حسن شماعیزاده؛ از کلارینت تئاتر اصفهان تا ملودی پاپ ایران
زندگی و آغاز
حسن شماعیزاده در یکم آذر ۱۳۲۱ در اصفهان به دنیا آمد. کار هنری را از سیزدهسالگی بهعنوان نوازنده در ارکستر یکی از تئاترهای اصفهان آغاز کرد. دانشآموختهٔ دبیرستان ادب اصفهان در ۱۳۴۱ است؛ در روایت ترانهشناسی، همدورهایهایی چون جهانبخش پازوکی و هوشمند عقیلی در همان مدرسه آمدهاند. پس از دبیرستان برای پیشرفت موسیقی به تهران رفت، مدتی در تئاتر کار کرد و در ۱۳۴۵ وارد رادیو شد.
سازهای نخست او کلارینت و دیگر سازهای بادی بودند؛ ساکسیفون، ابوا و فلوت در فهرست سازهایش آمده و بعدها برای آهنگسازی به پیانو هم پرداخت. همزمان با رادیو، در ارکسترهای جاز و پاپ برای جوانان مینواخت، با چند ارکستر اسپانیایی همکاری کرد و مدتی برای گروه بلککتس ساکسیفون زد. این سالها او را نوازنده ساخت، نه هنوز چهرهٔ روی جلد.
آهنگسازی را در ۱۳۵۱ آغاز کرد. علت را خود او ناتوانی در ادامهٔ نوازندگی بهدلیل دیسک گردن دانسته؛ فشار ۱۵ تا ۱۶ ساعت نوازندگی روزانهٔ سازهای سنگین بادی. نخستین ساختهها همزمان منتشر شدند: «گریه» با صدای امیر رسایی، «حالا خیلی دیره» با صدای عارف، و «نمیاد» با شعر آرش سزاوار و صدای گوگوش. خوانندگی را یک سال بعد، در آخرین جمعهٔ مرداد ۱۳۵۲، در برنامهٔ زندهٔ چشمک آغاز کرد. به گفتهٔ خودش به درخواست مردم «مرداب» را با شعر اردلان سرفراز و تنظیم واروژان خواند. منابع فروش صفحه را حدود ۱۹۸ هزار نسخه دانستهاند.
در ۱۳۵۴ نظرسنجی مجلهٔ زن روز او را بهترین خوانندهٔ مرد سال و با حدود پنجاه هزار رأی بهترین آهنگساز سال شناخت. ترانهٔ «اقاقی» با کلام شهیار قنبری در همین دوره با صدای خودش آمد. پیش از انقلاب، آهنگسازی برای گوگوش، داریوش، شهره، ابی، ستار، فرهاد، عارف، مارتیک، رامش، نوشآفرین و معین، او را به یکی از پرکارترین ملودیسازان پاپ تبدیل کرد. «شکار» با صدای ابی در ۱۳۵۴ در جشنوارهٔ موسیقی استانبول میان ۲۰۹ شرکتکننده مقام نخست گرفت.
در ۱۳۴۷ با فاطمه، معروف به نوشین، ازدواج کرد؛ این زندگی مشترک در منابع تا امروز ادامه داشته است. پسرش افشین دندانپزشک و دخترش عقیق، با نام آمریکایی نیکی، در املاک فعالیت دارد. قطعههایی چون «پسرم»، «یه دختر دارم شاه نداره»، «همسرم» و «مدیون» را برای خانواده ساخته و با دخترش دو صدایی خوانده است. قشنگترین لحظهٔ زندگیاش را روز فارغالتحصیلی پسر دانسته است. این جزئیات را خود هنرمند علنی کرده و از حد زندگینامهٔ عمومی فراتر نمیروند.
