تصویر Farhad Mehrad

خواننده‌ها

Farhad Mehrad

آهنگ‌ها و آلبوم‌های Farhad Mehrad را در گوشه بشنو. از جمله مرد تنها (اجرای زنده)، جمعه (اجرای زنده)، track 08.

فرهاد مهراد؛ صدای گزیده در پاپ ایران

فرهاد مهراد در حافظه شنیداری ایران بیش از آن‌که با شمار آلبوم‌ها به یاد بماند، با تعداد اندک ترانه‌هایی به یاد می‌ماند که هرکدام بار معنایی مشخصی دارند. او خواننده، نوازنده گیتار و پیانو، و در سال‌های بعد آهنگساز آثار خودش بود. کارنامه‌اش از کافه‌های تهران دهه ۱۳۴۰ تا صفحه گرامافون فیلم‌های موج نوی سینما، از پخش تلویزیونی روزهای انقلاب تا نزدیک به یک و نیم دهه ممنوعیت، و سرانجام دو آلبوم متأخر در دهه ۱۳۷۰ کشیده می‌شود. آنچه منابع متعدد بر آن توافق دارند این است که فرهاد حاضر نبود هر شعری را بخواند و همین گزیده‌کاری، صدایش را از جریان پرحجم پاپ آن دوره جدا کرد.

کودکی، خانواده و گسست از آموزش رسمی

او ۲۹ دی ۱۳۲۲ برابر با ۲۰ ژانویه ۱۹۴۴ در تهران، نهمین و آخرین فرزند آمنه و رضا مهراد، به دنیا آمد. پدرش کاردار وزارت امور خارجه در کشورهای عربی بود. فرهاد سال‌های نخست کودکی را در عراق گذراند و عربی آموخت؛ همشهری‌آنلاین بازگشت خانواده به تهران را در هشت‌سالگی او دانسته است.

سه ساله بود که پشت در اتاق برادر بزرگ‌تر می‌نشست و تمرین ویولن او و دوستانش را گوش می‌داد. به اصرار همان حلقه، ویولنسلی برایش خریدند، اما تمرین از سه جلسه فراتر نرفت؛ ساز شکست و خودش بعدها گفت ساز صد تکه شد و روحش هزار تکه. از آن پس آموزش مدون موسیقی برایش ممکن نشد و گوش دادن پنهانی جای درس رسمی را گرفت. در مدرسه به ادبیات و زبان انگلیسی گرایش داشت، اما در غیاب پدر، عمو او را به رشته طبیعی واداشت. بی‌علاقگی به آن مسیر به ترک تحصیل در کلاس یازدهم انجامید.

از گروه ارمنی تا بلک‌کتس

پس از ترک مدرسه، با نوازندگان ارمنی محله آشنا شد و گیتار و پیانو را تجربی، با سازهای خانه آنان، آموخت. گروه «چهار بچه جن» شکل گرفت و برای اجرای باشگاه شرکت نفت به جنوب، از جمله اهواز و هتل خورشید، رفت. در شب نخست، خواننده غایب بود و رهبر گروه از فرهاد خواست آواز را هم بر عهده بگیرد. وسواس او در تلفظ واژه‌های ایتالیایی، فرانسوی و انگلیسی چنان بود که کمتر کسی زبان مادری‌اش را فارسی می‌پنداشت و برنامه تمدید شد.

سال ۱۳۴۲ در برنامه تلویزیونی «واریته استودیو ب» ظاهر شد. کمی بعد در کنسرت بزرگ مجله اطلاعات جوانان در ورزشگاه امجدیه چند قطعه با گیتار اجرا کرد. ویدا قهرمانی، هنرپیشه و از مالکان کافه کوچینی در خیابان کاخ، صدای او را شنید و به گروهی معرفی کرد که شهبال شب‌پره رهبری‌اش می‌کرد.

