ایرج بسطامی؛ آواز کویر، گلپونهها و سکوت پس از زلزلهٔ بم
کودکی در بم و خانوادهٔ موسیقیدان
ایرج بسطامی، با نام شناسنامهای حشمتالله بسطامی، در یکم آذر ۱۳۳۶ در شهرستان بم زاده شد. خانواده از جد پدری تا پدربزرگ و پدر با آواز و ساز آشنا بودند. علاقه به خواندن از پنج سالگی در او دیده شد و پدر نخستین معلم خانگیاش شد. پدربزرگ استعداد او را جدی گرفت و به اطرافیان میگفت که این کودک خوانندهٔ بزرگی خواهد شد. ردیف آوازی مکتب تهران به شیوهٔ عبدالله دوامی را نزد عمویش یدالله بسطامی آموخت؛ عمو از نوازندگان چیرهدست بم و معلم موسیقی بود.
در نوجوانی گروهی با سرپرستی یدالله و همکاری برادران بسطامی، ایرج و عباس و محمدعلی، بهعلاوهٔ محمدجواد خداوردی و نادعلی بنیاسدی شکل گرفت. این گروه در رادیو و تلویزیون آن زمان و اردوهای رامسر برنامه اجرا کرد. بیبیسی فارسی مینویسد ایرج از شش سالگی تا نوجوانی در همین جمع خانوادگی میخواند. در هفده سالگی در آزمون باربد مقام دوم آورد و رادیو کرمان به این مناسبت جشنی برگزار کرد. این جزئیات، مسیر او را از خانه تا صحنهٔ محلی کرمان نشان میدهد، پیش از آنکه نامش در تهران شنیده شود.
با کمک حسین سالاری، نوازندهٔ نامدار کرمانی، به کلاس آواز محمدرضا شجریان راه یافت. هفتهای یکبار از بم به تهران میرفت. بعد اتاقی در محلهٔ پامنار اجاره کرد. منابع میگویند پس از انقلاب تمرین آواز دشوار شد اما او کار را رها نکرد. مدت شاگردی نزد شجریان در روایتها هفت سال یا حدود شش سال تا میانهٔ دورهٔ عالی آمده است. شجریان بعدها گفت خداوند گوهری به بسطامی داده و او میخواسته آن گوهر را شکل بدهد؛ آیندهٔ خوبی برایش میدید و پس از زلزله نوشت گلی بود که زود پرپر شد.
آشنایی با مشکاتیان و آغاز رسمی
بسطامی در خانهٔ شجریان با پرویز مشکاتیان آشنا شد. مشکاتیان روایت کرده که پشت در کلاس آواز نشسته بود تا هنرجویان او را نبینند؛ از صدای بسطامی خوشش آمد. میگوید مثل همهٔ آدمهای کویرنشین مهربان بود و آنقدر سادهاش یافت که تصمیم گرفت یک سال دربارهٔ مسائل غیرموسیقایی با او حرف بزند. در آن دوره گروه چاووش به خوانندگانی با صداهای متفاوت نیاز داشت. این آشنایی به همکاری با گروه عارف انجامید.
پس از حدود هفت سال، بسطامی کلاس شجریان را رها کرد و مبانی موسیقی را نزد مشکاتیان ادامه داد. نخستین آلبومها از همین دوره است: «افشاری مرکب»، «مژده بهار»، «افق مهر» و «وطن من». «افشاری مرکب» زمستان ۱۳۶۸ منتشر شد و نخستین اثر رسمی با صدای اوست. کنسرت گروه عارف به آهنگسازی و سرپرستی مشکاتیان قرار بود پنج شب در تالار رودکی باشد و با استقبال دو شب تمدید شد. سپس نوار به بازار آمد. نوازندگان از جمله خود مشکاتیان در سنتور، بیژن و ارسلان و اردشیر و ارژنگ کامکار، محمدعلی کیانینژاد، محمد فیروزی، کیوان ساکت و دیگران بودند. تصنیف آغازین «ای مجلسیان» بر اساس ترانهٔ کردی «نازیله» و شعر سعدی است.
گروه عارف با آواز بسطامی به اروپا رفت. او حدود سیوسه سال داشت و این سفر را آغاز موفقیتهای بعدی دانستهاند. «مژده بهار» زمستان ۱۳۷۱ به کنسرت اروپا و فستیوال جهانی موسیقی روح زمین مربوط است. «افق مهر» سال ۱۳۶۹ در پیوند با کنگرهٔ بزرگداشت خواجوی کرمانی آمده و تصنیف «مست و خراب» از آثار معروف این دوره است. «وطن من» پاییز ۱۳۷۶ با گروه عارف منتشر شد. تصنیف عنوان آلبوم بر شعر ملکالشعرای بهار است. مشکاتیان گفته ایرج این قطعه را به بهترین شکل خواند و درک عظمت وطن را با قدرت اجرا همراه کرد. او در مصاحبهای گفته تنها افتخارش در زندگی این است که ترانهٔ «وطن من» با صدای ایرج از طرف یونسکو سرود ملی اعلام شد. این سخن از زبان آهنگساز در منابع فارسی تکرار شده است.
