تصویر Sattar

خواننده‌ها

Sattar

آهنگ‌ها و آلبوم‌های Sattar را در گوشه بشنو.

ستار؛ صدای پاپ و بزم از تهران تا لس‌آنجلس

زندگی و آغاز

عبدالحسن ستارپور، که با نام هنری ستار شناخته می‌شود، در بیست‌وهشتم آبان ۱۳۲۸ در تهران زاده شد. برابر میلادی این تاریخ نوزدهم نوامبر ۱۹۴۹ است. مادرش آبادانی و پدرش آذری بود. او یکی از شش فرزند خانواده است. کودکی و نوجوانی را در محله شهباز تهران، سه‌راه شکوفه، گذراند. برخی شرح‌حال‌ها از خدمت سربازی در پادگان کرج، هتل وحدت و سپس مشهد به‌عنوان سپاه دانش نوشته‌اند.

علاقه به ورزش، به‌ویژه فوتبال، در روایت زندگی او تکرار شده است. بعدها کاپیتان تیم فوتبال هنرمندان شد. این جزئیات فرعی به نظر می‌رسند، اما تصویر جوان تهرانی دهه سی و چهل را کامل می‌کنند: محله جنوب‌شرقی تهران، مدرسه دولتی، اقتصاد خواندن، و همزمان کشش به صدا و صحنه. ستار برخلاف برخی هم‌نسلان، مسیر هنر را از بازیگری فیلم آغاز نکرد. منابع تصریح کرده‌اند که پیشنهاد بازی داشت، حتی نقشی دانشجویی جدی شد، اما هرگز روی پرده ظاهر نشد. به‌جای آن، صدا به فیلم و سریال رفت.

شهرت ناگهانی در بیست‌ودو سالگی آمد. ترانه «خانه‌به‌دوش» برای مجموعه تلویزیونی مراد برقی ساخته پرویز کاردان، با شعر ایرج جنتی عطایی و آهنگ بابک بیات، او را یک‌شبه به خانه‌ها برد. تیتراژ در ایران آن سال‌ها قدرتی برابر با رادیو داشت: تکرار شبانه، چهره کارگردان-بازیگر محبوب، و ملودی که میان پاپ و مایه ایرانی می‌ایستاد. ضربه بعدی با مجموعه «قصه عشق» ساخته منصور پورمند و ترانه «شهر غم» از همین زوج جنتی عطایی و بیات فرود آمد. «همسفر» با شعر سعید طبیبی و آهنگ تورج شعبان‌خانی به‌عنوان امضای او باقی ماند.

مسیر هنری

دهه پنجاه، دوره فشرده ضبط است. خود ستار شمار ترانه‌های آن دهه را شصت‌ودو یا شصت‌وسه دانسته است. صدایش علاوه بر پاپ، در برنامه‌های بزم تلویزیونی، نوروز و شب یلدا در میدان موسیقی اصیل هم ثبت شد. منابع از حدود بیست برنامه بزم تلویزیونی سخن گفته‌اند. همین دوگانگی پاپ و بزم، او را از خواننده صرفاً رادیویی متمایز می‌کند.

خروج از ایران در ۱۳۵۷ رخ داد. ویکی‌پدیای انگلیسی سال میلادی را ۱۹۷۸ و محل زندگی بعدی را ایالات متحده می‌داند. پس از مهاجرت، ریتم کار به سمت قطعات آرام‌تر رفت. همکاری با صادق نوجوکی آثاری چون «سپید و سیاه»، «عروسی»، «آشتی» و «گل ناز» و آلبوم‌هایی چون «گلایه» و «گل‌بانو» را ساخت. ناشران دوره تبعید، کلتکس، آونگ و شرکت ترانه بودند. آلبوم‌هایی با عنوان بزم، سنت ضبط جمعی موسیقی ایرانی را در استودیو و صحنه لس‌آنجلس ادامه دادند. آخرین آلبومی که ویکی‌پدیای فارسی برجسته کرده، «چهل سال خاطره» است. گاه‌نگاری انگلیسی مجموعه‌هایی تا «بزم شب چله» در ۲۰۲۰ و تک‌آهنگ‌هایی تا ۲۰۲۱ را هم فهرست کرده است.

میدان بین‌المللی کارنامه، جدا از تور ایرانیان مهاجر است. منابع او را نخستین خواننده ایرانی دانسته‌اند که با هنرمندان غیرایرانی روی یک صحنه برنامه اجرا کرد؛ نمونه برجسته، اجرا با گروه بونی ام در لندن دهه ۱۹۸۰ است. ضبط اثر با عیدان رایخل، خواننده اسرائیلی، نیز در همین چارچوب آمده است. در ژوئن ۲۰۱۰ بی‌بی‌سی فارسی با او در آستانه کنسرت اسرائیل گفت‌وگو کرد. ستار در آن مصاحبه گفت مهاجرت مردم را از همه‌چیز جز عرق ملی محروم می‌کند و استقبال از او را به ایران‌دوستی مخاطب نسبت داد، فارغ از دین و آیین. از موسیقی زیرزمینی داخل کشور نیز با احترام یاد کرد و پیشرفت شعر و ترانه را از مضامین لاله‌زاری به ساختارهای محکم‌تر ستود.

