تصویر Mona Borzouei

خواننده‌ها

Mona Borzouei

آهنگ‌ها و آلبوم‌های Mona Borzouei را در گوشه بشنو.

مونا برزویی؛ ترانه‌سرای پاپ فارسی از تقدیر تا سرود زن

زندگی و آغاز

مونا برزویی در نوزدهم اردیبهشت ۱۳۶۳ به دنیا آمد. منابع فارسی، از جمله دانشنامه ویکیدا و زندگی‌نامه بیتوته، محل تولد را تهران نوشته‌اند. ویکی‌پدیای انگلیسی شیراز را ذکر کرده است؛ در این مقاله، روایت منابع فارسی مبنا قرار می‌گیرد، چون با گزارش‌های زندگی‌نامه‌ای فارسی‌زبان هم‌خوان‌تر است. او شاعر و ترانه‌سراست، نه خواننده. کارنامه‌اش از سرودن نوجوانانه آغاز شد و به همکاری با طیفی از خوانندگان پاپ داخل و خارج کشور رسید.

برزویی از حدود چهارده‌سالگی نوشتن را آغاز کرد. در گفت‌وگو با نیلوفر لاری‌پور، که بیتوته آن را منتشر کرده، گفته است ابتدا احساساتش را در قالب شعر نو و شعر سپید روی کاغذ می‌آورد و این کار برایش چندان جدی نبود. به توصیه دوستی، ترانه‌سرایی را هم آزمود. نخستین ترانه‌ای که از او ساخته شد «اشک من» بود؛ قطعه‌ای که با صدای شادمهر عقیلی در آلبوم «آدم‌فروش» در سال ۱۳۸۲ منتشر شد. خودش از شنیدن نخستین سروده‌اش به‌صورت ترانه ضبط‌شده، با تعبیر انقلابی درونی سخن گفته و تأکید کرده که آن حس دیگر تکرار نشد. پیش از آن شعر می‌نوشت، اما ترانه نه.

ورود حرفه‌ای او، به روایت خودش، با معرفی نسل اول ترانه‌سرایان پس از انقلاب ممکن شد. در همان مصاحبه گفته است به چیزی به نام «مافیای ترانه» اعتقاد ندارد و کار قابل دفاع راه خود را پیدا می‌کند. فرید احمدی و نیلوفر لاری‌پور را از کسانی دانسته که در آغاز او را به آهنگسازان داخل ایران معرفی کردند. سال‌ها بعد، در مراسم رونمایی کتابش، بار دیگر از فرید احمدی به‌عنوان کسی که در سال‌های ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ چیزهای زیادی به او آموخت قدردانی کرد. این جزئیات مهم‌اند، چون مسیر او را از تصویر «ستاره ناگهانی» جدا می‌کنند و به شبکه‌ای از معرفی، پشتکار و زمان‌بندی بازار پیوند می‌دهند.

منابع از همسر او با نام علیرضا یاد کرده‌اند؛ در مراسم رونمایی کتاب «تقدیر»، او میهمانان را معرفی می‌کرد و نوعی اجرای برنامه را بر عهده داشت. جزئیات خصوصی فراتر از این در منابع معتبر محدود است.

مسیر حرفه‌ای

فعالیت حرفه‌ای از ۱۳۸۲ با «اشک من» آغاز شد. در همان آلبوم «آدم‌فروش»، ترانه «وقتی که گفتی نرو» نیز با صدای شادمهر عقیلی ثبت شده است. همکاری با عقیلی در سال‌های بعد ادامه یافت: «تقدیر» و «مشکوک» در آلبوم «تقدیر» سال ۱۳۸۷، سپس قطعاتی چون «اسمم داره یادم می‌ره»، «حالم عوض می‌شه»، «طرفدار»، «خیلیا» و «زود تموم می‌شه» در آلبوم «طرفدار» سال ۱۳۹۱، و تک‌آهنگ «معروف» در ۱۳۹۴. «تقدیر» هم در کارنامه شادمهر و هم در شهرت عمومی برزویی نقطه عطف است. خودش در مصاحبه بیتوته گفته مردم این ترانه را بسیار دوست دارند و خود او نیز از شنیدنش لذت می‌برد.

