جهانبخش پازوکی؛ آهنگساز و ترانهسرایی که شعر و ملودی را با هم مینوشت
جهانبخش پازوکی در موسیقی پاپ و مردمی ایران نامی است که معمولاً دو بار روی جلد میآید: یک بار بهعنوان شاعر و یک بار بهعنوان آهنگساز. این یگانگی نقش، او را از بسیاری همکاران نسل خودش جدا میکند. عشق درونمایهٔ اصلی نوشتههای اوست، اما ملودیهایش اغلب در دستگاهها و آوازهای موسیقی ایرانی حرکت میکنند؛ پلی میان تصنیف آشنا و پاپ شهری. در گوشه، صدای مهستی، هایده، معین، ستار، حمیرا و گلپا بارها روی ساختههای او به گوش میرسد. این مقاله متن ترانه نمیآورد و تنها مسیر مستند زندگی و کار او را روایت میکند.
شیراز، اصفهان و آموزش موسیقی
او چهارم خرداد ۱۳۱۶ در شیراز زاده شد. شغل پدر نظامی بود و خانواده از حدود پنجسالگی به اصفهان رفت؛ شهری که دبستان و دبیرستان او در آن گذشت. در دبیرستان ادب، همان کالج انگلیسیها به ریاست حسین عریضی، تحصیل کرد و با هوشمند عقیلی همکلاس شد. دوستی با عقیلی بعدها به همکاری هنری درازدامن بدل گردید.
موسیقی را از هفتسالگی با فلوت آغاز کرد و بعد ویولن را ساز حرفهای خود ساخت. مبانی را نزد محمد نیکنام و عبدالحسین برازنده آموخت و هفت سال ویولن کلاسیک را نزد بیوزاند، ویولونیست ایتالیایی، کار کرد. در اصفهان از مجالست جلیل شهناز و تاج اصفهانی بهره برد. سالهایی نیز با حسن کسایی، استاد نی، محشور بود و دستگاهها و گوشههای موسیقی ایرانی را از او فراگرفت. همزمان به دانشگاه رفت و در فلسفه، روانشناسی و علوم تربیتی فارغالتحصیل شد. این ترکیب آموزش غربی ویولن و ردیف ایرانی، توضیحدهندهٔ لحنی است که بعدها هم در ارکستر سنتی و هم در تنظیم پاپ جواب داد.
آهنگسازی و ترانهسرایی جدی را از حدود بیستوسهسالگی آغاز کرد. نکتهای که زندگینامهها مدام تکرار میکنند این است که او شعر و آهنگ یک اثر را غالباً خودش مینویسد؛ کاری که در صنعت ترانه معمولاً میان دو نفر تقسیم میشود. خودش گفته که معمولاً آهنگ ازپیشساخته در کشو ندارد و روی صدا و توانایی خواننده اثر را میسازد؛ گاهی ماهها در حالوهوای یک قطعه میماند تا شعر و ملودی با هم بنشینند.
نخستین موفقیتها در ایران
شناخته شدن عمومی با «غروب کوهستان» و صدای ناهید داییجواد، خوانندهٔ اصفهانی، آغاز شد. نخستین تهیهکننده و پخشکنندهٔ آثارش شرکت آپولون به مدیریت منوچهر بیبیان بود. از همان دوره، سادگی زبان و ضرباهنگ قابل حفظ، آثارش را به محفل و مجلس برد. زندگینامهٔ رسمیاش تأکید میکند که اجرای موسیقی او لزوماً به ارکستر بزرگ و صحنهٔ پرزرقوبرق نیاز ندارد: یک ملودی روشن، شعری سهلممتنع و یک صدای مناسب کافی است تا اثر به حافظه برود.
پوران از نخستین چهرههای معروفی بود که با او کار کرد؛ قطعههایی که در تجدید موقعیت حرفهایاش نقش داشتند. منوچهر سخایی با آثاری چون «برگرد»، «بدرود»، «دیدی از دستم رفت»، «لب دریا» و «پنجره» در اواخر دههٔ چهل و آغاز دههٔ پنجاه از پرفروشترین کارهای آن سالها را اجرا کرد. هایده با «نفرین» و «اول آشنایی» به دنیای ملودیهای او آمد. فرشته، عارف، حمیرا، اکبر گلپایگانی، افشین مقدم، کورس سرهنگزاده، گوگوش، رامش و فریدون فرهی نیز هر یک با چند اثر مشخص به این کارنامه پیوستند. مازیار با قطعههایی چون «ماهیگیر»، «همسر»، «آرزوی فردا»، «پیکره» و «کبوتر» صدایی تازه از همان قلمرو را به رادیو آورد.
