تصویر Delkash

خواننده‌ها

Delkash

آهنگ‌ها و آلبوم‌های Delkash را در گوشه بشنو. از جمله Track 03، Track 04، Track 05.

دلکش؛ عصمت باقرپور بابلی و صدای آلتوی رادیو ایران

از بابل تا نام هنری

عصمت باقرپور بابلی، که در تاریخ موسیقی ایران با نام هنری دلکش شناخته می‌شود، از خوانندگان زن میانهٔ سدهٔ چهاردهم خورشیدی است. منابع دربارهٔ روز دقیق تولد او یکدست نیستند. دانشنامهٔ فارسی او را زادهٔ سوم اسفند ۱۳۰۳ در بابل می‌داند؛ برخی گزارش‌های فارسی هفتم اسفند همان سال را ذکر کرده‌اند؛ و مدخل انگلیسی و چند منبع غربی تاریخ میلادی فوریهٔ ۱۹۲۵ را آورده‌اند. دانشنامهٔ ایرانیکا تولد را ۱۳۰۳ خورشیدی برابر حدود ۱۹۲۴ ثبت کرده است. آنچه در همهٔ این روایت‌ها مشترک است، زادگاه بابل در مازندران و تعلق او به خانواده‌ای پرجمعیت است که پدر در کار پنبه بود.

کودکی او با شنیدن قرآن مادر، نغمه‌های مذهبی و ترانه‌های محلی مازندرانی شکل گرفت. تا پیش از رفتن به تهران سواد خواندن و نوشتن نیاموخته بود، هرچند در مکتب آیاتی از قرآن را از راه گوش حفظ کرده بود. پس از درگذشت پدر، مادر که چند دختر و پسر دیگر نیز داشت او را در حدود دوازده‌سالگی نزد خواهری که در تهران ازدواج کرده بود فرستاد. مسیر سفر، به روایت زندگی‌نامه‌ها، با کامیونی بود که برنج مازندران را به پایتخت می‌برد. در تهران در دبستانی نزدیک خیابان ناصرخسرو نام‌نویسی کرد؛ سن بالاتر از هم‌کلاسی‌ها او را آماج طعنه کرد، اما تا کلاس پنجم پیش رفت. تحصیلات رسمی‌اش از همین حد فراتر نرفت.

کشف صدا در همان کلاس سرود رخ داد. آموزگار موسیقی، که در منابع با نام ظهیرالدینی آمده، حجم و رسایی صدای او را تشخیص داد و پرسید آیا می‌خواهد در رادیو بخواند؛ دختر نوجوان هنوز نمی‌دانست رادیو چیست. همان آموزگار او را به ادارهٔ موسیقی کشور برد و به روح‌الله خالقی معرفی کرد. خالقی، که کیفیت، گستره و حجم صدای آلتوی او را شنید، نام هنری دلکش را برگزید؛ این نام هم در فارسی معنای گیرایی دارد و هم نام گوشه‌ای در دستگاه ماهور است. آموزش جدی آواز به عبدالعلی وزیری سپرده شد؛ پسرعموی علینقی وزیری که رپرتوار آوازی را به او آموخت. عصمت نت نمی‌خواند و دستگاه‌ها را همان‌گونه که قرآن را در مکتب حفظ کرده بود، با گوش فراگرفت. آموزش دو تا سه سال طول کشید؛ تلفظ مصوت‌ها، ادای شاعرانه و تنفس نیز بخشی از همین دوره بود. نواختن سه‌تار به شیوهٔ احمد عبادی هم در منابع آمده است.

رادیو، خالدی و جای تصنیف

آغاز کار حرفه‌ای او در رادیو به سال‌های نخستین دههٔ بیست خورشیدی بازمی‌گردد. دانشنامهٔ فارسی نخستین اجرا را ۱۳۲۳ می‌داند؛ ایرانیکا آغاز پخش رادیویی را ۱۹۴۵ ثبت کرده است. گویندهٔ رادیو تهران در تابستان ۱۳۲۳ از خواننده‌ای تازه با ویولن مهدی خالدی و ضرب علی زاهدی و آوازی در بیات ترک خبر داد. رادیو ایران تازه چند سالی از تأسیسش گذشته بود. در آن فضا قمرالملوک وزیری از اوج خواندن فاصله گرفته بود، ملوک ضرابی و روح‌انگیز و عزت روحبخش صداهای آشنای زنانه بودند، و آهنگسازان جوان‌تر برای تصنیف‌های نو به صدایی تازه نیاز داشتند.

