فرامرز اصلانی؛ گیتار، شعر فارسی و صدای نسلهای پراکنده
فرامرز اصلانی یکی از چهرههای کمشمار موسیقی پاپ ایران است که همزمان خواننده، آهنگساز، ترانهسرا، نوازنده گیتار و روزنامهنگار بود. کارنامه او از نیمه دوم دهه ۱۳۵۰ تا سالهای پایانی عمرش در آمریکا ادامه یافت و مخاطبانی از چند نسل را، در داخل کشور و در میان ایرانیان مهاجر، با خود همراه کرد. آنچه او را از بسیاری همنسلانش جدا میکند، نه حجم تولید بلکه شکل بیان است: تکیه بر گیتار بهجای ارکستر بزرگ، نوشتن کلام بیشتر آثار به قلم خودش، و بازگشت مکرر به شعر کلاسیک فارسی، بهویژه حافظ.
زادروز، خانواده و نخستین برخورد با موسیقی
منابع معتبر درباره سال تولد او کاملاً یکدست نیستند. دانشنامه انگلیسی و فارسی ویکیپدیا زادروز را ۲۲ تیر ۱۳۲۴ برابر با ۱۳ ژوئیه ۱۹۴۵ در تهران ثبت کردهاند و سن او را در زمان درگذشت ۷۸ سال دانستهاند. بیبیسی فارسی نیز تولد را در سال ۱۳۲۳ و در خانوادهای علاقهمند به موسیقی نوشته است. در مقابل، چند گزارش خبری فارسی، از جمله ایران اینترنشنال و صدای آمریکا، ۲۲ تیر ۱۳۳۳ را ذکر کردهاند. در این مقاله همان روایت ویکیپدیا (۲۲ تیر ۱۳۲۴) مبنای گاهشماری قرار میگیرد، با این توضیح که اختلاف در منابع خبری همچنان باقی است.
او در خیابان پاستور تهران به دنیا آمد. خانواده دو ماه بعد به خیابان فرهنگ در محله امیریه رفت و اصلانی تا حدود دوازدهسالگی در همانجا زیست. پدرش، حسین اصلانی، تار و سهتار مینواخت و مادرش، مهین تفضلی، صدایی خوش داشت و به خوانندگی علاقه نشان میداد. خانه خانواده میزبان اهل موسیقی آن سالها بود؛ از پرویز یاحقی و غلامحسین بنان تا علی تجویدی، رحیم معینی کرمانشاهی و رهی معیری. با این حال پدر معتقد بود موسیقی نباید محور زندگی شود. همین نگاه به کشمکش میان پدر و پسر انجامید و باعث شد فرامرز تا پایان نوجوانی از آموزش جدی موسیقی دور بماند.
پس از گرفتن دیپلم در تهران، برای تحصیل روزنامهنگاری به لندن رفت و از کالج روزنامهنگاری دانشگاه لندن فارغالتحصیل شد. در همان سالهای اقامت در بریتانیا نوازندگی گیتار را جدیتر دنبال کرد و ترانههایی ساخت که بعدها هسته نخستین آلبومش شدند. او مدتی نیز در لسآنجلس بود؛ ویکیپدیای فارسی این فاصله را از حدود ۱۹۷۲ تا بازگشت به ایران در ۱۹۷۵ دانسته است. رادیو زمانه نوشته که نخستین آهنگ منتشرشدهاش در سال ۱۳۵۴ با عنوان «دلم واسه تو تنگ شده» به بازار آمد.
روزنامهنگاری در تهران ژورنال و ورود به صنعت ضبط
اصلانی پس از بازگشت به ایران در روزنامه انگلیسیزبان تهران ژورنال، وابسته به مؤسسه اطلاعات، مشغول کار شد. بیبیسی بازگشت را سال ۱۹۷۵ ثبت کرده است. او نوشتههایی به فارسی و انگلیسی منتشر میکرد و تا پیش از قرارداد با شرکت ضبط، روزنامهنگاری حرفه اصلیاش بود.