مسیر هنری
مثلث گوگوش، شماعیزاده و اردلان سرفراز یکی از شناختهشدهترین الگوهای تولید پاپ پیش از انقلاب است: سرفراز کلام، شماعیزاده ملودی، گوگوش اجرا، و گاه واروژان تنظیم. منابع شمار این همکاری را هفده ترانه دانستهاند؛ از جمله کارهایی با عنوانهایی چون کولی، جاده، کیه کیه، دوراهی، کوه، بمون تا بمونم، غریب آشنا، مرداب، کویر، دو پنجره و من و گنجشکهای خونه. شماعیزاده گفته با وجود پخش در بازهٔ ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷، همه مربوط به دورهای حدود یک سال و هشت ماهاند. با سرفراز بدون گوگوش هم کار شد؛ از جمله با داریوش و معین. انقلاب این مثلث را از هم پاشید: گوگوش تا ۱۳۷۹ در ایران ماند و دو نفر دیگر مهاجرت کردند. سرفراز بعدها گفته راهشان پیش از انقلاب جدا شده بود؛ شماعیزاده در گفتوگو با بهنود مکری از قطع ارتباط اظهار تأسف کرد.
با خبر همسایه در خانهٔ سرگرد ولیعهد پنهان شد و فردا با پرواز اضطراری از ایران خارج شد، ابتدا به کپنهاگ و سپس آمریکا. چهار ماه بعد بازگشت، پنج ماه ماند و برای همیشه رفت و در لسآنجلس ساکن شد. در دهههای شصت و هفتاد خورشیدی از پرکارترین چهرههای پاپ خارج از کشور بود: منابع از هفده آلبوم بهعنوان خواننده در آن دوره و آهنگسازی گسترده برای خوانندگان مهاجر نوشتهاند. در معرفی منصور، امید، سوزان روشن و شیلا نقش داشت.
پس از گوگوش، بیشترین همکاری با شهره صولتی بود؛ حدود چهارده آهنگ، از جمله طلوع، کاغذ سفید، عروسی، کلید، احساس زن، شنیدم و به قربونت بگردم که دوصدایی هم اجرا شد. «طلوع» شهره را در دههٔ شصت به یکی از محبوبترین صداهای زن پاپ خارج تبدیل کرد. در همین سالها شماعیزاده به ترانههای شاد و ریتمیک روی آورد: بیشتر بیشتر، داماد، یه دختر دارم شاه نداره، تولد، عروسی. «پریا» با صدای شهرام شبپره نیز از ساختههای این دوره است. خودش گفته وقتی جامعه به ناراحتی میرود، مردم به شادی لحظهای نیاز دارند؛ جنگ و تبعید، ریتم را عوض کرد.
در دههٔ ۱۳۸۰ همکاری با بابک صحرایی اوج گرفت؛ «هیاهو» در زمستان ۱۳۹۰ با صدای خودش منتشر شد و گوگوش پس از شنیدن آن خواست قطعه را بخواند. ضبط در استودیوی شماعیزاده، پس از حدود ۳۴ سال، دوباره آن دو را کنار هم گذاشت. دلخوری بعدی بر سر حرفهای گوگوش در کنسرتها، در مصاحبهٔ شباهنگ آمده است. با این حال در خرداد ۱۳۹۶ گوگوش از سرگیری همکاری با شماعیزاده و سرفراز خبر داد. کنسرت «مثلث خاطرهها» در مهر همان سال در تورنتو آغاز شد و در بهمن، تکآهنگ همنام با همخوانی گوگوش و شماعیزاده پس از نزدیک چهل سال منتشر شد. منوچهر چشمآذر و مارتیک هم به تور پیوستند.
در ۲۰۰۶ اعلام کرد دیگر برای دیگران آهنگ نمیسازد چون احساس میکند در آهنگسازی حقوقش پایمال شده؛ در ۲۰۱۲ گفت گوگوش فرق میکند. فهرست آلبومهای مستقل از «مرداب» و «سفر» در ۱۹۷۳ تا «آغاز پرواز» در ۲۰۲۰ در ویکیپدیای انگلیسی آمده است: مهمانی، آواز پرواز، گل آفتابگردون، گلای خیس، بیشتر بیشتر، کمتر کمتر، کوچ با حمیرا، دختر مردم، قصه لک، زنده باد عشق، آخرین سوار، پرستش، مروارید، دوشیزهخانم و Singer not the Song از جملهٔ این مجموعهٔ طولانیاند.
