تصویر Shahram Nazeri

خواننده‌ها

Shahram Nazeri

آهنگ‌ها و آلبوم‌های Shahram Nazeri را در گوشه بشنو. از جمله Emshab، Sarzamin-e Madari (For Orchestra & Avaz)، Iran-e Javan-Vatanam (For Choir, Tonbak & Piano).

شهرام ناظری؛ آواز کردی و کلاسیک فارسی از چاووش تا مولانا

کودکی در کرمانشاه و آموزش ردیف

شهرام ناظری در بیست‌ونهم بهمن ۱۳۲۸ در کوچه یخچالی محله برزه‌دماغ کرمانشاه، در خانواده‌ای کردزبان و آشنا با شعر و موسیقی به دنیا آمد. وب‌سایت رسمی و ویکی‌پدیای فارسی همین تاریخ و مکان را ثبت کرده‌اند. مادر از خردسالی او را با شعر و آواز آشنا کرد؛ پدر با گوشه‌ها و ردیف آواز ایرانی آشنا بود و سه‌تار می‌نواخت و از سبک خوانندگانی چون شیخ داوودی بهره می‌گرفت. بزرگ خاندان، پرویز خان پورناظری معروف به حاجی‌خان، از شاگردان درویش‌خان و کلنل وزیری بود و بسیاری از موسیقی‌دانان کرمانشاه نت و موسیقی دستگاهی را از او آموختند.

این محیط باعث شد ناظری در هفت‌سالگی نخستین برنامه را در رادیو کرمانشاه با تار درویشی اجرا کند. در یازده‌سالگی چند برنامه آواز در رادیو تلویزیون ایران خواند. ارتباط با پسرعمویش کیخسرو پورناظری و با درویش نعمت‌علی‌خان خراباتی، آشنایی‌اش با موسیقی محلی کردی را عمیق‌تر کرد. در ۱۳۴۵ برای درس گرفتن از عبدالله دوامی، نورعلی برومند، عبدالعلی وزیری و محمود کریمی به تهران رفت و سه‌تار را نزد احمد عبادی، جلال ذوالفنون و محمود هاشمی آموخت. مدتی نیز در تبریز با غلامحسین بیگجه‌خانی و محمود فرنام کار کرد. در ۱۳۵۴ به پیشنهاد برومند به استخدام رادیو تلویزیون درآمد و نخستین برنامه را با گروه شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی، با مثنوی مولوی و ترانه‌ای از شیخ بهایی اجرا کرد. سپس با گروه عارف حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان ادامه داد. دوستی نزدیک با محمدرضا شجریان از همان سال در ساختمان رادیو آغاز شد و حدود هفت سال ادامه یافت.

در ۱۳۵۵ در نخستین آزمون موسیقی سنتی ایران با نام باربد مقام اول آواز را گرفت. در ۱۳۵۶ با گروه سماعی به سرپرستی اصغر بهاری و حسن ناهید در جشنواره توس اجرا کرد. این سال‌ها او را از صدای محلی کرمانشاه به خواننده دستگاهی پایتخت تبدیل کرد، بی‌آنکه زبان مادری کردی از کارنامه حذف شود.

چاووش، گل صدبرگ و موسیقی عرفانی

از ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ در آلبوم‌های چاووش شماره دو، سه، چهار، هفت و هشت با گروه‌های شیدا و عارف خواند. کانون چاووش به کوشش لطفی و زیر نظر هوشنگ ابتهاج شکل گرفته بود و محتوای بیشتر آثارش حماسی بود. چاووش دو میان شجریان و ناظری مشترک است؛ سرود «آزادی» با صدای ناظری در همین مجموعه است. در چاووش چهار تصنیف «ای پدر» اثر لطفی آمده و در چاووش هفت و هشت قطعات میهنی دیگری چون «بخوان هموطن» و «کاروان شهید» با صدای او ثبت شده است. این دوره، ناظری را در حافظه جمعی سال‌های انقلاب و جنگ به‌عنوان یکی از چند صدای انگشت‌شمار آواز جدی فارسی نشاند.

پس از توقف نسبی انتشار موسیقی دستگاهی در میانه ۱۳۶۰، نوارهایی به مناسبت هشتصدمین سال تولد مولانا دوباره فضا را باز کرد. «گل صدبرگ» معروف‌ترین آن‌هاست: آواز ناظری، سرپرستی و تنظیم جلال ذوالفنون، همنوازی چند سه‌تار، و دف بیژن کامکار که منابع آن را از نخستین حضورهای پررنگ دف در همنوازی دستگاهی دانسته‌اند. مایه بیات ترک است و تصنیف «اندک اندک» با شعر مولوی ساخته خود ناظری در همین آلبوم است. پخش این تصنیف از تلویزیون در هفته دفاع مقدس، به روایت صفحه آلبوم، نوعی چراغ سبز به موسیقی عرفانی تازه‌پا تعبیر شد. بی‌بی‌سی فارسی نوشته کمتر کسی که دهه شصت را در ایران گذرانده این تصنیف را زمزمه نکرده است. تاریخ انتشار در منابع ۱۳۶۰ یا حوالی آن آمده؛ رادیو فردا از ۱۳۶۵ نیز سخن گفته است. اختلاف سال را باید به بازنشر و روایت‌های مختلف نسبت داد، نه به وجود دو اثر جدا.

