مارتیک؛ گیتار، راک و بالاد فارسی از آبادان تا لسآنجلس
مارتیک قرهخانیان، که روی صحنه فقط مارتیک نامیده میشود، خواننده، آهنگساز، تنظیمکننده و گیتاریست ارمنیتبار ایرانی ساکن ایالات متحده است. او در پاپ، راک، بالاد، فیوژن، دنس و آراندبی کار کرده و مسیرش از نوازندگی گیتار در آبادان و تهران به ملودیسازی برای دیگران و سپس خوانندگی فارسی رسیده است. در گفتوگوی برنامه «نگاه تازه» رادیو فردا گفته ایرانی ارمنی است و وزن ایرانی بودنش اندکی سنگینتر از ارمنی بودنش است.
بیستوششم تیر ۱۳۲۸ برابر با هفدهم ژوئیه ۱۹۴۹ در محله فرحآباد آبادان به دنیا آمد. دانشنامه فارسی نوشته اجدادش در سدههای پیش در چهارمحال و بختیاری ساکن بودهاند. کودکی را در آبادان گذراند و دو خواهر و یک برادر دارد. از پانزدهسالگی به موسیقی روی آورد. پس از بازنشستگی پدر از شرکت نفت، خانواده به تهران رفت و او کار حرفهای را با گیتار و اجرای ترانههای خارجی آغاز کرد.
از ارکستر گوگوش تا حریر
در اواخر دهه ۱۳۴۰ با گوگوش آشنا شد و نوازنده ثابت گیتار ارکستر او شد. ملودیهایش از راک و ریتماندبلوز تأثیر گرفت. نخستین اثر در مقام آهنگساز «چلچله» بود که اوایل ۱۳۵۴ با کلام زویا زاکاریان، که آن زمان ترانهسرای تازهکاری بود، و اجرای حسن شماعیزاده منتشر شد. مارتیک به رادیو فردا گفته همکاری با زویا از همانجا شروع شد و همسر زویا، رضا ژیان بازیگر و کارگردان تئاتر، دوست او بود.
نخستین اثر مستقل فارسی در مقام خواننده «حریر» با کلام زاکاریان بود که نامش را بهعنوان خواننده فارسیزبان مطرح کرد. سپس با گوگوش و شماعیزاده در ساخت و اجرا همراه شد و در برنامه تلویزیونی «پنجره» ظاهر شد. نخستین آلبوم را دانشنامه فارسی سال ۱۳۵۶ با عنوان «حریر» ثبت کرده است؛ در همان گفتوگوی رادیو فردا او گفته در ایران آلبوم منتشر نکرد و نخستین آلبوم را در آمریکا عرضه کرد که چندان موفق نبود و آلبوم دوم گل کرد. این دو روایت را باید در کنار هم خواند، نه یکی را حذف کرد. در فهرست «حریر» تنظیمهایی از اریک ارکانت، آندرانیک، کامران خاشع و ناصر چشمآذر دیده میشود و حتی بازخوانی انگلیسی از التون جان نیز آمده است.
به گفته خودش تا پیش از خواندن فارسی بیشتر به انگلیسی میخواند و با تشویق عارف، گوگوش، سخایی و پوران به فارسی روی آورد. از خوانندگان دهه چهل و پنجاه که به زبانهای اروپایی میخواندند، از جمله فرهاد و فریدون فروغی، یاد کرده و گفته کمی از فرهاد پیروی کرده است. در آمریکا به چند زبان میخواند، اما وقتی فارسی میخواند احساس میکند خودش است.
خروج از ایران و سالهای لسآنجلس
پیش از انقلاب به لندن رفت و با ارکستر ایتالیایی در هتل هیلتون نوازندگی کرد. در دولت مهدی بازرگان با همسر انگلیسیاش به ایران برگشت، اما دید جای ماندن نیست؛ بهویژه با کاری که داشت و نمیتوانست عوضش کند. بیستم ژانویه ۱۹۸۰ وارد لسآنجلس شد. همکاران در کاباره تهران بودند؛ ابی و شهرام شبپره دعوتش کردند و او نیز آنجا خواند.
به سبب سبک غربی، تا دهه ۱۹۸۰ در برابر معین، ابی و داریوش محبوبیت کمتری داشت و بهتدریج سبک را تعدیل کرد. آهنگهایی چون «بهار»، «ماه»، «تو نشنیدی صدات کردم» و «دو دلبر» ساخته صادق نوجوکی در این چرخش مؤثر بودند. از کوشش فرخ آهی، منوچهر چشمآذر و آندرانیک در شکلگیری موسیقی لسآنجلس یاد کرده و گفته مردم آنجا برای فراموشی غم به قطعات شاد روی آوردند. خودش را آدمی دانسته که فضای جنگوگریز را تحمل نمیکند و وقتی رویدادهایی در ایران رخ داد نزدیک شش ماه بیمار و افسرده شد.
آلبومها، زبان ارمنی و همکاران
پس از «حریر»، «تو رو یادم نمیره» سال ۱۳۶۲ با حضور آندرانیک، فرخ آهی و ژاکلین آمد. «رفاقت» ۱۳۶۵، «پرنده» ۱۳۶۶ و «ستاره» یا «نیلوفر» ۱۳۶۸ از آثار شرکت ترانه هستند. در «ستاره» بازخوانی «نیلوفر» پوران با شعر اسماعیل نواب صفا و آهنگ مجید وفادار، در کنار ساختههای خود مارتیک و زاکاریان، آمده است. «بهار» ۱۳۷۰ از کلتکس با نوجوکی و محمد حیدری، آلبوم مشترک «مهمون» ۱۳۷۲ با شهره، «صدف و سنگ» ۱۳۷۳، «نوای عشق» ۱۳۷۵ و «عطر لحظهها» ۱۳۷۶ ادامه این مسیرند. «با شما» ۱۳۸۱ پس از وقفهای نسبی منتشر شد.