حمید متبسم به بیبیسی گفته بسطامی موسیقی ایرانی را چنان درونی کرده بود که همراهان نیاز نداشتند آوازش را با موسیقی هماهنگ کنند؛ تأثیر او بر کار آهنگسازان کمتر از تأثیر آنان بر صدای او نبود. صدیق تعریف گفته صدای او شبیه هیچ خوانندهٔ دیگری نبود و فقط شبیه خودش بود. متبسم سبک او را متأثر از خوانندگان پیش از شجریان هم میداند و تقلید صرف از استاد نمیشمارد. در جلسهای آموزشی، شجریان به او گفته بود ردیف را یاد میگیری که آواز بخوانی، نه اینکه ردیف بخوانی. این جمله، جهتگیری بسطامی را از وفاداری خشک به ردیف بهسوی آواز مستقل توضیح میدهد.
دستان، ساکت، پرنیا و درویشی
«بوی نوروز» حاصل همکاری با گروه دستان و آهنگسازی حمید متبسم است و در سال ۱۳۷۱ منتشر شده است. متبسم به بیبیسی گفته بسطامی نه فقط صدای ویژه که استعداد ویژه بود و از سرزمینی میآمد که در ادبیات و موسیقی بزرگان بسیار پرورده است؛ به همین دلیل مسیر پختگیاش کوتاهتر از انتظار بود. آلبوم در دستگاههای سهگاه و همایون است و تصنیفهایی چون «عقرب زلف» و «بادهٔ شبگیر» نخستینبار در کنسرت بسطامی و دستان با صدای او اجرا شدند. کنسرت زمستان ۱۳۷۱ در مجموعهٔ فرهنگی آزادی ضبط تصویری غیررسمی دارد که با یک دوربین از روبرو گرفته شده و ناشر رسمی ندارد.
با کیوان ساکت آلبومهای «فسانه» و «بی کاروان کولی» آمده است. «بی کاروان کولی» نیز انتشار پس از مرگ دارد. با محمد میرنقیبی و کوروش متین آلبوم «سکوت» در دستگاه شور و آوازهای وابسته ضبط شد؛ انتشار نخست پاییز ۱۳۷۸ و انتشار دوباره بهار ۱۳۸۳. تار جلیل شهناز در این کار حضور دارد.
با حسین پرنیا و گروه همایون سه مجموعهٔ مهم شکل گرفت: «خانه بوی گل گرفت» که ابتدا در ۱۳۷۲ با نام «تحریر خیال» آمد و در ۱۳۸۷ تصحیح شد؛ «رقص آشفته» سال ۱۳۸۱؛ و «حال آشفته» که پس از مرگ منتشر شد. «رقص آشفته» در ابوعطا، شور، چهارگاه و همایون است. نسخهٔ استودیویی تصنیف «گلپونهها» با شعر هما میرافشار و آهنگ پرنیا در همین آلبوم است. پس از زلزلهٔ بم این تصنیف آوازهٔ ملی یافت و اجراهای زندهاش در «حال آشفته» و آلبوم تصویری «کنسرت گلپونهها ۱» نیز آمد. «حال آشفته» دو بخش دارد: بخش اول کنسرت تابستان ۱۳۷۸ در ارگ بم با صدای بسطامی، و بخش دوم با صدای رضا رضایی پایور پس از درگذشت او. نام آلبوم از تصنیفی با صدای پایور گرفته شده و نباید سراسر به بسطامی نسبت داده شود.
کنسرت گلپونهها در کرج، زمستان ۱۳۷۸، دو بخش داشت. بخش همایون بهصورت تصویری رسمی از انتشارات آواز بیستون منتشر شد و تنها اثر تصویری رسمی بسطامی دانسته میشود. بخش شور بهخاطر عدم رضایت بنیاد خانوادگی هنوز انتشار رسمی نیافته است.
«موسم گل» همکاری با محمدرضا درویشی است: بازخوانی تصنیفهایی از عارف، موسی معروفی و علیاکبر شیدا با ارکستر، نظارت و سهتار مشکاتیان. این آلبوم و «بی کاروان کولی» از معدود کارهای او با رنگ سازهای غربیترند. درویشی پس از زلزله گفت ایرج با مرگ به هنرش زندگی بخشید.
