بابک بیات؛ از ترانه پاپ تا موسیقی فیلم ایران
جایگاه بابک بیات در موسیقی ایران
علیحسین بیات زرندی مطلق، شناختهشده با نام بابک بیات، آهنگساز، نوازنده، تنظیمکننده و آهنگساز فیلم بود. دانشنامه فارسی زادروز را ۲۳ خرداد ۱۳۲۵ در تهران و درگذشت را ۵ آذر ۱۳۸۵ برابر با ۲۶ نوامبر ۲۰۰۶ ثبت کرده است. ویکیپدیای انگلیسی همان تاریخ میلادی را ۱۳ ژوئن ۱۹۴۶ آورده است. او در شصتسالگی بر اثر نارسایی کبد در تهران درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد. خبرگزاری مهر نوشته بود که حدود دو ماه در بیمارستان ایرانمهر بستری بود و به پیوند کبد نیاز داشت اما عمل بهخاطر کما به تعویق افتاد.
بیات پلی میان دو حوزه است که در ایران غالباً جدا ماندهاند: ترانه پاپ با صدای خوانندگان پرطرفدار، و موسیقی متن سینما و تلویزیون. بیبیسی فارسی او را از پرکارترین موسیقیدانان ایرانی خوانده که در ژانرهای گوناگون نوشت. کانون آهنگسازان سینمای ایران او را عضو جاودان فهرست کرده است. ساز اصلیاش در معرفیها پیانو است؛ ویکیپدیای انگلیسی آکوردئون را هم ذکر کرده است. سالهای فعالیت را از ۱۳۴۶ تا ۱۳۸۵ دانستهاند.
نام هنری را خود برگزید. در مصاحبهای که دانشنامه نقل کرده گفته نام کامل دراز بود؛ زرندی را کنار گذاشت و بابک را مستعار گرفت تا بابک بیات شود. اصالت پدر را اطراف تهران، ده مامونیه نزدیک مسیر ساوه، دانسته است.
کودکی جنوب تهران و آموزش در اپرا
روایتهای زندگینامهای محلههای جنوب تهران را نقطه آغاز میدانند: سرآسیاب دولاب، خیابان شهباز، شکوفه، کرمان. از خانه چهلوهشت متریای گفته که صدای تمرین به همسایه میرسید. مسیر مدرسه از میدان ژاله و چهارراه آبسردار میگذشت. پدر میخواست پسر ورزشکار شود و به دانشگاه افسری برود؛ پسر موسیقی را انتخاب کرد و بدون حمایت پدر ادامه داد. همشهری نوشته از همان محل دو آهنگساز بیرون آمدند: بیات و اسفندیار منفردزاده. فرامرز قریبیان و مسعود کیمیایی را هم هممحله دانسته است.
از نوزدهسالگی در اپرای تهران زیر نظر اولین باغچهبان، ثمین باغچهبان و نصرتالله زابلی با موسیقی کلاسیک آشنا شد و حدود پنج سال همکاری کرد. ویکیپدیای انگلیسی آغاز کار رسمی را خوانندگی در گروه کر باغچهبان دانسته و ورود به هنرستان عالی موسیقی را هم ذکر کرده است. مهر انگلیسی سال آشنایی با باغچهبان و زابلی را حدود ۱۹۶۶ نوشته است. پس از اپرا دوستی با محمد اوشال، آهنگساز و رهبر ارکستر جاز فولکلور، به آموزش هارمونی و آکومپانیمان انجامید. این مسیر، ترکیبی از تربیت کلاسیک و تجربه پاپجاز است که بعداً در رنگ ارکستراسیون ترانهها شنیده میشود.
جنتی عطایی و کارنامه ترانه
ایرج جنتی عطایی از کودکی تا پیش از انقلاب همراه بیات بود. کانون آهنگسازان و دانشنامه فهرستی از ثمرات این دوستی آوردهاند: «غریبه»، «جنگل»، «بنبست»، «خونه»، «فریاد زیر آب»، «علی کنکوری»، «تپش»، «خاتون»، «سایه»، «خورجین»، «فصل بد خاکستری»، «سقف»، «هیچکسی مثل تو نبود»، «طلایهدار» و آثار دیگر. بیبیسی شمار کارهای مشترک را نزدیک به هفتاد دانسته و نوشته یکی از آنها، «خانه بدوش»، با صدای خود بیات ضبط شده است. عمده آثار مشترک پیش از انقلاب با خوانندگانی چون داریوش، ستار، ابی، عارف و گیتی پاشایی به حافظه جمعی نشست.
