تصویر Yaghma Golrouee

خواننده‌ها

Yaghma Golrouee

آهنگ‌ها و آلبوم‌های Yaghma Golrouee را در گوشه بشنو.

از ارومیه تا نقاب؛ یغما گلرویی و ترانه پاپ فارسی

زندگی و آغاز

یغما گلرویی در ششم مرداد ۱۳۵۴، برابر با ۲۸ ژوئیه ۱۹۷۵، در بیمارستان مهر ارومیه به دنیا آمد. منابع زندگینامه پدر و مادر او را هوشنگ گلرویی و نسرین آقاخانی معرفی می‌کنند. خانواده در یک‌سالگی او به تهران نقل مکان کرد و در محدوده گیشا ساکن شد. این جابه‌جایی جغرافیایی بعدها در تصویر عمومی‌اش اهمیت پیدا کرد: شاعری که در شمال‌غرب ایران زاده شد، اما کارنامه ادبی و موسیقایی‌اش در تهران و سپس در مدار پاپ داخل و خارج شکل گرفت.

این جزئیات را باید با احتیاط خواند، چون بیشتر از زندگینامه‌های بازنشرشده می‌آیند تا از پرونده رسمی؛ با این حال، خود او در گفت‌وگوها بارها بر خاستگاه اجتماعی نوشتن تأکید کرده است. در اوایل دهه هفتاد با غزاله علیزاده آشنا شد و به توصیه او به دفتر مجله آدینه رفت‌وآمد پیدا کرد. دیدار با احمد شاملو در پاییز ۱۳۷۳ در فردیس کرج، در روایت خودش نقطه تثبیت تصمیم برای ادامه شعر است. در همان سال‌ها با چهره‌هایی چون فرج سرکوهی، مسعود بهنود، عمران صلاحی، محمد مختاری، حمید مصدق، علی باباچاهی و ناصر تقوایی نیز دیدار کرده است.

نخستین مجموعه شعر او، «گفتم: بمان! نماند…»، در اردیبهشت ۱۳۷۷ با انتشار مؤسسه فرهنگی هنری دارینوش به بازار آمد. رادیو زمانه سال شروع شعر را ۱۳۷۵ و سال همین کتاب را ۱۳۷۷ ثبت کرده است. دو سال بعد، مجموعه ترانه «پرنده بی‌پرنده» در ۱۳۷۹ درآمد و از نظر خود او آغاز همکاری منظم با خوانندگان بود. این توالی اهمیت دارد: گلرویی پیش از آنکه نامش روی جلد آلبوم پاپ بنشیند، شاعر چاپی بود. جلسات ترانه‌خوانی در خانه پدری، همراه افشین یداللهی، نیلوفر لاری‌پور، سعید امیراصلانی، افشین سیاه‌پوش و مهدی محتشم، به‌تدریج به نهادی با نام خانه ترانه انجامید.

مسیر هنری

اولین خواننده‌ای که شعرهای او را در آلبوم آورد، امیر کریمی در مجموعه «تا همیشه» بود. نقطه عطف شنیداری اما آلبوم «دوستت دارم» ناصر عبداللهی بود که دو ترانه از سروده‌های گلرویی داشت؛ رادیو زمانه نخستین ترانه‌ای را که مخاطب عام از او شنید «ضیافت» همین آلبوم می‌داند. از اینجا نام او از حلقه شعر به بازار پاپ منتقل شد. در ۱۳۸۱ سیاوش قمیشی در آلبوم «نقاب» از چند ترانه او استفاده کرد. ویکی‌پدیای صفحه قمیشی این آلبوم را نخستین همکاری موفق سه‌گانه قمیشی، اروین خاچیکیان به‌عنوان تنظیم‌کننده، و گلرویی به‌عنوان ترانه‌سرا معرفی می‌کند. قمیشی گفته است در این مجموعه نسبت به کارهای پیشین خود ریسک کرده و با استقبال گسترده روبه‌رو شده است. ادامه همین همکاری در آلبوم «بی‌سرزمین‌تر از باد» در اوایل ۱۳۸۳ ثبت شده است؛ در قطعه‌ای با همین نام، قمیشی با اجازه گلرویی دو ترانه را در هم ادغام کرد و فریبرز لاچینی بعدها نسخه بی‌کلام پیانو آن را در مجموعه «بوی دیروز» گنجاند.

