تصویر Abdolvahab Shahidi

خواننده‌ها

Abdolvahab Shahidi

Iranian Traditional

آهنگ‌ها و آلبوم‌های Abdolvahab Shahidi را در گوشه بشنو. سبک: Iranian Traditional. از جمله 10، Abdolvahab Shahidi-Part 11، Track 9.

عبدالوهاب شهیدی؛ آواز بم، عود و میراث گل‌ها

زندگی و آغاز

عبدالوهاب شهیدی در ۱۰ مهر ۱۳۰۱ در میمه، از بخش‌های استان اصفهان، به دنیا آمد. ویکی‌پدیای انگلیسی تاریخ میلادی را ۲۳ سپتامبر ۱۹۲۲ نوشته است. پدرش میرزا حسن شهیدی ملقب به صدرالاسلام و متخلص به طوبی بود. شهیدی مشوق اصلی خود را پدر می‌دانست و گفته بود پدر موسیقی را خوب می‌دانست و چند مثنوی به او آموخت. پدر وقتی عبدالوهاب سیزده ساله بود درگذشت.

آموزش جدی در تهران و در جامعهٔ باربد نزد اسماعیل مهرتاش شکل گرفت. جدیدآنلاین نوشته است جامعهٔ باربد را مهرتاش در ۱۳۰۵ تأسیس کرد و شهیدی حدود بیست‌وپنج سال در آن مکتب آواز، سنتور، تار و عود آموخت. ابتدا آوازهای تاج اصفهانی و ادیب خوانساری را فراگرفت، اما مهرتاش به او گفت باید همهٔ این‌ها را از ذهن پاک کند تا صاحب سبک خود شود. از آغاز دههٔ ۱۳۲۰ کار هنری با فراگیری آواز، سنتور و عود نزد مهرتاش شروع شد. ویکی‌پدیای انگلیسی سال‌های فعالیت را حدود ۱۹۴۰ تا ۲۰۱۵ دانسته است.

جدیدآنلاین آورده که سال ۱۳۱۸ در خدمت آموزش و پرورش بود و مقارن جنگ جهانی دوم به سربازی رفت و پس از خدمت اجباری به اختیار در استخدام ارتش درآمد. دیدار با صبحی مهتدی و ملاقات با حسین طاهرزاده در محضر مهرتاش در جهت‌گیری هنری او مؤثر دانسته شده است. در سال ۱۳۳۵ روابط عمومی ارتش برنامه‌ای موسیقایی در رادیو داشت که شهیدی، حسین قوامی و ایرج تا چهار سال در آن حضور داشتند.

همکاری با برنامهٔ گل‌ها از سال ۱۳۳۹ آغاز شد و تا ۱۳۵۷ ادامه یافت. پروژهٔ گلها شهیدی را یکی از خوانندگان اصلی نسل دوم جامعهٔ باربد معرفی کرده و آغاز اجرا در گل‌ها را حدود ۱۳۳۴–۱۳۳۵ نیز ذکر کرده است؛ ویکی‌پدیای فارسی مبدأ همکاری مستمر را ۱۳۳۹ می‌داند. آنچه در همهٔ منابع مشترک است حجم بالای اجراست: بیش از دویست‌وسی برنامه، و در برخی روایت‌ها از پراجراترین خوانندگان رادیو. تهران‌تایمز او را پرآثرترین خوانندهٔ گل‌ها با بیش از ۲۳۰ اجرا خوانده است.

روزنامهٔ اطلاعات ۱۱ تیر ۱۳۵۸ خبر پایان محاکمه را منتشر کرد. شهیدی خود را هنرمندی مردمی خواند که مدیحه‌سرای کسی جز علی نبوده است. سپس ایران را ترک کرد و به آمریکا رفت و در میانهٔ دههٔ ۱۳۷۰ بازگشت. روزهای پایانی را منابع میان کرج و تهران ذکر کرده‌اند. در ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ بر اثر نارسایی قلبی در بیمارستان رسالت تهران درگذشت. چهار روز پیش واکسن کرونا تزریق کرده بود. پیکر در ۲۲ اردیبهشت در قطعهٔ هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

مسیر هنری

مسیر شهیدی از مکتب باربد به رادیو گل‌ها و سپس به صفحات گرامافون و آلبوم‌های بازنشر پس از انقلاب کشیده شد. در گل‌ها در سلسله‌های گل‌های تازه، گل‌های رنگارنگ و برگ سبز حضور داشت. ویکی‌پدیا فهرست بلندی از شماره‌های برنامه به‌دست داده است؛ از جمله گل‌های تازه شمارهٔ ۷ با عنوان «بهار غم‌انگیز» در بیات اصفهان با همراهی جواد معروفی، همایون خرم و جهانگیر ملک، و گل‌های رنگارنگ شمارهٔ ۲۶۶ با عنوان «حرف» که تصنیف «گریه را به مستی بهانه کردم» از عارف قزوینی را در بر دارد.

