر کارنامه است. همکاریهای پاپ با صادقی یا برادران خسروی برای کسی که میخواهد مرز رپ و رادیو را بشنود مفیدند، اما ستون کار یاس تکآهنگهای روایی خود اوست.
گوشه برای این هنرمند نقش بایگانی اجتماعی دارد. بسیاری از قطعات به حادثهای بیرون از استودیو وصلاند. پیشنهاد عملی این است که کنار هر قطعه، سال و مناسبتش را در ذهن نگه دارید. یاس را نمیتوان به یک refren خلاصه کرد. ارزش فهرست آثارش در تداوم دو دهه واکنش است: از پیکان و شرکت عمو تا استودیو کانزاسسیتی، و از صف ارشاد تا تیتراژی که از پرده سینما حذف شد اما در سالن خوانده شد.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.







