تصویر Rahi Moayeri

خواننده‌ها

Rahi Moayeri

آهنگ‌ها و آلبوم‌های Rahi Moayeri را در گوشه بشنو.

رهی معیری؛ غزل‌سرایی که ترانه را به وزن شعر کلاسیک رساند

جایگاه رهی معیری در شعر و موسیقی ایران

محمدحسن معیری، که با تخلص «رهی» شناخته می‌شود، از غزل‌سرایان و ترانه‌سرایان مؤثر سدهٔ چهاردهم خورشیدی است. منابع فارسی زادروز او را دهم اردیبهشت ۱۲۸۸ در تهران نوشته‌اند. دانشنامهٔ ایرانیکا تاریخ اول آوریل ۱۹۰۹ و ویکی‌پدیای انگلیسی سی‌ام آوریل ۱۹۰۹ را ذکر کرده‌اند؛ این اختلاف در تبدیل تقویم‌ها باقی مانده و نباید یکی را به بهای حذف دیگری قطعی دانست. او در بیست‌وچهارم آبان ۱۳۴۷ در تهران درگذشت. ویکی‌پدیای فارسی علت مرگ را سرطان دانسته و سن او را پنجاه‌ونه سال ثبت کرده است. آرامگاهش در گورستان ظهیرالدوله شمیران است.

نام شناسنامه‌ای او به پدرش محمدحسن‌خان مؤید خلوت بازمی‌گردد؛ پدر پیش از تولد فرزند درگذشته بود و خانواده او را در سال‌های نوجوانی «بیوک» صدا می‌زد. تبار پدری‌اش به خاندان معیرالممالک می‌رسد که در دوره‌های نادرشاه تا قاجار مسئولیت‌هایی در ضرابخانه و خزانه داشته‌اند. جد مادری‌اش در منابع ایرانیکا عباس‌میرزا قوام‌الدوله تفرشی، وزیر امور خارجهٔ عصر ناصری، معرفی شده است. فروغی بسطامی، غزل‌سرای دورهٔ ناصری، از همین خانواده برخاسته بود. این پیشینه توضیح می‌دهد چرا رهی هم به ادب درباری و هم به شعر تغزلی کلاسیک نزدیک ماند، بی‌آنکه کارش به مدیحه‌سرایی محدود شود.

او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران گذراند و سپس وارد خدمت دولتی شد. از سال ۱۳۲۲ ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر را بر عهده داشت و پس از بازنشستگی در کتابخانهٔ سلطنتی کار کرد. این مسیر اداری او را از شاعران حرفه‌ای تمام‌وقت متمایز می‌کند: ترانه‌سرایی برای او امتداد ذوق ادبی بود، نه شغل جداگانه‌ای که از شعر منفک شود.

غزل، انجمن‌ها و زبان سعدی

رهی در گفت‌وگوی رادیویی سال ۱۳۳۹ با تقی روحانی گفته است که در قصیده، غزل، مثنوی و رباعی آثاری دارد، اما غزل را برای بیان عواطف عاشقانه مناسب‌تر می‌داند و نخستین شعر خود را در سیزده‌سالگی سروده است. ویکی‌پدیای فارسی نخستین رباعی او را مربوط به هفده‌سالگی دانسته است. تخلص «رهی» را در جوانی برگزید؛ منابع انگلیسی این انتخاب را حدود بیست‌وپنج‌سالگی یا هفده‌سالگی نوشته‌اند و نباید تاریخ دقیق را قطعی پنداشت.

در آغاز شاعری در انجمن ادبی حکیم نظامی به ریاست حسن وحید دستگردی شرکت کرد و از اعضای فعال آن بود. در انجمن ادبی فرهنگستان نیز از مؤسسان به‌شمار می‌رفت و در انجمن موسیقی ایران عضویت داشت. غزل‌هایش در روزنامه‌ها و مجلات ادبی منتشر می‌شد. آثار فکاهی و انتقادی را با امضاهای مستعار «زاغچه»، «شاه‌پریون»، «گوشه‌گیر» و «حق‌گو» در نشریاتی چون باباشمل و تهران مصور چاپ می‌کرد.

منتقدان زبان غزل او را به سعدی نزدیک دانسته‌اند. محمود خوشنام در رادیو زمانه نقل کرده که محمدرضا شفیعی کدکنی زبان غزل رهی را سازگار با ترنم و تغنی می‌داند و علی دشتی معتقد بوده رهی ظرافت اسلوب شعری خود را به ترانه برده و آن را از ابتذال نگاه داشته است. ویکی‌پدیای فارسی تأثیر حافظ، مولوی، صائب و گاه مسعود سعد سلمان و نظامی را هم ذکر کرده، اما دلبستگی اصلی را به زبان سعدی دانسته است. جمع سه عنصر زبان شسته، مضمون عاشقانه و هماهنگی با موسیقی، همان چیزی است که کار او را از بسیاری تصنیف‌سازان همزمان متمایز می‌کند.