در همین سال‌ها «یادگار دوست» با آهنگسازی کامبیز روشن‌روان به‌عنوان تجربه‌ای ارکسترال و «آتشی در نیستان» باز با ذوالفنون منتشر شد. به گفته او، شعر مولوی الحان و ریتم‌های ازیادرفته را به موسیقی دستگاهی برگرداند. وب‌سایت رسمی همین رویکرد را ستون پنجاه سال کار دانسته: مولانا، فردوسی، حافظ، سعدی و شاعران معاصر.

همکاری با کیخسرو پورناظری و گروه تنبور شمس، خط کردی و مقامی را به مرکز آورد. «صدای سخن عشق»، «مهتاب‌رو» و «حیرانی» از این مدارند. بازخوانی تصنیف‌های کردی کرمانشاهی چون «کابوکی»، «شیرین شیرین» و «واران وارانه» در منابع فارسی از آثار مشهور او به زبان مادری شمرده شده است. «در گلستانه» با هوشنگ کامکار روی شعر سهراب سپهری، «زمستان» روی شعر اخوان، و همکاری با کامکارها در کنسرت‌های ۷۶ و ۷۷، دامنه شعری را از کلاسیک به نو کشاند.

شاهنامه، نوآوری آوازی و همکاری با نسل بعد

ناظری از خوانندگان هم‌عصرش به اسطوره و لحن حماسی گمشده آواز ایرانی توجه بیشتری نشان داده است. بی‌بی‌سی او را از نخستین کسانی دانسته که داستان ضحاک، کاوه و درفش کاویانی را در قالب آواز سنتی خوانده است. اجراها در سه بستر توصیف شده‌اند: موسیقی مقامی با تنبور و گروه فردوسی (از جمله فستیوال کارتاژ تونس و سن‌فلوران فرانسه)، ارکستر دستگاهی با کیوان ساکت، و گروه بین‌المللی با حافظ ناظری از جمله در کارنگی‌هال نیویورک در ۲۰۱۰. آلبوم «درفش کاویانی، کاوه آهنگر» با آهنگسازی فرید الهامی بخش فارسی این پژوهش را منتشر کرد. اجرای بیژن و منیژه به‌صورت سلو و بعدها با حسین علیزاده و پژمان حدادی نیز در منابع آمده است.

از پایان دهه هفتاد خورشیدی تحریرهای ریتمیک تازه‌تری در آلبوم‌هایی چون «ساز نو آواز نو»، «سفر به دیگر سو»، «لولیان» و «مولویه» شنیده شد. «سفر به دیگر سو» را دکترین موسیقایی خود خوانده است. «مولویه» یا «شور رومی» با تنظیم حافظ ناظری نامزد گرمی ۲۰۰۷ شد و دیپاک چوپرا نیز در پروژه حضور داشت. «بعد یازدهم» در ۱۳۹۲ بخش نخست سمفونی رومی حافظ است و منابع آن را از پرفروش‌های کلاسیک همان سال دانسته‌اند. آلبوم «ناگفته» با ناشر سونی کلاسیک، «آرش کمانگیر» روی منظومه سیاوش کسرایی با پژمان طاهری، و آثاری چون «امیرکبیر» و «خنیاگر» نشان می‌دهند مسیر پس از ۱۳۸۰ میان ارکستر غربی، شعر نو و موسیقی منطقه‌ای در نوسان بوده است.

داریوش صفوت ارزش صدا را در لنگرها و آکسان‌های حماسی دانسته که به روایت او قرن‌ها در آواز ایرانی کم‌رنگ شده بود. خود ناظری این حرکت حماسی را به فرهنگ کرد بودنش نسبت داده است. این ادعا را باید در کنار کارنامه فارسی‌اش خواند: او هرگز خواننده صرفاً محلی نماند، اما لحن کردی را از دستگاه جدا نکرد.

در ۱۳۹۳ کنسرت کرمانشاه با قطعات کردی حاشیه‌ساز شد؛ رسانه‌هایی اجرای بیتی را که به فارسی «من کرمانشاهی‌ام فارسی نمی‌دانم» معنا می‌شد مخالف وحدت خواندند. ناظری پاسخ داد فرزند کرد است و ادامه شعر جان فدا کردن برای مخاطب فارس است، نه جدایی‌طلبی. در ۲۰۱۹ کنسرت سالانه قونیه را به‌خاطر عملیات ترکیه در شمال سوریه لغو کرد و گفت مولانا صدای صلح است و با رنج کردهای سوریه همبستگی می‌کند. از آن پس در ترکیه اجرا نکرده است.