او بارها در جشن هنر شیراز اجرا کرد و با جلیل شهناز، فرامرز پایور، علی‌اصغر بهاری، حسین تهرانی، رحمت‌الله بدیعی، حسن ناهید و محمد اسماعیلی هم‌نواز شد. جدیدآنلاین نام‌های مرتضی محجوبی، روح‌الله خالقی، مهدی خالدی، علی تجویدی، حبیب‌الله بدیعی، حسین یاحقی و حسن کسائی را نیز در شمار همکاران آورده است. این شبکه نشان می‌دهد شهیدی نه خواننده‌ای حاشیه‌ای بر ارکستر رادیو، که بخشی از هستهٔ اجرایی موسیقی کلاسیک شهری ایران در دهه‌های سی تا پنجاه بود.

نقطهٔ تمایز اجرایی او همراهی آواز با عود خود بود. پروژهٔ گلها او را نخستین خوانندهٔ معاصر موسیقی ایرانی دانسته که آواز را با ساز شخصی‌اش همراهی می‌کرد و نوازندگان حرفه‌ای این همراهی را جدی می‌گرفتند. ابتدا سنتور می‌نواخت و بعد به عود علاقه‌مند شد. باور داشت خواننده باید بر یک ساز مسلط باشد. مضراب تار را روی عود به‌کار برد و شیوهٔ تار را به عود منتقل کرد. در بسیاری از ساز و آوازها صدای عود در کنار آواز شنیده می‌شود.

پس از انقلاب پخش آثارش مدت‌ها محدود شد. عبدالحسین مختاباد در گفت‌وگو با خبرآنلاین گفته دادگاه ۱۳۵۸ سکته‌ای در کار معمول او ایجاد کرد و بیش از دو دهه کار نکرد. دعوت مجدد سال‌ها بعد آمد اما به تعبیر مختاباد روحیه و توان سابق بازنمی‌گشت. شهیدی دربارهٔ بازنشر آثار پیش از انقلاب توسط سرنا صوت گفته بود انتشار بدون رضایت کامل او بوده و ناشران مبلغ کامل امتیاز را نپرداخته‌اند. با این حال آلبوم‌هایی چون «راز عود»، «عود من خداحافظ»، «نگاه گرم تو (زندگی)»، «دو بیتی‌های باباطاهر» و «بی تو به سر نمی‌شود» از مسیر همین بازنشرها به دست نسل بعد رسید.

در سال ۱۳۸۳ در آلبوم «آثار استاد روح‌الله خالقی» کنار غلامحسین بنان و در مجموعهٔ «به پاس نیم‌قرن کار هنری استاد فرامرز پایور» کنار ادیب خوانساری، محمود کریمی، محمدرضا شجریان و شهرام ناظری حضور داشت و تصنیف «آهوی وحشی» را خواند. آخرین آلبوم رسمی منتشرشده «رهایم کن» است که پس از درگذشت عرضه شد؛ پیانو با فخری ملک‌پور و تمبک با محمود رفیعیان. تهران‌تایمز از ده آلبوم سخن گفته و آخرین را در ۲۰۱۴ «بی تو به سر نمی‌شود» دانسته است.

سبک و صدا

صدای شهیدی بم، گرم و آرام توصیف شده است. ساسان سپنتا در «چشم‌اندازی به موسیقی ایرانی» نوشته او قطعات ضربی را آراسته و دلنشین اجرا کرده است. جدیدآنلاین تأکید کرده که در بیان او فن ساختن صدا — لرزاندن چانه، حجم‌دهی تصنعی، تقلید — راه ندارد و آنچه شنیده می‌شود صدای خود اوست. مختاباد گفته شهیدی و بنان عادت دیرینهٔ خواندن با صدای بالا را به چالش کشیدند و نشان دادند با دو دانگ صدا نیز می‌توان در تاریخ آواز مؤثر بود.

بیان آوازی او ردیف خود را داشت. مختاباد توضیح داده که شهیدی آهنگسازی بسیاری از آوازهایی را که می‌خواند خود انجام می‌داد و گوشه‌هایی را که ساختار ردیفی خشک نداشتند چنان کنار هم می‌چید که معماری قطعه کامل به گوش برسد. این یعنی آواز او رونویسی مکانیکی ردیف نبود؛ طراحی مجدد فضا روی دستگاه‌هایی چون دشتی، اصفهان و ماهور بود. تلفظ دقیق واژه‌های فارسی و تفسیر هنری شعر، ویژگی‌ای است که پروژهٔ گلها برجسته کرده است.

