سعید شهرام؛ آهنگساز فیلم از اصفهان تا سیاتل، نه خوانندهٔ پاپ
زندگی و آغاز
سعید شهرام آهنگساز اهل ایران است، زادهٔ ۱۳۴۰ در اصفهان؛ منابع انگلیسی سال ۱۹۶۱ را میآورند. ویکیپدیای فارسی تحصیلات او را فارغالتحصیل موسیقی میداند و پیشهاش را آهنگسازی. ویکیپدیای انگلیسی و وبگاه رسمیاش دقیقترند: آهنگساز، تنظیمکننده و رهبر ارکستر، با بیش از شصت موسیقی متن فیلم بلند از ۱۹۸۳ به این سو. این تفکیک مهم است، چون در برخی فهرستهای عمومی ممکن است نام او کنار «خواننده» بنشیند. منابع معتبر چنین نقشی را برای او ثبت نکردهاند. کارنامهٔ مستندش موسیقی تصویر است، نه آلبوم آوازی پاپ.
آموزش او در زندگینامهٔ رسمی اینگونه آمده است: آهنگسازی، موسیقی الکترونیک، و دستگاه نزد آقای پورتراب و استاد کریمی؛ اتمام این مسیر در ۱۹۸۳ و آهنگسازی تماموقت از همان زمان. مصطفی کمال پورتراب در منابع موسیقی ایران بهعنوان معلم تئوری، پیانو و آهنگسازی کلاسیک شناخته میشود و محمود کریمی از استادان ردیف آواز است. شهرام این دو شاخه را در شرح حال خود کنار هم میگذارد: تئوری غربی و دستگاه ایرانی، بهاضافهٔ الکترونیک. این ترکیب بعدها در فیلمهایی که هم به فضای اجتماعی ایران نزدیکاند و هم به بافت ارکسترال، شنیده میشود. وبگاه او میگوید از ۱۹۹۴ به ایالات متحده رفت و بهویژه از ۲۰۰۶ برای ساخت موسیقی فیلمهای جایزهگرفته به ایران سفر کرده است. سالها در سیاتل زیست، از ۲۰۰۱ در هیئت مدیرهٔ اتحادیهٔ آهنگسازان سیاتل بوده و عضو ASCAP است. ویکیپدیای انگلیسی میافزاید اخیراً به سنرافائل کالیفرنیا نقل مکان کرده است.
آغاز فیلمشناسی فارسی او در ویکیپدیا به اواخر دههٔ ۱۳۶۰ برمیگردد: «گرداب سکندر» و «صخرهٔ همیشه سبز» ۱۳۶۷، سپس «نخلستان تشنه» و «آفتاب و عشق» ۱۳۶۸، «مهاجران» و «رنو تهران ـ ۲۹» ۱۳۶۹. یعنی پیش از مهاجرت، در سینمای پس از انقلاب و در ژانرهای دفاع مقدس، اجتماعی و حتی آثار سبکتر مشغول بوده است. وبگاه شخصی شروع اعتبار فیلم بلند را از ۱۹۸۳ میداند. این دو روایت در جزئیات سال ممکن است یک یا دو عنوان فاصله داشته باشند، اما هر دو از آهنگسازی تماموقت در سینما سخن میگویند، نه از خوانندگی صحنه.
مسیر هنری
دههٔ ۱۳۷۰ نقطهٔ دیدهشدن موسیقی او در سینمای بدنه و سینمای جشنوارهای، هر دو، است. «آبادانیها» ساختهٔ کیانوش عیاری محصول ۱۳۷۱، اقتباسی ایرانی از «دزدان دوچرخه» است؛ ویکیپدیای فارسی موسیقی را به نام شهرام ثبت کرده و فیلم را از موفقترین کارهای عیاری نزد منتقدان میداند. نسخهٔ انگلیسی صفحهٔ فیلم، آن را نمونهای از سینمای دفاع مقدس میخواند و میگوید در ۱۹۹۴ پلنگ نقرهای جشنوارهٔ لوکارنو را گرفت و در جشنوارهٔ سه قارهٔ نانت نامزد شد. زندگینامهٔ رسمی شهرام از جوایز مرتبط با «آبادانیها» و «دو روی سکه» یاد میکند و تصریح میکند که «آبادانیها» جایزهٔ بهترین فیلم لوکارنو را برد. باید دقت کرد: جایزهٔ لوکارنو به فیلم تعلق گرفته، نه لزوماً به موسیقی بهعنوان رشتهٔ جدا. «دو روی سکه» ساختهٔ محمد متوسلانی در ۱۳۷۱ با بازی ابوالفضل پورعرب، در دی ۱۳۷۲ اکران شد و موسیقیاش باز با شهرام است.
