پهلوان آواز؛ ایرج خواجهامیری از گلها تا لبخوانی سینما
زندگی و آغاز
حسین خواجهامیری در یازدهم دی ۱۳۱۱ در خالدآباد نطنز، استان اصفهان، به دنیا آمد. نام هنری او ایرج است؛ نام برادرش. این ایرج را نباید با قمرالملوک وزیری یکی گرفت و نسبتی پدر و فرزندی میان آنها در منابع نیست. پدرش نعمتالله خواجهامیری ردیف میدانست و نخستین معلم او بود. پدربزرگ، حاجی ملا میرزا، از خوانندگان دورهٔ ناصرالدین شاه و حامل ردیف مکتب آواز اصفهان معرفی شده است. بیبیسی فارسی خاندان را تعزیهخوان و وارث چند نسل ردیف دانسته و ایرج را نخستین پسر نعمتالله و پنجمین وارث آن مکتب موروثی نوشته است. دو برادر دیگر تقی و ایرج نام داشتند؛ برادر کوچکتر وقتی به نام واقعی میخواند ناچار خود را تورج معرفی میکرد، چون نام ایرج پیشتر روی برادر ارشد در رادیو نشسته بود.
کودکی با تعزیه گذشت. بیبیسی نوشته در هشت سالگی با پسردایی تعزیهٔ طفلان مسلم را در تکیهٔ محله میخواند. اشغال ایران در جنگ جهانی دوم با قحطی و تیفوس همراه شد؛ عمو، پدر، مادر و خواهر بیستساله از جمله نزدیکانی بودند که در این بیماری مردند. ایرج کلاس ششم را تمام کرد و نزد خواهر در حوالی خیابان شهباز تهران ماند. دبیرستان نظام را خواند؛ عزتالله مقبلی، جمشید مشایخی و اکبر گلپایگانی همکلاسی بودند. دوستی با گلپا از دانشکدهٔ افسری در ۱۳۳۰ ادامه یافت.
پس از دورهٔ ابتدایی به تهران آمد و در مهمانی با حمید وفادار، برادر مجید وفادار، آشنا شد. وفادار او را به ابوالحسن صبا معرفی کرد. در ۱۳۲۶ به مکتب صبا رفت، دو سال دانستهها را تکمیل کرد و چون مورد تأیید صبا بود بدون آزمون به ابراهیم منصوری سرپرست رادیو معرفی شد. خاطرهٔ دوچرخه در شهباز و شنیدن صدای خود از رادیو در کلاس نهم، در گفتگوها تکرار شده است. در ۱۳۲۹ وارد دانشکدهٔ افسری شد و شبهای جمعه با ارکستر محمدعلی بهارلو در برنامهٔ ارتش میخواند. ارتش اجازهٔ استفاده از نام اصلی را در رادیو نمیداد؛ نام برادر را برداشت تا «این صدای من نیست، صدای ایرج است» بگوید. از ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۶ با ارکسترهای منصوری، عبدالله جهانپناه، بهارلو، نصرالله زرینپنجه، مهدی خالدی، جواد لشکری و بزرگ لشکری برنامه اجرا کرد.
مسیر هنری
در ۱۳۳۶ داوود پیرنیا او را به برنامهٔ گلها دعوت کرد. نخستین همکاری، برگ سبز ۴۳ در مایهٔ شورابوعطا با علی تجویدی، فرهنگ شریف و امیرناصر افتتاح بود. ویکیپدیا شمار برنامههای گلها را ۲۱۳ نوشته است. بیبیسی حدود ۸۲۰ آواز و تصنیف در همان مجموعه را ذکر کرده است. شجریان بعدها گفت صدای ایرج در تاریخ آوازخوانی متر و معیار است و هر کس بخواهد بالاترین حد حنجره را مثال بزند میگوید صدا شبیه ایرج است. حسن کسایی لقب «پهلوان آواز» را به او داد. علی تجویدی نتخوانی درست و قدرتمند را ستود؛ همایون خرم اجرای تحریر فواصل بزرگ و کوچک را. اسماعیل مهرتاش صدا را استثنایی دانست و فرامرز پایور قدرت حنجره را کمنظیر. ایرج بسطامی نام خود را از حشمتالله به ایرج تغییر داد به عشق همین صدا.