نقطه عطف موسیقایی او در مهمانی خانه پری زنگنه رخ داد. اصلانی در آنجا با گیتار قطعهای بر مثنوی حافظ، معروف به «آهوی وحشی»، اجرا کرد. رئیس نمایندگی سیبیاس رکوردز اینترنشنال در تهران در همان جمع حضور داشت و پیشنهاد همکاری داد. اصلانی بعدها گفته بود در آن زمان حدود بیستوچند ترانه آماده داشته که بیشترشان در سالهای اقامت در خارج ساخته شده بودند. آشنایی اتفاقی با سیبیاس به انتشار نخستین آلبوم رسمی انجامید.
او پس از امضای قرارداد از روزنامه استعفا داد و مدتی نیز در بخش انتخاب هنرمند همان شرکت کار کرد؛ تا زمانی که سیبیاس ایران را ترک کرد. نخستین کنسرتش در سالن انجمن ایران و آمریکا برگزار شد و آرمیک، گیتاریستی که در تنظیم آلبوم نخست نقش داشت، او را همراهی کرد.
دلمشغولیها: آلبومی خلاف جریان ارکسترال
آلبوم «دلمشغولیها» (Occupation of the Heart) در سال ۱۳۵۶ خورشیدی / ۱۹۷۷ میلادی با ده قطعه از سوی سیبیاس در ایران منتشر شد. اصلانی تهیهکنندگان را متقاعد کرد از روش رایج آن دوره، یعنی تنظیم ارکسترال پرحجم، فاصله بگیرند و کار را با گیتار، بیس، سازهای کوبهای و رگههایی از ریتم لاتین پیش ببرند. تهیهکننده آلبوم مارسل استپانیان بود و به پیشنهاد او آرمیک برای گرفتن جوهر صدای مورد نظر اصلانی به پروژه پیوست. نتیجه، مجموعهای بود که در تاریخ پاپ ایران بهعنوان نقطه عطفی از کار گیتارمحور شناخته میشود؛ چیزی که تا آن زمان در موسیقی عامهپسند فارسی کمتر دیده شده بود.
از همین آلبوم آثاری چون «اگه یه روز»، «دیوار»، «دل اسیره»، «یارم کو»، «پرستوهای خسته» و اجرای مثنوی حافظ با نام «آهوی وحشی» به حافظه جمعی راه یافتند. اصلانی در مصاحبهای گفته بود طرح «اگه یه روز» را سالها پیش از انتشار آلبوم، در شبی بارانی و در ترافیک آمریکا، با تم جدایی و دوری ساخته است. همه ترانههای این مجموعه سروده خود اوست. آر.اف.ای تأکید کرده که برخلاف رسم رایج مراجعه به غزل، او در همین آلبوم نخست سراغ مثنوی حافظ رفت و دقتش در وزن و «کوبش» شعر را یکی از دلایل ماندگاری اثر دانسته است.
پس از انتشار آلبوم، اصلانی چند شب پیاپی در تهران برنامه اجرا کرد؛ سایت رسمی از یازده شب متوالی سخن گفته و رادیو زمانه محل اجرا را کاخ جوانان دانسته است. او در برنامه «هوای تازه» پرویز غریبافشار به مخاطب تلویزیونی معرفی شد، روز بعد در خیابان شناخته میشد، و فریدون فرخزاد نیز او را به برنامه «میخک نقرهای» دعوت کرد. کنسرتی برای بازسازی محله پامنار تهران هم از تلویزیون ملی پخش شد و نامش را گستردهتر کرد.
به یاد حافظ و سالهای بعد
دومین آلبوم، «به یاد حافظ» (Hafez, a Memorandum)، در ۱۹۷۸ باز هم برای سیبیاس ضبط شد. اصلانی روی هشت شعر حافظ موسیقی نوشت و کار را با سازبندی بسیار محدود، در روایت خودش عمدتاً با گیتار، پیش برد. سایت رسمی این مجموعه را از آخرین آلبومهایی دانسته که پیش از توقف فعالیتهای موسیقایی پس از انقلاب به بازار عمومی رسید. خود اصلانی گفته بود اندکی پس از انتشار، کار موسیقی در کشور عملاً برچیده شد و کسانی مثل او ناچار شدند راه دیگری بیندیشند.
آر.اف.ای یادآور شده که سیبیاس اینترنشنال تازه در ایران فعال شده و با شرکت ایرانی تکنیساز شراکت داشت؛ سهامدار اصلی تکنیساز مهدی بوشهری بود و پس از انقلاب شرکت مصادره و به بنیاد مستضعفان سپرده شد.