همکاری با مهدی خالدی، شاگرد ابوالحسن صبا، حدود هفت سال ادامه یافت و تا حدود ۱۳۳۱ به پایان رسید. برنامهٔ مشترکشان یکشنبه‌شب‌ها و اغلب صبح‌های جمعه از رادیو پخش می‌شد: تصنیفی در آغاز و پایان، و در میانه آواز و تکنوازی در همان مایه. محمود خوشنام، پژوهشگر موسیقی، نوشته است که تا آن زمان بسیاری از آوازخوانان تصنیف را خلاف شأن می‌دانستند؛ در برنامهٔ خالدی و دلکش تصنیف جای پیش‌درآمد و رنگ نشست و این الگو در رادیو فراگیر شد. ترانه‌سرایان این دوره اسماعیل نواب‌صفا، رهی معیری و پرویز خطیبی بودند. تصنیف «آمد نوبهار» با آهنگ خالدی و شعر نواب‌صفا در اواخر دههٔ بیست ساخته شد، سال‌ها در نوروز از رادیو پخش می‌شد، و خوشنام آن را نقطهٔ گذار از تصنیف کهنه به ترانهٔ نو دانسته است. پرویز یاحقی نیز همین اثر را کم‌نظیر خوانده است.

در ۱۳۲۵، برابر گزارش بی‌بی‌سی فارسی، دلکش و خالدی همراه چند نوازنده از جمله نصرالله زرین‌پنجه به دعوت رادیو هند به بمبئی، لاهور، کراچی و دهلی رفتند و صفحه‌هایی ضبط کردند. ایرانیکا شمار صفحه‌های ضبط‌شده در بمبئی را بیست‌وپنج ذکر کرده که هفت‌تای آن فولکلور بوده است. ورود این صفحات به ایران دامنهٔ شنوندگان را گسترده‌تر کرد. پس از جدایی از خالدی، دلکش با جواد لشکری، بزرگ لشکری، مجید وفادار، ناصر زرآبادی، حبیب‌الله بدیعی، پرویز یاحقی و سپس علی تجویدی کار کرد. مثلث تجویدی، دلکش و رحیم معینی کرمانشاهی در نیمهٔ دوم دههٔ سی آثاری ساخت که در فهرست ماندگارهای او جای دارند؛ از جمله «یاد کودکی»، «پشیمان شدم»، «سفر کرده» و «یاد من کن». «آتش کاروان» با آهنگ تجویدی و شعر بیژن ترقی نیز از همین حلقه است.

مازندرانی، تکنیک صدا و آهنگسازی

وقتی پس از خالدی آهنگساز ثابتی در کار نبود، رادیو از او خواست پس از هر آواز قطعه‌ای محلی بخواند. ترانه‌هایی چون «ربابه جان»، «کیجا»، «بانو»، «امیری» و «رعنا جان» را از کودکی در بابل می‌دانست. در سال‌هایی که بومی‌خوانی در رادیو هنوز فراگیر نشده بود، نامه‌های شنوندگان تکرار این قطعات را می‌خواست. دویچه‌وله بعدها قطعاتی چون «ریکاجان»، «کیجا بابلی» و «مه منور چارده ساله» را نیز در شمار اجراهای محلی او آورده است. این کار هم صدای او را از محدودهٔ دستگاهی خارج کرد و هم موسیقی شمال را به گوش شهرنشینان رساند.

