تصویر Mohammad Heidari

خواننده‌ها

Mohammad Heidari

آهنگ‌ها و آلبوم‌های Mohammad Heidari را در گوشه بشنو.

محمد حیدری؛ سنتور، ردیف و ملودی پاپ ایرانی

از ردیف تا پاپ؛ یک مسیر کم‌تکرار

محمد حیدری موسیقی‌دان، ردیف‌دان، نوازنده سنتور و آهنگساز موسیقی ایرانی و پاپ بود. اهمیت او در تاریخ شنیداری فارسی فقط به تعداد ترانه‌های مشهور محدود نمی‌شود. او از سنت آموزش هنرستان و نوازندگی ردیفی آمد، بعد در میانه دهه چهل به ساخت ملودی برای پاپ روی آورد، و پس از انقلاب در ایتالیا و کالیفرنیا همان زبان را برای خوانندگان مهاجرت ادامه داد. بی‌بی‌سی فارسی او را در کنار جهانبخش پازوکی از پیشگامان استفاده از فواصل ایرانی و سازآرایی سنتی در بیان پاپ دانسته است؛ در برابر جریانی که پاپ فارسی را بیشتر بر فواصل غربی می‌نشاند.

این جایگاه دو لبه دارد. از یک سو، ملودی‌های او با صدای هایده، مهستی، حمیرا، معین و داریوش به خانه‌ها رفت و هنوز در کنسرت و رادیو اینترنتی تکرار می‌شود. از سوی دیگر، خود او در سال‌های پایانی از سهم نبردن سازنده اثر و سرد شدن همکاری خوانندگان قدیمی گلایه داشت. خاکسپاری کم‌جمعیت در لس‌آنجلس، به‌روایت گزارش بی‌بی‌سی، نماد همین فاصله میان گردش ترانه و قدرشناسی از آهنگساز شد.

تهران، سنتور، صبا

حیدری در ۲ دی ۱۳۱۶ در تهران زاده شد. روایتی جزئی‌تر محل تولد را بیمارستانی در خیابان ژاله و محل رشد را خانی‌آباد دانسته است. پدر در لاله‌زار کسب می‌کرد. خانواده مذهبی بود و مخالفت اولیه با خرید ساز در خاطرات او آمده است. جرقه سنتور را غروب عروسی برادر وصف کرده: نگاه به قوس مضراب. سازی از خویشاوند خرید و نزد حسین صبا آموزش دید. نت فارسی را از مدرسی به نام شنجرفی آموخت. پس از حدود یک سال نوازندگی، در حدود چهارده سالگی به رادیوی نیروی هوایی رفت و از آنجا به ابوالحسن صبا معرفی شد. صبا شهریه نگرفت و از او خواست پیش از کلاس با شاگردان تمرین کند.

علاوه بر حسین صبا و ابوالحسن صبا، مدتی نزد عبدالله دوامی و محمد ایرانی مجرد نیز تعلیم گرفت. پیشرفت چنان بود که مسئولیت تمرین برخی شاگردان صبا را یافت. سال ۱۳۳۴ حدود یک سال با ارکستر شماره یک هنرهای زیبا به سرپرستی ابوالحسن صبا همکاری کرد. از ۱۳۳۶ با گروهی به سرپرستی نصرت‌الله گلپایگانی در اداره هنرهای زیبا ادامه داد و تا ۱۳۵۷ برنامه‌هایی در داخل و خارج کشور اجرا کرد.

از ۱۳۴۰ در هنرستان موسیقی ملی و کلاس‌های شبانه تدریس می‌کرد. پژمان اکبرزاده در کتاب «موسیقی‌دانان ایرانی» این تدریس و سرپرستی «گروه نوازندگان» را ثبت کرده است. اسماعیل واثقی از شاگردان سنتور او بود و بعدها گفته سنتور ایران به حیدری بدهکار است. عکسی از سال ۱۳۵۵ او را در کنار هوشنگ ظریف، محمد اسماعیلی و پریسا نشان می‌دهد؛ سندی از حضور همزمان در فضای موسیقی سنتی، حتی وقتی بخش دیگر کارنامه‌اش به پاپ می‌رفت. بی‌بی‌سی او را در کنار فرامرز پایور از نمایندگان برجسته شناساندن کارایی سنتور دانسته، با این تفاوت که پایور در سنت ماند و حیدری از میانه دهه چهل به پاپ متمایل شد.

