تصویر Hesamodin Seraj

خواننده‌ها

Hesamodin Seraj

Iranian Traditional

آهنگ‌ها و آلبوم‌های Hesamodin Seraj را در گوشه بشنو. سبک: Iranian Traditional. از جمله track 05، Zam Zame Eshgh، راز نهفته.

حسام‌الدین سراج؛ آواز دستگاهی و گروه بیدل

زندگی و آغاز

سید حسام‌الدین سراج در بیست‌وششم مرداد ۱۳۳۷ در اصفهان به دنیا آمد. ویکی‌پدیای فارسی، همشهری‌آنلاین و صفحهٔ ترانه‌شناسی این تاریخ و شهر را یکسان ثبت کرده‌اند. پدرش سید محمدرضا سراج در منابع مشوق تحصیل علم و هنر معرفی شده است: بر ادبیات مسلط بوده، صدای خوبی داشته و با ادیبان و هنرمندانی چون جلال‌الدین همایی، جلال‌الدین تاج اصفهانی و حسن کسائی هم‌نشینی داشته است. این محیط اصفهان دههٔ چهل را نباید تزئین خانوادگی دانست؛ مکتب آواز و ساز اصفهان در همان حلقه‌ها منتقل می‌شد و سراج پیش از آن‌که به تهران و دانشگاه برود، گوشش با شعر و نغمهٔ محلی شکل گرفت.

موسیقی را از سیزده‌سالگی با تنبک آغاز کرد. سپس سنتور را در اصفهان نزد سیروس ساغری آموخت و برای تکمیل آن از فرامرز پایور، رضا شفیعیان و پشنگ کامکار بهره گرفت. آواز را نزد محمود کریمی و محمدرضا شجریان کار کرد. همشهری‌آنلاین همین زنجیره را بدون شاخ‌وبرگ نقل کرده است. معنای این فهرست روشن است: ساز را از مکتب اصفهان و تهرانِ پایور و کامکار گرفته و آواز را از دو مرجع ردیف پس از انقلاب. همزمان تحصیلات دانشگاهی را در معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی تا کارشناسی ارشد ادامه داد و دکترای پژوهش هنر را از دانشگاه هنر گرفت. همشهری نوشته در دانشکدهٔ هنرهای زیبا مبحث شناخت هنر تدریس می‌کند. ویکی‌پدیا سابقهٔ تدریس در همان دانشکدهٔ دانشگاه تهران را ثبت کرده است. پایان‌نامهٔ دکتری با عنوان «از گذر گل تا دل» بررسی تطبیقی زیبایی‌شناسی موسیقی و معماری است. خبرآنلاین نوشته کتاب در ۳۱۶ صفحه از انتشارات نیستان منتشر شده و فصل‌هایی چون ریاضی در موسیقی، هندسه در معماری، فیزیک صوت و نور و ترجمان موسیقی دارد؛ در فصل آخر نماهایی چون پل خواجو و سردر مسجد جامع اصفهان به زبان نت ترجمه شده‌اند. رونمایی کتاب در مهرماه در خانهٔ هنرمندان ایران با حضور هادی ندیمی، استاد راهنما، در همشهری آمده است.

سال‌های فعالیت در جدول ویکی‌پدیا از ۱۳۵۷ تاکنون است. همپای جلودار و نینوا در فهرست آثار آغازین آمده‌اند. این شروع با فضای موسیقی پس از انقلاب گره خورده است: آواز ایرانی در قالبی که هم به تصنیف و هم به مناسبت نزدیک بود، اما سراج بعدتر در گفت‌وگوی همشهری با محمود توسلیان تأکید کرد کارهای مناسبتی ضعیف را نخوانده و اثر وداع را با افتخار دفاع کرده است. او خود را در برابر برخورد صنفی با آثار مناسبتی قرار می‌دهد و هنر را دارای بستر فطری می‌داند. برای شنوندهٔ امروز، اهمیت این موضع در تداوم کارنامه است: نزدیک به پنج دهه فعالیت بدون گسست کامل از صحنه و نشر.

