بهروز صفاریان؛ آهنگساز و تنظیمکنندهٔ پاپ ایران از مسافر تا تیتراژ و سینما
جایگاه بهروز صفاریان در پاپ ایران
بهروز صفاریان در گوشه با نقش آهنگساز ثبت شده است، اما کارنامهٔ او در منابع عمومی وسیعتر از ساخت ملودی است: تنظیم، مدیریت هنری، رهبری ارکستر، تولید تیتراژ تلویزیونی و در مقاطعی خوانندگی. او از نسل موسیقیدانانی است که پس از بازگشایی نسبی پاپ مجاز در نیمهٔ دوم دههٔ ۱۳۷۰، صدای رادیو و سیدی فروشهای داخل کشور را شکل دادند. مجلهٔ ترانهماه در نظرسنجی بهترینهای سال ۱۳۹۱ موسیقی پاپ ایران، او را در هر دو بخش آهنگساز و تنظیمکننده جزو ده نفر برتر معرفی کرد. این دوگانه مهم است: در صنعت پاپ ایران، نام تنظیمکننده اغلب کمتر از خواننده دیده میشود، در حالی که رنگ ارکستر، ضرب و فضای قطعه را همین نقش میسازد.
در گفتوگوی مفصل موسیقی ما، الناز علاقهبند نوشته است که ذکر نام صفاریان بهعنوان ناظر و مدیر هنری سطح توقع از آلبوم را بالا میبرد و در آن سالها او را بهترین تنظیمکنندهٔ پاپ ایران میشناختند. فریدون آسرایی در همان پرونده او را بهترین تنظیمکنندهٔ ایرانی داخل و خارج کشور در آن مقطع خوانده و به وسواس بیش از حدش در کار اشاره کرده است. خشایار اعتمادی طولانی بودن پروسهٔ تولید را ایراد رایجی دانسته که از دید او به احترام صفاریان به کار برمیگردد، نه سهلانگاری.
کودکی، ساز و هنرستان
صفاریان در ۲۴ بهمن ۱۳۵۶ برابر با ۱۳ فوریه ۱۹۷۸ به دنیا آمد. ویکیپدیای فارسی محل تولد را تهران نوشته است؛ برخی صفحههای تجاری موسیقی بیجار را ذکر کردهاند. در نبود منبع رسمی خانوادگی، روایت دانشنامهای تهران را مبنا میگیرد و اختلاف را ثبت میکند. او فرزند چهارم و آخر خانواده است، دو برادر و یک خواهر دارد. برادر بزرگتر، بهزاد، سالها در آلمان زندگی کرده و پدر و مادر در ادارهٔ پست همکار بودهاند.
در پنجسالگی برای نخستین بار از ارگ یا کیبورد برادرش استفاده کرد. خانواده نگران تحصیل او بودند و اجازه نمیدادند کودکیاش را یکسره به موسیقی بدهد. در یازدهسالگی قرار شد کیبوردی از آلمان برسد، اما گمرک فرودگاه مهرآباد از تحویل آن خودداری کرد و ساز به آلمان برگشت. سرانجام در سیزدهسالگی صاحب کیبورد شد. پیش از آن ساز افراد دیگر را امانت میگرفت، برایشان ریتم میساخت و دستمزدی نمیگرفت؛ رضایت او دسترسی به ساز تازهتر بود. پس از راهنمایی به هنرستان برق رفت و پس از چند ماه به هنرستان موسیقی منتقل شد. این مسیر، داستان رایجی در نسل اوست: علاقهٔ زودهنگام، مانع خانوادگی و اداری، و بالاخره آموزش رسمی.
صدا و سیما، شادمهر و نقطهٔ عطف مسافر
پس از فارغالتحصیلی از هنرستان، همکاری با صدا و سیما را با تنظیم قطعهٔ «وقف پرندهها» به خوانندگی قاسم افشار و آهنگسازی اکبر آزاد آغاز کرد. برخی زندگینامهها آغاز همکاری با افشار را با قطعهٔ دیگری نیز ذکر کردهاند؛ روایت دانشنامهای همان «وقف پرندهها» را نقطهٔ ورود حرفهای میداند. سابقهٔ فعالیت او را منابع به سال ۱۳۷۶ یا ۱۳۷۷ رساندهاند.
صفاریان و شادمهر عقیلی یکدیگر را دورادور میشناختند و در محیط صدا و سیما به همکاری رسیدند. نتیجه آلبوم «مسافر» بود که در روایتهای بعدی نقطهٔ عطف پاپ پس از انقلاب خوانده شده است. نیلوفر لاریپور، ترانهسرای همکاریهای آن دوره، نقش صفاریان را در ملودی، تنظیم، نوازندگی و همفکری با شادمهر پررنگ دانسته است. در آلبوم «دهاتی» نیز او یک قطعه را ساخت و تنظیم کرد. این همکاریها صفاریان را از تکنسین پشت صحنه به یکی از معماران صدای پاپ اواخر دههٔ ۱۳۷۰ بدل کرد.