گذار به پاپ پیش از انقلاب

رونق تلویزیون و محبوبیت خوانندگان پاپ، برخی صداهای برآمده از موسیقی ایرانی را به استودیوی ترانه کشاند. اکبر گلپایگانی، ایرج، هایده و حمیرا در همین چرخش نام برده شده‌اند. حیدری برای گلپا آثاری چون «هوس میکده»، «اشک من»، «سرگذشت» و «قدر محبت» روی شعر هما میرافشار ساخت. «هوس میکده» در گزارش بی‌بی‌سی نمونه شاخص دوران گذار دانسته شده است. «نامهربونی» با شعر تورج نگهبان و صدای الهه نیز از کارهای پرطرفدار و حاشیه‌دار همان سال‌ها آمده است.

فهرست همکاری پیش از انقلاب و اوایل مهاجرت بلند است و نباید همه را در یک سبک ریخت. برای هایده در داخل کشور آثاری چون «ابر غم»، «حیف»، «سوغاتی» و «مهمونی بهار» ثبت شده است. «سوغاتی» با شعر اردلان سرفراز و تنظیم نخست ناصر چشم‌آذر بارها بازخوانی شد. بی‌بی‌سی از اجرای یاسمین لوی، خواننده اسرائیلی‌اسپانیایی، با کلام دیگر و حفظ فضای ملودیک نیز یاد کرده است. برای مهستی «در کوچه‌سار شب» روی شعر هوشنگ ابتهاج با تنظیم فریدون شهبازیان آمده که پیوند حیدری با ادبیات جدی‌تر تصنیف را نشان می‌دهد.

روش کار او دوگانه بود. پژمان اکبرزاده به بی‌بی‌سی گفته برخی نغمه‌ها را خودش برای چند ویولن و ساز ایرانی به‌صورت تک‌صدایی تنظیم می‌کرد و برخی را برای امکانات بیشتر موسیقی غربی به آندرانیک یا منوچهر چشم‌آذر می‌سپرد. این تقسیم کار توضیح می‌دهد چرا ملودی حیدری گاه رنگ سنتور و دستگاه دارد و گاه در بافت ارکستر پاپ لس‌آنجلس شنیده می‌شود: هسته نغمه از اوست، پوست تنظیم می‌تواند عوض شود.

ایتالیا، بهار بهار، لس‌آنجلس

پس از انقلاب ۱۳۵۷ ابتدا به ایتالیا رفت. سه ماه بعد از انقلاب، به گفته خودش در گفت‌وگوی تلویزیونی، ملودی و شعر «بهار بهار» را همان‌جا ساخت و هایده آن را خواند. اجرایی تصویری از نخستین سال‌های غربت باقی است که بی‌بی‌سی آن را تجسم مفهوم دوری در موسیقی، کلام و صدا دانسته است. صدای آمریکا نوشته حیدری این قطعه را از میان آثارش بیشتر دوست می‌داشت. سپس به آمریکا رفت و تا پایان عمر در جنوب کالیفرنیا ماند. فعالیتش در ساخت آهنگ، تنظیم، تدریس و نوازندگی سنتور ادامه یافت. از او بیش از دویست اثر موسیقایی بر جای مانده است.

اوج همکاری با هایده در همین دوره مهاجرت دانسته شده است. بیش از ده ترانه برای او ساخت که بسیاری در شمار آثار ماندگار پاپ فارسی آمده‌اند. «قلبم گرفت» با شعر لیلا کسری نمونه‌ای از سرعت ملودی‌پردازی اوست: به گفته حیدری نغمه را در مسیر یک‌ساعته خانه خود تا خانه هایده در لس‌آنجلس ساخت. «زهر جدایی» و «به‌جز خدا کسی نیست» از قطعاتی است که کلام را هم خود او نوشته است. ویکی‌پدیای انگلیسی «زهر جدایی» و «بهار بهار» را از ترانه‌های نوستالژیک جامعه ایرانی خارج از کشور خوانده است.