مسیر موازی، سینما بود. ویکیپدیا نخستین فیلم را «روزنهٔ امید» ساختهٔ سردار ساگر با ترانههای جواد لشکری دانسته است. بیبیسی دو روایت برای شروع سینما آورده: «بلبل مزرعه» ۱۳۳۶ مجید محسنی و «روزنه امید» یک سال بعد. در پوسترها نامش نیامد چون تازهکار و نظامی بود. «گنج قارون» ۱۳۴۴ سیامک یاسمی با فردین، نقطهٔ شهرت عمومی شد؛ نخستین فیلم ایرانی که فروش میلیونی ثبت کرد. موسیقی متن از روبیک منصوری و ترانهها از حبیبالله بدیعی و جعفر پورهاشمی. فردین لب میزد و ایرج میخواند. منفردزاده به بیبیسی گفته هر جا فردین بود ایرج بود. حدود ۱۰۵ فیلم فارسی در کارنامهٔ ویکیپدیا آمده است. بازیگرانی چون منوچهر وثوق و رضا بیکایمانوردی نیز ترانههای او را لبخوانی کردند.
پس از انقلاب، به گفتهٔ خودش ممنوعالکار نشد اما کسی کار نمیداد و در ضیافتها میخواند. بازنشستگی با درجهٔ سرهنگ دوم راهنمایی و رانندگی در منابع بیبیسی آمده است. دو دههٔ اخیر بیشتر صرف آموزش شد. در ۱۳۹۲ دو آهنگ با آهنگسازی عباس تجویدی خواند که در زمان نگارش ویکیپدیا هنوز منتشر نشده بودند. کنسرت با احسان خواجهامیری در تالار وزارت کشور ۲۳ مرداد ۱۳۹۶ و اجرای مشترک «پرنده» در گزارشهای دورهٔ متأخر آمده است. کتاب «ایرج نابغهٔ آواز ایران» در ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ در نمایشگاه کتاب با حضور خود او رونمایی شد؛ نویسندگان امیر اعلا عدیلی و همکاران، با تأیید ایرج و دستخط او در صفحهٔ نخست. مستند «پهلوان آواز» شکوفا فیلم ۲۰۱۲ به کارگردانی بهروز خلجی گفتگوی منوچهر نوذری و ایرج را دارد. در ۱۴۰۲ تندیس حافظ جایزهٔ ویژهٔ یک عمر فعالیت هنری از جشن تئاتر و موسیقی علی معلم را گرفت. در ۱۳۹۸ در فیلم «زنها فرشتهاند ۲» آرش معیریان حضور دارد.
حسین خواجهامیری روز چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ در تهران درگذشت. ماههای آخر را در بستر بیماری گذرانده بود. خبرها سن را گاه ۹۳ و گاه ۹۴ نوشتهاند؛ متولد دی ۱۳۱۱ و درگذشتهٔ مرداد ۱۴۰۵ یعنی ۹۳ سال کامل و ورود به سال نودوچهارم. مهر و بیبیسی همان روز خبر دادند. مهر نوشته تشییع ساعت ده صبح جمعه ۲۳ مرداد از مقابل تالار وحدت و خاکسپاری همان روز در قطعهٔ هنرمندان بهشت زهراست. خانهٔ موسیقی درگذشت را تأیید کرد. احسان نوشت پهلوان آواز ایران از بین ما رفت.
سبک و صدا
ایرج در تمام دستگاههای ایرانی هم آواز دارد هم تصنیف. در گلهای رنگارنگ نمونههای مرکبخوانی ثبت شده است. تحریر روی کلمات درست ادا میشود و منابع آن را کاملاً ایرانی دانستهاند. ویکیپدیا صدایش را مختص موسیقی ملی ایران خوانده و در مقابل گلپا آثار شاخص گلپا را بیشتر در سهگاه و گاه شور دانسته است. نورعلی برومند از منتقدان جدی بود و عدم رعایت اصول و ادوات تحریر ایرانی را به او حمله کرد. این نقد باید در مقاله بماند؛ پهلوان آواز بودن به معنای اجماع مطلق فنی نیست.
با گلپا سبک قدیم را کنار گذاشتند و شیوهٔ تازهتری خواندند. در سینما به زبان کوچه و ترانهٔ بزمی رسید. گلپا گفته هنرمند باید ببیند مردم چه میخواهند و ایرج این را میدانست. منفردزاده هشت ترانه برای او ساخت از جمله «خنده می» با شعر کریم فکور.
دو سبک متضاد، دستگاه و کوچهباغی، کارنامه را دوگوشه کرد. ارزش تحلیلیاش این است که رادیوی گلها و سینمای فردین یک حنجره داشتند. این دوگانگی جایگاه مردمی ساخت و در حلقهٔ ردیفدانان جدل آورد.
