تصویر Aminollah Rashidi

خواننده‌ها

Aminollah Rashidi

Iranian Traditional

آهنگ‌ها و آلبوم‌های Aminollah Rashidi را در گوشه بشنو. سبک: Iranian Traditional. از جمله رقص دلدار، من عشقم، دور از عشق.

امین‌الله رشیدی؛ تصنیف‌خوان رادیو در مرز سنت و نو

زندگی و آغاز

امین‌الله رشیدی در چهارم اردیبهشت ۱۳۰۴ در راوند کاشان به دنیا آمد. ویکی‌پدیای فارسی زادگاه را راوند استان اصفهان ثبت کرده و بی‌بی‌سی فارسی همان راوند را روستای کاشان خوانده است؛ هر دو بر انتقال خانواده در چهارماهگی به کاشان توافق دارند. پدر کشاورز بود. مادر دختر ادیب بیضایی کاشانی، شاعر دورهٔ ناصری، بود و از بستگان سیاوش بیضایی آهنگساز و بهرام بیضایی نمایشنامه‌نویس. همشهری و بی‌بی‌سی این نسبت را دلیل ذوق سرودن دانسته‌اند. تحصیلات ابتدایی و متوسطه در کاشان تمام شد. پس از آن در دفتر اسناد رسمی همان شهر کار گرفت. همشهری نوشته برادرش علی‌محمد رشیدی از روزنامه‌نگاران حوزهٔ موسیقی بود.

همزمان با درس، نقاشی قالی را نزد محمد دبیرالصنایع و حسن نقش‌پور اراکی آموخت و تا طراحی پیش رفت. نقش‌پور تار هم می‌نواخت و رشیدی مقدمات تار را از او گرفت. بی‌بی‌سی نوشته نیازهای مادی مانع اشتغال تمام‌وقت به هنر شد؛ دفترخانه مسیر معیشت ماند. سال ۱۳۲۵ به تهران آمد. ویکی‌پدیا و همشهری نوشته‌اند در کلاس‌های شبانهٔ هنرستان موسیقی، در مکان تالار وحدت کنونی، نت را نزد موسی معروفی و مدتی کوتاه نزد مسعود معارفی خواند و تئوری آواز را نزد مهدی فروغ آموخت. ردیف را بیشتر از صفحات گرامافون و صدای خوانندگان دههٔ بیست رادیو شنید. پس از یادگیری نت، تار را کنار گذاشت و ملودی را بدون ساز روی کاغذ آورد. منابع او را از نخستین خوانندگان ایرانی آشنا با خط بین‌المللی موسیقی دانسته‌اند. بی‌بی‌سی حتی نوشته اولین خواننده‌ای بود که آهنگ‌های خود را بدون ساز نت می‌کرد.

رادیو تهران در چهارم اردیبهشت ۱۳۱۹، درست در پانزده‌سالگی او، آغاز به کار کرد. بی‌بی‌سی نقل کرده که این همزمانی را به فال نیک گرفت. ورود به تهران در ۱۳۲۵ اولویت را به ادامهٔ موسیقی داد. سه سال بعد، در ۱۳۲۸، معروفی او را به علی‌محمد خادم میثاق، رهبر یکی از ارکسترهای رادیو، معرفی کرد. نخستین اجرای رادیویی «رنج جدایی» ساختهٔ معروفی در مایهٔ افشاری بود. سال ۱۳۳۶ با دختری از کاشان ازدواج کرد؛ فرزندان افسانه و صبا. ویکی‌پدیا نام پسر را صباح نوشته و بی‌بی‌سی صبا؛ اختلاف جزئی در ضبط است نه در اصل خانواده.

مسیر هنری

فعالیت پیوسته در رادیو ایران از حدود ۱۳۲۷ تا پایان ۱۳۴۴ است. ویکی‌پدیا بیش از ۱۲۰ ترانه در این فاصله شمرده؛ رادیو فردا به نقل از خود او حدود ۱۵۰ ساخته برای رادیو نوشته است. همزمان در برنامهٔ موسیقی ارتش، جمعه‌شب‌ها ساعت هفت‌ونیم، با ارکستر علی تجویدی می‌خواند و در چند برنامهٔ محمد بهارلو شرکت کرد. ساخته‌هایش بیشتر با ارکسترهای شمارهٔ یک و دو رادیو ضبط شد. نوازندگان و همکاران در فهرست ویکی‌پدیا و همشهری تکرار می‌شوند: حبیب‌الله بدیعی، پرویز یاحقی، همایون خرم، عباس شاپوری، محمد میرنقیبی، انوشیروان روحانی، ولی‌الله البرز، یاوری، حدادی. نظارت و سرپرستی با مشیرهمایون شهردار و حسینعلی ملاح بود. با آذر عظیما و فرخنده عمیمی‌نژاد تصنیف دوصدایی اجرا کرد.