عارف شش ترانه موفق با آهنگ بیات و شعر جنتی عطایی خواند. «غریبه» روی فیلم شاپور قریب با بازی بهروز وثوقی و پرویز فنیزاده ساخته شد و تنظیم واروژان روی تیتراژ نشست. پس از آن «تپش»، «جهان پهلوان» و «فضای تهی» با صدای عارف آمد. «جهان پهلوان» در جدول دانشنامه با شعر شهرام دانش ثبت شده است. داریوش را بیبیسی رکورددار همکاری دانسته، با شانزده ترانه؛ از جمله «خورشید خانوم» و «فریاد زیر آب». دومی برگرفته از فیلم سیروس الوند است و تنظیم واروژان دارد. ابی حدود نُه ترانه از همین زوج خواند؛ «مولای سبزپوش» و «خاکستری» با تنظیم اوشال از نمونههای ذکرشدهاند. او «تپش» را نیز بازخوانی کرد.
برای زنان خواننده هم نوشت. گوگوش پنج و گیتی پاشایی شش اثر در شمارش بیبیسی دارند. سه کار گوگوش با شعر جنتی عطایی و تنظیم واروژان است؛ «هیچکی مثل تو نبود» پرشنوندهترین آنها معرفی شده است. ستار، مرتضی، مازیار، رامش، پری زنگنه، سیمین غانم و منوچهر سخایی نیز در جدول آثار ظاهر میشوند. تنظیمکنندگان کنار بیات، واروژان، اوشال، آندرانیک و دیگران بودند؛ یعنی ملودی او گاه در ارکستراسیون دیگری کامل میشد.
پس از انقلاب، وقتی فضای پاپ رسمی تنگ شد، بیات در دهه هفتاد به خوانندگان داخل کشور برگشت. بیبیسی چهار نام را پررنگ کرده: حمید حامی، مانی رهنما، محمد اصفهانی و خشایار اعتمادی. حامی و رهنما را دستپرورده او دانسته است. ترانه فیلم «مرسدس» با صدای رهنما و آلبوم «فصل پرواز» از همین همکاریاند. دانشنامه انگلیسی از آموزش خوانندگانی چون اصفهانی، حامی، رهنما و نیما مسیحا و از ترانهسرایانی چون بابک صحرایی هم یاد کرده است. حدود هشت سال موسیقی فیلم در دانشگاههای تهران تدریس کرد.
موسیقی فیلم پیش و پس از انقلاب
آغاز موسیقی فیلم محل اختلاف جزئی منابع است. دانشنامه فارسی و همشهری «غریبه» را با همراهی واروژان نخستین تجربه دانستهاند. مهر انگلیسی شروع را «حسن کچل» علی حاتمی در ۱۹۷۰ و ادامه را «غریبه» شاپور قریب نوشته است. فهرست ایرانصدا هر دو را در ۱۳۴۹ آورده است. میتوان گفت حوالی ۱۳۴۹ وارد تصویر شد و «غریبه» نقطه اتصال ترانه و سینما در روایت رایج است. پس از آن «خورشید در مرداب»، «شب آفتابی» با ترانه «عروسک قصه من»، «برهنه تا ظهر با سرعت»، «فریاد زیر آب» و سریال «چنگک» در زندگینامهها آمدهاند. کامبیز روشنروان در همشهری نخستین موسیقی تلویزیونی را سریال «مراد برقی» در بیستوسهسالگی دانسته است.
پس از ۱۳۵۷ با ابراهیم زالزاده در شرکت ابتکار کار کرد. بیبیسی «خروس زری» را اتفاق حوزه کودک خوانده که از پاپ و سنتی تا فضای روحوضی بهره برد و منوچهر آذری نقش روباه را صدا کرد. این آثار نشان میدهند که پس از انقلاب، بهجای توقف، مسیر به قصه کودک و موسیقی روی کلام غیرآهنگین چرخید.
بازگشت جدی به فیلم با «مرگ یزدگرد» بهرام بیضایی بود. در ۱۳۶۲ «نقطه ضعف» و «ریشه در خون» آمد و بعد «شاید وقتی دیگر» و «مسافران» باز با بیضایی. بیبیسی او را از آهنگسازان مورد علاقه بیضایی دانسته و فضای دلهره و راز را با تأثیرپذیری محتمل از برنارد هرمن در کارهای هیچکاک مقایسه کرده است؛ این مقایسه تحلیلی است نه نقل قول بیات. روشنروان نقطه عطف زبان تازه را «طلسم» داریوش فرهنگ در ۱۳۶۵ و اوج را «شاید وقتی دیگر» و سپس «عروس» دانسته است.