دو آلبوم ارمنی نیز در کارنامه هست: «Sirelis» سال ۱۹۸۴ و «هوسا» سال ۱۹۹۵ با آرتور گریگوریان. آخرین آلبوم استودیویی فارسی «سایهنشین» فوریه ۲۰۱۵ از سول رکوردز است. سه قطعه «قلب»، «با تو بد نیستم» و «دوستم داشته باش» پیشتر در ۱۳۸۷ بهصورت تکآهنگ و نماهنگ آمده بودند. در «سایهنشین» آهنگسازی فرید زلاند، محمد حیدری و خود مارتیک در کنار کلام زاکاریان، شهیار قنبری و هما میرافشار ثبت شده است. در گفتوگوی رادیو فردا، که پیش از انتشار این آلبوم انجام شد، گفته بود هشتنه سال آلبوم نداشته و بهزودی اثر تازه میآید؛ از «با تو بد نیستم» که زاکاریان هم شعر و هم آهنگش را ساخته یاد کرد و از طرفداران عذر خواست که کم خوانده است.
علاوه بر زاکاریان، با ژاکلین ویگن، مسعود فردمنش، جهانبخش پازوکی، بیژن سمندر، هما میرافشار، اردلان سرفراز، شهیار قنبری و ایرج جنتی عطایی کار کرده است. در آهنگسازی و تنظیم، شماعیزاده، قمیشی، حیدری، نوجوکی، زلاند و چشمآذر همکاران او بودهاند. برای گوگوش، بتی، هلن، عارف و ستار نیز آهنگ ساخته است؛ از جمله «معشوق» و «روز خوب» برای گوگوش، «گلنار» برای ستار و «نه نباید» برای عارف.
بازگشت همکاری با گوگوش و سالهای بعد
آشنایی با گوگوش به پیش از انقلاب برمیگردد و در ۱۳۵۵ و ۱۳۵۷ دوئتهایی چون «شاعر» و «آدم و حوا» با هم خواندند. دههها بعد این رفاقت دوباره ضبط شد. سال ۲۰۱۸ «رفاقت» با کلام رها اعتمادی آمد. گوگوش به رادیو فردا گفته ابتدا قرار بود زویا شعری روی ملودی مارتیک بگذارد؛ چون نپذیرفت، مارتیک از رها خواست و ملودی همان شب با گیتار در خانه گوگوش ساخته شد. گوگوش تأکید کرده این رفاقت بیرون از تور و استودیو است. صدای آمریکا سال ۲۰۱۹ از انتشار «عاشقت هستم» و «عشق کمیاب» با کلام باران تفرشی و آهنگ مارتیک خبر داد؛ ضبط در لسآنجلس و با مشارکت منوچهر چشمآذر. گوگوش گفته پس از بازتاب مثبت «رفاقت» تصمیم به دو کار تازه گرفتند. مارتیک گفته سالهاست گوگوش را میشناسد و این دوستی و پروژههای مشترک را دوست دارد. دانشنامه گوگوش از کنسرتهای مشترک ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ و پخش زنده یکی از اجراهای پاریس از منوتو یاد کرده است.
در سالهای بعد تکآهنگهایی چون «شب بیداد»، «دنیا خانم»، «بارانک»، «مرا بخوان»، «تحملم کن» و «خودمو به تو سپردم» با کلام جنتی عطایی در فهرستها آمده است. مجله تهران از کنسرت ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۵ در دولبی تیاتر لسآنجلس خبر داد و دانشنامه انگلیسی از تور نوامبر ۲۰۲۵ در آمریکا نیز نوشته است. سایت کنسرت، اجرایی مشترک با اندی در دبی را هم در تقویم ثبت کرده است.
جایگاه شنیداری
فارسیچارت مارتیک را در رده کلاسیک پاپ فارسی ردیابی میکند و آثاری چون «اگه برگردی»، «پرنده» و «فقط یکبار» را از پرمخاطبترینها در پلتفرمها دانسته است. آمار ماهانه تغییر میکند، اما تداوم شنیدن آثار دهههای شصت و هفتاد خورشیدی در تبعید نشان میدهد صدای او به نسلی گره خورده که آبادان، گیتار راک و بالاد فارسی را با هم به خاطر میسپارد.
مارتیک در رادیو فردا وقتی از او خواستند میان نوازنده و خواننده یکی را برگزیند و خود را با فرهاد، فروغی، کوروش یغمایی، ابی و داریوش مقایسه کند، گفت آن موقع موقعیتی نداشت؛ آهنگهای خوب ساخته بود اما اجراهایش خوب نبود و مردم دست از سرش برنداشتند تا تمرینش دهند. این فروتنی با کارنامهای چنددههای کنار هم مینشیند: گیتاریستی که از ارکستر گوگوش برخاست، ملودی «چلچله» را به شماعیزاده سپرد، با «حریر» خواننده شد، در لسآنجلس میان راک غربی و پسند بازار ایرانی راهی میانه جست، و سالها بعد همان رفاقت قدیمی را دوباره روی نوار آورد.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.






