شعر برخی قطعات، از جمله «دریا»، سرودهٔ خود اوست. آهنگ بیشتر روی کلام تورج نگهبان، بیژن ترقی، مهرداد اوستا، فریدون مشیری، رضا ثابتی، نظام فاطمی، ابوالقاسم حالت، اسماعیل نواب صفا، عبدالله الفت و پرویز وکیلی ساخته شد. دو اثر برجسته جدا از فهرست ترانه‌های رادیو می‌ایستند: «دریا» با چندصدایی امیر ملوک‌پور برای ارکستر سمفونیک و گروه کر؛ «کیستم من» با چندصدایی جمال‌الدین منبری در دو شکل، یکی برای ارکستر سازهای ملی و دیگری برای ارکستر ملی، هر دو با صدای منبری. همشهری نوشته تنظیم دوبارهٔ «کیستم من» را ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی چند بار اجرا کرده است. مهر در خبر درگذشت «جان جهان»، «افسانه»، «گل‌افشان»، «جلوه عشق» و «اشک سپیده» را از آثار مشهور نام برده است.

کناره‌گیری از رادیو در اواخر ۱۳۴۴ به شغل سردفتری گره خورد. رادیو فردا روایت خود او را آورده: دفتریار بود، پس از بیست سال سردفتر شد، روزنامهٔ اطلاعات خبر را با عنوان خواننده نوشت، وزارت دادگستری خوانندگی را مغایر شأن سردفتری دانست و او از رادیو استعفا داد تا امتیاز دفترخانه لغو نشود. تأکید کرده در کاباره و مهمانی نمی‌خواند و صرفاً خوانندهٔ رادیو بود. سال ۱۳۵۸، یک سال پس از انقلاب، از سردفتری بازنشسته شد و خواست به خوانندگی برگردد؛ فضای انقلابی مانع شد. رادیو فردا نوشته تا ۱۳۷۸، پس از سال‌ها دوندگی، برای آلبوم «عطر گیسو» مجوز گرفت. از دههٔ هفتاد کاست و بعد سی‌دی منتشر شد: دلم تنگ است، افسونگر، من عشقم، عطر گیسو، چشم شب، بخت گمشده. ناشر در جدول ویکی‌پدیا آوای نکیسا است.

همشهری نوشته پس از دو دهه خاموشی در میانهٔ دههٔ هفتاد در قاب ظاهر شد و تصمیم مدیران دوباره او را به خاطره تبدیل کرد. در اردیبهشت ۱۳۹۵ در خندوانه شبکهٔ نسیم شرکت کرد. ویکی‌پدیا آخرین صحنه را ۱۳۹۵ با ارکستر رامشه نوشته؛ رادیو فردا از دو کنسرت اصفهان و تهران در ۱۳۹۳ گفته است. اختلاف تاریخ را باید در منابع نگه داشت. در فروردین ۱۳۹۶ برای ریاست‌جمهوری ثبت‌نام کرد و شورای نگهبان به کهولت سن رد کرد؛ خودش گفته بود می‌خواست موسیقی را از چنگ مافیا بیرون بیاورد.

درگذشت در بیستم مهر ۱۴۰۳ در نودونه سالگی است. ویکی‌پدیا، بی‌بی‌سی، مهر و صدای آمریکا همین تاریخ را نوشته‌اند. همشهری در زندگینامه یک‌بار ۲۲ مهر را هم آورده که با گزارش‌های همزمان جمعه ۲۰ مهر نمی‌خواند. افسانه رشیدی اعلام کرد پیکر برای پژوهش به دانشگاه علوم پزشکی ایران اهدا می‌شود و تشییع برگزار نمی‌شود. بی‌بی‌سی او را آخرین بازماندهٔ روزگار ترانه‌های مردمی خواند. ویکی‌پدیای انگلیسی تا ۲۰۲۳ او را آخرین کرونر بازماندهٔ عصر پیشگام دههٔ پنجاه و شصت میلادی دانسته بود.