کارشناسان صدا را در محدودهٔ آلتو توصیف کرده‌اند، با توانایی حرکت به فاصله‌های تنور، سوپرانو و متزو سوپرانو. رضا مجرد صدای او را تنها صدای چپ‌کوک زنانه‌ای دانسته که در راست‌کوک نیز مسلط بود؛ و آن را صدای سینه‌ای خوانده است. امیر رستاق حجم صدا را با اقبال‌آذر قابل قیاس دانسته است. غلامحسین بنان اجرا را چنان توصیف کرده که شنونده گمان می‌کند بم از مرد و زیر از زن است. حسین قوامی گفته هیچ لغزشی در تحریر و سکوت او نشنیده است. دلکش سلفژ نمی‌دانست و در پاسخ به پرسش دربارهٔ بیم خطا گفته بود کم‌ادعاها معمولاً کمتر اشتباه می‌کنند. خودش در گفتگو با روزنامهٔ اطلاعات در ۱۳۵۲ خوانندگی را نشان دادن قدرت کلام در کنار موسیقی دانسته بود، نه فقط صدای خوش.

او با تخلص نیلوفر آهنگ هم ساخت. «ساز شکسته» از ساخته‌های اوست که خود خوانده است. دویچه‌وله «می‌سوزم» و چند قطعهٔ مازندرانی را نیز در همین دسته آورده است. نام آهنگساز هیچ‌گاه هم‌تراز شهرت خوانندگی‌اش نشد، اما او را در شمار نخستین زنان آهنگساز ترانه در ایران قرار می‌دهد. در همکاری دوصدایی، رباعیات خیام با آهنگ موسی معروفی و صدای غلامحسین بنان در اواخر دههٔ بیست، و بعدها دوئت با ویگن از جمله «بردی از یادم» با آهنگ مصطفی گرگین‌زاده و شعر پرویز خطیبی، ثبت شده است. ایرانیکا ساخت «بردی از یادم» را نیز به همکاری او با خطیبی نسبت داده؛ منابع فارسی آهنگ را از گرگین‌زاده دانسته‌اند.

سینما، گل‌ها و میدان رادیو

شهرت رادیویی توجه اسماعیل کوشان در پارس‌فیلم را جلب کرد. نخستین فیلم، «شرمسار» در ۱۳۲۹، پرفروش شد و تصنیف‌هایی از جمله «رعنا جان» در آن شنیده شد. در «مادر» با قمرالملوک وزیری هم‌بازی بود؛ تهیه‌کنندگی را شاپور یاسمی، همسر وقت او، بر عهده داشت. «افسونگر» در دههٔ سی هفته‌ها اکران شد. فیلم‌های دیگری چون «دسیسه»، «ظالم بلا»، «عروس فراری»، «فردا روشن است» و «شیرفروش» در کارنامهٔ اوست. رادیو فردا شمار فیلم‌ها را حدود ده دانسته و آن‌ها را سرگرم‌کننده، نه جریان‌ساز سینمایی، خوانده است. در ۱۳۵۱ در «قمار زندگی» نقش خواننده‌ای به نام دلکش را بازی کرد که دختری با بازی لیلا فروهر دارد؛ استقبال ضعیف بود. خودش بعدها گفت سناریوها دیگر جذابیتی ندارد و از سینما کنار کشید.

دانشنامهٔ فارسی نوشته است که به دلیل اختلاف با داوود پیرنیا در برنامهٔ گل‌ها شرکت نکرد و در برنامه‌های موسیقی تلویزیون نیز ظاهر نشد؛ با این حال تا انقلاب از محبوب‌ترین صداهای رادیو ماند. پرویز خطیبی نقل کرده که در چهارم اردیبهشت ۱۳۵۶، سالگرد رادیو تهران، وقتی پس از کناره‌گیری موقت «بردی از یادم» را خواند، حاضران چند دقیقه تشویق ایستاده کردند. در جشن‌های دو هزار و پانصد ساله با خرید اوراق برای ساخت مدرسه مشارکت کرد. ایرانیکا اجرای او در باشگاه‌ها و کافه‌هایی چون فانوس و گوشوارهٔ طلایی و سفر ۱۹۵۶ به مسکو، باکو و جمهوری‌های فارسی‌زبان شوروی را نیز ثبت کرده است. شمار آثار ضبط‌شده در منابع نزدیک به دویست ترانه، آواز و تصنیف آمده؛ ایرانیکا رقم بالاتری برای اجراهای رادیویی ذکر کرده است.

