تصویر Andranik Asatorian

خواننده‌ها

Andranik Asatorian

آهنگ‌ها و آلبوم‌های Andranik Asatorian را در گوشه بشنو.

آندرانیک آساطوریان؛ تنظیم‌کننده‌ای که هارمونی پاپ ایران را عوض کرد

همدان، اهواز، تهران؛ مسیر یک گوش ارکسترال

آندرانیک آساطوریان، معروف به آندو، در پنجم شهریور ۱۳۲۰ برابر با ۲۷ اوت ۱۹۴۱ در همدان زاده شد، در اهواز بزرگ شد و برای تحصیل موسیقی به تهران رفت. خود او روایت کرده که از نه سالگی به موسیقی روی آورد و در هجده سالگی خواست در هنرستان عالی موسیقی نام‌نویسی کند؛ به‌دلیل سن، به نوبت شبانه هدایت شد و از ساعت چهار تا هشت بعدازظهر درس خواند. پس از سال‌ها کار، به ارکستر پاپ رادیو تلویزیون پیوست و حدود دو سال رهبری آن را بر عهده داشت. سازهای مرتبط با او پیانو و کیبوردند. سال‌های فعالیت را منابع از حدود ۱۳۵۰ تا ۱۳۹۳ نوشته‌اند.

این مسیر، مسیر نوازندهٔ خودساخته‌ای است که از شهرستان به نهاد رسمی پایتخت می‌رسد. رهبری ارکستر پاپ رادیو، در دههٔ پنجاه، یعنی ایستادن در نقطه‌ای که سلیقهٔ عمومی از بلندگوی ملی پخش می‌شود. آندرانیک در همان نقطه، بیش از آن‌که فقط رهبر اجرایی باشد، به تنظیم‌کننده‌ای بدل شد که بعداً فرید زلاند تنظیم‌هایش را «مدرن» و «شش‌وهشت شیکاگویی» توصیف کرد: ریتم ایرانی با رنگ سازهای بادی که از فضای جاز شیکاگو می‌آمد. این ترکیب، امضای شنیداری او شد.

پژمان اکبرزاده در سوگ‌نامهٔ بی‌بی‌سی، پاپ پیش از انقلاب را در دو جریان می‌بیند. یکی ترانه‌هایی با ریشه در موسیقی ایرانی، ساختهٔ استادانی چون علی تجویدی و همایون خرم، با ارکسترهای کم‌هارمونی. دیگری پاپ غربی‌مآب دههٔ سی که ویگن نماینده‌اش بود و اگر شعر فارسی برداشته می‌شد، اثر می‌توانست اروپایی به گوش برسد. دههٔ پنجاه با نسل تازه‌ای از آهنگساز و تنظیم‌کننده این جریان دوم را دگرگون کرد. واروژان پیشگام بود و پس از او آندرانیک، منوچهر چشم‌آذر، بابک افشار، حسن شماعی‌زاده و ناصر چشم‌آذر آمدند. به روایت اکبرزاده، آندرانیک کار را با تنظیم «نمیاد» آغاز کرد؛ آهنگ حسن شماعی‌زاده، شعر آرش سزاوار، صدای گوگوش.

عارف در گفتگو با رادیو فردا، سواد آکادمیک تنظیم‌کننده را شرط کار می‌داند و آندو را از این جهت متمایز می‌کند. می‌گوید آندرانیک هارمونی می‌نوشت، آرانژمان می‌کرد و کار را از یک همراهی ساده فراتر می‌برد. سازهای بادی و فاصله‌هایی که می‌نوشت، به گوش عارف بوی جاز سیاهپوستان آمریکا می‌داد و به تنظیم‌کنندگان دیگر شبیه نبود. این شهادت هم‌صنف، فنی‌تر از ستایش کلی است: ویژگی آندو در نت‌نویسی و رنگ ارکستر بود، نه فقط در ملودی تک‌خط.

سفر تحصیلی که بازگشت نداشت

اوایل ۱۳۵۶، آندرانیک برای تحصیل موسیقی فیلم با خانواده به آمریکا رفت. انقلاب، این سفر را بی‌بازگشت کرد. او تا پایان عمر در لس‌آنجلس ماند. صدای آمریکا نوشته است که برای تحصیل موسیقی فیلم به لس‌آنجلس رفته بود و پس از ۱۳۵۷ ساکن ایالات متحده شد. تلخی این گسست، به روایت بی‌بی‌سی، در آثار همان سال‌ها شنیده می‌شود.

