احسان حائری؛ ترانهسرای ثابت چارتار
عضو چهارم، نه مهمان ترانه
احسان حائری، شاعر و ترانهسرای متولد ۱۳۶۷، در تاریخ موسیقی پاپ ایران بیشتر با جایگاهی غیرمعمول شناخته میشود: ترانهسرایی که عضو ثابت گروه است، نه سفارشگیر بیرونی. در ۱۳۹۰ همراه آرمان گرشاسبی (خواننده، متولد ۱۳۶۷)، آرش فتحی (آهنگساز، متولد ۱۳۶۷) و آیین احمدیفر (تنظیمکننده، متولد ۱۳۶۳) گروه چارتار را ساخت. نام گروه، به گفتهٔ اعضا، هم به چهار نفر اشاره دارد و هم به سازی با چهار سیم که هر کدام کوک جدا دارند اما با هم هارمونی میسازند.
روایت شکلگیری را گرشاسبی در گفتگو با موسیقی ما گفته است: دوستی قدیمی با فتحی و با حائری؛ فتحی نیز با احمدیفر دوست بود. فتحی از تمرین آواز گرشاسبی بیخبر بود تا روزی که ساز زد و گرشاسبی خواند. فتحی ملودی سنتی ساخت، احمدیفر آن را الکترونیک تنظیم کرد، و برای تکمیل کار به شاعر نیاز داشتند. گرشاسبی حائری را معرفی کرد. حائری روی ملودی نوشت؛ چهار نفر توافق کردند؛ قطعه خوانده شد؛ و بیآنکه رسماً اعلام کنند، قطعهٔ دوم را شروع کردند. در گفتگوی کافهای روزنامهٔ شرق، بازنشرشده در بیتوته، حائری همین آغاز را بیشتر اتفاقی دانسته تا طرح از پیش نوشته؛ اما پس از آن با فکر جهت گرفته است.
اهمیت این ساختار برای کارنامهٔ او از خود آلبومها کمتر نیست. در پاپ داخل ایران، به گفتهٔ خودش در همان گفتگو، ترانه اغلب سفارشی است: متن به خواننده داده میشود و تماس بعدی قطع میشود. او گفته در ایران گروه دیگری نمیشناسد که ترانهسرا عضو ثابت باشد. ثابتنبودن را به نگاه نابرابر به اجزای اثر یا غفلت از تأثیر حضور شاعر در روند ساخت نسبت داده است. ارتباط تنگاتنگ خالقان را احتمال یکپارچگی اثر دانسته، نه تزئین کلامی پس از اتمام موسیقی.
روش کار: اول ملودی، بعد کلام
حائری در همان گفتگو روند چارتار را وارونهٔ عرف رایج توصیف کرده است: فتحی نخست ملودی مینویسد و او روی ملودی ترانه میگوید. فتحی وزن شعر را بند دست آهنگساز دانسته و همین را دلیل تقدم ملودی خوانده است. حائری سختی این شیوه را نسبی دانسته و برای خودش راحتتر. این جابهجایی پلهها را بخشی از «تلفیق» گروه میداند؛ تلفیقی که فقط ساز غربی روی دستگاه ایرانی نیست، بلکه در ترتیب ساخت هم رخ میدهد.
او تعریف رایج «ترانه یعنی زبان محاوره» را نپذیرفته است. به گفتهٔ خودش هر نوشتهٔ قابلفهم نزدیک به گفتار، ترانه نیست؛ ترانه از نگاه او وظیفه دارد و حتی برخی غزلهای عاشقانهٔ حافظ را به معنای تغزلی ترانه دانسته است. این موضع، کلام چارتار را از ترانهٔ رادیویی دههٔ هشتاد و نود متمایز کرد: واژگان اغلب ادبیتر از محاورهٔ خیابانی است، اما روی ضرب الکترونیک و آواز دستگاهی مینشیند. احمدیفر در همان نشست گفته مخاطب ایرانی معمولاً شعر را زودتر از تنظیم میشنود؛ بنابراین کلام یکی از چهار مشخصهٔ گروه است، در کنار ملودی، تنظیم و صدا.