آلبوم «روزهای بی‌خاطره» در ۱۳۸۴ ترانه «تصور کن» را با صدای قمیشی آورد؛ اثری که خود گلرویی در گفت‌وگوی رادیو زمانه نزدیک‌ترین کار اجراشده به خودش دانسته و گفته است اجرا، آهنگسازی و خواندن در آن با هم جور شده‌اند. همکاری با قمیشی تا آلبوم «رگبار» ادامه یافت. موازی با این مسیر، شادمهر عقیلی در آلبوم «آدم و حوا» ترانه‌های «ستاره» و «نازنین» را از سروده‌های گلرویی خواند. در دهه بعد، تک‌آهنگ «رؤیای ما» با صدای مشترک ابی و شادمهر، با نویسندگی گلرویی، منتشر شد؛ ویکی‌پدیای انگلیسی تاریخ انتشار را حدود ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۳ و ناشر را آونگ ثبت کرده و مضمون را نقد جهان مبتنی بر جنگ و خشونت دانسته است. نماهنگ این قطعه، با حمایت تجاری برند روشن، بر کودکان به‌عنوان قربانیان جنگ تمرکز داشت و اجرای زنده آن در شهرهایی چون ونکوور و لندن گزارش شده است.

در ۱۰ اسفند ۱۳۹۰ چهارمین آلبوم شاهین نجفی با نام «هیچ هیچ هیچ» دو ترانه از گلرویی داشت. همکاری در آلبوم‌های «ترامادول» و «ص» نیز ثبت شده، اما پس از مصاحبه‌های انتقادی گلرویی علیه نجفی پایان یافت. در سوی دیگر بازار، ترانه‌های او به صدای ابی، داریوش، شاهرخ، عارف، امید، فرامرز آصف، حسن شماعی‌زاده، قاسم افشار، سعید شهروز و رضا یزدانی هم رسیده است. خبرگزاری مهر در اردیبهشت ۱۳۸۶ از انتشار دفتر ترانه «تصور کن» توسط انتشارات نگاه خبر داد: ۲۵۶ صفحه، نزدیک شصت قطعه، شمارگان سه هزار نسخه، و درج ترانه‌های فیلم‌های «حکم» و «رئیس» مسعود کیمیایی. در دهه نود حضور او در صدا و سیما نیز پررنگ‌تر شد؛ از تیتراژ سریال رمضانی «مدینه» تا شعر تبلیغات تلویزیونی.

سبک و صدا

گلرویی را نمی‌توان فقط ترانه‌سرای عاشقانه پاپ دانست، هرچند خودش در رادیو زمانه با افتخار گفته است ترانه ساده عاشقانه نوشته و در عین حال برای خود مرزی گذاشته که ترانه مناسبتی مذهبی صدا و سیما در کارنامه‌اش نباشد. این مرز بعدها با حضور در تیتراژ رسمی و پروژه‌های نهادی تنش پیدا کرد و همین تنش بخشی از خواندن کارنامه اوست. زبان ترانه‌هایش، دست‌کم در آثاری که شهرت عمومی یافتند، به جمله محاوره‌ای نزدیک است اما تصویرهای شهری و اجتماعی را از دست نمی‌دهد. «تصور کن» در حافظه جمعی به تکه‌کلام روزمره بدل شد؛ رادیو زمانه همین تبدیل شدن به زبان مشترک را نقطه شروع گفت‌وگو با او قرار داد.

در همان مصاحبه، او چرخه تولید پاپ پس از دو دهه سکوت داخل کشور را وارونه توصیف کرد: برخلاف نسل پیش که ترانه‌سرا و آهنگساز خواننده را انتخاب می‌کردند، در دوره او خواننده محور سفارش است. نتیجه را هم کارهای ضعیف و هم کارهای خوب دانسته، اما علت ضعف را خواننده‌سالاری و فقدان تهیه‌کننده حرفه‌ای در داخل و خارج خوانده است. این تحلیل، حتی اگر یک نظر شخصی باشد، چارچوب سبک او را روشن می‌کند: گلرویی خود را مؤلف می‌داند نه تأمین‌کننده متن برای برند خواننده. به همین دلیل گفته است با خوانندگانی که خواستند نامش را عوض کنند یا حذف کنند همکاری را قطع کرده، چون تنها چیزی که هیچ نظامی نمی‌تواند عوض کند اسم است.