سپس مدیریت هنری نخستین آلبوم برادرش بهنام صفاریان با نام «دورنگی» را بر عهده گرفت. منابع از فروش فوقالعادهٔ این آلبوم سخن گفتهاند و آن را عامل ارتقای جایگاه حرفهای او دانستهاند. آلبوم بعدی برادر، «شبح»، با موسیقی او ساخته شد. خود صفاریان در گفتوگوی موسیقی ما گفته است که از نظر تجاری از بازتاب «شبح» راضی نبود، هرچند انتظار همکاران را تا حدی برآورده کرد؛ علت را نبود ویدئوکلپ، تبلیغ ضعیف، عرضهٔ نامناسب و سانسور بخشهایی از ترانهها دانسته و افزوده که اگر حمایت پخش میداشت، میتوانست با رقیبان فروش رقابت کند. او «شبح» را بینالمللیترین آلبوم سال نیز خوانده است؛ عبارتی که باید ارزیابی خود او و گزارشهای همان دوره دانست، نه عنوان رسمی جهانی.
محمد اصفهانی، نون و دلقک، و فاصله
همکاری با محمد اصفهانی از نقاط پرتیراژ کارنامهٔ اوست. ویکیپدیا آغاز این همکاری را سال ۱۳۷۸ و آلبوم «فاصله» دانسته؛ برخی زندگینامههای فارسی سال ۱۳۸۱ را ذکر کردهاند. اختلاف تاریخ را باید در منابع نگه داشت، اما اصل ماجرا روشن است: «فاصله» مسیر هنری صفاریان را تغییر داد و او را به رهبری ارکستر اصفهانی رساند. تنظیم آثار آلبوم «نون و دلقک»، از جمله قطعهٔ «دلقک»، در روایتی که بارها تکرار شده به پرفروشترین آلبوم موسیقی ایران تا آن زمان انجامید. منابع خبری بعدی نیز اصفهانی و این آلبوم را در بحث پرفروشترین آثار پس از انقلاب مطرح کردهاند.
پس از «نون و دلقک» اختلافاتی میان دو طرف باعث قطع همکاری در ادامهٔ دههٔ ۱۳۸۰ شد. سالها بعد تیتراژ سریال «تکیه بر باد» بار دیگر آنها را کنار هم گذاشت. صفاریان در جشن موسیقی ما، پس از سالها، روی صحنه رفت و با ارکستر و صدای اصفهانی قطعهٔ «کوچه باغ راز» را به یاد نادر گلچین اجرا کرد. خودش به موسیقی ما گفت که این حضور بهخاطر گلچین بود و هماهنگی را حتی از راه تلگرام پیش بردند. او اعلام کرده که فعلاً قصدی برای رهبری ارکستر روی استیج ندارد و آن اجرا را آخرین حضور رسمی صحنهای در این نقش دانسته است. در دورههایی سرپرستی گروه فریدون فروغی، محمد اصفهانی و علی لهراسبی را نیز بر عهده داشته است.
غریبه، رپ مجاز، و آلبومهای پرفروش
صفاریان بهعنوان تنظیمکننده در تهیهٔ نخستین آلبوم مجاز رپ فارسی، «اسکناس» از شاهکار بینشپژوه، همکاری کرد. خود او در مصاحبه گفته است که رپ را از ابتدا دوست نداشته و آن را بیشتر صدا میداند تا موسیقی، اما زمانی که اجازهٔ مدیریت رپ مجاز در اختیار مجموعهٔ آنها بود، میخواست با کار اجتماعی و ممیزی کلام، مسیر سالمتری بسازد؛ وقتی این اجازه داده نشد، به گفتهٔ او رپ از دست رفت. این موضع را باید نظر شخصی او در سال ۱۳۸۸ دانست، نه حکم تاریخی دربارهٔ کل رپ فارسی. با این حال حضور نام او روی «اسکناس» واقعیت تولید است: تنظیمکنندهٔ پاپ، نخستین آلبوم رپ مجاز را هم رنگ زده است.
آلبوم «غریبه» از فریدون آسرایی از دیگر آثار شناختهشدهٔ اوست. زندگینامهها نوشتهاند که آلبومی با قطعاتی دور از سلیقهٔ عوام و با خوانندهای که هنوز نام بزرگ نداشت، به یکی از پرفروشترینهای تاریخ موسیقی ایران بدل شد. آلبوم «بیخوابی» سعید شهروز و آلبوم «۱۴» علی لهراسبی نیز در شمار آثار پرفروشی آمدهاند که صفاریان در آنها نقش داشته است. لهراسبی او را آهنگسازی حرفهای و از بهترینهای پاپ خوانده که برای رسیدن به ایدهآل آزمون و خطای زیاد میکند.