همکاری با بلک‌کتس از حدود ۱۳۴۵ در کوچینی آغاز شد. اعضا در روایت‌های منابع شامل شهبال شب‌پره (پرکاشن)، شهرام شب‌پره (گیتار)، حسن شماعی‌زاده (ساکسیفون)، همایون خواجه‌نوری یا «هامو» (گیتار) و منوچهر اسلامی (ترومپت) بودند و فرهاد خواننده و نوازنده گیتار و پیانو. اسلامی او را پایه اصلی گروه خوانده و گفته با آن‌که نت نمی‌دانست، با چند بار زمزمه شعر، صدا و سازش را با بقیه هماهنگ می‌کرد و تمرین را بیشتر از سر احترام به جمع می‌آمد. ابی بعدها دو سال همکاری با همین گروه را دوره آموزشی خود دانسته و گفته آنچه در آواز آموخته مدیون فرهاد است. نشریات آن زمان لقب‌هایی چون «ری چارلز ایران» به او دادند؛ نه به‌معنای تقلید صرف، که به‌معنای دقت در بازخوانی قطعات ری چارلز، بیتلز و دیگر نام‌های پاپ و راک آن سال‌ها.

در اوج کار گروه، نخستین اثر فارسی ضبط‌شده‌اش، «اگه یه جو شانس داشتیم»، برای دوبله فیلم «بانوی زیبای من» به انتخاب علی کسمایی و معرفی تورج نگهبان خوانده شد. خودش بعدها در مصاحبه‌ها این قطعه را نقطه آغاز فارسی‌خوانی جدی نمی‌دانست.

سپس برای دیدار خواهر بیمار به انگلستان رفت. سفر دوماهه بیش از یک سال طول کشید. در کافه‌های لندن اجرا کرد و تهیه‌کننده‌ای پیشنهاد آلبوم انگلیسی داد، اما بیماری و مسائل شخصی کار را ناتمام گذاشت. پس از بازگشت، مدتی در هتل ریمبو خیابان ایرانشهر و دوباره در کوچینی برنامه داشت.

فارسی‌خوانی سینمایی و گزیده‌کاری دهه ۱۳۵۰

سال ۱۳۴۸ اسفندیار منفردزاده، که پس از موسیقی فیلم «قیصر» به‌دنبال صدایی تازه برای «رضا موتوری» مسعود کیمیایی بود، سراغ فرهاد رفت. شعر «مرد تنها» از شهیار قنبری بود. فرهاد که صدایش را برای فارسی مناسب نمی‌دانست شرط کرد اگر از نتیجه راضی نباشد نوار پاک شود. ضبط با ارکستر زنده انجام شد و او راضی ماند. صفحه گرامافون همزمان با اکران فیلم در ۱۳۴۹ به بازار آمد و نامش را از فضای کافه به مخاطب وسیع‌تر رساند.

سال ۱۳۵۰ «جمعه» را باز با منفردزاده و قنبری برای فیلم «خداحافظ رفیق» امیر نادری خواند. صفحه «جمعه» از پرفروش‌های آن دوره شد. منفردزاده روایتی احتیاطی نیز با صدای گوگوش ضبط کرده بود که اگر اجرای فرهاد همه‌گیر نمی‌شد به بازار برود؛ آن نسخه تا دو سال در قفسه ماند.

در فاصله حدود هفت سال تا انقلاب شمار آثار فارسی تازه‌اش اندک ماند؛ منابع از حدود یازده تا چهارده قطعه سخن گفته‌اند. در میان آن‌ها «آینه‌ها» با شعر اردلان سرفراز و آهنگ شماعی‌زاده، «خسته» برای فیلم «زنجیری»، «اسیر شب»، «شبانه»، «هفته خاکستری»، «کودکانه»، «سقف» برای «ماهی‌ها در خاک می‌میرند»، «آوار» که از نخستین تجربه‌های آهنگسازی خود اوست، «گنجشکک اشی‌مشی» و بعدها «شبانه ۲» قرار دارند. شاعران و آهنگسازانی چون احمد شاملو، ایرج جنتی عطایی، سیاوش کسرایی و واروژان در این حلقه حضور داشتند.

خسرو لاوی، ناشر کارهای او در آن سال‌ها، گفته پس از جمع شدن صفحه، دانشجویان جلد خالی را به چند برابر قیمت می‌خریدند. در همان دوره به مواد مخدر معتاد بود، چند بار ترک ناموفق داشت و سرانجام با کمک صادق صلحی‌زاده، پزشک ترک اعتیاد، ظرف کمتر از یک سال ترک کرد. «شبانه» را به او تقدیم کرد.