سبک و صدا
شماعیزاده آهنگساز را مقدم بر خواننده میداند، اما گفته اگر نمیخواند بسیاری از ملودیها ساخته نمیشدند و درآمدش از خوانندگی بوده نه آهنگسازی. روش کارش دوگانه است: گاهی روی شعر آماده میسازد، بیشتر اوقات ملودی مینویسد و بعد ترانه روی آن مینشیند. ارزش کمتری برای آهنگسازی روی شعر ازپیشسرودهشده قائل است چون معتقد است نیمی از کار را شاعر انجام داده. تلاش کرده در فرهنگی که همه چیز در خدمت کلام است، موسیقی در درجهٔ دوم نماند.
پیش از ۱۳۵۷ بسیاری از ساختهها غمگین یا شکوهمند بودند؛ «جاده» و «مرداب» نمونههای این فضایند. پس از انقلاب و جنگ، ریتم تند و مناسب مجلس غالب شد. در کارهای معین و در قطعاتی چون «غم غربت» از آلبوم فریاد رنگ یا «مرگ عشق» از گلای خیس، رد دستگاه و ساز ایرانی شنیده میشود. «عروسی» به فضای جنوب و «کردستان» به تم کردی نزدیک شدهاند. تم اسپانیولی در «پرستش» و «گیتار»، و رنگ تکنو و ترنس در قطعاتی از آلبومهای متأخر، نشان میدهد او به مد روز هم گوش داده است.
از میان ساختههایش «خونه» را به دلیل حرکت ملودی بیشتر دوست دارد. با گوگوش راحتتر از دیگران کار کرده و در کارهای لسآنجلس از معین راضی بوده است. از ترانهسراها سرفراز را ستوده و از بیژن سمندر با احترام یاد کرده؛ از آهنگسازان، سیاوش قمیشی و پرویز مقصدی را پسندیده است. حمیرا را از نظر تسلط حنجره در خاورمیانه بینظیر دانسته و گفته در مجموع خوانندگان زن، از قمر تا امروز، استعداد خود را بیشتر نشان دادهاند. اینها داوری شخصی اوست، اما نقشهٔ ذائقهٔ کاریاش را روشن میکند.
صدای خودش شناسنامهٔ جداگانهای دارد: نه اوج حماسی داریوش است و نه تحریر سنتی معین؛ لحنی روایی و ملودیک که بسیاری از خوانندگان بعدی، به گفتهٔ خودش، برداشتی از آن دارند. لقب «عمو حسن» در برخی صفحات آمده و تصویر پدرخواندهٔ پاپ خارج را تقویت کرده است.
آثار و همکاریها
کارنامهٔ آهنگسازی او از گوگوش و ابی تا شهره، حمیرا، هایده، مهستی، لیلا فروهر، عارف و داریوش گسترده است. «چشم من و دستای تو» با داریوش و «پنجره» با معین از نمونههای بدون گوگوشاند. برای شهره، اوجهای احساسی دههٔ شصت را ساخت. برای پاپ شاد خارج، ریتم بندری و عروسی را هم آزمود. در سینما، وبگاه سوره سینما او را نوازندهٔ سه فیلم دانسته: خوشگلا عوضی گرفتین، باغ بلور، امشب اشکی میریزد؛ منابع میگویند ترانههای این فیلمها را نیز ساخته است.
همکاری با بابک صحرایی در دههٔ هشتاد خورشیدی مشکل کمبود ترانهٔ مناسب روی ملودی را، به گفتهٔ خودش، حل کرد. علاوه بر هیاهو، آثاری با صدای خودش و نیز برای پویا، شیلا، سوزان روشن و سروش در این دوره آمدهاند. تنظیم بیشتر آثارش را دیگران انجام دادهاند؛ این تقسیم کار، او را ملودینویس متخصص نگاه داشت.