در فضای ملتهب ۱۳۵۷ اصلانی ترانه کمترشنیدهشده «کارگر» را نیز اجرا کرد. رادیو زمانه این قطعه را در شمار آثار کارگری آن دوره آورده و نوشته که مدتی از رادیو پخش میشد. با تنگ شدن فضا برای موسیقی، او در ۱۳۵۸ ایران را ترک کرد.
تبعید، اروپا و انتقال به آمریکا
اصلانی با همسر نخست، مرلین اصلانی، بازیگر و نویسنده، و دو دخترشان فدرا و رکسانا به انگلستان بازگشت؛ همانجا که پیشتر روزنامهنگاری خوانده بود. در لندن دوباره میان خبرنگاری و موسیقی تقسیم وقت کرد. با افزایش شمار ایرانیان مهاجر، کنسرتهایی در آلمان، فرانسه و کشورهای اسکاندیناوی برگزار کرد.
نخستین تور ایالات متحده در ۱۹۹۲ با اجرای سالن شراین در لسآنجلس آغاز شد و شهرهایی چون سانفرانسیسکو، دالاس، هیوستون، بوستون و نیویورک را دربرگرفت. سال بعد در هالیوود پالادیوم روی صحنه رفت. در آمریکا با نوازندگانی چون آندرانیک، اردشیر فرح، رابرت نوقلی و رامون استاگنارو کار کرد. چند منبع فارسی سال مهاجرت قطعی به لسآنجلس را ۱۹۹۷ دانستهاند؛ سایت رسمی میگوید با تبدیل شدن این شهر به مرکز تولید موسیقی ایرانیان مقیم خارج، او نیز با گیتارش به آنجا نقل مکان کرد. سالهای پایانی عمر را در آمریکا گذراند و در مریلند تحت درمان بود.
فدرا و رکسانا هر دو در هنر، از جمله موسیقی، فعال ماندند. همسر بعدی او مرجان اصلانی بود که خبر درگذشت را اعلام کرد.
آلبومهای پس از مهاجرت
فاصله میان آلبوم دوم و سوم طولانی بود. «روزهای ترانه و اندوه» در ۱۹۹۹ از سوی کالتکس رکوردز با نه ترانه منتشر شد. اصلانی این مجموعه را بازتاب شادیها و ناشادیهای غربت دانسته و گفته بود شعرها و آهنگها نه فقط گزارش روزهای او، که بیان حال مردم نیز هست. در همین آلبوم بار دیگر به ادبیات کلاسیک رجوع کرد و از شعر مولانا در قطعهای با عنوان انگلیسی «Listen to the Tale» بهره گرفت. او درباره آثار متأخرش گفته بود این ترانهها حاصل جمع خاطرات شیرین و اندوهگین زندگیاند.
در ۲۰۰۲ آلبوم «معشوق همینجاست» با همکاری داریوش اقبالی و رامش، ادای دینی به مولوی، منتشر شد و سیزده شعر مولانا را در برداشت. «خط سوم» در ۲۰۱۰ نخستین همکاری او با ناشر مستقل باماهنگ پس از فاصلهای طولانی از ۱۹۹۹ بود. «نیمهشب تا بامداد» در ۲۰۱۷ با همراهی بابک امینی آمد؛ فهرست قطعاتی چون «صدایم کن»، «تو»، «یار»، «کیستی» و بازخوانی «Historia de un Amor» برای این آلبوم ثبت شده است.
از تکآهنگها میتوان به «سرود کارگر» (۱۹۷۹)، همکاری با فرامرز آصف در «پرستوها»، قطعه «ما» با شهرزاد سپانلو، بازخوانیهای مشترک با داریوش در سال ۲۰۱۱، نسخه بیپلاگ «تو»، «دو دریچه»، «نخواب کوروش»، دو روایت «هنوز» در ۲۰۲۰، «یادیست» و «فردای آزادی» اشاره کرد. در ۲۰۱۱ اصلانی و داریوش تور مشترک «افسانهها» را آغاز کردند که حدود یک سال و نیم و در ۲۸ شهر، از شرق دور تا خاورمیانه و اروپا و آمریکای شمالی، ادامه یافت. او همچنین داور برنامه استعدادیابی پرشین تلنت شو بود.