ویکی‌پدیای فارسی نوشته است که پس از انتشار «تقدیر» در ایران ممنوع‌الفعالیت شد و بسیاری از ترانه‌های داخل کشور را با نام مستعار منتشر کرد. ویکیدا می‌گوید مدتی آثار را با نام خواهرش سارا برزویی و مدتی با نام مادر منتشر می‌کرد و دلیل را ممنوع‌الکاری دانسته است. در منابع دیگر نیز آمده که ترانه «امپراتور» با نام مادر ثبت شده است. این وضعیت، جایگاه ترانه‌سرا را در صنعت موسیقی ایران آشکار می‌کند: کسی که متن را می‌نویسد، ممکن است حتی حق ثبت نام پای اثر را از دست بدهد. برزویی در گفت‌وگو با لاری‌پور گفته دیده شدن برایش هدف اصلی نبوده، اما کمترین توقع مولف این است که امضایش زیر کار باشد.

در ۲۴ شهریور ۱۳۹۳، نخستین مجموعه ترانه‌های او با عنوان «تقدیر» از انتشارات نگاه رونمایی شد. موسیقی ما گزارش داده که جشن امضا در بوک‌لند مرکز پالادیوم تهران از ساعت ۱۶ آغاز شد و با وجود این‌که چهره اصلی برنامه خواننده نبود، جمع کثیری از مخاطبان ترانه آمدند. یغما گلرویی، حسن علیشیری، افشین زینوری، آزاده نامداری، امیرعلی بهادری، مهدی یراحی، رستاک حلاج، آرون حسینی، افشین مقدم، فرید احمدی، امیر فیضی و مهرداد نصرتی از حاضران بودند. شهاب جعفرنژاد طراح جلد کتاب بود. ورود یراحی با استقبال ویژه همراه شد؛ حضار ترانه‌های مشترک «امپراتور» و «سال درد» را زمزمه می‌کردند. برنامه قرار بود ساعت ۱۹ تمام شود، اما به‌خاطر استقبال ادامه یافت.

همکاری با سعید مدرس از پرحجم‌ترین فصل‌های کارنامه اوست. آلبوم «زندگی» سال ۱۳۸۶ چندین قطعه با ترانه برزویی دارد؛ از جمله «زندگی ادامه داره»، «وقتی رفتی»، «عکس تو»، «چشمهای بارونی»، «معجزه من»، «عادت»، «عشق فارسی» و «من و تو». آلبوم «یک اتفاق خوب» سال ۱۳۸۸ نیز مجموعه دیگری از همین همکاری است. تک‌آهنگ‌هایی چون «یعنی الان کجاست؟»، «باید عشق را کنترل کرد» و «فال» نیز در فهرست آمده‌اند. این حجم کار نشان می‌دهد برزویی فقط نویسنده چند ترانه مشهور برای ستاره‌های بزرگ نبود؛ برای خواننده‌ای چون مدرس، تقریباً ستون ترانه چند آلبوم را ساخته است.

با احسان خواجه‌امیری «خوشبختی» در آلبوم «فصل تازه» و «نمی‌دونم» در «یه خاطره از فردا» ثبت شده است. با علی لهراسبی «یه روز سرد پاییزی»، «کوه»، «راه شمالی» و «راهرو» آمده است. با ابی قطعه «بدبین» در آلبوم «حس تنهایی» سال ۱۳۸۹، با آهنگسازی شادمهر عقیلی، منتشر شد. با گوگوش «درد من» در آبان ۱۳۹۸ با آهنگسازی بابک سعیدی آمد. عارف، فریدون آسرایی، مجید اخشابی، رضا شیری، نیما علامه، آرمان گرشاسبی و مهسا ناوی نیز در جدول ترانه‌های او هستند. این تنوع جغرافیای تولید را هم نشان می‌دهد: بخشی از آثار در مدار مجوز داخل کشور، بخشی با صدای خوانندگان خارج از ایران.