مضمون نخستین قطعات منتشرشده بیشتر عاشقانه بود. حائری توضیح داده که وقتی ملودی حالوهوای احساسی دارد، جای مضمون اجتماعی تنگ میشود؛ با این حال آلبوم اول را آگاهانه مجموعهای عاشقانه دیدند چون ظرفیت گروه در آن جنس بهتر جواب میداد. گفته اگر دغدغهٔ اجتماعی بر داستان چارتار غالب شود، ممکن است توالی کار عوض شود و ترانه پیش از ملودی بیاید. این وعده در آلبومهای بعد، دستکم در عنوانهایی چون «خلق»، «هجرت» و «ایران»، نشان میدهد میدان کلام از عاشقانهٔ محض فراتر رفته، بیآنکه منابع جزئیات زندگی خصوصی شاعر را ثبت کرده باشند.
منابع عمومی زادگاه، تحصیلات و خانوادهٔ او را بهتفصیل نیاوردهاند؛ آنچه مستند است نقش حرفهای در چارتار، سال تولد، و بعدها اقامت و تدریس در کاناداست. برای مقالهای دربارهٔ ترانهسرا، همین خلأ خود نشانه است: شهرت او از گروه آمده، نه از بیوگرافی رسانهای جداگانه.
سه آلبوم و یک فهرست ترانه
نخستین آلبوم استودیویی، «باران تویی»، سهشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ با مجوز ۵۸۶۷–۹۲ از تصویرگستر پاسارگاد منتشر شد. ضبط در استودیو اورفه بود. هر دوازده قطعه کلام حائری و آهنگ فتحی است: از «آشوبم» و «مرا به خاطرت نگه دار» تا «هندسه»، قطعهٔ عنوان، «زن دیوانه»، «کلاغ»، «عاشقانه تنهاست»، «حرفی بزن»، «خوشا به من»، «شبیه یک مرداب»، «در حسرت ماه» و «قطار». تهیهکنندگان سید محمدحسین مقدس تفرشی و مهدی سوفالی بودند؛ میکس آرش پاکزاد؛ کمانچه در قطعهٔ سوم بهزاد حسنزاده. تیزر را امید بنکدار و کیوان علیمحمدی ساختند و مهناز افشار بازی کرد؛ ابیاتی از آلبوم روی چهرهاش خطاطی شد.
جشنوارهٔ مردمی موسیقی ما آلبوم را بهترین آلبوم تلفیقی ۱۳۹۲ و قطعهٔ عنوان را بهترین قطعهٔ تلفیقی همان سال شناخت. جایزهٔ باربد جشنوارهٔ فجر برای بهترین آهنگسازی پاپ نیز به «باران تویی» رسید؛ این جایزه به آهنگسازی تعلق دارد، اما نشان میدهد کلامی که حائری روی آن ملودی نوشته در بستهای جایزه گرفته که مردم و هیئت داوران هر دو دیدهاند. دو هفته پس از انتشار، نخستین کنسرت در اریکهٔ ایرانیان برگزار شد و اجراهایی در شیراز، اهواز، لاهیجان، کردستان، انزلی و جشنوارهٔ فجر دنبال شد. پیش از آلبوم، فقط چند قطعه در فضای مجازی پخش شده بود؛ سهراب پورناظری زمزمهٔ «مرا به خاطرت نگه دار» را برای خبرنگار شرق خوانده بود، بیآنکه نام گروه هنوز جا افتاده باشد.
دومین آلبوم، «جاده میرقصد»، دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۴ آمد؛ نه قطعه، باز همه با کلام حائری و آهنگ فتحی. مدت حدود سیودو دقیقه. تیراژ اول کمتر از هشت ساعت تمام شد و چند روز بعد رکورد فروش آنلاین را در بیپتیونز و دیجیکالا گرفت. رونمایی در فضای باز کاخ نیاوران از ساعت ۱۹ تا ۲۲ برنامهریزی شد؛ حضور آزاد بود و اعضا از جمله حائری آلبوم را امضا میکردند و قطعات را زنده میخواندند. استقبال بیش از انتظار به بینظمی انجامید و منتقدان اجارهٔ فضای تاریخی برای رونمایی پاپ را نقد کردند. تیزر آلبوم بخشی از نماهنگ «حضوری اتفاقی» بود. حامی مالی کارمانیا و تهیهکنندگان سوفالی و مقدس تفرشی بودند.
سومین آلبوم، «دریا کجاست»، بهمن ۱۳۹۶ با ده قطعه منتشر شد. پیش از آن فقط «بنویس» تکآهنگ شده بود. دودوک رضا عسگرزاده در قطعهٔ عنوان و کمانچهٔ آیدین ترکیان در «غروب» نشان میدهد پس از بحث اولیه دربارهٔ نبود ساز در آلبوم اول، ساز انتخابی وارد شد. تهیه در دورههای بعد به آواسازان ققنوس به سرپرستی محمدحسین توتونچیان رسید.