خبرگزاری مهر در مجموعهٔ خاطرهبازی تیتراژها نوشته است موسیقی و تیتراژ «دو روی سکه» در زمان خود از پرمخاطبترین محصولات موسیقایی سینمای بدنهٔ دههٔ هفتاد شد و هنوز در تیتراژ و نماهنگها با اجازه یا بیاجازه شنیده میشود. همان گزارش به گفتوگوی شهرام با مهر ارجاع میدهد: هرچه آهنگساز فیلم را بهتر بشناسد و از مراحل تولید آگاه باشد، نتیجه بهتر است؛ فیلم کار گروهی است و تدوین و فیلمبرداری روی احساس آهنگساز اثر میگذارد. روش کارش را چنین توصیف کرده که پس از خواندن فیلمنامه خود را در جریان تولید میگذارد، متناوب سر صحنه میرود، با عوامل اصلی مرتبط میشود و حتی در مونتاژ و صداگذاری حضور میجوید. وقتی فیلم در مرحلهٔ نهایی به او پیشنهاد شود، به آنچه میبیند محدود میماند و از پتانسیلهای دیگر استفاده میکند. این روش، توضیح فنی همان چیزی است که مهر در تیتراژ «دو روی سکه» «شخصیت مستقل» موسیقی مینامد.
پس از مهاجرت، سفرهای دورهای به ایران از ۲۰۰۶ در شرح حال رسمی پررنگ است. نمونهٔ ذکرشده «درختان تنها» یا «تکدرختها» به کارگردانی سعید ابراهیمیفر است. ویکیپدیای فارسی در فیلمشناسی او «تک درختها» ۱۳۸۶، «جعبه موسیقی» فرزاد موتمن، «مخمصه» محمدعلی سجادی، «باغ فردوس، پنج بعد از ظهر»، «عروس فراری»، «هتل کارتن»، «نیش» و دهها عنوان دیگر را تا انیمیشن «نگین سیاه» ۱۴۰۰–۱۴۰۱ و فیلم عروسکی «خاله قورباغه» ۱۳۹۴–۱۳۹۷ ادامه میدهد. در تلویزیون، «روزگار قریب» کیانوش عیاری از پاییز ۱۳۸۶ از شبکهٔ سه پخش شد؛ زندگی محمد قریب، بنیانگذار تخصص کودکان در ایران، در ۳۶ قسمت به روایت ویکیپدیای فارسی، و ۳۷ قسمت در نسخهٔ انگلیسی صفحهٔ شهرام. موسیقی متن به نام اوست. همکاری دوباره با عیاری، از «آبادانیها» تا این مجموعه، نشان میدهد رابطهٔ کارگردانآهنگساز در کارنامهٔ او پایدار بوده است.
سبک و صدا
شهرام آهنگساز تصویر است. مهر دربارهٔ «دو روی سکه» از تلاش برای نمایش تضاد و دوگانگی، فضای عاطفی، و حس تنهایی در جامعهٔ مدرن نوشته و تیتراژ آغازین را از ماندگارترین تیتراژهای سینمای ایران دانسته است؛ ترکیبی از تعقیبوگریز و عنصر احساسی، با ملودی ساده اما عمیق، در امکانات ناچیز آن سالها. این توصیف ژورنالیستی است نه تحلیل پارتیتور، اما با روش کار خود او میخواند: شناخت میزانسن قبل از نوشتن نت. در «آبادانیها» که جستجوی پدر و پسر مهاجر جنگی برای اتومبیل مسروقه است، موسیقی باید فضای نئورئالیستی عیاری را پر کند نه آن را با تم پاپ بپوشاند. در «روزگار قریب» که از کودکی قریب تا مرگش در ۱۳۵۳ و در پسزمینهٔ کودتا، قحطی و حضور متفقین میگذرد، مقیاس زمانی سریال طولانی است و تم باید شخصیت را در دهههای مختلف همراهی کند.