شمار موسیقی فیلم را دانشنامه حدود نود، بیبیسی بیش از هفتاد، و هنرآنلاین حدود نود فیلم و همکاری با حدود پنجاه خواننده نوشتهاند. عمده فیلمها پس از انقلاباند، چون پاپ رسمی در سالهای نخست محدود بود. فهرست بلند است: «کشتی آنجلیکا»، «پرده آخر»، «عروس» بهروز افخمی، «اتوبوس»، «مرسدس» مسعود کیمیایی، «جهان پهلوان تختی»، «قرمز» فریدون جیرانی، «دو زن» تهمینه میلانی، «شیدا» کمال تبریزی، «دستهای آلوده» سیروس الوند و بسیاری دیگر. سیروس الوند در سالگرد از رفاقت بیات و جنتی عطایی با بغض مشترک سخن گفت و فیلمهای «فریاد زیر آب»، «ریشه در خون»، «شب حادثه» و «دستهای آلوده» را نام برد.
جایزهها، تلویزیون و ارکستر
پس از چند نامزدی، در ۱۳۶۹ سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن را برای «عروس» گرفت؛ سالی که از پنج نامزد، سه بار نام او اعلام شد. در ۱۳۷۵ وقتی از چهار نامزد دو بار نامش آمد، دوباره سیمرغ گرفت؛ دانشنامه «سرزمین خورشید» احمدرضا درویش و «مردی شبیه باران» سعید سهیلی را برنده همان دوره دانسته است. هنرآنلاین دو سیمرغ را در ۱۹۹۱ و ۱۹۹۷ خلاصه کرده است. خانه سینما برای «ساحره» جایزه اول موسیقی فیلم داد و در جشن گزارش فیلم جایزه بهترین آهنگسازی صد سالگی سینما به او رسید. جشن حافظ در ۱۳۷۷ بهترین موسیقی متن را برای «مرسدس» و «جهان پهلوان تختی» ثبت کرده است. مهر از جایزه یک عمر فعالیت جشنواره موسیقی حماسی شهرداری تهران در شهریور پیش از مرگ یاد کرده است.
«سرزمین خورشید» علاوه بر سیمرغ، یک سال بعد بهصورت ارکسترال با ارکستر سمفونیک تهران به رهبری فریدون ناصری روی صحنه رفت؛ بیبیسی آن را نمونه کار کلاسیک از آهنگسازی شهره به پاپ دانسته است. در تلویزیون، سریال «سلطان و شبان» داریوش فرهنگ در اوایل دهه شصت با نغمه اصفهان و محوریت نی به حافظه چند نسل نشست. بیبیسی تیتراژ پایانی را تحت تأثیر کار فرهاد فخرالدینی برای سریال امام علی دانسته است.
خانواده، بیماری و میراث
مرگ پسر نخست، مانی، در حدود دهسالگی بر اثر سرطان، در روایت همشهری نقطه عطف عاطفی است؛ بیات قطعهای به نام «مانی» نوشت. چهار سال بعد دوقلوهای بامداد و باربد و دختر غزل به دنیا آمدند؛ هر دو پسر آهنگساز شدند. مهر نوشته پیش از بیماری حدود سه سال در کانادا بود جایی که دوقلوها درس میخواندند، و نارسایی کبد را غیرمستقیم به افسردگی پس از تصادف شدید بامداد نسبت داده است. دانشنامه فارسی درگذشت بامداد را ۹ تیر ۱۴۰۴ بر اثر سکته مغزی ثبت کرده است. همسر و فرزندان بازماندگاناند.
یک سال پیش از مرگ گفته بود بیش از هجده سال سینهخیز در حرفه حرکت کرده و دستمزدش در حد کارمند بوده است. محمد سریر در سالگرد، توانایی گذاشتن خود جای شخصیتهای فیلم و سعهصدر در کار با گروهها را ستود و گفت تا آخر میخواست بیاموزد حتی به دانشگاه برود. بهرام بیضایی در تشییع متنی نوشت که مرد مهربان را با نواهایی در سر تصویر میکرد. وعده شهرداری برای خرید خانه و تبدیل به موزه، به گزارش ایسنا در خبرآنلاین، عملی نشد.
میراث بیات دو لایه دارد. لایه نخست، ترانههایی است که هنوز با صدای داریوش، عارف، ابی و گوگوش شنیده میشوند و بدون بازنشر کلام، عنوانشان کافی است تا مسیر یک نسل پاپ را نشان دهد. لایه دوم، نغمههای تصویری است: نی «سلطان و شبان»، دلهره «شاید وقتی دیگر»، ارکستر «سرزمین خورشید». او نه فقط ملودینویس خوانندهها بود و نه فقط تکنیسین استودیوی فیلم؛ کسی بود که پس از انقلاب بهجای ترک حرفه، به کودک، شاملو و سینمای بیضایی پناه برد و وقتی پاپ دوباره ممکن شد، شاگرد تربیت کرد. در گوشه، آثارش را باید در هر دو قفسه جست: ترانه و موسیقی متن.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.






