احمد آزاد؛ از خمک و اصفهان تا ساقی لسآنجلس و باغ رضوان
زندگی و آغاز
احمد سردار شهرکی که با نام احمد آزاد شناخته شد در هفدهم فروردین ۱۳۴۰ در روستای خمک استان سیستان و بلوچستان به دنیا آمد. ویکیپدیای فارسی همین نام شناسنامهای و تاریخ را نوشته است. بیاموزیک نام شناسنامه را امیرشهریار خمکی ثبت کرده است. این اختلاف نام را نباید به نفع یکی حل کرد؛ هر دو منبع خمک زابل و نام هنری آزاد را یکی میدانند. در کودکی با خانواده به اصفهان رفت و دبستان و دبیرستان را آنجا گذراند. از پدربزرگ با نوای ساز آشنا شد. در یازدهسالگی به کلاس جلیل شهناز و حسن کسائی راه یافت و ردیف و دستگاه را نزد تاج اصفهانی و سلفژ را نزد هوشنگ بهشتی آموخت. بیتوته همین زنجیره را با ردیف دوامی، میرزا عبدالله و محمود کریمی و محضر حبیبالله بدیعی و جلیل زلاند ادامه داده است. مبدأ گوش او اصفهان است نه کابارهٔ تهران؛ سیستان جغرافیا و بلوچی بعدی را توضیح میدهد.
پیش از انقلاب ۱۳۵۷ به لسآنجلس رفت. دانشنامه نوشته در آمریکا مهندسی برق، مهندسی پرواز و روانشناسی اجتماعی خواند و همزمان مبانی موسیقی ملی را نزد بدیعی، مهدی تاکستانی و سیاوش زندگانی تکمیل کرد. آشنایی عمیقتر با روش خواندن پس از مهاجرت ایرج خواجهامیری و اکبر گلپایگانی به آمریکا آغاز شد؛ از محمد حیدری و لقمان ادهمی هم بهره گرفت. رشتههایی چون خلبانی، متافیزیک و هیپنوتیزم بالینی در همان صفحات آمدهاند. این فهرست تحصیلی را باید با احتیاط نقل کرد: منابع عام آن را تکرار کردهاند اما کارنامهٔ شنیداری به مهندسی گره نمیخورد. آنچه به صدا مربوط است تداوم ردیف در غربت و حلقهٔ استادان مهاجر است.
نخستین ترانهٔ «ساقی» سال ۱۳۶۴ با شرکت ترانه به بازار آمد. کلام و آهنگ ایرج فتحی؛ در جدول گردآوریها تنظیم کوروس شاهمیری هم آمده است. آزاد آن زمان حدود بیستوچهار سال داشت. سالهای فعالیت در جعبهٔ دانشنامه از ۱۳۶۳ تا ۱۴۰۰ است. سبک را بیتوته پاپ، سنتی و مردمی نوشته است. این سهگانه دقیقتر از برچسب صرفاً لالهزاری است: ردیف تاج در گوش هست، فرم آلبوم لسآنجلس پاپ و کوچهبازاری را هم میگیرد، و قطعات محلی بلوچی و کردی در آلبوم پیاله نشستهاند.
مسیر هنری
مسیر او مسیر شرکت ترانه و پارسویدیو است نه وزارت ارشاد تهران. «کمتر کمتر» انتخابی پنج ۱۳۶۴ مشترک با شماعیزاده، حمیرا، هایده، ستار و شهره؛ ساقی در همین مجموعه است. «گذشتههای شیرین» ۱۳۶۵ مشترک با مهستی و ستار و دیگران؛ قطعهٔ دست بده تا برم با سمندر و شماعیزاده و تنظیم چشمآذر. آلبوم «پیاله» ۱۳۶۵ با کلام و آهنگ پروانه سالم و تنظیم بهروز پناهی؛ قلندر محلی بلوچی و دو رنگی محلی کردی. «مو شرابی» ۱۳۶۶ با سمندر و شماعیزاده و صمدی. «مست» ۱۳۶۷ پارسویدیو با واثقی و ادهمی؛ صدا کن مرا را خود آزاد سروده و ساخته است. «شاهپری» ۱۳۶۸. «عروسی» ۱۳۶۹ مشترک. «خوشگلهای شمرون» ۱۳۷۰ که قطعهٔ عنوان از کلام و آهنگ خود او با تنظیم ادهمی است. «شیش و هشت» ۱۳۷۱. «همسفر عشق» ۱۳۷۲ مشترک با ستار و مهستی. «شهرزاد» ۱۳۷۴ ملودی پروداکشن. «ببین چه کردی» ۱۳۷۵. «منو صدا کن عزیزم» ۱۳۷۸. «بگو آبادی کجاست» و «یا علی» ۱۳۸۰. «با من از عشق بگو» ۱۳۸۱ با پروانه سپانلو. «شاخه گلی در غربت» ۱۳۸۲ با متنهایی از حمید مصدق و فروغ فرخزاد در بخش گفتگو با دل. «خاتون» ۱۳۸۶. «گوشهٔ میخونه» ۱۳۸۹.