مسیر هنری

سرپرستی گروه موسیقی سنتی «بیدل» در ویکی‌پدیا و گزارش‌های همشهری تکرار شده است. نام گروه به عبدالقادر بیدل اشاره دارد و با علاقهٔ سراج به شعر عرفانی هم‌خوان است. همشهری در بهمن ۱۳۹۳ اجرای گروه بیدل را در تالار حافظ شیراز، در قالب سی‌امین جشنوارهٔ موسیقی فجر، با آهنگسازی رامین کاکاوند و نوازندگانی چون کورش بابایی، شهرام میرجلالی، مسعود حبیبی، بهرام خانی، داوود ورزیده و محمود فرهمند گزارش کرده است. اجرای دانشگاه صنعتی شریف نیز در همشهری آمده: گروه در پایان تصنیفی را به افتخار دانشجویان فنی هنردوست خواند. این دو صحنه دو مخاطب متفاوت را نشان می‌دهند: جشنوارهٔ رسمی شیراز و سالن ورزشی دانشگاه.

آلبوم مسیحا را همشهری از زبان خود سراج روایی و متفاوت با آثار پیشین وصف کرده است. تولید با آهنگسازی بهرام خانی حدود چهار سال پیش از انتشار آغاز شده و اثر حدود یک سال و نیم پیش از گفت‌وگو آماده بوده اما انتشار به تعویق افتاده است. مجموعه ۵۵ دقیقه‌ای در دو سی‌دی با ارکستر زهی و ساز ایرانی ضبط شده است. سراج دو دلیل برای عنوان مسیحا آورده: باور به همراهی مسیح در زمان ظهور، و استفاده از شعر «مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید». این‌که آلبوم روایی است یعنی قطعات باکلام و بی‌کلام پشت سر هم داستان می‌سازند، نه آن‌که فقط مجموعه‌ای از تصانیف جدا باشند. چشم بی‌خواب در تیر ۱۳۹۸ با آهنگسازی مجید مولانیا و گروه سور در فرهنگسرای ارسباران رونمایی شد. مهر نوازندگان را جمشید صفرزاده (سنتور)، حمید قنبری و امین داوری (کوبه)، علیرضا دریایی و فرنام اسکندری (کمانچه)، صابر سوری (عود) و مولانیا (تار) معرفی کرده است.

کنسرت‌های خارج از کشور در ویکی‌پدیا برای معرفی فرهنگ ایران در آمریکا، فرانسه، انگلستان، آلمان، اسپانیا، چین، ترکیه، کانادا، روسیه و چند کشور دیگر آمده است. همشهری نیز اجراهای خارجی را تأیید کرده بدون ذکر همهٔ تاریخ‌ها. در تابستان ۱۳۹۷ پس از سال‌ها در مشهد سه شب با گروه بامداد اجرا کرد. حضور با ارکستر ملی نیز در کارنامه است: همشهری در ۱۳۹۲ از اجرای با رهبری همایون رحیمیان خبر داده و مهر بعدها کنسرت «ماه من» را در تالار وحدت گزارش کرده است. مسیر او از گروه مجلسی بیدل تا ارکستر ملی، دو مقیاس اجرا را همزمان نگه می‌دارد.

سبک و صدا

سبک در همهٔ منابع موسیقی سنتی ایرانی است. سازها سنتور و سه‌تارند و تنبک نقطهٔ شروع بوده است. آهنگسازی را در آثاری چون باغ ارغوان، شرح فراق، بی‌نشان، آئینه رو، نرگس مست و ماه نو خود بر عهده داشته است. همشهری نوشته علاوه بر آواز در برخی آثار آهنگسازی کرده و با سنتور و سه‌تار آشنایی دارد. صدا و لحن در مقالهٔ توسلیان دارای شخصیت هنری مستقل دانسته شده که ردپایش در آثار پیدا می‌شود. سراج در همان گفت‌وگو تلفیق شعر و موسیقی را مهم دانسته اما نگفته که باید به شیوهٔ پیشینیان بخواند. این تمایز دقیق است: شاگرد کریمی و شجریان بودن به معنای تقلید تحریر استاد نیست؛ کارنامه نشان می‌دهد تصنیف، ساز و آواز و گاه فرم روایی را با هم به کار برده است.