هوشمند عقیلی، همکلاس قدیمی، با آثاری چون «ای خدا»، «حالا دیگه نوبت توست» و «دریا همان دریا بود» به میدان آمد. این حلقه نشان میدهد پازوکی از ابتدا هم با خوانندهٔ سنتیخوان مثل گلپا کار میکرد و هم با صدای پاپ رادیو. تنظیم بسیاری از کارهای بعدیاش را منوچهر چشمآذر، کاظم عالمی، لقمان ادهمی و ناصر چشمآذر بر عهده گرفتند؛ نامهایی که بافت ارکسترال پاپ لسآنجلسی دههٔ شصت و هفتاد خورشیدی را هم شکل دادند.
مهستی: طولانیترین همدستی
هیچ همکاری در کارنامهٔ پازوکی به اندازهٔ کار با مهستی تکرار نشده است. سایت رسمی او شمار آثار اجراشده با صدای مهستی را پنجاهوهشت ترانه میداند؛ دانشنامهٔ مهستی حدود شصت اثر را از پازوکی میشمارد. ناصر چشمآذر در گفتوگو با رادیو فردا فعالیت مهستی را به سه دوره تقسیم کرده: گلها و ملودی اصیل؛ ورود به موسیقی مردمی با ساختههایی چون «بچه نشو ای دل» از پازوکی که با ارکستر سنتی اجرا میشد؛ و سپس پاپ با سازبندی مدرنتر، که در آن چشمآذر تعدادی از همین ملودیها را برای مهستی تنظیم کرد. به بیان او، مهستی صدای خود را با هارمونیهای تازه روی ساختههای پازوکی وفق میداد.
خود پازوکی پس از درگذشت مهستی به رادیو زمانه گفته که نزدیک چهلودو یا چهلوسه سال با او کار کرده است: او میساخته و میسروده، و مهستی چنان اجرا میکرده که به اثر جاودانگی میبخشیده. این شهادت از زبان آهنگساز، بیش از تعریف رسمی، جای مهستی را در کارنامهٔ او روشن میکند. نخستین کار پاپ مهستی در روایت دانشنامهای همان «بچه نشو ای دل» است. «قسم» نیز از ساختههای اوست که در برنامهٔ «شما و رادیو» پخش شد. پس از انقلاب، آثاری چون «اسیر» و «محبت» ادامهٔ همین خط در غربت بودند.
هایده، خواهر مهستی، مسیر جداگانهای با پازوکی داشت. فهرست ترانهشناسی شامل قطعههایی چون «بهار زندگی» و «شهر آشوب» با صدای اوست. حمیرا نیز هم پیش از انقلاب با «بهار زندگی» و «وقتی که تو رفتی» و هم پس از مهاجرت با «ده بهار» و «بذار عاشقت باشم» با او کار کرد. این سه صدای زنانه، هر یک با رنگ متفاوت، بخش بزرگی از تصویر عمومی پازوکی را ساختند: تصنیف عاشقانهٔ قابل زمزمه، با تکیهگاه دستگاهی مشخص.
مهاجرت به بلژیک و لسآنجلس
پس از انقلاب ۱۳۵۷، مانند بسیاری از موسیقیدانان پاپ، ایران را ترک کرد. مدتی در سکوت بود و سپس با آثاری چون «گریه نکن» و «پرسپولیس» برای فرزین دوباره فعال شد. در ۱۳۶۵ ابتدا به بلژیک و بعد به ایالات متحده رفت. نخستین نوار آثارش در خارج با صدای مهستی، هایده، ستار و معین از شرکت ترانه منتشر شد. از آن پس لسآنجلس پایگاه کار شد.
در غربت، برای معین قطعههایی چون «خونه»، «عاشق تر از من چه کسی»، «رسم» و «در کار عشق» ساخت. «وقتی که تو رفتی» و «ساده» نیز در ترانهشناسی معین با نام او ثبت شدهاند. برای هوشمند عقیلی آلبوم «چه خبر از ایران» را عرضه کرد. ستار با «نارفیق»، «بینظیر»، «پناه» و بازخوانیهای زنده به فهرست پیوست. امید، مارتیک، شکیلا، شهلا سرشار، جهان، بهرام فروهر و پویا نسل بعدی مجریان آثار او در خارج بودند. شکیلا با مجموعهای از تصنیفهای دستگاهمحور، و امید با قطعاتی در شور و اصفهان، نشان دادند که زبان پازوکی به یک دهه یا یک لیبل محدود نماند.