این قوس از انتخابی مشترک دههٔ شصت به آلبوم شخصی میرسد و در دههٔ هشتاد خورشیدی به کارهای خودسرودهتر. گردآوریهای سیدی ساقی و مو شرابی ۱۳۸۱ شرکت ترانه، مست ۱۳۸۴ پارسویدیو و درد عشق ۱۳۹۱ همان کاتالوگ را برای نسل سیدی بازچینی کردند. تنظیمکنندگان پرتکرار: پناهی، چشمآذر، ادهمی، نحوی، بشارتی، واهیک اسکندری، آندرانیک، کامل علیپور، داوید گرشونی. این نامها نقشهٔ استودیوی لسآنجلساند.
مجری و تهیهکنندهٔ «بامداد آدینه» بود که بامداد جمعه از تلویزیون پارس پخش میشد و هر قسمت با یکی از چهرههای موسیقی گفتگو میکرد. این نقش را دانشنامه جدا از خوانندگی ثبت کرده است: حافظهٔ شفاهی موسیقی مهاجر، نه فقط آلبوم. بیاموزیک نوشته در شرکت میلشبار کار میکرد. اواخر عمر به روایت برخی منابع مدتی در اصفهان زیست. درگذشت عصر سیویکم شهریور ۱۴۰۰ در بیمارستان وستهیلز لسآنجلس بر اثر ایست قلبی هنگام عمل جراحی. پیکر با هماهنگی دفتر منافع ایران در آمریکا در سکوت خبری منتقل شد و دهم آبان ۱۴۰۰ در باغ رضوان اصفهان، قطعهٔ ۳۴، به خاک سپرده شد. ایلنا و ایندیپندنت فارسی و دانشنامه همین تاریخ تدفین را نوشتهاند. اختلاف خبری روز مرگ و محل سکونت در گزارش اصفهانامروز آمده است؛ مبدأ معتبرتر دانشنامه همان ۳۱ شهریور لسآنجلس است.
سبک و صدا
صدا گرم و رسا با تکنیک ردیفی است که روی فرم ترانهٔ مهاجر نشسته است. ساقی او را در مدار ستار و هایده و شماعیزادهٔ همان انتخابیها قرار داد اما لحن اصفهانی و گوش تاج را حفظ کرد. قطعات محلی بلوچی چون قلندر و ناز داری جغرافیا را برمیگردانند. دو رنگی کردی را سالم و پناهی در پیاله گذاشتند؛ یعنی غربت لسآنجلس لزوماً تهران را تقلید نمیکند. شیش و هشت و خوشگلای شمرون به پاپ مردمی و ضربی نزدیکترند. شاخه گلی در غربت با مصدق و فروغ، دامنه را از ترانهٔ بازاری به شعر ادبی میبرد. با من از عشق بگو دوئت با پروانه سپانلو است و تنظیم آندرانیک رنگ ارکسترال لسآنجلس را میآورد.
خودش ترانه و آهنگ بسیاری از قطعات متأخر را نوشته است: خوشگلای شمرون، صدا کن مرا، حدیث دل، عشق من، منو صدا کن عزیزم، بگو آبادی کجاست، یا علی، خاتون و تقریباً تمام گوشهٔ میخونه. این انتقال از اجرای ساختهٔ فتحی و سمندر به خودکفایی کلامی در غربت مهم است. لقمان ادهمی هم معلم است هم تنظیمکنندهٔ مست و خوشگلای شمرون؛ حلقهٔ آموزشی و استودیو یکی میشود. چشمآذر و واثقی او را به پاپ ارکسترال کلاسیک لسآنجلس وصل میکنند. جلیل عندلیبی در بهاران با شعر مشیری، رنگ سنتیتر را در ببین چه کردی میآورد.