معین «صبحت بخیر عزیزم» و «مسافر» را با شعر میرافشار و تنظیم منوچهر چشم‌آذر خواند؛ «بی‌بی گل» و «دلم گرفت» نیز در کارنامه همین همکاری است. «دل من» ابتدا با صدای حسن خیاط‌باشی اجرا شده بود و اجرای بعدی داریوش با تنظیم آندو لحن تازه‌ای به آن داد و عملاً نسخه پیشین را به حاشیه برد. ستار قطعات متعددی از او خواند؛ از جمله آثاری با شعر میرافشار. برای امید، «تکیه‌گاه» در فضای آواز اصفهان با شعر مسعود امینی از نمونه‌های متأخرتر و قابل اعتنا در گزارش بی‌بی‌سی آمده است. مارتیک، مرتضی، شهرام صولتی، شکیلا و مهرداد آسمانی نیز در جدول آثار ظاهر می‌شوند. این گستره نشان می‌دهد حیدری پس از انقلاب فقط «آهنگساز هایده» نماند، هرچند درخشان‌ترین حلقه کارنامه همان جاست.

صدای آمریکا علاوه بر «سوغاتی» و «بهار بهار» و «بیا بنویسیم»، عنوان «وای نگو» را هم در میان کارهای مشهور با صدای خوانندگان زن آن نسل آورده است. نام او پیش از انقلاب با «نامهربونی» الهه بر سر زبان‌ها بود و پس از آن با صدای سه‌خواهرانه هایده، مهستی و حمیرا در حافظه ماند.

حقوق اثر، سرخوردگی، درگذشت

در سال‌های آخر به سرطان ریه مبتلا بود. بی‌بی‌سی درگذشت را ۲۳ اوت ۲۰۱۶، برابر با اوایل شهریور ۱۳۹۵، در بیمارستانی در لس‌آنجلس و سن او را ۷۹ سال اعلام کرد. ویکی‌پدیای فارسی ۳ شهریور ۱۳۹۵ و سن ۷۸ را نوشته است. تولد ۲ دی ۱۳۱۶ با تاریخ اوت ۲۰۱۶ با رقم ۷۸ سال تمام سازگارتر است؛ اختلاف یک سال در خبرها رایج است. از او پنج فرزند ماند که به گزارش بی‌بی‌سی فعالیت موسیقی نداشتند.

خاکسپاری با جمعی کوچک برگزار شد. هما میرافشار گفت ترانه‌های حیدری در خانه بیشتر ایرانیان هست و تعداد حاضران خاکسپاری در ماندگاری او اثر ندارد. مسعود امینی، فرید زولاند، معین، هوشمند عقیلی، شهبال شب‌پره و لقمان ادهمی از حاضران گزارش‌شده‌اند. زولاند انتقاد کرد که از خوانندگان بسیارِ آثار او فقط معین و عقیلی در مراسم بودند و آنچه حیدری ساخته بارها در کنسرت اجرا شده بی‌آن‌که سهمی به سازنده برسد. اگر در کشوری با نظام حقوق مؤلف می‌زیست، به گفته زولاند، همان آثار برایش منبع درآمد پایدار می‌شد. اکبرزاده گفته بود حیدری می‌دید خوانندگانی که با نغمه او مشهور شده‌اند رغبتی به کار تازه نشان نمی‌دهند و بسیاری ترجیح می‌دهند شعر و آهنگ رایگان از ایران برایشان برسد. قرار بزرگداشتی در ماه‌های پایانی عمر عملی نشد.

این پایان تلخ، ارزش شنیداری کاتالوگ را کم نمی‌کند؛ فقط جایگاه سازنده ملودی را در اقتصاد پاپ مهاجرت روشن می‌کند. ترانه می‌چرخد، نام خواننده روی پوستر می‌ماند، و آهنگساز ردیف‌دان که نغمه را در مسیر ماشین یا در اتاق تمرین سنتور یافته، از چرخه درآمد کنسرت بیرون می‌ماند.