تکآهنگهای ثبتشده در دانشنامهٔ فارسی گروه شامل تنظیم ارکسترال «آسمان هم زمین میخورد»، «برف»، «آدینه»، «آوازهخوان»، «صدایم بزن»، «بگو که زندهایم»، «ایران» و «گله کن» است. در فهرست اعتباری برخی پایگاههای موسیقی، نام حائری بهعنوان ترانهسرا روی آثار آرمان گرشاسبی از جمله قطعهٔ «زیبا» نیز آمده است.
صحنه، حاشیه و کانادا
سبک گروه تلفیق الکترونیک و آواز ایرانی است. کنسرت نوروز ۱۳۹۵ در برج میلاد ثبت شده است. در سپتامبر و اکتبر ۲۰۱۶ نخستین تور خارج از ایران از ونکوور، کلگری، مونترال و تورنتو آغاز شد و در روتردام، دوسلدورف، لندن، منچستر، گوتنبرگ، استکهلم و فرانکفورت ادامه یافت. در روتردام مشکلات صدا و ورود دیرهنگام تماشاگران بخش نخست را زود تمام کرد. این حاشیهها کارنامهٔ ترانهسرا را مستقیماً تعریف نمیکنند، اما فضای عمومی گروهی را نشان میدهند که کلام حائری در آن شنیده میشد.
دانشنامهٔ فارسی اعضا را همچنان با نام چهار نفر فهرست کرده، اما جدایی خواننده را ثبت کرده است. پس از آن، منابع کانادایی حائری را مقیم کانادا، شاعر، مربی و مدیر خلاقیت معرفی کردهاند. عضو سوسان (انجمن آهنگسازان، مؤلفان و ناشران موسیقی کانادا) است. آکادمی CLUE در ریچموند هیل برنامهٔ ششجلسهای ترانهسرایی با او برگزار کرده؛ یکشنبهها دو ساعت، با تمرین نوشتن و بازخورد. معرفی رسمیاش میگوید کلامش در پلتفرمهای دیجیتال به صدها میلیون شنیدن رسیده و در کنسرتهای فارسیزبان اجرا شده است. این رقم ادعای مؤسسهٔ آموزشی است، نه آمار حسابرسیشده؛ آنچه مسلم است تداوم هویت حرفهای پس از جابهجایی جغرافیایی است.
جای ترانهسرا در پاپ تلفیقی دههٔ نود
چارتار در نقدها گاه سرزنده و نو و گاه تکراری در ساختار خوانده شد. برای حائری این دو حکم هر دو به یک پرسش برمیگردند: آیا کلام عضو ثابت، امضای شنیداری میسازد یا به فرمول بدل میشود؟ سه آلبوم پیاپی با یک شاعر، یک آهنگساز و یک تنظیمکننده، امکان پیگیری زبان واحد را داد؛ چیزی که در پاپ سفارشی دههٔ هشتاد کمتر دیده میشد. شنوندهٔ «باران تویی» اگر «دریا کجاست» را بشنود، با همان دست خط واژگانی روبهروست، حتی وقتی موضوع از معشوق به هجرت و خلق میچرخد.
او در گفتگوی شرق تأکید کرده که ترانه وظیفه دارد. در عمل، وظیفهٔ او در چارتار نوشتن روی ملودی ازپیشساخته بود، نه پر کردن فرم بیکلام پس از ضبط نهایی. همین تقدم موسیقی، شعر را ناچار به ریتم و فراز آواز گرشاسبی میکرد. نتیجه برای مخاطبی که شعر را زودتر میشنود، متنی است که باید هم در گوش بماند و هم با دستگاه و الکترونیک نسازد. موفقیت فروش آلبوم دوم و جوایز آلبوم اول نشان میدهد این معادله دستکم در بازار داخل جواب داد.
امروز کارنامهٔ احسان حائری را نمیتوان جدا از چارتار نوشت، و چارتار را نمیتوان بدون نام او بهعنوان ضلع چهارم تمام کرد. او نه خوانندهٔ گروه است و نه چهرهٔ جلد آلبوم؛ اما بدون متنهایش آن تلفیق چهارسیمه شکل نمیگرفت. از کافهٔ آوانسن پیش از انتشار نخستین آلبوم تا کارگاه ترانه در حومهٔ تورنتو، مسیر او مسیر شاعری است که جای خود را در گروه موسیقی معاصر فارسی بهعنوان شغل ثابت، نه حاشیهٔ سفارش، تثبیت کرد.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.