دانشنامه انگلیسی نوشته او نخستین آلبوم راک‌اند‌رول انگلیسی را در ایران منتشر کرد. فهرست بازخوانی‌های ضبط‌شده‌اش به انگلیسی، فرانسه، ایتالیایی، روسی، آلمانی، اسپانیایی، ارمنی و چند زبان دیگر در منابع آمده است؛ از جمله قطعاتی از لئونارد کوهن که بعدها در آلبوم‌های پس از انقلاب نیز جای گرفتند.

روزهای پس از ۲۲ بهمن، منفردزاده روی شعر «وحدت» سیاوش کسرایی آهنگ گذاشت. روایت بی‌بی‌سی ضبط را ۲۵ بهمن و پخش تلویزیونی را ۲۶ بهمن، مصادف با میلاد پیامبر، دانسته است. صدای فرهاد از نخستین صداهایی بود که پس از انقلاب از تلویزیون ملی شنیده شد. قطعه به نام‌های «محمد» و «والا پیامدار» نیز شناخته می‌شود.

همکاران نزدیک یکی پس از دیگری مهاجرت کردند. فرهاد ماند. تجربه نوار «برگ زرد» و قطعه «نجوا» برایش تلخ تمام شد: او چند نت از سرودی انقلابی را پیش از اجرا نواخته بود. منفردزاده و قنبری گمان کردند پشت کرده است. پوران گلفام بعدها گفته آن نت‌ها برای گرفتن آکورد بوده و فرهاد از انتشار بی‌اطلاع بوده، شکایت کرده و نوار را از بازار جمع کرده‌اند.

از آن پس تا سال‌ها مجوز تازه‌ای نگرفت. گلفام که تابستان ۱۳۵۸ با او آشنا شد و مرداد ۱۳۶۰ ازدواج کرد، بارها به وزارت ارشاد رفت. در همان حال که آثار قدیمی را «تکراری» می‌خواندند، ناشری بدون اطلاع او مجموعه‌ای از کارهای پیش از انقلاب را با مجوز رسمی، از جمله با نام «وحدت»، روانه بازار کرد. فرهاد شکایت کرد؛ ترانه‌سرایان خارج از کشور گمان بردند خودش منتشر کرده است. همشهری‌آنلاین از ازدواج پیشین با مونیکا نیز یاد کرده که به جدایی انجامید.

دهه ۱۳۶۰ برای بسیاری از هنرمندان مانده در ایران دوره کارهای معیشتی بود. فرهاد نیز از این وضعیت برکنار نبود. انتشار آلبوم «در شب سرد زمستانی» محمد نوری در ۱۳۶۸ به او امید داد که شاید نوبت موسیقی غیرسنتی و غیرسرود رسیده باشد. مجموعه تازه‌ای به ارشاد فرستاد. صدور مجوز حدود دو سال طول کشید.

بازگشت: خواب در بیداری، سپیده، برف

آلبوم «خواب در بیداری» سرانجام در ۱۳۷۲ منتشر شد؛ طرح جلد کار خود فرهاد بود و بیشتر آهنگ‌ها را خود ساخته و با پیانو نواخته بود. ترکیب قطعات فارسی و انگلیسی، و اجرای تک‌سازه، هم در استودیو و هم روی صحنه الگوی کنسرت‌های بعدی‌اش شد. کاست از پرفروش‌های آن دوره بود.

برای نخستین کنسرت داخل کشور پس از انقلاب، وزارت ارشاد شرایطی گذاشت: بدون تبلیغ، بدون بلیت چاپی، بدون عکس و فیلم، بدون اجرای «گنجشکک اشی‌مشی»، و برگزاری در شبی با مناسبت مذهبی. مجوز برای جمعه ۹ دی ۱۳۷۳، هم‌زمان بعثت و سال نوی میلادی، در سینما سپیده صادر شد. بلیت‌های ۲۵۰۰ تومانی ظرف سه روز تمام شد. فرهاد همان قطعه‌ای را که منع شده بود نیز خواند. تماشاگری با دوربین شخصی بخش‌هایی را ضبط کرد که بعدتر در مستند «جمعه‌های فرهاد» به کار رفت.

ویکی‌پدیای فارسی نخستین کنسرت پس از انقلاب در خارج را سال ۱۳۷۴ در کلن دانسته و آن را نخستین کنسرت پاپ دارای مجوز اجرا در خارج پس از انقلاب شمرده است. در دهه ۱۳۷۰ سفرهایی به اروپا و کالیفرنیا هم داشت. در آمریکا با منفردزاده دیدار کرد؛ چند آهنگ پیشنهاد شد اما فرهاد آن‌ها را اجرا نکرد.