برنامهٔ بامداد آدینه صدا را به گفتار بدل کرد: مجریای که ردیف میداند و با همکاران مهاجر حرف میزند. این نقش در معرفی جایگاه او کماهمیتتر از ساقی نیست چون نسل شنیدار رادیویی خارج را نگه داشت. سبک را نباید فقط نوستالژی دههٔ شصت دانست؛ خاتون ۲۰۰۷ و گوشهٔ میخونه ۲۰۱۰ نشان میدهند تا سالهای آخر ضبط ادامه داشت.
آثار و همکاریها
ساقی مبدأ نام است. پیاله مبدأ آلبوم شخصی و محلی. مو شرابی و مست تثبیت شرکت ترانه و پارسویدیو. خوشگلای شمرون مبدأ خودآهنگسازی ضربی. شهرزاد و ببین چه کردی دههٔ هفتاد خورشیدی. منو صدا کن عزیزم و بگو آبادی کجاست بازگشت به کلام خود. با من از عشق بگو همکاری سپانلو. شاخه گلی در غربت وجه ادبی. خاتون و گوشهٔ میخونه کارهای متأخر. گردآوری ساقی روی سیدی ۱۳۸۱ همان نام اول را برای بازار دیجیتال بازگرداند.
همکاران کلام: فتحی، سمندر، پروانه سالم، رضا شمسا، پرویز خطیبی، بیژن ترقی در بازخوانی تجویدی، ناصر رستگارنژاد، هما میرافشار، امانالله تاجیک. آهنگسازان: شماعیزاده، صمدی، واثقی، بدیعی در کینه، سلمکی، خواجهنوری. همخوانیها و آلبومهای مشترک با حمیرا، هایده، ستار، شهره، مهستی، سوسن، فتانه و پروانه شبکهٔ مهاجر را نشان میدهند. مجتبی میرزاده در تنظیم منو صدا کن و مست آلبوم بگو آبادی کجاست نامش هست.
جایگاه
آزاد در موسیقی ایرانی خارج از کشور نمونهٔ خوانندهای است که ردیف اصفهان را به استودیوی ترانهٔ لسآنجلس برد و با ساقی در انتخابی ستارههای بزرگ نشست، بعد کاتالوگ خود را ساخت و در رادیو تلویزیون پارس حافظهٔ شفاهی نگه داشت. در نقشهٔ گوشه میان آواز تاج و پاپ مردمی غربت است. با ستارههای صرفاً کابارهای فرق دارد چون شاگردی شهناز و کسائی و تاج در آغاز ثبت شده است. با خوانندههای صرفاً سنتی هم فرق دارد چون شیش و هشت و خوشگلای شمرون میخواند.
تدفین اصفهان قوس را میبندد: از خمک به اصفهان، به لسآنجلس، و بازگشت پیکر به باغ رضوان. آنچه میماند صداست نه محل مرگ.
شنیدن در گوشه
شنیدن را از ساقی شروع کنید تا مبدأ ۱۳۶۴ معلوم شود. پیاله را برای سالم و رنگ بلوچی و کردی ادامه دهید. مو شرابی و مست را برای شبکهٔ شماعیزاده و واثقی بگذارید. خوشگلای شمرون و شیش و هشت گوشهٔ ضربی خودساختهاند. ببین چه کردی را با بهاران مشیری جدا کنید. با من از عشق بگو دوئت سپانلو است. شاخه گلی در غربت را برای شعر مصدق و فروغ بشنوید. خاتون و گوشهٔ میخونه دورهٔ متأخرند؛ ساقی ۲ در هر دو مدار بازمیگردد. اگر گفتار میخواهید، بامداد آدینه را کنار آلبوم بگذارید. آنچه در گوشه میماند آواز سیستان و اصفهان است که در لسآنجلس روی ساقی نشست و تا گوشهٔ میخونه ادامه یافت.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.