آموزش دستگاه و الکترونیک، دو ابزار جدا به او میدهد. دستگاه برای رنگ ایرانی در فیلمهایی که به سنت یا شهر قدیمی نزدیکاند؛ الکترونیک برای بافت معاصر یا محدودیت بودجهٔ استودیو. فهرست آثار مستقل غیرسینمایی در ویکیپدیای انگلیسی نشان میدهد او بیرون از فیلم هم نوشته است: «Ancient Whispers» سرودهای زرتشتی، «Gatha» در ونکوور، «Stand on the Earth» در ژانر وردجَز، «Bright Colors of Hope» وردجَز و اپراتیک در سیاتل و سانفرانسیسکو، «Ceremony of the Soul»، «Invisible Borders» در فضای نیوایج، «Amordad» سرودهای فرهنگی، «New Seed». انتشار «Talking Rhythm» در ۲۰۰۰ در مکزیک و آمریکا در همان فهرست آمده است. اینها آلبوم خوانندگی پاپ نیستند؛ پروژههای سازی، سرودی و جهانیاند که با اقامت شمالغرب آمریکا و عضویت در اتحادیهٔ آهنگسازان محلی همخوانی دارند.
سبک فیلمهای ایرانی او را نمیتوان به یک ژانر فروکاست. از دفاع مقدس و اقتباس نئورئالیستی تا سینمای بدنه با ستارهٔ دههٔ هفتاد، از انیمیشن و عروسک تا سریال تاریخیزندگینامهای. مهر نقل میکند که او برای «ارتفاع ۴۵/۶» سیامک شایقی و «بالاتر از آسمان» فریدون حسنپور هم ساخته است. تنوع سفارش، امضای واحدی از نوع «ملودی تیتر که همه زمزمه کنند» میسازد و همزمان خطر پراکندگی دارد. آنچه منابع به آن اجماع دارند، ماندگاری تیتر «دو روی سکه» در حافظهٔ جمعی سینمای تجاری است؛ اجماع مشابهی دربارهٔ همهٔ شصت عنوان وجود ندارد و نباید ساخته شود.
آثار و همکاریها
فیلمشناسی ویکیپدیای فارسی، ستون فقرات ارجاع است. ۱۳۷۱ علاوه بر «آبادانیها» و «دو روی سکه»، «پرواز را به خاطر بسپار» را دارد. ۱۳۷۲ «من زمین را دوست دارم» و «آنها هیچکس را دوست ندارند». ۱۳۷۳ «نیش». ۱۳۷۵ «هتل کارتن» و «توفان شن». پس از وقفهای که با مهاجرت ۱۹۹۴ همزمان است، از اواسط دههٔ ۱۳۸۰ فهرست دوباره پر میشود: «مواجهه»، «عروس فراری»، «شوریده»، «تردست»، «وقتی همه خواب بودند»، «پیشنهاد ۵۰ میلیونی»، «باغ فردوس، پنج بعد از ظهر»، «مخمصه»، «جعبه موسیقی»، «تک درختها»، «دلخون»، «روزگار قریب» فیلم و سریال، سپس «گیتا» ۱۳۹۵، «خاله قورباغه» و «نگین سیاه». برچسب «animation» در برخی ردیفهای انگلیسی برای فیلمهای زنده چون «آبادانیها» با فیلمشناسی فارسی نمیخواند و نباید تکرار شود؛ آن فیلم بازیگر دارد و محصول سینمای زنده است.