شمار کل آثار در دانشنامهٔ فارسی بیش از ششصد آمده است. یک مجموعهٔ شنیداری مستقل ۲۹۶ قطعهای را که هم شعر و هم ملودیشان از اوست گرد آورده و تأکید کرده که عدد دقیق را نمیتوان قطعی اعلام کرد. اختلاف این دو رقم طبیعی است: بعضی کارها فقط آهنگاند، بعضی فقط شعر، و بعضی هر دو. آنچه روشن است پرکاری کممانند در چند نسل خواننده است.
او در مصاحبهها گفته برای طبقه یا گروه خاصی نساخته، اما خوشحال است که پیر و جوان پذیرفتهاند. حس دلتنگی برای اصفهان و زادگاه در زندگینامهٔ رسمیاش بهعنوان نمونهٔ همین سادگی آمده است. در تنظیم، بافت هارمونیک نسبتاً ساده، تنوع حرکت ملودی و پرهیز از یکنواختی مضمون از ویژگیهایی است که همان متن برای آثارش برمیشمارد.
جایزه، بزرگداشت و زندگی خانوادگی
در ۲۰۰۵ بهخاطر سالها کار در موسیقی ایرانی و حفظ آن در خارج از کشور، جایزهٔ شیر بالدار طلایی آکادمی جهانی هنر، ادبیات و رسانه را گرفت. در پانزدهم سپتامبر ۲۰۱۱ بزرگداشتی برای او برگزار شد که هوشمند عقیلی، ستار، امید، مرتضی، مارتیک و هلن در آن آثار شاخصش را اجرا کردند. اجرای برنامه با مولود زهتاب بود و رهبری ارکستر با کاظم عالمی. داریوش اقبالی، انوشیروان روحانی و محمد حیدری از میهمانان بودند. چنین مراسمی در جامعهٔ موسیقی لسآنجلس معمولاً برای کسانی برگزار میشود که چند نسل خواننده روی شانهشان ایستادهاند.
با نیره فروتن ازدواج کرد؛ آشنایی به دوران دانشگاه برمیگردد. پازوکی از همسرش بهعنوان مشاور جدی شعر و اجرا یاد کرده و گفته بسیاری از خوانندگان نظر او را میخواستهاند. دو دختر به نامهای نیلوفر و نگار دارد که هر دو در پزشکی تحصیل کردهاند. این جزئیات را خود در زندگینامهٔ منتشرشده آورده و از دایرهٔ شایعه بیرون است.
جایگاه در تاریخ پاپ ایرانی
پازوکی را نباید با موج نوی ترانهٔ جنتی عطایی و قنبری یکی گرفت. مسیر او بیشتر از ردیف و تصنیف و زبان عاطفی مردم میآید تا از شعر نو و تئاتر اجتماعی. با این حال، در بازار پاپ پیش و پس از انقلاب حضوری انکارناپذیر داشت: گلپا در سهگاه و شور، مهستی در عبور از گلها به پاپ، هایده در تصنیف پرطنین، معین در غربت لسآنجلس. تنظیمکنندگان مدرن روی ملودیهای او پل زدند؛ بدون آن ملودیها بخش بزرگی از «صدای خاطره» دههٔ پنجاه تا هفتاد تهی میماند.
برای شنوندهٔ گوشه، نام جهانبخش پازوکی روی برچسب قطعه یعنی احتمال زیاد که هم کلام و هم آهنگ از یک نفر باشد، و اینکه اثر جایی میان آواز ایرانی و پاپ ایستاده است. او ویولونیست ماند، شاعر ماند، و برخلاف بسیاری از همکاران که فقط ملودی فروختند یا فقط متن، هر دو را با هم به خواننده سپرد. این روش کندتر است و به همین دلیل آثارش کمتر «مد روز» و بیشتر «قابل تکرار» از کار درآمدند؛ ویژگیای که پس از نیم قرن هنوز در فهرست پخش شنیده میشود.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.