جوایز، صحنه جهانی و ماندن در ایران

در ۲۰۰۷ دولت فرانسه نشان شوالیه ادب و هنر (لژیون دونور فرهنگی) را در تئاتر شهر پاریس به او داد. بی‌بی‌سی نوشت نخستین خواننده ایرانی و نخستین کرد است که این نشان را گرفته و اهدای آن با سال مولانا در یونسکو همزمان شده است. رادیو فردا از سخنان ترا نووا، مشاور فرهنگی ریاست‌جمهوری فرانسه، نقل کرد که اجراهای ناظری از تأثیرگذارترین برنامه‌های تالاری است که سالی بیش از چهارصد اجرا دارد. خود او گفت بیست سال با مخاطب فرانسوی کار کرده و این صدا را صدای شرق و ایران دانست، نه دستمزد شخصی. در ۲۰۱۴ نشان شوالیه ملی لیاقت فرانسه نیز در منابع آمده است. آسیا سوسایتی در ۲۰۰۷ او را هنرمند برتر آسیا خواند و بان کی‌مون در همان مراسم از او تقدیر کرد.

لقب‌های مطبوعاتی نیز بخشی از تصویر جهانی‌اند: نیویورک تایمز «بلبل فارسی» یا «بلبل ایرانی»، کریستین ساینس مانیتور «پاواروتی ایران» پس از جایزه بهترین موسیقی عرفانی جشنواره فاس مراکش در ۱۹۹۷. جایزه کونکورز فولکلور ۱۹۷۵، لوح شهر ایرواین برای پیام مولانا، نشان سماع بارگاه مولانا از اسین چلبی در قونیه، و تقدیرهایی از دانشگاه‌ها در منابع فهرست شده‌اند؛ برخی از این موارد در ویکی‌پدیا نیازمند منبع مستقل‌اند و باید با احتیاط تکرار شوند. آنچه با چند منبع خبری قابل اتکاست، نشان فرانسه، آسیا سوسایتی، فاس و آزمون باربد است.

صحنه‌های بین‌المللی ثبت‌شده شامل آوینیون، تئاتر دلاویل پاریس، سامر فستیوال توکیو، رویال آلبرت‌هال، بیت‌الدین لبنان، فیلارمونیک کلن، بروکلین و فاس است. کنسرت آلبرت‌هال ۱۳۸۲ برای کمک به زلزله‌زدگان بم بود؛ اجراهایی برای کودکان افغان، زلزله کرمانشاه، سیل ۱۳۹۸ و اهدای درآمد سال ۱۳۹۲ به آسیب‌دیدگان نیز در ویکی‌پدیا آمده است. پس از زلزله کرمانشاه قطعه «برگریزان» را تقدیم زادگاه کرد و پس از سقوط هواپیمای اوکراینی «جان جانم» را منتشر کرد.

در گفت‌وگوی ۱۳۹۰ با بی‌بی‌سی از پخش سی‌ساله بدون اجازه آثارش از صدا و سیما گلایه کرد و ممنوعیت نمایش ساز و صدای زنان را از مشکلات بنیادی موسیقی ایران دانست. گفت از ابتدای انقلاب وام و زمین و تسهیلات نگرفته و در ایران مانده است. این ماندن، در مقایسه با نسل پاپ مهاجر، بخشی از جایگاه عمومی اوست: خواننده دستگاهی که هم در تالارهای اروپا خوانده هم از ترک تهران به‌عنوان قاعده کار حرفه‌ای پرهیز کرده است.

شنیدن در گوشه

در گوشه، کارنامه ناظری را بهتر است در چهار لایه شنید. لایه نخست چاووش است تا بفهمید این صدا چگونه در لحظه انقلاب به سرود جمعی گره خورد. لایه دوم «گل صدبرگ»، «آتشی در نیستان» و «یادگار دوست» است؛ ستون مولانا و دف و سه‌تار که نام او را در دهه شصت همگانی کرد. لایه سوم تنبور شمس و قطعات کردی است: بدون این لایه، ناظری به خواننده صرفاً دستگاهی تهران فروکاسته می‌شود. لایه چهارم پژوهش شاهنامه و کارهای پس از ۱۳۸۰ با حافظ ناظری، گروه دستان، علیزاده و ارکسترهای غربی است.

اگر فقط یک مسیر کوتاه بخواهید، «اندک اندک» را در بافت کامل «گل صدبرگ» بشنوید، بعد یک تصنیف چاووش، بعد «مهتاب‌رو»، و سپس بخشی از «مولویه» یا «سفر به دیگر سو» تا تحریرهای متأخر روشن شود. شعر را در این کارنامه جدا از صدا نکنید؛ انتخاب مولوی، فردوسی و سپهری خودِ سبک است، نه تزئین روی جلد.

گوشه برای شهرام ناظری بایگانی آواز کلاسیک و کردی ایران است. او را نباید با پاپ لس‌آنجلس یا با خوانندگان هم‌نام شهرام یکی گرفت. ارزش فهرست آثار در تداوم پنج دهه است: از رادیو کرمانشاه تا تئاتر شهر پاریس، و از مثنوی کودکی تا همبستگی علنی با رنج کردستان در بزرگسالی.

این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمی‌شود.

آهنگ‌های Shahram Nazeri

آلبوم‌های Shahram Nazeri

خواننده‌های مرتبط

Shahram Nazeri | آهنگ و آلبوم در گوشه