منابع میگویند بسطامی در تحریر و گامهای بلند مهارت کممانندی داشت و آوازهای دشتی و «محای» او در کرمان و ایران مشهور بود. اجراهایش غالباً با سنتور همراه بود. او معمولاً اجازه نمیداد تصویرش روی جلد آلبوم چاپ شود. در چهارده سال فعالیت حرفهای حدود یازده کاست از او به یادگار ماند و اوج کار را حدود چهل سالگی دانستهاند. سالهای فعالیت در جدول دانشنامه ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۲ است.
بازگشت به بم، زندگی شخصی و زلزله
بسطامی ازدواج نکرد و فرزندی از او نماند. پس از مرگ برادرش نصرتالله، که در دورهٔ تحصیل تهران مخارج او را میداد، برای سرپرستی خانوادهٔ برادر به بم برگشت. به دور از هیاهوی پایتخت، در خانهٔ کاهگلی پدری زندگی کرد، به جوانان مستعد بم آواز درس داد و سرپرستی خانوادهٔ برادر را تا پایان عمر ادامه داد. منابع از مشکلات معیشتی و کاهش کار جدی از سالهای پایانی دههٔ هفتاد سخن میگویند. با این حال «وطن من» از پرتیراژترین کارهای مشکاتیان با صدای اوست.
متبسم او را آدمی ساده و افتاده وصف کرده که وقتی میخواند «قد میکشید و تنومند میشد». دوستان شخصیتش را گوشهگیر دانستهاند. فاطمه و محمدعلی بسطامی، خواهر و برادر او، همین تصویر را تأیید کردهاند.
بامداد جمعه پنجم دی ۱۳۸۲ زمینلرزهٔ بم آمد. بیبیسی ساعت را پنج و بیستوشش دقیقه ذکر کرده است. ایرج چهلوشش ساله بود و زیر آوار خانهٔ پدری ماند. خانوادهٔ برادر نیز جز خاطره، برادرزاده، در همان شب جان باختند. نام او در میان حدود سیوچهار هزار قربانی زلزله قرار گرفت. موسیقی ایران خوانندهای را در دوران پختگی از دست داد.
پس از مرگ: بنیاد، کتاب و انتشار آثار
پس از زلزله فاطمه و محمدعلی بنیاد فرهنگی هنری ایرج بسطامی را بنیان گذاشتند. معرفی استعدادهای موسیقی، نکوداشت مشکاتیان و بسطامی، و جایزهٔ آوازی ایرج بسطامی از فعالیتهای این بنیاد بوده است. محمدعلی گفته در معرفی هنرمند به جامعه مدیون شجریان و مشکاتیاناند. کتاب «سکوت گویا» را انتشارات آتنا با گردآوری مسعود زرگر از نوشتههایی دربارهٔ بسطامی منتشر کرد.
بسیاری از آثار پس از مرگ انتشار یافت: «ظهور» ضبط بهار ۱۳۸۲ در زنجان؛ «خزان و آرزو» از اجراهای خصوصی با کیفیت غیراستاندارد که پالایش شد؛ «کنسرت راستپنجگاه» با گروه عارف در دو لوح؛ «بی کاروان کولی»؛ «بداههخوانی و بداههنوازی» گزیدهٔ کنسرتهای خصوصی حدود ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۵ با سهتار بهداد بابایی؛ و مجموعههای «بیست سال با آثار پرویز مشکاتیان». شهرت گستردهٔ بسطامی، به گواه منابع، بیشتر پس از مرگ رخ داد؛ «گلپونهها» نماد شنیداری این تأخیر است.
فهرست آلبومهای شناختهشده در دانشنامهٔ انگلیسی و فارسی شامل افشاری مرکب، مژده بهار، افق مهر، وطن من، بوی نوروز، خانه بوی گل گرفت، موسم گل، فسانه، سکوت، رقص آشفته، حال آشفته، ظهور، خزان و آرزو، بی کاروان کولی و کنسرت راستپنجگاه است. ایرانصدا و نواک نیز همین نامها را در آرشیو دارند.
آنچه در منابع مستند است، و در این مقاله از آن فراتر نرفتهایم، چنین خلاصه میشود: خوانندهای کویری با ردیف دوامی و شاگردی شجریان، معرفیشده توسط مشکاتیان، صاحب صدایی که همکارانش یگانه میدانستند، با کارنامهای فشرده در چهارده سال، و مرگ در زلزلهٔ زادگاه. متن تصنیفها اینجا نقل نمیشود. برای شنیدن، آلبومهای رسمی و آرشیو رادیو مرجعاند؛ برای فهم جایگاه، سخنان شجریان، مشکاتیان، متبسم و درویشی کافی است تا روشن شود ایران یکی از آوازخوانهای صاحبسبک خود را در اوج از دست داد.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.



