آثار و همکاریها
آلبومهای نامبرده در ویکیپدیا شامل نیاز، غزلخوان، همه چشمها به ایرانه، به یاد فردین، پرنده، حرف نگفته، شب بارانی ۱۳۸۵، خاطرات زندگی، گل من، گلدون بیگل، سنگ صبور، بزم عاشقان از انوشیروان روحانی، قصه زندگی و من و استاد است. شمار کل آواز و تصنیف را ویکیپدیا بیش از دو هزار نوشته؛ بیبیسی بیش از هزار و پانصد آواز و ترانهٔ مردمی جدا از گلها. برنامهها: گلها، رادیو ارتش، ارکستر دانشجویان، بهارلو، منصوری، جهانپناه، موسیقی ایرانی اولیه و افام، نوایی از موسیقی ملی، شاعران قصه میگویند، شما و رادیو، بزم شاعران، تکنوازان با پیانوی پویان آزاده در اصفهان و ماهور.
همخوانی با گوگوش، حمیرا، عهدیه، مهستی، هایده، پوران، شهیندخت شبیری، رؤیا، الهه و سالار عقیلی در ویکیپدیا آمده است. نوازندگان همکار فهرستی بلند است: تجویدی، خرم، یاحقی، بدیعی، اسدالله ملک، لشکریها در ویولن؛ شریف، شهناز، مجد در تار؛ کسایی، موسوی، ناهید در نی؛ ورزنده، صارمی در سنتور؛ عبادی در سهتار؛ معروفی، روحانی، افلیا پرتو، پویان آزاده در پیانو؛ تهرانی، افتتاح، جهانگیر ملک در تنبک. این فهرست سند شبکهٔ رادیویی دههٔ سی تا پنجاه است.
فرزندان در منابع: از همسر نخست توران صولتتاش همایون، هومن و هاله؛ از همسر دوم فرزانه عمیمینژاد الیکا نوازنده و احسان خواننده. ویکیپدیا در جدول احسان و الیکا را برجسته کرده است. احسان مسیر پاپ را ادامه داد، نه جایگزینی آواز گلها.
جایگاه
ایرج در تاریخ آواز ایران حنجرهای است که هم معیار فنی شجریان شد هم صدای لبخوانی فردین. این دو نقش را کمتر خوانندهای یکجا برد. مکتب اصفهان خانوادگی را به رادیو تهران و دانشکدهٔ افسری وصل کرد. لقب پهلوان آواز از نینواز بزرگ آمد، نه از تبلیغ آلبوم. پس از انقلاب خانهنشینی نسبی، آموزش و حضورهای محدود، جای کنسرت سالانه را گرفت. مرگ مرداد ۱۴۰۵ پایان نسلی است که گلها را زنده خواند.
او را نباید با ایرج بسطامی یکی کرد؛ بسطامی نام را از روی ارادت برداشت. نیز نباید او را فرزند قمر دانست؛ تبارش نعمتالله و ملا میرزاست. در گوشه، نمایندهٔ آواز ششدانگ رادیو و سینمای پیش از انقلاب است که تا نودسالگی نامش روی پوستر پاپ فرزند هم ماند.
شنیدن در گوشه
شروع را با برگ سبز و گلهای رنگارنگ بگذارید، نه با ترانهٔ فیلم. یک آواز شور یا ابوعطا از دورهٔ پیرنیا، قدرت تحریر را نشان میدهد. بعد تصنیفهای رادیویی با تجویدی و خرم را بشنوید. برای نیمهٔ سینما، صدای پشت لبخوانی فردین در «گنج قارون» را جدا از تصویر گوش کنید تا حنجره از بازی جدا شود. «پرنده» را با اجرای پدر و پسر در ۱۳۹۶ اگر در دسترس است برای حلقهٔ خانوادگی بشنوید.
کتاب ۱۳۹۷ را اگر به تحلیل آواز با کد میپردازد، ابزار شنیدن آموزشی است نه جایگزین خود صدا. تکنوازان با پیانوی آزاده دورهٔ متأخر را نشان میدهد. ایرج را با یک ترانهٔ کوچهباغی خلاصه نکنید؛ ارزش کارنامه در عبور از تعزیهٔ خالدآباد به گلها و از گلها به سالن فیلم است، و در اینکه معیار صدا ماند حتی وقتی سینما خاموش شد.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.


