همکاری با کیانوش عیاری دو ستون دارد: «آبادانیها» و «روزگار قریب». همکاری با محمد متوسلانی در «دو روی سکه» ستون حافظهٔ عمومی است. سعید ابراهیمیفر در «تکدرختها»، فرزاد موتمن در «جعبه موسیقی»، محمدعلی سجادی در «مخمصه» در گفتوگوی مهر آمدهاند. در آمریکا، علاوه بر فیلم، موسیقی نمایش «The Butterfly»، لوگو و سریال آموزشی تلویزیون عمومی کالیفرنیا، و کارهای تجاری در فهرست انگلیسی دیده میشود. این بخش از کارنامه کمتر در فارسی روایت شده و نشان میدهد مهاجرت ۱۹۹۴ به معنای قطع کامل کار نبوده، بلکه جغرافیای سفارش را عوض کرده است.
جایگاه
شهرام در تاریخ موسیقی فیلم ایران نامی است میان سینمای جشنواره و سینمای بدنه، نه ستارهٔ کنسرت. «آبادانیها» او را به لوکارنو گره میزند، «دو روی سکه» به نوستالژی تیتراژ دههٔ هفتاد، «روزگار قریب» به سریال پرهزینهٔ سیمافیلم. عضویت ASCAP و هیئت مدیرهٔ اتحادیهٔ سیاتل او را در نظام صنفی آمریکا هم جای میدهد. بازگشتهای پس از ۲۰۰۶، از جمله حضوری که ویکیپدیای فارسی با عنوان «پس از ۱۲ سال در جشنوارهٔ فیلم فجر» از وبگاه آفتاب نقل میکند، تصویر آهنگساز مقیم خارج است که سفارش ایرانی را قطع نکرد.
او را نباید با آهنگسازان پاپ لسآنجلس یا با خوانندگان همنام اشتباه گرفت. اصفهان زادگاه است، سیاتل و سنرافائل محل زندگی بعدی، تهران محل بسیاری از ضبطهای فیلم. جایگاه دقیقترش این است: یکی از پرکارترین نویسندگان موسیقی متن در سینمای ایران از دههٔ ۱۳۶۰ تا انیمیشن دههٔ ۱۴۰۰، با یک تیتراژ که از فیلم جدا شد و وارد حافظهٔ جمعی شد، و با پروژههای سازی جداگانه در فضای وردمیوزیک و سرودهای فرهنگی. منابع عدد دقیقی از فروش آلبوم مستقل به دست نمیدهند و ادعا در این باره بیاساس است.
شنیدن در گوشه
در گوشه، اگر نام سعید شهرام کنار فهرست خوانندگان آمده، مسیر شنیدن باید از تصویر شروع شود نه از تصنیف. نخست تیتراژ و موسیقی «دو روی سکه» را بگذارید؛ مهر میگوید بسیاری فیلم را با همین موسیقی به یاد میآورند و حتی جدا از تصویر شنیدنی است. بعد «آبادانیها» را در نسبت با فیلم عیاری بشنوید: اینجا تم باید فقر، جستجو و شهر جنگزده را حمل کند، نه اندوه شیرین سینمای بدنه را. «روزگار قریب» را اگر کامل در دسترس باشد، بهعنوان مقیاس بلند سریالی بشنوید؛ تم باید با کودکی تا میانسالی قریب دوام بیاورد. «تکدرختها»، «جعبه موسیقی» و «مخمصه» سه سفارش متفاوت اواسط دههٔ ۱۳۸۰اند و تنوع کارگردان را نشان میدهند.
اگر به کارهای غیرسینمایی دسترسی باشد، «Ancient Whispers» و «Gatha» روی دیگر کارنامه را نشان میدهند: سرود و بافت زرتشتیجهانی، دور از تیتراژ پورعرب. «Stand on the Earth» و «Bright Colors of Hope» برای شنیدن وجه وردجَز و اپراتیک اقامت آمریکاییاند. گوشه برای شهرام بایگانی آهنگساز تصویر است. او را با پلیلیست خواننده اشتباه نگیرید. ارزش فهرست در تقابل سفارشهاست: یک شب سینمای بدنه، یک شب عیاری، یک شب سریال تاریخی، یک شب پروژهٔ سازی سیاتل. کارنامه در همین جابهجایی جغرافیا و ژانر خوانده میشود، از اصفهان و استودیوی فیلم ایرانی تا اتحادیهٔ آهنگسازان سیاتل.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.