کنسرت‌های بازگشت و درگذشت

پس از انقلاب ۱۳۵۷ خوانندگی زنان در فضای عمومی ایران متوقف شد و دلکش از صحنهٔ رسمی کنار رفت. سال‌های پایانی را با تنها فرزندش، سهیل فزون‌مایه، در تهران گذراند. رادیو فردا نوشته است که برای گذران زندگی به مهمانی‌های خصوصی راه می‌یافت. ایرانیکا از پوکی استخوان شدید و زندگی نیمه‌خانه‌نشین در دو دههٔ آخر یاد کرده است. ازدواج نخست با شاپور یاسمی در ۱۳۲۸ و ازدواج بعد با داریوش فزون‌مایه در ۱۳۴۰ در منابع آمده؛ از ازدواج دوم جدا شد.

در اکتبر ۱۹۹۸، پس از نزدیک به بیست سال سکوت عمومی، در سالن کوئین الیزابت لندن روی صحنه رفت. باقر معین، مدیر وقت بخش فارسی بی‌بی‌سی، در گزارش همان ماه نوشته است که زنی کوتاه‌قامت با عصا وارد شد، ایستاده نتوانست بخواند، سالن بیش از هزار نفر پر بود و او به جمعیت گفت با هم پیر شده‌اند. این نخستین اجرای عمومی او پس از انقلاب بود. پاییز بعد کنسرت‌هایی در تورنتو، مونترال، ونکوور، اتاوا و نیویورک برگزار شد. سیما بینا در یکی از این اجراها دسته گل برد و گفته است صدا بم‌تر از جوانی بود اما فالش نداشت. بی‌بی‌سی مجموعهٔ گفتگوی شاهرخ گلستان با او را با عنوان «آواز خاطرات» تهیه کرد.

در غروب چهارشنبه یازدهم شهریور ۱۳۸۳ در بیمارستان ایران‌مهر تهران درگذشت؛ علت در دانشنامهٔ فارسی بیماری کلیوی آمده است. گزارش همان‌روز بی‌بی‌سی سن را ۷۹ سال و مرگ را طبیعی دانسته است. پیکر چند روز در بیمارستان ماند؛ پیشنهاد خاکسپاری در قطعهٔ هنرمندان بهشت زهرا با مخالفت همسر پیشین روبه‌رو شد و سرانجام در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد. صدا و سیما خبر را پوشش نداد و بزرگداشت رسمی محدود ماند.

میراث و بازخوانی

هایده گفته بود آواز و تصنیف را از رادیو و صدای دلکش آموخته است. الهه او را پس از قمر پرقدرت‌ترین خوانندهٔ زن دانسته است. سیما بینا کلام را ادیبانه و شخصیت صدا را غیرقابل تقلید خوانده. تجویدی قدرت درآمیختن شعر و آهنگ را در او بی‌همتا می‌دانست. خوانندگانی چون سیمین غانم، نادر گلچین، علیرضا افتخاری، گوگوش، جلال همتی و دریا دادور آثاری از او را بازخوانی کرده‌اند. دلکش در سال‌های آخر از اجراهای نادرست آثارش دلگیر بود. فروغ بهمن‌پور پس از مرگ کتابی دربارهٔ زندگی و آثار او در آمریکا طراحی کرد که گفتگو با خود او و کسانی چون ناصر ملک‌مطیعی، محمود دولت‌آبادی و لوریس چکناواریان را در بر می‌گرفت.

جای دلکش در تاریخ موسیقی ایران جایی میان آواز دستگاهی، تصنیف رادیویی، فولکلور مازندران و سینمای دههٔ سی است. او نه در مکتب گل‌ها به چهرهٔ اصلی بدل شد و نه پس از انقلاب در ایران صحنهٔ رسمی داشت؛ با این حال الگوی تصنیف‌خوانی رادیو، صدای زنانهٔ پر حجم، و پیوند شمال با تهران را برای نسل‌های بعد باقی گذاشت. صد سالگی تولدش در اسفند ۱۴۰۳ بهانهٔ یادآوری دوبارهٔ همین مسیر شد: از کلاس پنجم ناصرخسرو تا فرستنده‌ای که دختر بابلی نمی‌دانست چیست، و از صفحه‌های بمبئی تا سالن لندن با عصا.

این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمی‌شود.

آهنگ‌های Delkash

آلبوم‌های Delkash

خواننده‌های مرتبط