این مواضع بخشی از زندگی عمومی او پس از تبعیدند، نه جایگزین کارنامهٔ ملودی.
بیبیسی فارسی در ۱۳۹۷ گفتوگوی او را پخش کرد: ملک به نام فرزندان بوده و اتهام «شغل کثیف خوانندگی» و درآمد نامشروع در حکم آمده است. رادیو فردا نقل کرده زمین در ۱۳۵۴ از ارث پدری همسر تهیه شد، ساخت خانه دشوار و طولانی بود و خانواده تنها از هفدهم اسفند ۱۳۵۶ تا بهمن ۱۳۵۷ در آن زیستند. نیری به همسر او گفته بود جنگ برای ما برکت است؛ اشاره به ترانهای در فضای صلح. ترانهٔ «خانه» در آلبوم «آخرین سوار» ۱۳۷۵ دربارهٔ همین ملک ساخته شد. سالها بعد صدور جواز ساخت و گزارش تخریب برای آپارتمانسازی، موضوع را به خبر روز برگرداند. شماعیزاده بارها گفت خانه را پس میگیرد.
جایگاه
جایگاه شماعیزاده دو لایه دارد. لایهٔ نخست، آهنگسازی پاپ شهری دههٔ پنجاه است: ملودیهایی که با گوگوش و سرفراز به حافظهٔ جمعی رفتند و هنوز در بازخوانی و نوستالژی زندهاند. لایهٔ دوم، تولید انبوه پاپ تبعید در لسآنجلس است؛ جایی که او هم خوانندهٔ پرکار بود و هم معرفیکنندهٔ نسل بعد. کمتر آهنگسازی این دو بازار را با این حجم به هم وصل کرده است.
مثلث خاطرهها در ۱۳۹۶ نشان داد بازار نوستالژی هنوز آن ترکیب را میخواهد، حتی اگر روابط شخصی فراز و فرود داشته باشد. اعلام کنارهگیری از آهنگسازی برای دیگران در ۲۰۰۶، پایان یک عصر واسطهگری ملودی بود: نسلی که حق آهنگساز در آن همیشه شفاف نبود. برای تاریخ پاپ ایران، نام او کنار واروژان و مقصدی مینشیند، با این تفاوت که خودش هم خواند و پس از انقلاب خاموش نشد.
خانهای که به جرم خوانندگی مصادره شد، نماد تلخ همان جایگاهی است که در ایران رسمی انکار شد و در دیاسپورا ادامه یافت. شنوندهٔ امروز میتواند این تناقض را در کارنامه بشنود: ملودیهای پیش از انقلاب که هنوز در تهران زمزمه میشوند، و آلبومهایی که فقط در مدار خارج منتشر شدند.
شنیدن در گوشه
در گوشه میتوان شماعیزاده را دستکم در سه مسیر شنید: ساختههای پیش از انقلاب با صدای دیگران، آلبومهای خودخوانده از مرداب تا پرستش، و کارهای متأخر با صحرایی و تور خاطرهها. متن ترانه بازنشر نمیشود؛ خط ملودی است که امضای اوست.
اگر از گوگوش وارد میشوی، مثلث سرفراز کوتاهترین راه است. اگر ریتم تبعید را میخواهی، آلبومهای شاد دههٔ شصت و هفتاد خورشیدی را دنبال کن. و اگر به تداوم فکر میکنی، از صفحهٔ ۱۹۸ هزارتایی مرداب تا تکآهنگ مثلث خاطرهها، نیم قرن است که یک نوازندهٔ بادی اصفهانی، پاپ فارسی را با ملودی جلو برده، نه فقط با شهرت خوانندگی.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.






