سبک ملودی: دستگاه در بافت پاپ

شنیدن چند اثر معروف، دستور زبان حیدری را نشان می‌دهد. خط ملودی معمولاً آوازپذیر و جمله‌بندی‌شده است؛ خواننده می‌تواند آن را با تحریر ایرانی بخواند، نه فقط با فریاد پاپ. سازآرایی مورد علاقه او، حتی وقتی تنظیم به چشم‌آذر یا آندرانیک سپرده می‌شود، جایی برای رنگ سنتور، ویولن و مایه ایرانی می‌گذارد. «صبحت بخیر عزیزم» نمونه روشن است: کلامی روزمره از میرافشار، نغمه‌ای که بوی تصنیف می‌دهد، و تنظیمی که به پاپ لس‌آنجلس نزدیک است. «بهار بهار» غربت را با زبانی ساده می‌گوید، اما فواصل آن از پاپ غربی فاصله دارد.

او گاهی شاعر هم بود. علاوه بر «بهار بهار»، قطعاتی با کلام خودش برای هایده و مهستی ثبت شده است. این دوگانگی آهنگساز-شاعر در پاپ ایرانی نادر نیست، اما در کار حیدری فرعی است. ستون کار، نغمه است. ترانه‌سراهای همکار او خود فهرست تاریخ پاپ‌اند: میرافشار، سرفراز، کسری، نگهبان، ابتهاج، شهیار قنبری، مسعود امینی، بیژن سمندر.

دانش ردیفی، حتی وقتی پنهان است، در پرهیز از ملودی تخت اثر می‌گذارد. بی‌بی‌سی گفته آثار صرفاً سنتی او پرتعداد نیست، اما همان معدود نمونه‌ها از توانایی تکنیکی و دانش ردیف خبر می‌دهد. گروه نوازندگان رادیو و تدریس هنرستان، پشتوانه همان گوشی بود که بعداً «سوغاتی» را ساخت.

شنیدن در گوشه

برای ورود به کارنامه حیدری در گوشه، از سه صدای زن آغاز کنید. «سوغاتی» و «بهار بهار» هایده منطق غربت و اوج خوانندگی روی نغمه او را نشان می‌دهند. «بیا بنویسیم» و «چراغ» مهستی لایه غم‌آگین‌تر و تنظیم‌های چشم‌آذر را باز می‌کنند. «گذشته» یا «دیوونتم» حمیرا حلقه سوم همان خانواده صوتی است. سپس «صبحت بخیر عزیزم» معین را بشنوید تا ببینید چگونه همان آهنگساز به پاپ مردانه دهه شصت و هفتاد خورشیدی در خارج از کشور وصل شد. «دل من» داریوش را برای مقایسه دو اجرا و نقش تنظیم کنار بگذارید.

اگر به ریشه سنتی‌تر علاقه دارید، تصویر ۱۳۵۵ با پریسا و ظریف را به‌عنوان نشانه در ذهن داشته باشید و تصنیف‌هایی چون «در کوچه‌سار شب» را جداگانه بشنوید. «هوس میکده» گلپا را هم از یاد نبرید؛ این قطعه متعلق به پیش از موج لس‌آنجلس است و گذار او را از هنرستان به استودیوی پاپ داخل کشور روایت می‌کند.

گوشه برای این کاتالوگ مناسب است چون آثار حیدری روی نام خوانندگان پخش شده‌اند و کمتر به‌نام خود او یک‌جا شنیده می‌شوند. چیدن چند عنوان از هایده تا معین، به‌جای یک پلی‌لیست تصادفی، خط ملودی واحد را آشکار می‌کند: سنتورنوازی که ردیف را می‌شناخت و آن را، بی‌آن‌که نام دستگاه را روی جلد بگذارد، به پاپ فارسی هدیه داد.

این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمی‌شود.

خواننده‌های مرتبط