کتاب از گذر گل تا دل چارچوب نظری همین گوش را می‌سازد. اگر نمای پل خواجو به نت برگردانده می‌شود، آواز نیز نزد او امری تناسبی است نه فقط بیان احساس. در مسیحا و آفاق عشق همان نگاه تطبیقی دیده می‌شود: روایت ادبی را به معماری صوتی ترجمه کردن. آیین آواز، برنامهٔ آموزشی که ویکی‌پدیا سراج را مبدع فکر اولیه‌اش دانسته و علی شیرازی آن را در فرهنگسرای ارسباران بنیان گذاشته، امتداد نقش معلم است.

اذانی که در اردیبهشت ۱۳۹۸ در فضای مجازی پخش شد و صداوسیما از پخش آن خودداری کرد، نمونهٔ برخورد رسانه‌ای با صدای اوست. سراج به ویکی‌پدیا نقل شده که اذان با درآمد بوسلیک آغاز می‌شود، در اوج و حجاز ادامه می‌یابد و در فرود به بوسلیک برمی‌گردد. این توضیح دستگاهی است: حتی اذان را در منطق گوشه و فرود می‌بیند. پخش نشدن از سیما را نباید با غیبت از صحنه یکی کرد؛ کارنامهٔ آلبوم و کنسرت پس از ۱۳۹۸ ادامه دارد.

آثار و همکاری‌ها

فهرست ویکی‌پدیا فشرده اما گویاست: همپای جلودار، نینوا ۱ و ۲، باغ ارغوان، وصل مستان، شمس الضحی، یاد یار، آفاق عشق نظامی (خسرو و شیرین، لیلی و مجنون) در ۱۳۷۲، طریقت عشق، آینه رو و بوی بهشت در ۱۳۷۴، دل‌آرا در ۱۳۷۵، بی‌نشان، نگاه آسمانی، نرگس مست، شهر آشنایی، شرح فراق در ۱۳۷۸، رویای وصل، وداع و نازنین یار در ۱۳۸۲، عشق و مستی و ماه نو در ۱۳۸۳، آئینه و آه در ۱۳۸۴، قصهٔ گیسو و گریهٔ بی‌بهانه در ۱۳۸۷، جام الست در ۱۳۸۸، راه بی‌نهایت در ۱۳۹۰، خوشا سرو در ۱۳۹۱، مسیحا در ۱۳۹۳، لب‌خوانی باران در ۱۳۹۴، چشم بی‌خواب در ۱۳۹۸، شکوه وطن و بوسه بر ماه در ۱۴۰۱. ترانه‌شناسی جزئی‌تر برای نینوا و نرگس مست عوامل گروه بیدل را نشان می‌دهد. مهر در معرفی برنامهٔ ساعت ۲۵، نینوا، شمس الضحی و شرح فراق را از آثار ماندگار او خوانده است.

همکاری با نوازندگان مرجع در ویکی‌پدیا آمده است: جلیل شهناز، فرهنگ شریف، حسن یوسف‌زمانی، فریدون شهبازیان، جلال ذوالفنون و محمد موسوی. این نام‌ها سه نسل ساز ایرانی را پوشش می‌دهند: تار و سه‌تار قدما، آهنگسازی ارکسترال شهبازیان، نی موسوی. آفاق عشق بر اساس نظامی، کار را از تصنیف کوتاه به فرم روایی ادبی می‌برد و مسیحا همان منطق را دو دهه بعد با ارکستر زهی تکرار می‌کند. چشم بی‌خواب همکاری با نسل جدیدتر گروه سور است نه فقط بیدل؛ یعنی سراج خود را به یک ترکیب ثابت محدود نکرده است. شکوه وطن دوباره بیدل را به صحنهٔ آلبوم برمی‌گرداند و کلام اخوان را کنار حافظ و مولانا می‌نشاند. انتخاب اخوان برای آلبومی با عنوان میهنی، رنگ شعر نو را به ردیف دستگاهی اضافه می‌کند.