برای آلبوم «برف» دوباره با رد مجوز روبه‌رو شد. در سفر کنسرتی به آمریکا در ۱۳۷۶ آن را ضبط و نخست در خارج منتشر کرد. بخشی از تنظیم‌ها با آندرانیک آساطوریان بود. همشهری‌آنلاین از کنسرت هتل شرق تهران در ۱۳۷۷ نیز یاد کرده است. بی‌بی‌سی محل کنسرت دوم داخل را هتل شهر در شرق تهران دانسته و به روایت گلفام نوشته مخاطبان این اجرا با کنسرت سپیده متفاوت‌تر و آشناتر با کار او بودند. مجموعه «وحدت» از آثار دهه ۱۳۵۰ نیز در ۱۳۷۶ دوباره در گردش بازار قرار گرفت.

پس از «برف» طرح آلبومی چندزبانه به نام «آمین» را آغاز کرد که ناتمام ماند.

بیماری، درگذشت و میراث

از حدود ۱۳۷۸ وضع جسمی‌اش رو به وخامت گذاشت. مبتلا به هپاتیت سی بود؛ منابع این ابتلا را به سال‌های اعتیاد پیش از انقلاب مربوط دانسته‌اند. دو سال در ایران و فرانسه درمان شد. خرداد ۱۳۸۱ برای معالجه به لیل رفت و سه ماه پایانی را در خانه بستگان گلفام در شمال فرانسه گذراند. ساعت یک بامداد شنبه ۹ شهریور ۱۳۸۱ در آپارتمانی نزدیک بیمارستان در پاریس درگذشت. دانشنامه انگلیسی سن را ۵۸ سال نوشته؛ چند منبع فارسی ۵۹ سال گفته‌اند. تاریخ زادروز و درگذشت با محاسبه میلادی با ۵۸ سال سازگار است.

گلفام ابتدا قصد داشت پیکر را بسوزاند؛ بستگان در ایران هشدار دادند بازگشتش دشوار می‌شود. برخی همکاران از وصیت به سوزاندن سخن گفته بودند. سرانجام ۱۳ شهریور در گورستان تیه در جنوب پاریس، قطعه ۱۱۰، ردیف ۷، سنگ ۲۳ به خاک سپرده شد. در مراسم چهره‌هایی چون داریوش و ابی حضور داشتند. شهیار قنبری گفت بخشی از خودش با فرهاد مرد. فرید زلاند از اندوه عمیق سخن گفت.

پس از مرگ، مجموعه آثار از سوی نشر نی‌داود، مستندهایی چون «جمعه‌های فرهاد»، «برف» و «آمین»، و کتاب «چون بوی تلخ خوش کندر» منتشر شد. در ۱۳۹۱ به کوشش گلفام «خانه فرهاد» در موزه سینما، باغ فردوس، با طراحی بهروز غریب‌پور گشوده شد؛ عبا، شال، پیانو، گیتار، عینک، دست‌نوشته و بخشی از کتابخانه شخصی در آن جای دارد. خانواده و وکیل از صداوسیما بابت پخش بدون مجوز آثار شکایت کردند.

مرکز موسیقی وزارت ارشاد در ۱۱ شهریور ۱۳۸۱ پیام تسلیتی منتشر کرد و او را در شمار روشنگران اجتماعی موسیقی ایران خواند. جایگاه فرهاد در Gusheh از همین تناقض ساخته می‌شود: صدایی که روزی از تلویزیون انقلاب پخش شد و سال‌ها همان صدا را پس زدند؛ هنرمندی که حجم کارش کم بود و هر قطعه در حافظه ماند؛ نوازنده‌ای که روی صحنه پیانو می‌زد و کلمه را نمی‌فشرد. میراث او نه در تکرار فرمول پاپ، که در اصرار بر معنا و در سکوت‌هایی است که خود بخشی از کارنامه شدند.

این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمی‌شود.

آهنگ‌های Farhad Mehrad

آلبوم‌های Farhad Mehrad

خواننده‌های مرتبط

Farhad Mehrad | آهنگ و آلبوم در گوشه