حبیب؛ از مرد تنهای شب تا آلبوم آخه عزیزم چی میشه و بازگشت ناتمام
زندگی و آغاز
در کاتالوگهای پخش، نام Habib Akheh اغلب به حبیب محبیان گره میخورد؛ خوانندهای که با نام کوچک حبیب شناخته شد و آلبوم ۱۳۷۱ او «آخه عزیزم چی میشه» در رادیو جوان و دایرکتوریها با همین کلیدواژه ایندکس شده است. ویکیپدیای فارسی زادروز را چهارم مهر ۱۳۲۶ در شمیرانات تهران نوشته است. نسخهٔ انگلیسی بیستوهفتم سپتامبر ۱۹۴۷ را آورده. برخی زندگینامههای فارسی چهارم مهر ۱۳۳۱ را هم ثبت کردهاند. این اختلاف را نباید پنهان کرد. آنچه در منابع معتبرتر تکرار شده، شمیران و نیمهٔ دوم دههٔ بیست خورشیدی است. برادران محمود، قاسم، منصور و منوچهر و خواهران عفت و مریم در همان مدخل آمدهاند. علاقه از ابتدا به گیتار بود، نه ویولنِ خانه.
نوجوانیاش با موج بیتلز در دههٔ شصت میلادی همزمان شد و به روایت ویکیپدیا همین همزمانی اشتیاق را تند کرد. پس از قبولی در آزمون رادیو و تلویزیون، اصول آهنگسازی را نزد مرتضی حنانه خواند و بعد بهعنوان خواننده در تلویزیون استخدام شد. دو سال بعد خدمت سربازی رفت و در باشگاه افسران هم خواند. این مسیر، خلاف بسیاری از ستارههای پاپ کافهای، از نهاد رسمی صدا میگذرد و بعد به آلبوم مستقل میرسد. ساز مشخصهاش گیتار دوازدهسیم شد؛ ویکیپدیا و مدخل انگلیسی هر دو تأکید کردهاند از معدود خوانندگان ایرانی بود که این ساز را در اجرا به کار میبرد و خود آثارش را میساخت.
زندگی خصوصی به آلبوم اول گره خورده است. همسر نخست، شادی نوحی جهرمی، در دی ۱۳۵۴ پس از تزریق پنیسیلین در بیمارستان درگذشت. دو ماه بعد مادر نیز فوت کرد. آلبوم «مرد تنهای شب» در ۱۳۵۶ بیشتر قطعات را به یاد آنان گذاشت: «مادر» و «خرس کوکی» برای مادر، «شهلای من» و «خواب سرخ بوسهها» برای همسر، «نگاهم» و قطعهٔ عنوان برای هر دو. همسر دوم ناهید بسیم است و محمد محبیان، خواننده و همکار بعدی پدر، فرزند این ازدواج است. احمدرضا محبیان فرزند نخست در ایران ماند. این جزئیات را ویکیپدیا و زندگینامههای فارسی تکرار کردهاند. بیبیسی فارسی نوشته در روزهای شکوه پاپ پیش از انقلاب، جوان تازهکار فقط با اثری خاص میتوانست کنار ستارهها دیده شود و نخستین آلبوم از همان جنس بود.
مسیر هنری
«مرد تنهای شب» در ۱۳۵۶ با شرکت ترانه نقطهٔ شهرت است. بیبیسی آن را از ماندگارهای موسیقی دههٔ پنجاه خوانده است. سال بعد «سلام همسایه» آمد. پس از انقلاب، خواندن او در ایران ممنوع شد. ویکیپدیا نوشته ۱۳۶۲ ایران را ترک کرد و ۱۳۶۴ در لسآنجلس ساکن شد. آلبومهای خارج از کشور زنجیره ساختند: «آفتاب مهتاب» ۱۳۶۳، «همراز» ۱۳۶۶، «خورشید خانوم»، مجموعهٔ مشترک «عروس فرنگی» با فرزین و فتانه، «بینظیر» در کنار نامهایی چون هایده و ستار. در ۱۳۷۱ «آخه عزیزم چی میشه» با پارس ویدیو منتشر شد؛ همان آلبومی که کلیدواژهٔ Akheh را به نام کاتالوگ چسباند. رادیو جوان این مجموعه را با عنوان انگلیسی آلبوم نگه داشته است. بیاموزیک و صفحات دانلود قطعاتی چون «عاشقم»، «بی تو دلم گرفته»، «امامزاده»، قطعهٔ عنوان، «یارب» و «یه مشت خاک» را در آن فهرست کردهاند.
