حسین علیزاده؛ تار، آهنگسازی و نوآوری در ردیف
زندگی و آغاز
حسین محمد علیزاده در ۱ شهریور ۱۳۳۰ در تهران زاده شد. پدرش اهل ارومیه و مادرش اهل اراک بود. محل زندگی کودکی در منابع، منطقه سید نصرالدین بازار تهران آمده است. تابستانها را در تبریز و ارومیه گذراند و از رادیو آذربایجان شوروی با موسیقی آذری آشنا شد. تحصیلات مقدماتی را در هنرستان موسیقی ملی ادامه داد و از شاگردان هوشنگ ظریف و سپس علیاکبر شهنازی بود. در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران آهنگسازی و نوازندگی خواند و همزمان در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی کار کرد. استادان ردیف و آواز و ساز او در منابع متعدد تکرار میشوند: نورعلی برومند، عبدالله دوامی، یوسف فروتن، سعید هرمزی، محمود کریمی، داریوش صفوت، حبیبالله صالحی و حسین دهلوی.
کار اجرایی را از پانزدهسالگی آغاز کرد و از نوزدهسالگی به تکنوازی رسید. در ۱۳۴۷ عضو ارکستر رودکی شد. سرپرستی ارکستر موسیقی سنتی سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران را بر عهده گرفت و با همین ارکستر در شهرهای اروپا کنسرت داد. نخستین اجرای حرفهای اروپاییاش با ارکستر شرکت باله بژار در برنامه «گلستان» موریس بژار بوده است. در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان دهه پنجاه نیز از مربیان مؤثر بود؛ چنانکه در گفتوگوی بیبیسی به لقب «آقای موسیقی» میان کودکان آن دوره اشاره شده است.
پس از انقلاب، فشار بر فضای هنری او را در ۱۳۶۲ به خروج موقت از ایران واداشت: نخست ایتالیا، سپس آلمان. در مدرسه عالی هنرهای برلین غربی آهنگسازی و موسیقیشناسی خواند و در ۱۳۶۴ بازگشت. دو فرزند دارد: صبا نوازنده کمانچه و نیما نوازنده رباب و تار، که در گروه همآوایان با او کار میکنند.
مسیر هنری
علیزاده با محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان از ارکان کانون چاووش بود. تصنیفهای آن دوره، از جمله «شهید» با صدای شهرام ناظری، بخشی از کارنامه انقلابی اوست. در سالهای آغازین پس از انقلاب، وقتی بسیاری از ارکسترها تعطیل یا نیمهتعطیل بودند، «نینوا» را برای نی و ارکستر در دستگاه نوا نوشت. آلبوم در ۱ مهر ۱۳۶۲ از ماهور پخش شد. جمشید عندلیبی سولیست نی بود و ارکستر سازهای ملی آن را اجرا کرد. محمود خوشنام در بیبیسی نوشته است که عنوان اثر را میشد دوگونه خواند و همین ابهام، در آن فضای سخت، هوشمندانه بود. «نینوا» با استقبال عمومی روبهرو شد و شهرت آهنگساز را تثبیت کرد. قطعه «نوروز» در بهار ۱۳۶۲ با گروه شیدا و عارف به سرپرستی او اجرا شد.
دهه شصت و هفتاد، همزمان نوازندگی و آهنگسازی گروهی را پیش برد. «ترکمن» تکنوازی سهتار است. «شورانگیز» با گروههای شیدا و عارف و آواز ناظری، و «راز و نیاز» با آواز علیرضا افتخاری، دو چهره تصنیف ارکسترال ایرانی را نشان میدهند. «نوبانگ کهن»، «آوای مهر»، «صبحگاهی» با صدای محسن کرامتی، «همنوایی» با ارشد طهماسبی، و «پایکوبی» تکنوازی سهتار در همین سالها آمدند. در اوایل دهه هفتاد ریاست هنرستان موسیقی را نیز بر عهده داشت.
گروه همآوایان را در ۱۳۶۸ بنیاد نهاد. ایده، آواز جمعی ایرانی با خوانندگان مرد و زن بود که با هم میخوانند اما استقلال خط خود را حفظ میکنند. علیزاده در گفتوگوها گفته است این تجربه نخست در موسیقی فیلم «دلشدگان» آزموده شد و بعد در آلبوم «راز نو» ادامه یافت. در ایران که صدای زن بهتنهایی روی صحنه با محدودیت روبهروست، آواز گروهی راهی برای حضور صدای زن شد. او این محدودیت را تصمیمی ضد هنری خوانده است. اعضای همآوایان بسته به پروژه عوض میشوند؛ از افسانه رثایی و هما نیکنام تا محمد معتمدی و فرزندان خود او.