همکاری با مهدی یراحی لایه اجتماعی‌تری به کارنامه افزود. علاوه بر «دیوار»، «امپراتور»، «سال درد»، «سرسام»، «لاک‌پشت»، «طلوع می‌کنم» و «وداع بعد از رفتن»، در مهر ۱۴۰۱ ترانه «سرود زن» با آهنگسازی و اجرای یراحی منتشر شد. در روزهای نخست سراینده مشخص نبود. پس از آزادی موقت برزویی، یراحی با بازنشر مطلب او رسماً اعلام کرد ترانه‌سرا مونا برزویی بوده است. دانشجویان دانشگاه هنر تهران نیز این سرود را در اعتصابات همان سال اجرا کردند. قطعه «خاموشی» نیز در آبان ۱۴۰۳ با صدای یراحی ثبت شده است.

برزویی برای تصویر هم نوشته است. در مصاحبه بیتوته از تیتراژ برنامه «ماه محبوب» در رمضان، تیتراژ «سفر به خیر»، فیلم سینمایی «تلافی» با آهنگسازی مجید اخشابی، و ترانه «کوه» برای سریال «دیدار» با آهنگسازی یراحی نام برده است. ویکیدا موسیقی پایانی «سفر بخیر» و مجموعه «دیدار» را نیز ذکر کرده است. خودش گفته معمولاً موضوع را به او می‌گویند و او با دیدگاه خود به سوژه می‌پردازد، نه این‌که لزوماً از ترانه‌های ازپیش‌سروده‌شده استفاده کند.

کارگاه ترانه‌نویسی که مرکز آموزش معاونت فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی با همکاری کانون شعر و ادب قصد برگزاری‌اش را داشت، پس از گزارش برنامه ۲۰:۳۰ لغو شد. ویکی‌پدیای انگلیسی نیز همین لغو را پس از بخش خبری تلویزیون دولتی ثبت کرده است. در ۱۳ آبان ۱۳۹۴ مراسم تقدیری برای او در چهارباغ عباسی اصفهان برگزار شد.

مصادیق حقوقی اتهام‌ها در همان گزارش در دسترس نبود.

در عین حال، نباید کارنامه بیست‌ساله او را به همین یک سال فروکاست. بخش عمده آثارش عاشقانه و سفارشی است؛ لایه اجتماعی در همکاری با یراحی و در سال ۱۴۰۱ پررنگ‌تر شد، اما ریشه آن در ممنوع‌الفعالیتی پس از «تقدیر» و در گفت‌وگوهای پیشین درباره استقلال فکری هم دیده می‌شود.

در همان مصاحبه قدیمی با لاری‌پور، برزویی کار ترانه‌سرا را تبدیل یک واقعیت به واقعیتی دیگر توصیف کرده است: تبدیل نوعی غم به غمی دیگر. گفته از اتفاق‌های زندگی الهام می‌گیرد، اما اگر قرار بود فقط از تجربه شخصی بنویسد شاید اصلاً ترانه نمی‌نوشت، چون آدم منزوی است. زمان نوشتن را لحظات تنهایی و اندوه دانسته، نه شادی.

سبک و جایگاه

برزویی در میدان ترانه پاپ فارسی جایی میان نسل پس از انقلاب و خوانندگان دو سوی مرز ایستاده است. زبان او عمدتاً محاوره‌ای و خطاب‌محور است؛ مناسب ملودی پاپ، نه لزوماً شعر ادبی مستقل از موسیقی. خودش میان شاعر خوب و ترانه‌سرای خوب فرق گذاشته و گفته هر شاعری لزوماً ترانه‌سرای خوبی نیست. از تیتراژهایی انتقاد کرده که تصویر تازه یا فرم خلاق ندارند و تنها به‌خاطر نام شاعر از صافی مجوز می‌گذرند. این نقد، موضع حرفه‌ای او را نشان می‌دهد: ترانه را گونه‌ای مستقل می‌داند، نه شعر ضعیف‌شده.