سبک و صدا

شیوهٔ او را منابع مرز سنت و نوگرایی نوشته‌اند. خودش حد وسط را انتخاب کرده بود و گفته اگر میانه‌روی در همهٔ امور جاری بود جهان مطبوع‌تر می‌شد. دربارهٔ ردیف که سینه‌به‌سینه حفظ شده و کامل‌ترین صورتش را معروفی نت کرده، معتقد بود در اجرای آواز به شرط حفظ اصالت ایرانی و تلفیق با شعر پارسی باید شیوهٔ نو ساخت و از تکرار گسترده پرهیز کرد. در کاربرد واژهٔ هنر حساس بود: هنر یعنی خلاقیت؛ اگر در شعر مضمون نو و در آهنگ حتی یک ملودی تازه نباشد اثر هنر نیست و صاحبش هنرمند نه، باید هنرآفرین و استاد خواند.

علیرضا میرعلی‌نقی به رادیو فردا گفته پس از جواد بدیع‌زاده دومین خوانندهٔ موسیقی کلاسیک ایران بود که آهنگ آثارش را خودش می‌ساخت و امتیازش تسلط به نت‌نویسی بود. در دههٔ سی جزو سه تصنیف‌خوان مرد آن دوره بود، چون تصنیف بیشتر به زنان سفارش می‌شد. سه نام به ترتیب منوچهر همایون‌پور، داریوش رفیعی و رشیدی؛ از نظر سن رشیدی بر آن‌ها تقدم داشت. گرایش اصلی تصنیف و ترانهٔ ریتمیک بود. میرعلی‌نقی پرهیز از تحریر مفصل را مهر صدای او دانسته است. خودش گفته در دهه‌های سی و چهل هر خواننده کلاس و صدای خاص داشت، مثل امروز نبود که صدها صدا شبیه هم باشند.

رادیو فردا نقل کرده موسیقی دستگاهی را نیمه‌مذهبی می‌دانست و حفظ آن را به تعزیه نسبت می‌داد؛ این نظر شخصی است و باید از تاریخ‌نگاری جدا بماند. در ۱۳۸۶ جمله‌ای دربارهٔ شجریان در حیات نو پیچید و بهترین قطعات کنسرت را آثار دهه‌های دور دانست. سال‌های سی و چهل را پربارترین دوره می‌خواند.

صدای او برای رادیو تنظیم شده بود نه برای کاباره. ارکستر زهی و بادی، تصنیف با کلام شاعران حرفه‌ای، و ملودی‌ای که خودش روی کاغذ می‌آورد، مثلث کار است. دوئت با خوانندگان زن رادیو و چندصدایی ملوک‌پور و منبری نشان می‌دهد ارکستراسیون برایش فراتر از یک خط آواز بود. آلبوم‌های پس از انقلاب همان ذخیره را در قالب کاست رساندند.

آثار و همکاری‌ها

کارنامه سه لایه دارد. لایهٔ رادیو: بیش از صد ساخته با ارکسترهای یک و دو، تجویدی، بهارلو، خادم میثاق، و شاعران نگهبان تا نواب صفا. لایهٔ بازآرایی: دریا و کیستم من با ارکستر سمفونیک و ملی، منبری و فخرالدینی. لایهٔ آلبوم: شش عنوان دههٔ هفتاد به بعد که ویکی‌پدیا فهرست کرده است. کتاب‌ها جدا از صفحهٔ موسیقی‌اند اما بخشی از کارنامهٔ عمومی‌اند: سفرنامهٔ از کاشان تا کاناری ۱۳۷۲؛ عطر گیسو خاطره‌ها و نغمه‌ها ۱۳۸۱ انتشارات عطایی؛ ایران در رهگذر زمان ۱۳۹۰. رادیو فردا نوشته جلد سوم با عنوان ایران در رهگذر زمان تا مرزهای بی‌سرانجامی سال ۱۳۸۴ به ارشاد رفت، حدود صد مورد سانسور خواسته شد، عکس صبا و دخترش و رباعی کنار نقاشی محمد تجویدی و قصیده‌های ناصر خسرو و سیف فرغانی از جمله موارد بودند، و رشیدی حسرت انتشار را با خود برد. نقد شعر نو محمد حقوقی در شمارهٔ ۱۰ سال ۵۲ مجلهٔ وحید نمونه‌ای از کار مکتوب مطبوعاتی است.