«هم‌خونه» از نخستین کارهای غربت است. شعر از اردلان سرفراز، خوانندگان ویگن و هایده به‌صورت دوصدایی. دویچه‌وله می‌گوید ویدئوی ترانه در استودیوی تلویزیون جام‌جم لس‌آنجلس با تصویر نقشهٔ ایران و صحنه‌های انقلاب و جنگ ضبط شد. مضمون شعر، غم ایرانیان تبعیدی و آنان که در داخل مانده بودند. از نظر آهنگسازی، این اثر پل میان دو نسل خواننده است: ویگن نماد پاپ پیش از انقلاب و هایده صدای بزرگ پس از مهاجرت. آندرانیک این دو را در یک بافت نشاند.

او چند اثر را خودش هم خواند. «مادرم» با شعر همایون هوشیارنژاد در اوایل دههٔ ۱۹۸۰ در آمریکا اجرا شد. اکبرزاده آن را از غمگین‌ترین کارهای او می‌داند و به ویدئوی رافی خاچاطوریان اشاره می‌کند. خوانندگی آندو، به گفتهٔ عارف، صدایی ظریف و نرم و گرم داشت. او خوانندهٔ حرفه‌ای بازار نبود؛ وقتی خواند، معمولاً به‌خاطر غیاب خواننده یا نیاز شخصی به بیان غربت بود. بعدها آلبوم «اسم مرا صدا کن» را با صدای خودش تهیه کرد و به اکبرزاده گفت کسی نیست این‌ها را بخواند. فهرست قطعات این آلبوم در ویکی‌پدیا آمده است: از جمله «پروانهٔ در مشت» با شعر ایرج جنتی‌عطایی، «آدم و حوا» با شعر بیژن سمندر، «دربه‌در» با شعر اردلان سرفراز.

کارگاه پاپ تبعید؛ گوگوش، ابی، هایده، داریوش

نام آندرانیک در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ تقریباً روی همهٔ آلبوم‌های خوانندگان مشهور ایرانی در تبعید به‌عنوان آهنگساز یا تنظیم‌کننده دیده می‌شود. او در کنسرت‌های بزرگ با داریوش، ابی، معین و شکیلا سرپرست ارکستر بود. این جملهٔ بی‌بی‌سی، اگر درست باشد، یعنی نقش او فقط استودیو نبود؛ روی صحنه هم بافت صدا را کنترل می‌کرد.

در آهنگسازی، ویکی‌پدیا و منابع وابسته آثاری را ثبت کرده‌اند که نقشهٔ همکاری‌ها را روشن می‌کند. برای ابی: «سادگی مرا ببخش»، «منو ببخش»، «خانهٔ سرخ»، «گل سرخ»، «خورشید بی‌حجاب». برای داریوش: «جشن دلتنگی»، «یاس پرپر»، «پرسه»، «حریق دریا». برای گوگوش: «نفس»، «نیمهٔ گمشدهٔ من»، «بیا داره دیر میشه»، «ریشه». برای هایده: «جادو»، «سوگند»، «افسانه هستی»، «اسیر تو»، «دستای تو». برای ویگن: «حضرت آدم»، «صدای گریه» و دو صدایی «هم‌خونه». برای عارف: «نازک» با شعر شهیار قنبری و «مرد قبیله» با شعر لیلا کسری. برای معین: «بانو». برای ستار، مهستی، حمیرا، شهرام شب‌پره، شهره، شهرام صولتی و دیگران نیز عنوان‌هایی آمده است.

بی‌بی‌سی سه نمونه را برجسته می‌کند: «نفس» با شعر شهیار قنبری و صدای گوگوش، «منو ببخش» با شعر ایرج جنتی‌عطایی و صدای ابی، «سوگند» با شعر لیلا کسری و صدای هایده. رادیو فردا «نفس» و «جشن دلتنگی» را در آهنگسازی و «همصدا» با گوگوش و «شقایق» با داریوش را در تنظیم مثال می‌زند. زلاند به بی‌بی‌سی گفته شیوهٔ کاربرد سازهای زهی در «شقایق» بسیار تقلید شد. این جمله، معیار تأثیر است: وقتی دیگران خط زهی تو را کپی می‌کنند، زبان تنظیم عوض شده است.

فهرست تنظیم حتی از فهرست آهنگسازی شلوغ‌تر است. ابی با آهنگ‌های فرید زلاند، سیاوش قمیشی، بابک بیات و شادمهر عقیلی؛ گوگوش با «مرهم»، «پرستش»، «شکایت» از زلاند و سرفراز؛ داریوش با مجموعهٔ بزرگی از کارهای زلاند و قمیشی از «گل بارون‌زده» تا «آشفته‌بازار»؛ سیاوش قمیشی با «حکایت» و «غرقابهٔ درد»؛ معین با «کعبه»؛ فرهاد با «برف». عارف می‌گوید بیشتر کارهای موفق فرید زلاند از نظر خوانندگی، برای تنظیم به آندرانیک سپرده می‌شد: شعر اردلان، آهنگ فرید، تنظیم آندو. این مثلث، یکی از موتورهای پاپ لس‌آنجلس در دو دهه بود.