جایگاه ساختاری ترانه‌سرا در صنعت موسیقی ایران، موضوع تکرارشونده حرف‌های اوست. وقتی اثر شنیده می‌شود، «عروسک‌گردان‌ها»ی شاعر، آهنگساز، تنظیم‌کننده و پخش همگی نقش دارند؛ اما نام ترانه‌سرا معمولاً پشت خواننده و حتی آهنگساز پنهان می‌ماند. ممنوع‌الکاری این پنهان‌ماندن را اجباری کرد. انتشار کتاب «تقدیر» تلاشی بود برای بازگرداندن متن به نام مؤلف. استقبال از جشن امضا، بدون حضور ستاره خواننده به‌عنوان میزبان اصلی، نشان داد مخاطب ترانه می‌تواند برای نویسنده اثر صف ببندد.

همکاری همزمان با شادمهر عقیلی و ابی در خارج، و با مدرس، خواجه‌امیری، لهراسبی و یراحی در داخل، کارنامه او را دوگانه کرده است. همین دوگانگی در تلویزیون دولتی نیز بازتاب متناقض داشت: از یک سو لغو کارگاه دانشگاه، از سوی دیگر پخش آثاری که متنشان از اوست، گاه حتی با نامی دیگر. در برنامه «آبان» گفته ترانه‌هایش پاک‌اند و حتی ترانه‌ای که برای ابی نوشته بود در تلویزیون به مناسبتی دیگر تقدیم شد. این جمله، اگر با احتیاط خوانده شود، بیشتر گواه جابه‌جایی مالکیت معنوی در رسانه است تا شرح یک اثر واحد.

گوشه برای مرور این مسیر باید هر دو لایه را نگه دارد: عاشقانه‌های عقیلی و مدرس در یک سو، و «سرود زن» و همکاری‌های اجتماعی یراحی در سوی دیگر.

شنیدن در گوشه

شنیدن برزویی یعنی دنبال کردن متن در صدای دیگران. نقطه شروع طبیعی «اشک من» و سپس «تقدیر» با صدای شادمهر عقیلی است؛ این دو، ورود او به بازار و نقطه اوج شهرت عمومی‌اند. برای شناخت حجم کار، آلبوم‌های سعید مدرس را نباید نادیده گرفت؛ آنجا ترانه‌سرا تقریباً هم‌نشین ثابت آهنگساز-خواننده است. لایه مشترک با خواجه‌امیری و لهراسبی، پاپ رسمی داخل کشور در اواخر دهه هشتاد را نشان می‌دهد. «بدبین» با صدای ابی و «درد من» با صدای گوگوش، گسترش کار به خوانندگان نسل پیشین و خارج از ایران را ثبت می‌کنند.

برای لایه اجتماعی، «امپراتور»، «سال درد»، «لاک‌پشت» و سپس «سرود زن» با صدای مهدی یراحی مسیر روشنی می‌سازند. کتاب «تقدیر» را اگر در دسترس دارید، کنار این شنیده‌ها بگذارید تا متن از اجرای صوتی جدا شود. تیتراژها و کارهای سفارشی را جداگانه بشنوید؛ منطق سوژه داده‌شده با منطق ترانه شخصی یکی نیست.

در گوشه، ارزش کاتالوگ برزویی در پیوستگی نام او زیر آثار پراکنده است. خواننده عوض می‌شود، استودیو عوض می‌شود، حتی نام روی جلد ممکن است عوض شده باشد؛ اما خط نوشتن از ۱۳۸۲ تا امروز ادامه دارد. شنیدن متمرکز، این خط را از شایعه و تیتر خبری جدا می‌کند و ترانه‌سرا را به‌عنوان مؤلف بازمی‌گرداند.

این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمی‌شود.

خواننده‌های مرتبط