تورج شعبانخانی؛ ملودی پاپ دهه پنجاه و ماندن در ایران
زندگی و آغاز
تورج شعبانخانی در ۱۵ بهمن ۱۳۲۹ در تهران به دنیا آمد. برابر میلادی این تاریخ چهارم فوریه ۱۹۵۱ است. او آهنگساز، تنظیمکننده و خواننده موسیقی پاپ فارسی بود و گیتار و سهتار مینواخت. منابع شروع کار حرفهای را از هفدهسالگی نوشتهاند. در سال ۱۳۵۰ تلویزیون برای جذب نیروی تازه در موسیقی فراخوان داد. از حدود چهار هزار شرکتکننده چهل نفر برگزیده شدند و در دورهای دوساله سلفژ و تئوری موسیقی را نزد مرتضی حنانه خواندند. شعبانخانی از این چهل نفر بود و رشته آهنگسازی را دنبال کرد. این جزئیات اهمیت دارند چون مسیر او را از خواننده کافهایِ صرف جدا میکنند: ورودش به صنعت، از کلاس تئوری و از نهاد تلویزیون گذشت، هرچند صدای خودش هم بعدها روی صفحه رفت.
نخستین نشانه حرفهای ماندگار، موسیقی فیلم «آدمک» ساخته خسرو هریتاش است. هریتاش به دنبال صدایی تازه میگشت و فریدون فروغی معرفی شد. دو ترانه «آدمک» و «پروانه من» با صدای فروغی در فیلم نشست. صفحه شعبانخانی در ویکیپدیا شعر و آهنگ هر دو را از خود او دانسته و تنظیم «آدمک» را به اریک نسبت داده است. صفحه فروغی همین دو قطعه را با موسیقی شعبانخانی ذکر کرده است. پس از اکران، صفحات ۴۵ دور در صفحهفروشیهایی چون آل کوردوبس و بتهوون عرضه شد و فروغی دیده شد. بدین ترتیب، معرفی یک خواننده و تولد یک آهنگساز در یک پروژه فیلم به هم گره خورد. سال ۱۳۵۰، هم سال کلاس حنانه است و هم سال «آدمک»؛ یعنی آموزش و بازار تقریباً همزمان شروع شدند.
سیویکنما پس از درگذشت او، به نقل از کانال «یاد ایام»، از فعالیتش در فضای بیتراک اواخر دهه چهل و اجرا در هتل کازبای شیراز با گروهی به نام بیت نایتز نوشته است. این روایت در ویکیپدیا نیامده و باید آن را گزارش یادبود دانست، نه مدخل قطعی. اگر درست باشد، مسیر او پیش از تلویزیون از بند گیتار هم گذشته است. آنچه قطعیتر است، همکاری مکرر بعدی با اریک (اریک ارکانت) بهعنوان تنظیمکننده است. بسیاری از قطعات دهه پنجاه شعبانخانی را اریک تنظیم کرده؛ یعنی ملودی از اوست و رنگ ارکستر اغلب از اریک. این زوج کاری، صدای پاپ او را از ملودی تنها به قطعهای رادیویی بدل کرد.
مسیر هنری
در نیمه دهه پنجاه، نام شعبانخانی روی آثاری نشست که بعدها استاندارد پاپ فارسی شدند. برای ابی، «نازی ناز کن» را در ۱۳۵۶ با شعر فرهاد شیبانی ساخت؛ تنظیم با اریک. سیویکنما نوشته این قطعه ابی را از فضای ترانههای سبکتر گروه سانبویز و بلککتز جدا کرد و یکشبه او را به اوج رساند. همان منبع از «باد و بیشه» در ۱۳۵۵ یا ۱۳۵۷، باز با شعر شیبانی، بهعنوان ترانه هفته یاد کرده و نقل کرده که بخشی از ملودی را شعبانخانی از نوحه آذری یک دسته عزاداری الهام گرفته و بعد به گام غربی برگشته است. این حکایت را باید روایت خود آهنگساز در سالهای بعد دانست. «کویر» با شعر مسعود محمودی نیز برای ابی آمده است. «مهرگان» با شعر علیرضا نوریزاده در فهرست، منتشرنشده ثبت شده است.