ترکیب آواز و عود، بافت شنیداری متفاوتی نسبت به خوانندگانی می‌ساخت که فقط روی ارکستر یا تک‌ساز مهمان می‌خواندند. شنونده همزمان خط آوازی بم و مضراب عود را دنبال می‌کرد. این کار در ساز و آوازهای طولانی گل‌ها دشوار است، چون خواننده باید هم نفس و تحریر را مدیریت کند و هم جملهٔ سازی. شهیدی در تصنیف و در آواز هر دو حضور داشت؛ از آثار ضربی محلی تا آوازهای سنگین برنامه‌های گل‌های تازه.

توجه به آواز و تصنیف محلی بخش دیگری از سبک اوست. تصنیف «زندگی» معروف به «اون نگاه گرم تو» بر آهنگی محلی، شعر هما میرافشار، دستگاه ماهور و تنظیم فرامرز پایور از شناخته‌شده‌ترین آثار اوست. خود شهیدی به این تصنیف علاقهٔ ویژه داشت. جدیدآنلاین از تصنیفی در دشتی با مطلع قرعهٔ بخت و از تصنیفی با شعر شهریار نیز به‌عنوان نمونه‌های فنی و حسی یاد کرده است. اجرای آثار عارف قزوینی، از جمله «گریه را به مستی بهانه کردم» در برنامهٔ «حرف»، او را به حلقهٔ بازخوانی مشروطه و تصنیف وطنی پیوند می‌دهد. علیرضا پورامید نوشته در گردآوری آثار دورهٔ مشروطیت، اجرای «خموشی چرا» با صدای شهیدی از برترین‌ها از نظر فهم موضوع و فضای ارکستر بوده است.

بی‌بی‌سی فارسی در مجموعهٔ «پیشگامان موسیقی ایران» شهیدی را در بخش نخست برنامه جای داد؛ جایگاهی برای نسل دوم و سوم پس از مشروطیت که هم حافظ ارزش‌های سنتی بودند و هم به شیوهٔ خود نوآوری کردند. این ارزیابی با تصویر «خوانندهٔ صرفاً قدیمی» نمی‌خواند: نوآوری شهیدی در صداسازی ارکسترال رادیو نبود، در تلفیق خوانندگی و نوازندگی و در لحن بی‌تکلف بم بود.

آثار و همکاری‌ها

بیشتر میراث صوتی او در آرشیو گل‌هاست. کیفیت برخی ضبط‌ها به‌علت قدمت پایین است، اما تنوع دستگاه و ترکیب نوازندگان بالاست. برنامهٔ «حرف» نمونه‌ای کامل از همکاری رادیویی است: گویندگان روشنک و آذر پژوهش، تنظیم جواد معروفی، آواز و عود شهیدی، آهنگ از عارف، شیدا و معروفی، شعر از عارف، فخرالدین عراقی، حافظ و رهی معیری. اجرای تصویری با ارکستر سازهای ملی به سرپرستی پایور در سه‌گاه، با تصنیف «حیلت رها کن عاشقا» بر شعر مولانا، از آثار پخش‌شده از تلویزیون ملی است و در گل‌های تازه شمارهٔ ۱۸۱ نیز آمده است.

آلبوم‌های بازنشرشده تصویری از نقش دوگانهٔ خواننده–نوازنده می‌دهند. «راز عود» بی‌کلام و تک‌نوازی است. «دو بیتی‌های باباطاهر» آواز و عود و آهنگسازی خود اوست با قانون سیمین آقارضی و نی حسن ناهید. «عود من خداحافظ» آواز و عود را کنار سنتور پایور، ویولن پرویز یاحقی و تنبک جهانگیر ملک می‌نشاند. «گله دارم، شتربانا» با ناهید، مجید اسماعیلی و بدیعی است. «نگاه گرم تو (زندگی)» همان تصنیف مشهور را در مجموعه‌ای با شعر حافظ و میرافشار و سازبندی پایور، ناهید، هوشنگ ظریف، بدیعی و محمد اسماعیلی گرد می‌آورد. «بی تو به سر نمی‌شود» در ۱۳۹۳ دوازده قطعه از آثار ماندگار را با یاحقی، پایور و ملک منتشر کرد.

تهران‌تایمز از آلبوم‌های «راز عود» و «وداع با عود» به‌عنوان حاصل علاقه به عود نام برده است. در اردیبهشت ۱۳۹۴ ماهنامهٔ بخارا با همکاری خانهٔ موسیقی از یک عمر فعالیت تجلیل کرد. محمدرضا شجریان و حسن ناهید در مراسم بودند. شجریان گفت همیشه پشت این مرد بزرگ پنهان می‌شده و از او رفتار هنری می‌آموخته است. ناهید او را تصویر موسیقیدانی بلندنظر و بی‌طمع خواند. در جشن یازدهم خانهٔ موسیقی شجریان هنگام تقدیم جایزه گفت در حضور شهیدی جرئت اجرا ندارد و دستش را می‌بوسد. در جشن سالانهٔ موسیقی ما همایون شجریان لوح و تندیس را به او داد.