جایگاه هنری: کلام، گیتار و گزیدهکاری
اصلانی از نسل هنرمندانی بود که از الگوی رایج «ترانهسرا، آهنگساز، خواننده» جدا میایستاد و هر سه نقش را خود بر عهده میگرفت. در مصاحبهها کلام را مقدم بر موسیقی میدانست و موسیقی را قابی برای شعر میشمرد. انتشار کمشمار آلبوم را نه کمکاری، که نتیجه زمانبری کار کسی میدانست که شعر و آهنگ را خودش مینویسد؛ سکوتی که به گفته او از ناگفتهها پر بود.
صدای گرم، نوازندگی گیتار با رنگ فلامنکو و لاتین، و علاقه به شعر کهن، ترکیبی ساخت که هم در محافل روشنفکری و هم در میان شنوندگان عام پسندیده شد. دانشنامه انگلیسی ساز سهتار را نیز در فهرست سازهای او آورده است. در ایران پخش آلبومهایش مجاز نبود، اما برخی قطعات قدیمی، از جمله «آهوی وحشی»، بارها از رادیو رسمی پخش شدهاند.
در سال ۱۳۹۷ گزیدهای از ترانههای او با عنوان «روزهای ترانه و اندوه: گزینه ترانههای فرامرز اصلانی» از سوی نشر کولهپشتی در ایران به صورت کتاب منتشر شد. ویکیپدیای فارسی همچنین از برگردان «چهار شاعر یونانی» به همراه بیژن الهی در لندن یاد کرده است.
همراهی اجتماعی و فعالیتهای خیریه
او آرزوی اجرا در تخت جمشید را با صدای آمریکا در میان گذاشته بود؛ آرزویی که عملی نشد. در برنامه شب یلدای همان شبکه گفته بود همه ایرانی هستیم.
سایت رسمی فهرستی از نهادهای خیریه را ذکر کرده که با آنها همکاری داشته است؛ از جمله محک، چیلدرن آو پرشیا، چیلدرنز هوپ اینترنشنال، بنیاد مکان، نیکو، امید، فرهنگ فاندیشن، یونیسف، انجمن متخصصان سلامت ایرانیآمریکایی، بیمارستان سنت جود و چند نهاد دیگر.
بیماری، درگذشت و واکنشها
سوم مارس ۲۰۲۴ برابر با ۱۴ اسفند ۱۴۰۲ اصلانی در اینستاگرام از ابتلا به سرطان خبر داد و نوشت باقی سال را به درمان و مراقبت از روحیه اختصاص میدهد، تماسها را محدود میکند و در اندیشه ایران و ترانه است. همسرش در پایان اسفند از جانب هر دو نوروز را تبریک گفت. شامگاه اول فروردین ۱۴۰۳ برابر با ۲۰ مارس ۲۰۲۴، در بیمارستانی در ایالت مریلند درگذشت. مرجان اصلانی نوشت سرطانی جانسوز او را همراه نسیم نوروزی بدرقه کرد، در حالی که دستانش در دست عزیزانش بود. ویکیپدیای فارسی نوشته پیکر بنا بر وصیت سوزانده شد.
داریوش اقبالی در پیامی او را آرام و عاشقانه زیسته خواند. هنرمندانی چون لیلا فروهر، کوروش یغمایی، شاهین نجفی و نصرالله معین نیز واکنش نشان دادند. برنامه «به عبارت دیگر» بیبیسی در ۱۳۹۰ گفتوگویی با او پخش کرده بود که در آن اصلانی از هراس دوری، نه از سفر، سخن گفته بود.
میراث اصلانی در Gusheh بیش از فهرست آلبومهاست: الگویی از خوانندهترانهسازی که گیتار را به زبان شعر فارسی نزدیک کرد، حافظ را از قالب آشنای دستگاهی بیرون برد بدون آنکه ادعا کند جانشین سنت است، و در چهار دهه دوری از وطن همچنان به فارسی نوشت و خواند. آلبوم نخست هنوز پرشنوندهترین بخش کارنامه اوست، اما تداوم کار در تبعید نشان داد آن صدا به یک دهه یا یک بازار وابسته نبود.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.