جوایز مستند کارنامه دو دسته اصلی دارند. در ۲۰۰۴ مؤسسه آی‌اف‌اس‌آی در لندن دکترای افتخاری موسیقی به او داد؛ مراسم در حاشیه جمع‌آوری کمک برای دانشنامه ایرانیکا و به همت مجیک پرشیا برگزار شد. در اکتبر ۲۰۰۵ دو تندیس شیر طلایی والام را در بوداپست گرفت: یکی برای صدای ملودیک پاپ و دیگری برای توانایی آوازی در اجرای کلاسیک تنظیم‌شده. پس از آن عضو آکادمی والام شد و در صحنه‌های بوداپست و لندن برای مخاطبان چندملیتی اجرا کرد. در گفت‌وگو با مجله پرژنسک از دوئت «جرئت زندگی» با کارولینا گیلیاتزا برای روز جهانی دوستی سخن گفت و پوشش‌های انگلیسی چون «آی بیلیو» را بخشی از کارنامه غیرفارسی خود دانست.

در فروردین ۱۴۰۴ حمید شب‌خیز اعلام کرد ستار دیگر نمی‌تواند بخواند؛ بیماری خاصی به حنجره آسیب زده است. ویکی‌پدیای فارسی نیز نوشته که پس از بیش از پنجاه سال فعالیت، صدای خود را از دست داد. این گزارش را باید به‌عنوان وضعیت متأخر خواند، نه پایان ارزش کاتالوگ. کاتالوگ ضبط‌شده او مستقل از امکان اجرای زنده امروز باقی می‌ماند.

سبک و صدا

ستار از معدود خوانندگان فارسی است که منابع، پاپ و موسیقی سنتی و کلاسیک ایرانی را همزمان در توان اجرایی‌اش دانسته‌اند. صدای او را در اصطلاح غربی به تنور نزدیک کرده‌اند، با این قید که رده‌بندی آواز ایرانی معیار دیگری دارد. در عمل، دو میدان شنیده می‌شود. میدان نخست، پاپ با ارکستراسیون استودیویی دهه پنجاه است: جمله‌های واضح، اوج احساسی، و تکیه بر ترانه‌سرایانی چون جنتی عطایی، اردلان سرفراز و شهیار قنبری. میدان دوم، بزم و اجرای دستگاهی است که در برنامه‌های تلویزیونی پیش از انقلاب و آلبوم‌های بزم پس از آن ادامه یافت.

امضای «همسفر» در مایه بیات اصفهان، پیوند این دو میدان را نشان می‌دهد: پاپ است، اما گوشه ایرانی را رها نمی‌کند. «خانه‌به‌دوش» نیز همین منطق را دارد. در تبعید، همکاری با نوجوکی رنگ ملودیک نرم‌تر و تنظیم‌های بزمی-پاپ لس‌آنجلس را پررنگ کرد. ستار در پاپ پس از انقلاب خارج از کشور، کمتر به الکترونیک افراطی نسل بعد نزدیک شد و بیشتر به خط ملودی و شعر تکیه کرد.

پوشش‌های انگلیسی «فیلینگز»، «آ تایم فور آس»، «اسپیک سافتلی لاو» و «آی بیلیو» لایه سوم صدا هستند. این آثار را نباید مرکز کارنامه دانست؛ حاشیه‌ای‌اند که توانایی عبور از زبان فارسی را نشان می‌دهند. خود او در گفت‌وگوی پرژنسک گفته از خولیو ایگلسیاس، لایونل ریچی، آندره بوچلی و فرانک سیناترا در خودرو گوش می‌دهد. این سلیقه با رنگ تنور-پاپ او سازگار است.

«گل پونه» را با شیفته و حسن شماعی‌زاده خوانده است.

آثار و همکاری‌ها

شمار ضبط‌ها در منابع میان بیش از سیصد تا حدود سیصدوپنجاه ترانه نوسان دارد. آلبوم‌ها و بزم‌های رسمی مشترک و مستقل نزدیک به چهل عنوان‌اند. ویکی‌پدیای انگلیسی فهرستی از آلبوم‌ها به دست می‌دهد که از «همسفر» و «صدای بارون» تا «شناسنامه»، «تک خال»، «قدم رنجه»، «گلایه»، «گل‌بانو» و «چهل سال خاطره» را در بر می‌گیرد. برخی عنوان‌های دهه پنجاه در منابع داخلی «غیررسمی» علامت خورده‌اند؛ یعنی پیش از نظام آلبوم‌محور تبعید، به‌صورت مجموعه یا نوار در گردش بوده‌اند.