از اواخر دهه هفتاد تا ۱۳۸۴ با محمدرضا شجریان، کیهان کلهر و همایون شجریان در قالب «استادان موسیقی ایران» تور اروپا و آمریکای شمالی اجرا کرد. آلبومهای «زمستان است»، «بی تو بسر نمیشود» و «فریاد» از این دوره است. دو اثر اخیر در چهلوششمین و چهلوهشتمین گرمی نامزد بهترین آلبوم سنتی جهان شدند. نامزدی سوم برای «به تماشای آبهای سپید» (Endless Vision) با ژیوان گاسپاریان در چهلونهمین گرمی ثبت شد. این آلبوم زنده سپتامبر ۲۰۰۳ در کاخ نیاوران ضبط و در ۱۳۸۲ از هرمس در ایران و بعد از ورلد ویلیج در آمریکا منتشر شد. علیزاده روی شورانگیز مینوازد و گاسپاریان دودوک. در ۲۰۰۸ در رأیگیریها «برجستهترین موسیقیدان سال ایران» خوانده شد.
در ۷ آذر ۱۳۹۳ از پذیرش نشان شوالیه هنر و ادب فرانسه انصراف داد. در نامه نوشت خود را از دریافت هر نشانی بینیاز میداند، هدیه ملت فرانسه را ارج مینهد، اما به نام حسین علیزاده قناعت میکند و تا پایان عمر پیشوند و پسوندی به آن نمیافزاید. در ۱۳۹۶ جایزه دوسالانه موسیقی جهانی آسیا را از بنیاد مرکز موسیقی جهان در کره جنوبی دریافت کرد.
سبک و صدا
علیزاده بیش از آنکه خواننده به معنای تکخوان دستگاهی باشد، آهنگساز و نوازندهای است که برای صدا مینویسد و گاه خود در بافت گروهی حضور صوتی دارد. نقش «خواننده» در کارنامه او بیشتر از مسیر همآوایان، تصنیفنویسی برای ناظری و افتخاری و شجریان، و طراحی آواز جمعی فهمیده میشود تا از مسیر آلبوم آوازی شخصی. با این حال، همین طراحی صدا بخشی جداییناپذیر از امضای اوست.
خوشنام نوآوری او را در سه مسیر خلاصه کرده است: ریتم سرزنده، سازآرایی رنگین، و چندصدایی سازگار با ساز ایرانی. علیزاده میگوید از صد سال پیش، با نتنویسی غربی، ریتمهای لنگ کنار گذاشته شد و ملودی پیچیده ساده گردید تا با میزانبندی غربی جور درآید. او از نخستین کارها، از جمله «سواران دشت امید»، ریتم لنگ را بهصورت پلیریتمیک به کار برد. ردیف را دستور زبان میداند، نه سقف آفرینش. حافظان ردیف را ارج مینهد، اما حق انحصار را برای «غیر از ردیف چیزی نباید باشد» نمیپذیرد.
مقام «داد و بیداد» از ترکیب گوشه داد در ماهور و بیداد در همایون ساخته شد. انگیزه را حضور شعر نو در کنسرت دانسته است: شعر نو فضای صوتی خاص میخواهد و در دستگاه کلاسیک، که تداعی غزل است، همان تأثیر را نمیگیرد. سازهای ابداعی نیز بخشی از همین جستوجوست. سلانه را سیامک افشاری زیر نظر او ساخت؛ صدایی میان عود و تار. شورانگیز نیز از سازهای مشتق از بربط کهن معرفی شده است. ضبط کامل ردیف میرزا عبدالله به روایت برومند، برای تار و سهتار، او را در مقام نگهدارنده ردیف نیز ثبت کرده است؛ کتابها و لوحهای آموزشی ماهور همین وجه معلم را تکمیل میکنند.