فهرست خوانندگانی که با او بهعنوان آهنگساز یا تنظیمکننده کار کردهاند بلند است: قاسم افشار، خشایار اعتمادی، محسن یگانه، شادمهر عقیلی، محمد اصفهانی، احسان خواجهامیری، روزبه بمانی، فریدون آسرایی، بهنام صفاریان، مهرزاد اصفهانپور، محمد خاکپور، علی لهراسبی، محسن چاوشی، رضا صادقی و شاهکار بینشپژوه. در جدول آثار، تنظیم یا آهنگسازی قطعاتی چون «پل عاطفه» و «دل خوشی» برای شادمهر، «تقدیر» برای خواجهامیری، «فاصلهها» و «با من بمون» برای آسرایی، و آثاری برای چاوشی از جمله در فضای سریال «شهرزاد» دیده میشود. همکاری با داریوش در قطعهٔ «تصویر رؤیا» نیز ثبت شده است.
تیتراژ، تلویزیون و موسیقی فیلم
همکاری با صدا و سیما خط جداگانهای در کارنامهٔ او ساخته است: «مثل ماه» با صدای خودش برای برنامهٔ شب شیشهای، «فاصلهها» و «عبور شیشهای» و «پیلههای پرواز» و «دلنوازان» با صدای علی لهراسبی، «تقدیر» با صدای احسان خواجهامیری برای سریال «ماتادور»، «تکیه بر باد» با صدای محمد اصفهانی، «شهر باران» با صدای محمد علیزاده، و «کی قراره نجاتم بدی» با صدای سعید شهروز. تیتراژ در تلویزیون ایران اغلب بیش از آلبوم به گوش مردم میرسد و صفاریان در این میدان، آهنگسازی است که باید ملودی را با تصویر و محدودیت پخش هماهنگ کند.
در سال ۱۳۸۸ به موسیقی متن فیلم روی آورد. آهنگسازی اپیزود «طهران: روزهای آشنایی» از فیلم دو اپیزودی «طهران تهران» به کارگردانی داریوش مهرجویی با او بود؛ اپیزود دیگر را مهدی کرمپور ساخت. صفاریان به موسیقی ما گفت که آشناییاش با مهرجویی از مسیر فیلم «مهمان مامان» آغاز شد و در آن زمان فقط به چند کاتود کوتاه رسید؛ برای «طهران تهران» نیز تصمیم قطعی تا چند روز مانده به جشنواره طول کشید و کار در زمان اندک انجام شد. او حتی امکان مشاهدهٔ دقیق فیلم را بهخاطر حساسیتهای پس از «سنتوری» محدود دانست، اما همکاری با مهرجویی را افتخار خواند. منابع سینمایی بعدتر آهنگسازی فیلم «نفس» نرگس آبیار در سال ۱۳۹۴ را نیز برای او ثبت کردهاند.
صفاریان تکآهنگهایی با صدای خودش نیز منتشر کرده است؛ از جمله «مثل ماه»، «آرامش»، «لیلا» و «زیبای من». در مصاحبه گفته بود در ابتدا دوست داشته خواننده شود اما ورود به آهنگسازی مسیر را عوض کرد و خوانندگی را جدی شروع نکرده، هرچند شاید روزی عملی شود.
جایزه، داوری و نگاه به صنعت
صفحهٔ جایزهٔ باربد، او را برندهٔ بهترین آلبوم موسیقی پاپ برای «عشق یعنی» و نامزد بهترین آهنگساز همان دوره همراه با فریدون آسرایی ثبت کرده است. ویکیپدیای انگلیسی این جایزه را برای سال ۲۰۱۵ آورده است. جزئیات هیئت داوران و متن بیانیه را باید در گزارشهای همان دورهٔ جشنوارهٔ موسیقی فجر جست؛ اصل مطلب این است که نهاد رسمی موسیقی داخل کشور کارنامهٔ پاپ او را در قالب آلبوم به رسمیت شناخت.
جملهٔ معروف گفتوگوی نخست موسیقی ما این بود که به موسیقی پاپ ایران ظلم شده است. سقف آرزوهایش را بیسقف توصیف کرد: هر بار به هدفی میرسد، بالاتر را میخواهد. عبدالجبار کاکایی او را آهنگسازی خلاق خوانده که موسیقی پاپ را به معنای مردمی بودن میفهمد و شناخت نظری از موسیقی جهان و فضای سنتی دارد، هرچند با او بر سر موسیقیِ مخاطب خاص اختلاف نظر دارد.
آنچه از تنظیمکننده میماند
بهروز صفاریان را اگر فقط با نام خوانندههای روی جلد بشناسیم، نقش او ناقص میماند. او کیبوردنوازی است که از گمرک مهرآباد تا هنرستان موسیقی و از آلبوم «مسافر» تا ارکستر محمد اصفهانی و تیتراژ سریالها آمده است. وسواس تولید، مدیریت هنری آلبوم برادر، ورود محتاطانه به رپ مجاز، و تجربهٔ سینمای مهرجویی، همگی یک خط را نشان میدهند: پاپ ایران در دو دههٔ نخست پس از احیا، به مهندسی صدا نیاز داشت و صفاریان یکی از مهندسان پرکار آن دوره شد. در گوشه نام او با نقش composer بایگانی شده است؛ نقشی که در عمل، اغلب تنظیم و معماری کل قطعه را هم در بر میگیرد.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.