همکاری با ترانه‌سرایان، نقشه ادبیات پاپ ایران است: ایرج جنتی عطایی، اردلان سرفراز، شهیار قنبری، زویا زاکاریان، سعید طبیبی، منصور تهرانی، محمد صالح علا، لیلا کسری، هما میرافشار، مسعود امینی، فرهنگ قاسمی، مسعود فردمنش و پاکسیما زکی‌پور. آهنگسازان همان اندازه متنوع‌اند: فرید زلاند، محمد حیدری، صادق نوجوکی، منوچهر و ناصر چشم‌آذر، لقمان ادهمی، جهانبخش پازوکی، کاظم عالمی، فریبرز لاچینی، تورج شعبان‌خانی، بابک افشار، واروژان، بابک بیات، انوشیروان روحانی، محمد شمس، حسن شماعی‌زاده، سورن، عماد رام، آندرانیک، فرخ آهی و حمید ندیری. خوانندگان همکار شامل مهستی، هایده، شهره، الهه، شیفته، شماعی‌زاده، مرتضی، داریوش و ابی‌اند.

صدای فیلم و سریال، ستون جداگانه است. منابع از هشت فیلم و یک سریال نام برده‌اند: «امشب اشکی می‌ریزد»، «گل‌های کاغذی»، «اگر برگی نریزد»، «شام آخر»، «قرار بزرگ»، «مرد ناآرام»، «هیچکی بابا نمی‌شه»، «مراد برقی و هفت دخترون» و سریال «قصه عشق». «شام آخر» شعر قنبری و آهنگ واروژان دارد؛ «گل کاغذی» و «چشمهای تو» شعر شرمین شجره و آهنگ شعبان‌خانی‌اند. این فهرست نشان می‌دهد ستار پیش از مهاجرت، بخشی از صنعت تصویر ایران بود، نه فقط نوار رادیو.

تک‌آهنگ‌های متأخر انگلیسی و دوئت‌های والام، و بازخوانی‌هایی چون نسخه تازه «همسفر»، ادامه کار پس از شصت‌سالگی را نشان می‌دهند. آلبوم «گل‌بانو» در ۲۰۰۶ از شرکت ترانه منتشر شد. «دوستان» در ۲۰۰۸ با مرتضی و دیگران آمد. این آثار در بازاری ضبط شدند که دیگر تلویزیون ملی ایران پشتشان نبود؛ پشتشان شبکه کابل، کنسرت و فروش نوار و لوح فشرده در فروشگاه‌های ایرانی لس‌آنجلس بود.

جایگاه

ستار در حافظه جمعی، صدای «خانه‌به‌دوش» و «همسفر» است؛ اما کارنامه واقعی‌اش وسیع‌تر از دو تیتراژ است. او پل میان پاپ رادیو-تلویزیون دهه پنجاه و صنعت موسیقی ایرانی تبعید است. همین ترکیب، او را برای مجالس ایرانیان مهاجر و برای آرشیو جدی پاپ، هر دو، قابل رجوع کرد.

دعوت به دربارها و جشن‌های رسمی دولت‌های دیگر، که منابع فارسی بر تداوم آن تأکید کرده‌اند، بخشی از تصویر دیپلماتیک صداست. دکترای افتخاری و جوایز والام همین تصویر را در زبان نهادهای فرهنگی تبعید ترجمه کردند.

آسیب حنجره در سال‌های اخیر، معنای تازه‌ای به کاتالوگ می‌دهد: از این پس شنیدن ستار عمدتاً شنیدن آرشیو است، نه انتظار آلبوم تازه یا تور. برای تاریخ موسیقی ایرانی این وضعیت آشناست. ارزش او در پیوستگی پنج‌دهه‌ای ضبط است؛ از تیتراژ مراد برقی تا بزم‌های لس‌آنجلس و دوئت‌های غیرفارسی.

شنیدن در گوشه

مسیر شنیدن ستار را بهتر است لایه‌لایه بچینید. لایه تلویزیون دهه پنجاه را با «خانه‌به‌دوش»، «شهر غم»، «همسفر» و «گل سنگم» شروع کنید تا صدای جوان و پیوند با بیات، جنتی عطایی و روحانی آشکار شود. لایه فیلم را با «شام آخر» و «گل کاغذی» ادامه دهید. لایه بزم و سنتی را در آلبوم‌های بزم و قطعات دستگاهی بشنوید تا ببینید همان صدا چگونه در فضای مجلس ایرانی می‌نشیند.

اگر به لایه غیرفارسی کنجکاوید، پوشش‌های انگلیسی و دوئت والام را پس از کاتالوگ فارسی بشنوید، نه پیش از آن؛ وگرنه تصویر اصلی مخدوش می‌شود.

گوشه برای ستار مناسب است چون آثارش غالباً ترانه‌محور و با ارکستراسیون واضح‌اند. شنیدن تصادفی فقط «همسفر» او را به یک نوستالژی تقلیل می‌دهد. شنیدن چند لایه، خواننده‌ای را نشان می‌دهد که از محله شهباز به تیتراژ ملی، سپس به صنعت موسیقی تبعید و صحنه چندزبانه رسید، و سرانجام کاتالوگی گذاشت که حتی اگر حنجره خاموش شود، در فهرست پخش فارسی باقی می‌ماند.

این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمی‌شود.

خواننده‌های مرتبط

Sattar | آهنگ و آلبوم در گوشه