در موسیقی فیلم، چندصدایی را آزادتر آزمود. «دلشدگان» علی حاتمی نخستین فیلم سینمایی بود که برایش نوشت و آواز محمدرضا شجریان را در خود دارد. مخملباف «گبه» را به او سپرد؛ علیزاده رنگ تصویری فیلم را زمینه موسیقی رنگارنگ دانسته است. چهار سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن فجر برای «گبه»، «زشت و زیبا»، «آواز گنجشکها» و «ملکه» او را در کنار مجید انتظامی و محمدرضا علیقلی در صدر این بخش قرار داده است.
آثار و همکاریها
کاتالوگ رسمی در وبگاه او به چند دسته تقسیم شده است: آثار آموزشی ردیف و روش سهتار؛ آثار گروهی شیدا و عارف و همآوایان؛ تکنوازی و دونوازی با مجید خلج، پژمان حدادی، حسین عمومی؛ موسیقی فیلم و ارکسترال؛ و کتابهایی چون «ده قطعه برای تار» و پارتیتور «نینوا». فیلمها و مجموعهها علاوه بر «دلشدگان» و «گبه» شامل «زمانی برای مستی اسبها»، «لاکپشتها هم پرواز میکنند»، «نیوهمانگ»، «آواز گنجشکها»، «در چشم باد»، «آسمان زرد کمعمق»، «آتابای» و آثاری دیگرند.
همکاری با شجریان پدر و پسر و کلهر، چهره بینالمللی موسیقی دستگاهی دهه هشتاد خورشیدی را ساخت. همکاری با گاسپاریان، پل میان شورانگیز و دودوک ارمنی بود. آلبوم «عشقیم گل» با همآوایان به زبان آذربایجانی، ریشه مادری و پدری او را در صدا بازتاب میدهد. «باده تویی» با محمد معتمدی، «من اگر پرنده بودم» با راحله برزگری، و «راز نو» با رثایی و کرامتی و صمدپور، تنوع خواننده در پروژههای او را نشان میدهد. ناشران ماهور، دلآواز، هرمس و باموزیک مسیر پخش داخل و خارج را ساختهاند.
جایگاه
حسین علیزاده از معدود موسیقیدانان ایرانی است که همزمان در سه میدان مرجع مانده است: نوازندگی تار و سهتار، آهنگسازی ارکسترال و فیلم، و آموزش ردیف. نامزدیهای گرمی او را در جدول جهانی ثبت کرد؛ سیمرغهای فجر جایگاه سینماییاش را. انصراف از نشان فرانسه، موضعی اخلاقی و صنفی بود که بازتاب گسترده داشت: هنرمند نام خود را کافی دانست.
در گفتوگوی متأخر بیبیسی، از مردانه بودن تاریخی موسیقی ایرانی سخن گفت و به تجربه اجرای راستپنجگاه با خواننده زن در تور اروپا اشاره کرد. این موضع با تاریخچه همآوایان یک خط دارد: گسترش فضای صوتی، نه فقط تزئین ردیف. برای گوشه، او هنرمندی است که شنیدن تکنوازیاش بدون شنیدن «نینوا» و بدون شنیدن آواز گروهی ناقص میماند.
شنیدن در گوشه
مسیر پیشنهادی سه لایه دارد. لایه نوازندگی: «ترکمن»، «پایکوبی»، ردیف میرزا عبدالله، و دونوازیها با خلج. لایه آهنگسازی ارکسترال: «نینوا»، «سواران دشت امید»، «شورانگیز»، «راز و نیاز». لایه آواز و گروه: «دلشدگان»، «راز نو»، «بی تو بسر نمیشود»، «فریاد»، «به تماشای آبهای سپید»، «باده تویی».
موسیقی فیلم را جدا بشنوید. «گبه» رنگ و ریتم را جلو میگذارد؛ «دلشدگان» آواز و حسرت تار را. «لاکپشتها هم پرواز میکنند» و «آواز گنجشکها» فضای روایی متأخرتر دارند. آموزشیها را اگر میخواهید ساز یاد بگیرید، نه اگر فقط شنونده آلبوم هستید.
گوشه برای علیزاده مناسب است چون آثارش به هوک کوتاه تقلیل نمییابند. «نینوا» به زمان و تمرکز نیاز دارد. همآوایان به تفکیک خطهای صوتی. ردیف به شنیدن پیوسته گوشهها. این کاتالوگ، دستور زبان موسیقی ایرانی را نشان میدهد و بلافاصله از آن فراتر میرود.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.