اوج دوباره به روایت مدخل انگلیسی با «بزن باران» ۱۳۷۵ و سپس «کویر باور» ۱۳۷۸ بود؛ دومی «خرچنگهای مردابی» را دارد که بیبیسی در مرور درگذشتگان ۱۳۹۵ کنار «مادر» و «شهلای من» از کارهای خاطرهانگیز دانسته است. «خداوندا» ۱۳۸۰ و «خانهٔ کوچک» ۱۳۸۱ ادامهٔ همان خطاند. همکاری با پسر، محمد، در «جوونی» ۱۳۸۳ و «خودشه» ۱۳۸۵ ثبت شده است. بیبیسی در ۲۰۰۵ «جوونی» را آلبوم قوی پاپ با لوح تصویر خوانده و گفتوگوی پدر و پسر را پخش کرده است. آخرین آلبوم استودیویی در فهرستها «ایران بانو» ۱۳۸۷ با مترونوم است. بیبیسی نوشته پس از آن دیگر آلبوم استودیویی نیامد و تکآهنگ و نماهنگ گاهبهگاه در اینترنت منتشر میشد.
او خواستار آلبوم و کنسرت، حتی در ورزشگاه آزادی، شد. اسفندیار رحیم مشایی فعالیت را در چارچوب قانون آزاد خواند، اما حمید شاهآبادی در ۱۳۹۱ گفت مجوز ندارد و شنیدهها شایعه است. حسین نوشآبادی در ۱۳۹۳ گفت میتواند دوباره برای مجوز اقدام کند. بیبیسی در ۱۳۹۱/۲۰۱۳ از قول ایسنا نقل کرد حبیب مدعی موافقت مکتوب مقامات ارشد برای آلبوم بوده و تأخیر را به افراد غیردولتی با انگیزهٔ مالی نسبت داده است. «عشقهای خدایی» را برآمده از اعتقاد قلبی دانست نه سفارش. در عمل، به روایت بیبیسی در مرور ۱۳۹۵، در شش سال پایانی نه آلبوم منتشر کرد نه کنسرت رسمی گذاشت.
کتاب «مرد تنهای شب» همان سال به کوشش بهروز درهقایدی، پویا یحیوی و میلاد زیدآبادی در انتشارات نصیرا و نمایشگاه کتاب آمد. گفتوگوی مهر ۱۳۹۴ با مجلهٔ زندگی ایدهآل نخستین مصاحبهٔ او در ایران پس از بازگشت بود؛ خودش بعد گفت چاپ اشتباه داشته. آخرین حضور رسمی را ویکیپدیا اهدای جایزه به ناصر فرهودی در جشن موسیقی ما، هجدهم مهر ۱۳۹۴، دانسته است. جمعه ۲۱ خرداد ۱۳۹۵ ساعت نه صبح در روستای نیاسته کتالم رامسر با ایست قلبی در ۶۸ سالگی درگذشت. خانهٔ موسیقی خواستار تشییع از تالار وحدت به قطعهٔ هنرمندان بهشت زهرا شد؛ تدفین در گورستان همان روستا انجام گرفت. بیبیسی نوشته وقتی با قطعهٔ هنرمندان مخالفت کردند، در روستا به خاک سپرده شد.