وجه ادبی کارنامه، جدا از ترانه، مجموعه‌های شعر، داستان، فیلم‌نامه، بازسرایی متون و ترجمه‌هایی است که به نام او منتشر شده‌اند. در ۱۳۹۴ احمد پوری بدون نام بردن از فرد مشخص گفت کسی ترجمه‌های او و مترجمی دیگر را به نام خود گرد آورده؛ پیامد این حرف نقدهایی بر شانزده کتاب شعر ترجمه‌شده به زبان‌های فرانسه، انگلیسی، ایتالیایی، اسپانیایی، عربی، ترکی و کردی با نام گلرویی بود. او بیانیه تندی در دفاع از خود نوشت و جدل با شهیار قنبری و چند نامه سرگشاده دیگر نیز در منابع آمده است. آنچه برای شنونده ترانه اهمیت دارد این است که کارنامه مکتوب او پرحجم و مناقشه‌برانگیز است، و ترانه فقط یک لایه از آن حجم است.

آثار و همکاری‌ها

فهرست ترانه‌های ثبت‌شده در منابع مرجع، بیش از یک نام آشناست. با قمیشی علاوه بر «تصور کن»، قطعاتی چون «نقاب»، «خسته شدم»، «فاصله»، «بی‌سرزمین‌تر از باد»، «لعنت»، «پرسه»، «عسل بانو» و «نفس بکش» آمده است. با شادمهر «ستاره»، «نازنین»، «با من باش» و «داداشی» ثبت شده‌اند. داریوش «چه می‌کنی» را با آهنگ رامین زمانی خوانده است.

در سینما و تصویر، حضور بازی در فیلم «هفت ترانه» به کارگردانی بهمن زرین‌پور در کنار ایرج راد و لعیا زنگنه، و حضور در مستندهایی چون «سفرنامه»، «شب شیدایی»، «خاطره‌های خط‌خطی»، «ترانه در تبعید» و «یغما گلرویی: ترانه‌سرا» گزارش شده است. فیلم‌نامه‌های «زنجیری» و «پوکه» و داستان‌هایی چون «مسیح سرگردان» در فهرست آثار مکتوب آمده‌اند. ترجمه‌هایی با نام او از نزار قبانی، فدریکو گارسیا لورکا، اوریانا فالاچی، چارلز بوکوفسکی، آلن گینزبرگ و کارل سندبرگ منتشر شده است. رسانه آهنگ چند تک‌آهنگ با صدای خود او را نیز فهرست کرده، از جمله «شام آخر»، «نسل من» و «گهواره‌ای از میخ»، که نشان می‌دهد گاهی از پشت متن به جلوی میکروفون آمده، هرچند شهرت اصلیش ترانه‌سرایی است.

حواشی سال ۱۳۹۵، از خبر اجرای ترانه‌ای با عنوان «مرگ بر آمریکا» با صدای کاوه آفاق تا توضیح سازمان اوج، کارنامه را از حوزه صرفاً موسیقایی خارج کرد. او در مصاحبه با نسیم آنلاین از مواضع ضدآمریکایی سخن گفت. در گفت‌وگوی دیگری به بهانه فیلم «قاتل اهلی» از ممیزی و حذف نام همکاران در تیتراژ انتقاد کرد و گفت پرونده‌های مشابه برای دیگران به فعالیت برگشته اما برای او تغییری رخ نداده است. این تناقض ظاهری میان همکاری با نهاد رسمی و شکایت از ممنوعیت، واقعیت کارنامه او در دهه نود است و نباید با ساده‌سازی به یک برچسب فروکاسته شود.

جایگاه

جایگاه گلرویی در ترانه فارسی را بهتر است با سه محور سنجید. محور اول، نقش او در پاپ پس از بازگشایی نسبی دهه هفتاد است: خانه‌ترانه و نسل یداللهی و لاری‌پور، فضایی ساختند که ترانه محاوره‌ای شهری دوباره به آلبوم رسمی راه یافت. محور دوم، پیوند او با قمیشی و خاچیکیان است که صدای تبعید را به متن داخل وصل کرد و «تصور کن» را به حافظه جمعی فرستاد. محور سوم، تداوم نوشتن در قالب کتاب است؛ برخلاف بسیاری از ترانه‌سراهای صرفاً استودیویی، او دفتر ترانه چاپ کرد و نمایشگاه کتاب را جدی گرفت.