بی‌بی‌سی فارسی نوشته است که بخشی از غزل‌های جانسوز او را محصول عشق به مریم فیروز، دختر عبدالحسین میرزا فرمانفرما، دانسته‌اند. این روایت در گزارش‌های زندگینامه‌ای تکرار شده، اما جزئیات رابطه در منابع عمومی محدود است و نباید به داستان‌پردازی تبدیل شود. آنچه مسلم است مجرد ماندن او تا پایان عمر است. در گفت‌وگوی ۱۳۳۹ با روحانی جمله‌ای ثبت شده که ازدواج و عشق را از دو درِ ناسازگار دانسته است.

آغاز ترانه‌سرایی؛ از یاحقی تا «شد خزان»

بی‌بی‌سی فارسی به نقل از گفت‌وگوی رادیویی خودِ رهی، آغاز ترانه‌سرایی را سال ۱۳۱۱ دانسته است: دو ترانه برای کنسرت حسین یاحقی، یکی در سه‌گاه با نام «بر غم» و دیگری در دشتی با عنوان «لولی مست». شهرت عمومی‌تر اما با «شد خزان» یا «خزان عشق» روی ملودی حسین بدیع‌زاده در دستگاه همایون در سال ۱۳۱۳ به دست آمد. در برنامهٔ رادیویی «قصه شمع» نیز خود او نخستین ترانه را همین اثر روی آهنگ بدیع‌زاده معرفی کرده است. فاصلهٔ میان ۱۳۱۱ و ۱۳۱۳ نشان می‌دهد ترانه‌سرایی او سال‌ها پیش از برنامهٔ گل‌ها شکل گرفته بود؛ نکته‌ای که برخی شنوندگان زمانه هم یادآور شده‌اند تا تاریخ موسیقی را به گل‌ها محدود نکنند.

او در همان گفت‌وگو «نوای نی»، «من از روز ازل دیوانه بودم»، «لولی مست»، «شب جدایی»، «کاروان»، «به کنارم بنشین»، «آهنگ آذربایجان» و «خزان عشق» را از موفق‌ترین کارهای خود شمرده و «کاروان» را بهترین دانسته است. حسن مشحون در تاریخ موسیقی نوشته که رهی دو دانگ صدا داشت و موسیقی را می‌شناخت. خوشنام نیز تأکید کرده که همین آشنایی به او اجازه می‌داد سروده‌ها را پیش از انتشار بیازماید. این مهارت عملی همان چیزی است که روح‌الله خالقی در هماهنگی واژه و نغمه ستوده است.

همکاری با خالقی از حدود ۱۳۲۰ در منابع انگلیسی ثبت شده است. پس از آن متن‌های او برای مرتضی محجوبی، علی تجویدی، حسین یاحقی، موسی معروفی، جواد معروفی و مهدی خالدی ساخته شد. مثلث خالقی، رهی و غلامحسین بنان در بایگانی گل‌ها جایگاه ویژه‌ای دارد. بی‌بی‌سی فارسی شمار ترانه‌های مشترک این سه تن را نه اثر دانسته و از «من از روز ازل» در سه‌گاه و «آذربایجان» در شور نام برده است. بخش دوم «آذربایجان» به تبریز می‌پردازد و لحن حماسی‌تری می‌گیرد؛ خالقی در این بخش از فضای مقام شهناز در شور بهره برده است.

با خالدی ترانهٔ «به کنارم بنشین» با صدای دلکش در همایون اجرا شد. با تجویدی «دیگر چه خواهی» با صدای حمیرا در شور و «آزاده» با صدای هایده ساخته شد. «آزاده» نخستین ترانهٔ گل‌هایی هایده و آخرین متن گل‌هایی رهی است که در بستر بیماری سروده شد. این تداوم از بدیع‌زاده تا هایده نشان می‌دهد کار او از یک نسل خواننده به نسل بعد منتقل شد، بی‌آنکه قالب غزل را رها کند.

«کاروان» و برنامهٔ گل‌ها

تصنیف «کاروان» نخستین بار در گل‌های رنگارنگ شمارهٔ ۲۱۷ با صدای بنان، آهنگ مرتضی محجوبی و شعر رهی اجرا شد. اجرا در گوشهٔ دیلمان از آواز دشتی است. جواد معروفی آن را برای پیانو و ارکستر تنظیم کرد. گویندهٔ برنامه تقی روحانی اعضای ارکستر را مرتضی محجوبی، جواد معروفی، علی تجویدی، همایون خرم، حبیب‌الله بدیعی، عباس شاپوری، سلیم فرزان، محمد میرنقیبی، علیرضا ایزدی و امیرناصر افتتاح معرفی کرده است. برخی منابع نوازندهٔ قره‌نی را حسینعلی وزیری‌تبار دانسته‌اند، اما معرفی روحانی و گفتهٔ بنان در برنامهٔ «سرگذشت رادیو» سلیم فرزان را ذکر می‌کنند.