سبک و صدا
جنس صدا را ویکیپدیا تنور نوشته است. آهنگسازی متأثر از راک غربی، پاپ و کانتری در ژانر ثبتشده آمده است. گیتار آکوستیک، الکتریک، دوازدهسیم و پیانو سازها هستند. تفاوت او با پاپ ارکسترال دههٔ پنجاه، خودکفایی نسبی در ساخت و حضور ساز بهعنوان شخصیت است نه فقط همراه خواننده. مدخل انگلیسی تأکید کرده تقریباً همهٔ آثار را خود ساخته است. این ادعا را باید با فهرست آهنگسازی برای دیگران تعدیل کرد: برای ستار «دنیای بابا»، و قطعاتی برای لیلا فروهر، نوشآفرین، هلن، مرتضی و مکابیز در جدول ویکیپدیا آمده است. یعنی هم مؤلف کامل آلبوم خودش بود هم ملودی به دیگران میداد.
«آخه عزیزم چی میشه» در معرفیها شعری از ابوالفضل ادبی و تنظیم حبیب دارد؛ سال ۱۳۷۱. مضمون دعوت و فقر و صفا در عنوان و توصیف صفحات آمده، بیآنکه متن اینجا نقل شود. این آلبوم روی پاپ نرمتر و خطاب مردمی میایستد، در حالی که «مرد تنهای شب» سوگ شخصی است و «خرچنگهای مردابی» تصویر اجتماعیتر دارد. «بزن باران» نام را به طبیعت و امید میبرد. همکاری با محمد، انعطاف بیشتری در ویدئو و صحنه به روایت انگلیسی آورد تا مسیر پسر باز شود، در حالی که اصول خود را نگه داشت. نماهنگ ۱۳۹۰/۲۰۱۲ با سمیر زند عناصر تکنو و ترنس داشت و توجه رسانهای جلب کرد؛ بعد اختلاف با زند در گفتوگوی ایدهآل مطرح شد. این آزمایش را باید حاشیهٔ متأخر دانست نه مرکز سبک.
آن صدا آن روزهای بیبیسی او را در ردیف صداهایی گذاشته که برای تنهایی و غم مناسباند، بیآنکه لزوماً از آیین ردیف پیروی کنند. این توصیف رادیویی دقیق است: حبیب ردیفدان معرفی نشده؛ تربیت از حنانه و گیتار راک آمده. خطر شنیدن امروز، فروکاستن کل کارنامه به یک قطعهٔ سوگ یا یک آلبوم ۱۳۷۱ است. فرصت درست، شنیدن همزمان تنور، دوازدهسیم و مؤلف بودن است. کانتری در ژانر ثبت شده و در بعضی قطعات لسآنجلسی شنیده میشود؛ پاپ راک فارسی اما برچسب پایدارتر افکار عمومی است.
آثار و همکاریها
ترتیب آلبومها در ویکیپدیا اینهاست: مرد تنهای شب، سلام همسایه، دوست خوب بچهها، آفتاب مهتاب، همراز، خورشید خانوم، عروس فرنگی، بینظیر، آخه عزیزم چی میشه، صفر، بزن باران، کویر باور، خداوندا، خانهٔ کوچک، جوونی، خودشه، ایران بانو. ناشران شرکت ترانه، پارس ویدیو، آونگ موزیک و مترونوم در جدول آمدهاند. پس از بازگشت، تکآهنگهایی چون «شونهبهشونه» با ایوان، «عشق خدایی»، «باران»، «آب و خاک»، «سارا»، «محکوم» با سمیر زند، «تو نبودی»، «ببار ای برف»، «نازگل بابا»، «بانوی شرقی»، «دنیا» و در ۱۳۹۵ «گل سرخ» در فهرست انگلیسی ثبت شده است. بیبیسی «دنیا» را آخرین اثر اینترنتی پیش از مرگ خوانده که با جملهٔ دلم از دنیا گرفته شروع میشود؛ متن کامل اینجا نمیآید.
همکاران ترانه و تنظیم در ویکیپدیا لیلا کسری، مسعود فردمنش، همایون هوشیارنژاد، سعید قائممقامی، بیژن سمندر، پاکسیما زکیپور، سیاوش قمیشی، منوچهر و ناصر چشمآذر و اروین خاچیکیاناند. محمد محبیان همخوان و شریک دو آلبوم است. پس از مرگ، نماهنگ «دیره» با صدای احمدرضا و سمیر زند و تصویر و صدای کموضوح حبیب در ۱۳۹۶ مجوز گرفت. زمستان همان سال «مرگ قو» پس از حادثهٔ سانچی از صدا و سیما پخش شد؛ ویکیپدیا پخش رادیویی اصفهان را هم در دی ۱۳۹۶ ثبت کرده است. این مجوز پس از مرگ را باید جدا از کارنامهٔ زنده خواند.