لغو کنسرت کرمانشاه در ۱۸ تا ۲۰ تیر ۱۳۸۹ در ویکی‌پدیا و رادیو فردا آمده است. برنامه با کمک جمعیت دانشجویی امام علی تدارک شده بود. در شب نخست درهای تالار انتظار را زنجیر کردند و به دارندگان بلیت راه ندادند. سراج به ایسنا گفته نتوانستند وارد سالن شوند. رادیو فردا آن را برنامهٔ خیریه دانسته و نوشته اجراهای روزهای بعد هم لغو شد. علی‌اکبر مرادی، نوازندهٔ تنبور، پس از این واقعه از برگزاری کنسرت در کرمانشاه منصرف شد. این حادثه بخشی از کارنامهٔ صحنه است نه حاشیهٔ فرعی: حتی آواز دستگاهی با مجوز نیز در آن سال از فشار خیابانی مصون نبود.

جایگاه

سراج در نقشهٔ آواز پس از انقلاب میان شاگردان مستقیم شجریان و خوانندگان تصنیف‌محور جای می‌گیرد. همشهری نوشته در طول نزدیک به سه دهه (تا زمان آن مقاله در دههٔ هشتاد) آهسته و پیوسته کار کرده و کمتر دچار نوسان دوستانش شده است. امروز با احتساب آثار ۱۴۰۱ این پیوستگی از سه دهه گذشته است. نشان درجهٔ یک هنری در برخی زندگینامه‌ها آمده اما برای این مقاله همان کارنامهٔ آلبوم و تدریس کافی است.

تمایزش حفظ گروه بیدل در کنار همکاری با سور و ارکستر ملی است. بسیاری از خوانندگان سنتی یا به ارکستر بزرگ پیوستند یا در ترکیب کوچک ماندند؛ او هر دو مقیاس را نگه داشت. پژوهش معماری به آواز او زبان نظری داد که در میان هم‌نسلان کمتر دیده می‌شود. لغو کرمانشاه و مقاومت در برابر پخش اذان، دو نقطهٔ اصطکاک با فضای عمومی‌اند، در حالی که کنسرت مشهد و تالار وحدت دو نقطهٔ رسمیت‌اند. جایگاه نهایی‌اش در گوشه باید از روی تداوم تصنیف و ساز و آواز سنجیده شود، نه از روی یک جدل خبری.

شنیدن در گوشه

در گوشه مسیر سراج را بهتر است لایه‌لایه شنید. نینوا و باغ ارغوان آغاز پس از انقلاب را می‌سازند؛ شمس الضحی و شرح فراق اوج تصنیف دههٔ شصت و هفتاد را نشان می‌دهند. آفاق عشق را به‌عنوان فرم روایی نظامی جدا بگذارید و مسیحا را دو دهه بعد با همان منطق روایت بشنوید. نرگس مست با گروه بیدل رنگ مجلسی دارد؛ چشم بی‌خواب با سور رنگ نسل بعد. شکوه وطن را در نسبت با کلام اخوان و حافظ بشنوید نه فقط به‌عنوان آلبوم میهنی. اگر ارکستر می‌خواهید، گزارش مهر از ماه من را کنار ضبط‌های گروه کوچک بگذارید تا تفاوت مقیاس معلوم شود. آنچه در گوشه می‌ماند آوازی است دستگاهی، پیوسته و پژوهش‌گر: اصفهان در گوش، تهران در تدریس، و بیدل در نام گروه.

این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمی‌شود.

آهنگ‌های Hesamodin Seraj

آلبوم‌های Hesamodin Seraj

خواننده‌های مرتبط