دربارهٔ انگیزهٔ ساخت اثر چند روایت وجود دارد و نباید یکی را به جای همه نشاند. رهی در مصاحبهٔ رادیویی گفته ترانه به یاد رضا محجوبی، برادر بزرگ‌تر مرتضی، ساخته شده است. همسر ابوالحسن صبا ساخت را واکنش محجوبی به خبر درگذشت صبا دانسته است. شاهرخ پیرنیا آن را به گردهمایی هنرمندان در خانهٔ داود پیرنیا نسبت داده است. تعدد روایت‌ها خود نشانهٔ جایگاه اثر در حافظهٔ جمعی است. محمدرضا شجریان در اجرایی خصوصی با سه‌تار پرویز مشکاتیان و نی محمد موسوی آن را بازخوانی کرد. مرضیه نیز در گل‌های رنگارنگ ۲۲۰ آن را خواند. علی زندوکیلی در سال ۱۳۹۵ به یاد بنان آن را اجرا کرد.

رهی در سال‌های پایانی با پیرنیا در انتخاب شعر گل‌های رنگارنگ همکاری داشت و پس از کناره‌گیری پیرنیا تا پایان عمر سرپرستی برنامه را ادامه داد. خوشنام نوشته است که او مشاور ادبی پیرنیا بود و حدود دو سال مانع از هم پاشیدن برنامه شد. ایرانیکا انتصاب او به مدیریت ادبی برنامهٔ موسیقی رادیو را نزدیک‌ترین کار به تمایل هنری‌اش دانسته است. عضویت در شورای موسیقی رادیو نیز در منابع آمده است. سفرهای خارجی‌اش در همین سال‌ها ثبت شده: ترکیه ۱۳۳۶، اتحاد شوروی ۱۳۳۷ برای جشن انقلاب اکتبر، ایتالیا و فرانسه ۱۳۳۸، افغانستان ۱۳۴۱ برای یادبود نه‌صدمین سال درگذشت خواجه عبدالله انصاری و بار دیگر ۱۳۴۵، و سرانجام انگلستان ۱۳۴۶ برای عمل جراحی که آخرین سفر او بود.

مجموعه‌ها، میراث و بازخوانی پس از مرگ

مجموعهٔ «سایهٔ عمر» در منابع فارسی سال ۱۳۴۵ و در منابع انگلیسی ۱۹۶۴ ذکر شده است. امیرکبیر نپذیرفت، چون رهی نمی‌خواست مداح دربار یا ترانه‌ساز کوچه‌بازاری شناخته شود. آن مجموعه با عنوان «آزاده» در سال ۱۳۴۸ توسط ناشر دیگری چاپ شد. منابع انگلیسی چاپ «آزاده» را ۱۹۷۴ و «جاودانهٔ رهی» را ۱۹۸۴ نوشته‌اند. مجموعهٔ مقالات «گل‌های جاویدان» در ۱۳۶۳ و «رهاورد رهی» به کوشش داریوش صبور در ۱۳۷۵ نیز منتشر شده است.

پس از مرگ، غزل‌ها و تصنیف‌های او همچنان به موسیقی برگشت. محمدرضا شجریان غزل «یاد ایام» را در کنسرت ۱۳۷۱ آمریکا خواند و سپس در آلبومی با همین نام منتشر کرد؛ بی‌بی‌سی فارسی مایهٔ موسیقی نواحی خراسان را در این اثر شنیده است. روی شعر «ساقی بده پیمانه‌ای» محمدعلی کیانی‌نژاد در آلبوم «سرو سیمین» با صدای علیرضا افتخاری و گروه دستان تصنیفی در سه‌گاه ساخت. نزدیک به دو دهه بعد پویا سرایی روی همین شعر تصنیفی برای محمد معتمدی نوشت. حسین پرنیا «به یاد رهی» را با صدای ایرج بسطامی در همایون منتشر کرد. «داغ تنهایی» با صدای عبدالحسین مختاباد از ساخته‌های امید سیاره نیز از همین حلقه است. ترانهٔ «با تو رفتم، بی‌تو باز آمدم» را الهه و ویگن اجرا کرده‌اند.

اهمیت رهی در تاریخ ترانه آن است که پیش از معینی کرمانشاهی، بیژن ترقی و اسماعیل نواب‌صفا سابقه داشت و ترانه را از متنی کم‌وزن به شعری قابل دفاع در کنار غزل کلاسیک تبدیل کرد. او نه جایگزین عارف قزوینی شد و نه مقلد صرف او؛ ایرانیکا به نقل از منتقدان نوشته که تکرارها و گسست‌های گاه‌به‌گاه شعر عارف در کار رهی دیده نمی‌شود. آنچه باقی مانده شبکه‌ای از همکاری با خالقی، محجوبی، تجویدی، خالدی و بنان است که هنوز از رادیو تا بازخوانی‌های تازه ادامه دارد.

این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمی‌شود.

خواننده‌های مرتبط