همکاران سازی همان نسل طلایی ویولن رادیویند. بدیعی و یاحقی و خرم رنگ زهی تصنیف شهری را می‌سازند. روحانی لایهٔ پیانو و هارمونی سبکتر می‌آورد. شاپوری و میرنقیبی به ارکستر سبک رادیو وصل می‌کنند. دوئت با عظیما و عمیمی‌نژاد تصنیف را از تک‌صدای مردانه خارج می‌کند. معروفی هم معلم نت است هم سازندهٔ نخستین اجرای رادیویی. این شبکه او را در مرکز رادیو دههٔ سی می‌نشاند نه در حاشیهٔ سنت‌گرایان دستگاهی محض.

آثار اجرانشده را در سال‌های آخر می‌گفت حاضر است داوطلبانه به نسل جوان بدهد. رادیو فردا این آرزو را کنار کتاب توقیفی گذاشته است. همشهری از حسرت رساندن صدا به مردم در نودوسه‌سالگی نوشته است. خندوانه و کنسرت رامشه تلاش‌های دیر برای دیده‌شدن دوباره بودند، نه بازگشت کامل به بازار.

جایگاه

جایگاه رشیدی در نقشهٔ موسیقی ایران جای خوانندهٔ تصنیف‌سازی است که رادیو او را ساخت و شغل دولتی و انقلاب هر دو از صحنه دورش کردند. در میان همایون‌پور و رفیعی، او کسی است که نت را خودش می‌نوشت. در میان خوانندگان دستگاهی پس از انقلاب، او به ردیف کامل تکیه نکرد و ترانهٔ ریتمیک را ترجیح داد. در میان پیشکسوتانی که پس از سکوت به تلویزیون برگشتند، قیافه و سابقهٔ رادیو پیش از ۵۷ هم راه داد و هم بهانهٔ حذف شد. اهدای پیکر به دانشگاه، آخرین تصمیم عمومی خانواده است و با تشییع هنرمندان هم‌نسل فرق دارد.

بی‌بی‌سی عنوان آخرین بازماندهٔ ترانه‌های مردمی را روی او گذاشت. این عنوان جایگاه عاطفی است نه طبقه‌بندی ژانر. ترانهٔ مردمی در کاربرد آن گزارش یعنی تصنیف رادیویی دهه‌های سی و چهل، نه فولکلور روستایی. در گوشه او میان بدیع‌زادهٔ آهنگساز-خواننده و نسل گلها می‌ایستد: صدایی که ارکستر رادیو را می‌شناخت، شعر نو و کهنه را با هم می‌گذاشت، و حاضر نبود تکرار ردیف را هنر بنامد.

شنیدن در گوشه

شنیدن را از «رنج جدایی» شروع کنید تا مبدأ ۱۳۲۸ و امضای معروفی معلوم شود. بعد ساخته‌های خود او را با ارکستر رادیو بگذارید؛ «دریا» را یک‌بار در نسخهٔ ترانه و یک‌بار در چندصدایی ملوک‌پور بشنوید. «کیستم من» با صدای منبری و اجرای ارکستر ملی فخرالدینی حلقهٔ پس از رادیو است. از آلبوم‌ها «عطر گیسو» را به‌عنوان نخستین مجوز پس از سکوت و «بخت گمشده» و «چشم شب» را به‌عنوان ادامهٔ کاتالوگ کاست انتخاب کنید. دوئت‌های رادیو با خوانندگان زن را برای شنیدن بافت ارکستر دههٔ سی جدا کنید. اگر سیاق نظری می‌خواهید، مصاحبهٔ همشهری و شش پردهٔ رادیو فردا را کنار صفحه بگذارید نه به‌جای موسیقی. آنچه در گوشه می‌ماند تصنیف رادیویی کاشان تا تهران است که با نت روی کاغذ نوشته شد، با ویولن بدیعی و یاحقی ضبط شد، دو دهه خاموش ماند و در عطر گیسو دوباره مجوز گرفت.

این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمی‌شود.

آهنگ‌های Aminollah Rashidi

آلبوم‌های Aminollah Rashidi

خواننده‌های مرتبط