برای ستار، «همسفر» در ۱۳۵۳ با شعر سعید طبیبی از نخستین نشانههای شهرت آن خواننده دانسته شده است. «گل کاغذی»، «تکیهگاه»، «آوازهخوان» با شعر محمد صالح علا، و «چشمای تو» با شعر شرمین شجره در همین مداراند. برای مرجان قطعاتی چون «قمری»، «تکیه بر باد»، «من همینم»، «پرنده تنها» و «خونه خالی» ثبت شده است. لیلا فروهر «معما» را با شعر اردلان سرفراز و «عاشق خوب میدونه» را با شعر شجره خواند. سیمین غانم، که منابع او را دخترخاله شعبانخانی دانستهاند، «چه صبوره دل من» و «لانه مور» را با آهنگ او خواند؛ دومی روی دوبیتی باباطاهر. مازیار «باغچه» را با شعر شیبانی اجرا کرد. هوشمند عقیلی «یاد» را خواند. حمیرا «شب عاشق» را با شعر روحانگیز بنیادلو. رامش «پرستوهای عاشق» و «درد عاشقی» را. بتی، نلی، پری زنگنه و اکی بنایی نیز در جدول آثار او هستند. این فهرست را نباید آمار افتخار خواند؛ باید نقشه شبکه پاپ نیمه دوم دهه پنجاه دید: یک آهنگساز، چند شاعر ثابت، یک تنظیمکننده پرتکرار، و خوانندگانی که هرکدام بازاری جدا داشتند.
شاعران پرتکرار کارنامه او فرهاد شیبانی، شهین حنانه، شرمین شجره، اردلان سرفراز، روحانگیز بنیادلو و بعدها محمدعلی بهمنی و بابک صحراییاند. شیبانی بهویژه در قطعات خودِ شعبانخانی بهعنوان خواننده هم حضور دارد: «دستمال آبی»، «فال»، «من بیتو بهار بیتو»، «کاکلی». شعبانخانی فقط برای دیگران نساخت؛ دو آلبوم با صدای خودش در منابع آمده و رسانه آهنگ «فاصله» و «پرستوهای عاشق» را بهعنوان آلبوم فهرست کرده است. «بهار بهار» را با ناصر عبداللهی خواند؛ شعر از محمدعلی بهمنی. خبرآنلاین و رویداد۲۴ پس از مرگ، همین «بهار بهار» را از آثار ماندگار او خواندند. «دیگه دیره» را با خشایار اعتمادی در ۱۳۷۷ اجرا کرد؛ نشانهای که پس از انقلاب هم به استودیو برگشت.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران ماند. خواهر و برادرش در آمریکا بودند و دوستان خواننده اصرار به خروج داشتند؛ او نرفت. ویکیپدیا نوشته در این سالها برای خوانندگان قدیمی آهنگ ساخت و با رضا آریایی، ناصر عبداللهی، محمدرضا عیوضی و خشایار اعتمادی کار کرد. برخی زندگینامهها از حدود هفده سال سکوت هنری سخن گفتهاند. این دو روایت کامل نافی هم نیستند اگر سکوت را به معنای کاهش شدید تولید رادیویی بگیریم، نه توقف مطلق. سیویکنما داوری تندتری دارد: جز چند ترانه، درخشش ملودیهای پیش از انقلاب تکرار نشد. این داوری منتقد است، نه سند تولید. آنچه سند است، تداوم نام او روی آثاری در دهههای بعد است: «غمنامه» ستار با تنظیم کاظم عالمی در ۱۳۹۱، «لالایی» گوگوش با شعر بابک صحرایی و تنظیم نیکان ابراهیمی در ۱۳۹۴، و آهنگسازی برای فریدون آسرایی، قاسم افشار و دیگران که در کاتالوگها آمده است. رسانه آهنگ حتی قطعهای در شهریور ۱۳۹۸، اندکی پیش از مرگ، با صدای عرفان خشته ثبت کرده است.
او را پسرعموی پدر سینا شعبانخانی نیز دانستهاند. این نسبت خانوادگی را منابع عمومی تکرار کردهاند. در طول فعالیت، بیش از دویست و شصت ترانه و چهار موسیقی فیلم به او نسبت داده شده است. نام هر چهار فیلم در مدخل ویکیپدیا فهرست نشده و غیر از «آدمک» نباید نام دیگری را حدس زد. سازهای او گیتار و سهتار است؛ یعنی ملودیهای پاپش از پسزمینه نوازندگی میآیند، نه فقط از پیانوی تنظیمکننده.