«آخه عزیزم چی میشه» برای این مدخل کاتالوگ نقش لنگر دارد، اما لنگر معرفی است نه سقف هنر. سقف هنری را منابع روی «مرد تنهای شب» و بعدها «بزن باران» و «کویر باور» میگذارند. کودکآلبوم «دوست خوب بچهها» لایهٔ کمترشنیدهشده است. مجموعههای مشترک نشان میدهند بازار لسآنجلس او را در کنار فاتحهخوانان پاپ تبعید هم مینشاند. برای گوشه، تفکیک آلبوم مؤلف از قطعهٔ مهمان لازم است.
جایگاه
حبیب از بنیانگذاران راک فارسی در روایت انگلیسی است و در روایت فارسی هنرمند متفاوت پاپ با تنور و دوازدهسیم. هر دو درستاند اگر اغراق «تنها راکر» حذف شود. او میان پاپ پیش از انقلاب، صنعت کاست لسآنجلس و بازگشت نافرجام به مجوز ایستاده است. بیبیسی نوشته در ۶۳ سالگی در نیاسته مرد، در حالی که قولها برای آلبوم و صحنه عملی نشد. این ناتمامی بخشی از جایگاه عمومی است: صدای آشنای دههٔ پنجاه که در دههٔ هشتاد و نود خورشیدی نتوانست روی صحنهٔ رسمی تهران بایستد.
مقایسه با داریوش از حیث تبعید و سوگ ممکن است، اما ساز و خودآهنگسازی حبیب را جدا میکند. مقایسه با سیاوش قمیشی از حیث پاپ راک مؤلف نزدیکتر است. مقایسه با محمد از حیث تداوم خانوادگی است نه جایگزینی. نام Habib Akheh در استریم نباید او را به یک آلبوم ۱۳۷۱ تقلیل دهد؛ آن نام مسیر جستوجوست. منابع روی تاریخ تولد یکدست نیستند؛ کارنامهٔ آلبومی از ۱۳۵۶ تا ۱۳۸۷ سند محکمتری است. مزار روستا، خلاف قطعهٔ هنرمندان، نماد فاصلهٔ نهاد رسمی با او ماند.
شنیدن در گوشه
شروع منطقی «مرد تنهای شب» است تا ببینید بیبیسی چرا نخستین آلبوم را برجسته خوانده؛ «شهلای من» و «مادر» را در همان مجموعه بشنوید. بعد «آخه عزیزم چی میشه» را بهعنوان لنگر کاتالوگ این مدخل کامل گوش کنید، نه فقط قطعهٔ عنوان. از دورهٔ لسآنجلس، «بزن باران» و «خرچنگهای مردابی» را برای اوج دوباره بگذارید. «خانهٔ کوچک» و «خداوندا» لایهٔ دو هزارهاند. «جوونی» را برای کار با محمد انتخاب کنید نه بهجای پدر تنها.
از تکآهنگهای بازگشت، «دنیا» را بهعنوان آخرین نشانهٔ اینترنتی بشنوید و «محکوم» را اگر میخواهید آزمایش با زند را بشناسید. «مرگ قو» را در نسبت با پخش پس از مرگ بگذارید، نه بهجای سبک زنده. گیتار دوازدهسیم را در قطعاتی که ساز جلو است دنبال کنید. در گوشه، این پرونده صدای حبیب است که با کلید آخه پیدا میشود. او را با یک نوستالژی کلبه تمام نکنید؛ دستکم سوگ ۱۳۵۶، آلبوم ۱۳۷۱ و یک قطعهٔ «کویر باور» را کنار هم بشنوید تا تنور، راک و پاپ مردمی هر سه در میدان بمانند.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.