شنیدن این کارنامه یعنی فهمیدن تفاوت آهنگساز و تنظیم‌کننده در پاپ ایرانی. آهنگساز خط اصلی را می‌دهد. تنظیم‌کننده تصمیم می‌گیرد کدام ساز چه بگوید، هارمونی کجا فشرده شود، و ریتم چگونه به گوش شهری یا جاز یا شش‌وهشت نزدیک شود. آندرانیک در هر دو نقش کار کرد، اما شهادت همکاران این است که وزن اصلی‌اش تنظیم بود. ورود تدریجی‌اش به فضای ایرانی‌تر را زلاند در همکاری با هایده، ستار و معین می‌شنود؛ یعنی گوش غربی او با گذشت زمان به مُد و تزئین ایرانی نزدیک شد، نه این‌که از ابتدا فقط «غربی» مانده باشد.

کناره‌گیری از بازار لس‌آنجلس

از میانهٔ دههٔ ۱۹۹۰ آندرانیک از مدار پاپ تجاری لس‌آنجلس فاصله گرفت. همکاری‌اش بعداً از سوی آن سازمان اعلام شد. این چرخش، به روایت بی‌بی‌سی، باعث شد شماری از دوستان و همکاران در لس‌آنجلس از او فاصله بگیرند.

این قضاوت یک همکار است، نه سند حزب. برای مقالهٔ موسیقی، نکتهٔ فنی این است که بخشی از انرژی ارکسترال او از استودیوهای پاپ تبعید به پروژه‌های تشکیلاتی منتقل شد.

در همان سال‌های کاهش همکاری با ستاره‌ها، جوانانی سراغش رفتند. اکبرزاده از امیر انصاری نام می‌برد که در ۲۰۰۵ آلبومی از ساخته‌های آندرانیک با شعر شهیار قنبری اجرا کرد. آلبوم دوم به‌خاطر بحران مالی ناشی از کپی غیرقانونی منتشر نشد. این جزئی، اقتصاد شکنندهٔ موسیقی تبعید را نشان می‌دهد: حتی استاد تنظیم هم پشتوانهٔ پایدار نداشت.

سال‌های بیماری و آلبومی که کسی نخواند

دست‌کم از ۲۰۰۷ مشکلات جدی جسمانی داشت. به اکبرزاده گفته بود خوانندگان ترجیح می‌دهند شعر و آهنگ مجانی از ایران بگیرند و این‌که آهنگسازان قدیمی چگونه زندگی کنند دیگر مهم نیست. زلاند ظهور تکنولوژی و از بین رفتن پشتوانه را شکست بزرگ موسیقی ایرانی در غربت می‌داند و می‌گوید این فضا آندو را گوشه‌گیر کرد. آلبوم با صدای خودش اندوه عمیقی دارد و تنها بخشی از آن به ویدئو رسید؛ ویدئویی که فرزاد محبی رایگان ساخت چون آندرانیک توان مالی تهیهٔ تصویر را نداشت.

او پس از دورهٔ سرطان ریه، روز یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳ برابر ۲۲ فوریهٔ ۲۰۱۵ در هفتادوسه‌سالگی در بیمارستانی در لس‌آنجلس درگذشت. مراسمی در ۱۰ اسفند در کلیسا و آرامستان فارست لاون برگزار شد.

میراث گوش، نه فقط نام روی جلد

آندرانیک را گاهی «پدر موسیقی پاپ ایرانی» خوانده‌اند. این لقب تبلیغاتی است و باید با احتیاط به کار رود؛ واروژان و دیگران هم در همان تحول سهم دارند. سهم مستند آندو، وارد کردن هارمونی و رنگ بادی جاز به ریتم ایرانی، تنظیم آثاری که الگوی زهی‌شان تقلید شد، و نگه داشتن کیفیت ارکستر در استودیوهای تبعید است. گوگوش، ابی، هایده و داریوش بدون او هم می‌خواندند؛ اما بسیاری از بافت‌هایی که هنوز از رادیوهای فارسی خارج از ایران پخش می‌شود، دست‌خط اوست.

برای شنوندهٔ امروز، راه ورود می‌تواند «نمیاد» گوگوش، «نفس»، «شقایق» داریوش، «کعبه» معین، «هم‌خونه» ویگن و هایده، یا «مادرم» با صدای خودش باشد. در هر کدام، اگر به لایهٔ پشت صدا گوش بدهیم، تنظیم‌کننده را می‌شنویم: کسی که نت نوشت تا خواننده تنها نماند. آندرانیک آساطوریان همان کسی است که این تنهایی ارکستر را، از رادیو تهران تا لس‌آنجلس، پر کرد.

این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمی‌شود.

خواننده‌های مرتبط