همکاری با گروه پایور یکی از پایدارترین همراهی‌هاست. شهیدی در بیشتر آلبوم‌ها علاوه بر آواز، گروه‌نوازی را با عود همراهی می‌کرد. این نقش او را از خوانندهٔ مهمان به عضوی از بافت سازی تبدیل می‌کرد.

جایگاه

جایگاه شهیدی در آواز ایرانی جایگاهی است میان نسل بنان و قوامی و نسل شجریان. او ستارهٔ رسانه‌ای دههٔ شصت و هفتاد خورشیدی پس از انقلاب نشد، چون از اوج پختگی از پخش رسمی کنار گذاشته شد. مختاباد این حذف را در کنار سرنوشت نادر گلچین، اکبر گلپایگانی، ایرج و بنان قرار داده و گفته آثار شهیدی از دههٔ هشتاد به بعد دوباره در رادیو پخش شد. به همین دلیل نسلی که پس از انقلاب بالید، او را دیرتر و اغلب از مسیر آرشیو گل‌ها شناخت.

با این حال داوری همتایان صریح بوده است. تعظیم شجریان در تالار وحدت، تجلیل خانهٔ موسیقی و بخارا، و انتخاب بی‌بی‌سی به‌عنوان پیشگام، او را در canon آواز کلاسیک شهری تثبیت می‌کند. بلندقامتی جسمی که در عنوان گزارش جدیدآنلاین آمده، در روایت‌ها با بلندنظری اخلاقی همراه شده است. محمد میرنقیبی او را پاک‌ترین و مهربان‌ترین هنرمند موسیقی خوانده و محمد اسماعیلی و دیگران بر تواضعش شهادت داده‌اند.

اهمیت فنی‌اش در دو کار است که کمتر همزمان در یک نفر جمع می‌شود: خوانندگی بم مؤثر و نوازندگی عود در سطح حرفه‌ای. تاریخ آواز ایرانی خوانندگان بسیاری با صدای اوج درخشان دارد؛ شهیدی نشان داد مرکز ثقل می‌تواند پایین‌تر باشد و همچنان ردیف، تصنیف، شعر و ضرب را پیش ببرد. پیشگامی در اجرای محلی روی شعر معاصر نیز او را به مخاطب عام‌تر گل‌ها وصل کرد؛ «زندگی» هنوز از شناخته‌شده‌ترین تصنیف‌های آن آرشیو است.

سکوت اجباری پس از ۱۳۵۸ بخشی از جایگاه تاریخی اوست. کارنامه ناتمام ماند، نه به‌خاطر تمام شدن توانایی در دههٔ پنجاه، بلکه به‌خاطر قطع دسترسی به رادیو و صحنه در سال‌هایی که باید پخته‌ترین آثار را می‌ساخت. آنچه باقی است، با وجود کیفیت متغیر ضبط و بازنشرهای پرماجرا، هنوز برای شناخت مکتب گل‌ها ضروری است.

شنیدن در گوشه

برای ورود به صدای شهیدی در گوشه، بهتر است از تصنیف به آواز بروید نه برعکس. «زندگی» با تنظیم پایور کوتاه‌ترین راه آشنایی با لحن گرم و بیان واضح اوست. سپس برنامهٔ «حرف» و تصنیف‌های عارف، فضای رادیویی گل‌های رنگارنگ را نشان می‌دهد. «بهار غم‌انگیز» در بیات اصفهان نمونهٔ آواز با همراهی نوازندگان شاخص است. برای شنیدن عود، «راز عود» و بخش‌های سازی «عود من خداحافظ» مناسب‌اند.

اگر بخواهید همکاری با پایور را دنبال کنید، مجموعهٔ «نگاه گرم تو» و حضور در آلبوم بزرگداشت پایور مسیر روشنی است. دو بیتی‌های باباطاهر وجه دیگری را آشکار می‌کند: آهنگسازی خود خواننده روی شعر کهن، با قانون و نی. آلبوم پس از مرگ «رهایم کن» را می‌توان به‌عنوان کلام آخر رسمی شنید، جدا از آرشیو رادیویی.

گوشه این نام را در کنار دیگر خوانندگان گل‌ها می‌گذارد تا شنونده تفاوت بمِ بی‌تکلف شهیدی را با اوج‌خوانی‌های مشهورتر بسنجد. میراث او آلبوم استودیویی متأخر به سبک پاپ نیست؛ آرشیوی از برنامهٔ رادیویی، تصنیف محلی و ملی، و صدای عودی است که آواز را روی سیم‌های خودش نگه می‌داشت.

این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمی‌شود.

آهنگ‌های Abdolvahab Shahidi

آلبوم‌های Abdolvahab Shahidi

خواننده‌های مرتبط