بیماری و درگذشت
در آبان ۱۳۹۸ برای برگزاری کارگاهی با موضوع «آسیبشناسی ۱۰۰ سال ترانه در ایران» به همدان رفت. حالش در ۲۳ آبان همان سال بد شد و در بیمارستانی در همدان بستری گردید. سپس در حالی که بر اثر عارضه قلبی و ریوی در کما بود به تهران منتقل شد. ویکیپدیا محل درگذشت را بیمارستان عرفان تهران در ۱۸ آذر ۱۳۹۸ نوشته است. خبرآنلاین به نقل از ایرنا همان روز مرگ را اعلام کرد و نوشت در کما در همدان درگذشته است. اختلاف محل را باید به سرعت خبر و بعد اصلاح جزئیات نسبت داد؛ مدخل زندگینامه، تهران و عرفان را ثبت کرده است. سن او در خبرها ۶۹ سال آمده و در جعبه اطلاعات ویکیپدیا ۶۸. با تولد بهمن ۱۳۲۹ و مرگ آذر ۱۳۹۸، ۶۸ سالگی با تقویم دقیقتر میخواند. آواهنگ نیز ۱۸ آذر ۱۳۹۸ و بیماری ریوی را تأیید کرده است.
مرگ او در دورهای رخ داد که نسل آهنگسازان پاپ پیش از انقلاب یکییکی از صحنه حذف میشدند. او از معدود کسانی بود که در ایران مانده بود و هنوز کارگاه آموزشی میگذاشت. عنوان کارگاه همدان نشان میدهد در ماههای آخر به تاریخ ترانه فکر میکرد، نه فقط به ملودی تازه. تشییع را خبرها «بهزودی اعلام میشود» نوشتند. آنچه برای تاریخ موسیقی مهمتر از آیین خاکسپاری است، جای خالی آهنگسازی است که هم فروغی را به فیلم رساند، هم ابی را با «نازی ناز کن» به پاپ جدیتر، هم ستار را با «همسفر»، و هم خودش «بهار بهار» را خواند.
سبک و آثار
ملودی شعبانخانی در دهه پنجاه معمولاً خطی روشن، قابل خواندن برای صدای پاپ، و متکی به تنظیم ارکسترال اریک است. او آهنگساز فیلمفارسی به معنای چهلقطعه بینام نیست؛ نام قطعهها در حافظه ماند. تفاوت کار او با واروژان یا بابک بیات در این است که کمتر به سینمای موج نو و بیشتر به پاپ رادیویی و صفحه ۴۵ دور وصل شد، هرچند ورودش از فیلم «آدمک» بود. با این حال «آدمک» و «پروانه من» هنوز در کارنامه فروغی با نام او شنیده میشوند. تنظیم اریک به قطعات ابی و ستار رنگ زهی و ریتم آن دوره لسآنجلسـتهران را داد؛ وقتی خود شعبانخانی تنظیم کرده، بافت گاهی خلوتتر است.
پس از انقلاب، همکاری با بهمنی در «بهار بهار» و «خسته»، با صحرایی در قطعات رضا آریایی و گوگوش، و با اعتمادی در «دیگه دیره»، زبان او را به ترانه جدیدتر وصل کرد. «برگ و باد» را با شعر سهیل محمودی خواند. این نامها نشان میدهند او به شاعران نسل بعد هم رسید. گوگوش در ۱۳۹۴ «لالایی» را با آهنگ او خواند؛ بازگشتی نمادین به صدایی که پیش از انقلاب با او قطعهای در فهرست ویکیپدیا ندارد، اما در سالهای آخر روی ملودیاش برگشت. سیویکنما حکایت «شهر خالی» با صدای فرشته را هم نقل کرده؛ قطعهای که ابتدا برای گوگوش در نظر بوده و بعد به فرشته رسیده است. چون این حکایت در مدخل اصلی ویکیپدیا نیست، فقط بهعنوان روایت منتشرشده پس از مرگ قابل ذکر است.
جایگاه تورج شعبانخانی در تاریخ پاپ فارسی، جایگاه آهنگساز میانه دهه پنجاه است: نه تنها ستاره پشت میکروفون، نه تنها معلم تئوری. او از کلاس حنانه آمد، از فیلم هریتاش عبور کرد، برای ابی و ستار و مرجان و فروغی و غانم نوشت، پس از انقلاب ماند، و در ۱۳۹۸ هنگام تدریس تاریخ ترانه از پا افتاد. بیش از دویست و شصت ملودی رقم منابع است؛ چند عنوان از آن میان در حافظه جمعی ماند. برای گوشه، همین ماندگاری چند عنوان، همراه با تصمیم ماندن در ایران، خط اصلی زندگی هنری اوست.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.