در گفت‌وگوی آمستردام، وقتی چند روز در اروپا بود، گفت نگاه منتقدانه به قدرت با او سفر می‌کند و اگر در جامعه اروپایی بماند همان تعهد اجتماعی را ادامه خواهد داد. جمله شاملو درباره جهانی که به دست اوباش‌ها و دیوانگان افتاده را نقل کرد. این خودتصویر، شاعر متعهد اجتماعی است. منتقدان ترجمه‌اش تصویر دیگری ساخته‌اند: مؤلفی پرکار که دقت زبانی‌اش محل تردید بوده است. شنونده امروز می‌تواند هر دو گزارش را کنار هم بگذارد. آنچه کمتر محل اختلاف است، اثرگذاری متن‌های اجراشده است. «ضیافت»، «ستاره» و «رؤیای ما» مستقل از جدل‌های بعدی، در فهرست ترانه‌های شنیده‌شده پاپ فارسی مانده‌اند.

او را نباید با نسل ترانه‌سرایان تیتراژمحور دهه نود یکی کرد، هرچند خودش هم تیتراژ گفته است. تفاوتش در این است که پیش از بازار تک‌آهنگ، کتاب شعر داشته و با خوانندگانی کار کرده که برندشان از تلویزیون داخلی بزرگ‌تر بوده. در عین حال، برخلاف شهیار قنبری یا اردلان سرفراز که کارنامه‌شان بیشتر به پیش از انقلاب یا موج لس‌آنجلس گره خورده، گلرویی محصول کامل دوره پس از بازگشایی پاپ داخل است. همین موقعیت میانی، هم فرصت شهرت به او داد و هم او را در معرض ممیزی، جدل صنفی و چرخش موضع قرار داد.

شنیدن در گوشه

در گوشه، شنیدن یغما گلرویی یعنی دنبال کردن متن، نه فقط صدای واحد. اگر بخواهید بفهمید چرا نام او در اوایل دهه هشتاد ناگهان فراگیر شد، از آلبوم «نقاب» قمیشی شروع کنید و بعد «بی‌سرزمین‌تر از باد» را بگذارید تا ادامه همان تیم را بشنوید. «تصور کن» در «روزهای بی‌خاطره» همان نقطه‌ای است که خود او هم به آن برگشته؛ بهتر است آن را در بافت آلبوم بشنوید، نه فقط به‌صورت تک‌آهنگ جدا. برای وجه پاپ داخلی، «ستاره» شادمهر در «آدم و حوا» و «ضیافت» عبداللهی دو درگاه متفاوت‌اند: یکی پاپ تنظیم‌شده رادیویی، دیگری تصنیف احساسی اوایل دهه هشتاد.

اگر سراغ کار مشترک نسل تبعید و داخل می‌روید، «رؤیای ما» را با نماهنگ و سپس با اجرای زنده بعدی شادمهر مقایسه کنید. همکاری‌های ابی با دباغ لایه دیگری از کارنامه است که کمتر در حافظه تلویزیونی مانده و بیشتر در فهرست آلبوم‌های خارج شنیده می‌شود. برای کسانی که می‌خواهند ببینند متن گلرویی بیرون از پاپ ستاره‌ای چه شکلی است، دفتر «تصور کن» و مجموعه شعر «بی‌سرزمین‌تر از باد» مسیر موازی‌اند؛ گوشه جای پخش کتاب نیست، اما دانستن این‌که ترانه از روی کاغذ آمده، شنیدن را عوض می‌کند.

پیشنهاد عملی این است که یک خواننده را محور قرار ندهید. گلرویی نویسنده‌ای است که صدایش را دیگران حمل کرده‌اند. ارزش بایگانی او در توالی انتخاب‌هاست: از خانه ترانه تا استودیوی قمیشی، از نمایشگاه کتاب نگاه تا نماهنگ اوج، و از تکه‌کلام «تصور کن» تا جدل‌هایی که نام او را از صفحه موسیقی به صفحه فرهنگ کشاند.

این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمی‌شود.

خواننده‌های مرتبط

Yaghma Golrouee | آهنگ و آلبوم در گوشه