همایون خرم؛ ویولن، گلها و تصنیفهای ماندگار
نام همایون و خانه صبا
امیر همایون خرم در نهم تیر ۱۳۰۹ به دنیا آمد. مدخل دانشنامه فارسی محل تولد را روستای زیزار در شهرستان دشتی استان بوشهر نوشته است؛ گزارشهای خبری اغلب فقط بوشهر را ذکر میکنند. مادرش شیفته موسیقی دستگاهی بود و از میان مقامها به دستگاه همایون علاقه داشت؛ همین علاقه نام فرزند را تعیین کرد. خرم بعدها گفت همیشه در زندگی هنری بخت یارش بوده است.
به روایت محمود خوشنام در بیبیسی فارسی، آشنایی اتفاقی با فرح رکنی، از آشنایان خانواده، مسیر را عوض کرد. رکنی ویولن عروسکی را در دست کودک دید و از مادر خواست او را نزد ابوالحسن صبا ببرد. خانه صبا در کوچه بعد بود. خرم این را سببسازی مولویوار میدانست. منابع درباره سن شروع تعلیم نزد صبا اندکی فرق دارند: برخی ده تا یازده سالگی، و گفتوگوی کلن دوازده سالگی را گفتهاند. بیبیسی در خبر درگذشت افزوده است که موسیقی را در هفت سالگی با نی آغاز کرد و سپس به ویولن روی آورد.
پس از چند سال، در آزمون رادیو با امتیاز قبول شد. صبا او را به این کار تشویق کرده بود. نوجوان چهاردهساله هم در ارکستر نواخت و هم تکنوازی کرد. آشنایی با علیمحمد خادممیثاق، موسیقیدان قدیمی، تکنوازی در ارکستر او را به دنبال داشت و جای پایش در رادیو محکم شد. در بیستویکسالگی از آهنگسازان اصلی رادیو ملی به شمار میرفت.
رادیو، گلها و ارکستر
خرم در برنامه گلها آهنگساز، سولیست ویولن و رهبر ارکستر بود. همکاریاش از دوره داوود پیرنیا آغاز شد و تا پایان دوره هوشنگ ابتهاج ادامه یافت. پیرنیا روزی گله کرد چرا به گلها آهنگ نمیدهد. خرم در ششهفت روز «رسوای زمانه» را در گوشه مخالف سهگاه ساخت و دید هیچ صدایی جز الهه از عهدهاش برنمیآید. همین قطعه راه او را به گلها باز کرد.
او هارمونی را نزد فریدون فرزانه و با شیوه سارلی آموخت و در سازبندی از مکتب Rimsky-Korsakov تأثیر گرفت. برخی گزارشهای انگلیسی از تأثیر راخمانینف نیز گفتهاند. هر دو اشاره به این است که ارکستراسیون غربی را با ملودی دستگاهی ترکیب میکرد، نه اینکه ردیف را کنار بگذارد. همنوازیهایش با جواد معروفی، جلیل شهناز، فرهنگ شریف، منصور صارمی، جهانگیر ملک و امیرناصر افتتاح در نوار و صفحه باقی مانده است.
سمتهای رسمیاش شامل عضویت در شورای عالی موسیقی رادیو، رهبری ارکستر سازهای ملی، استادی دانشکده موسیقی ملی و هنرستان شبانه، و رهبری ارکستر شماره شش و دو رادیو بوده است. شورای ارزشیابی هنرمندان ایران درجه یک هنری، معادل دکتری، به او داد. همزمان مهندسی برق را در دانشگاه علم و صنعت تا دانشنامه ادامه داد و موسیقی و مهندسی را مکمل میدانست؛ هر دو را ریشه در ریاضی میدید.
تصنیفهایی که زمزمه شدند
خرم سال ۱۳۳۶ را آغاز کار ترانهسازی خود میدانست. ابتدا امینالله رشیدی آثارش را خواند. سپس آشنایی با مرضیه و قطعه «آنچه گذشت» شهرت آن خواننده را گسترش داد. مرضیه آثاری چون «اشک من هویدا شد»، «مینای شکسته»، «از من بگذرید» و «طاقتم ده» را از او اجرا کرد. خرم در بزرگداشت لندن در خرداد ۱۳۸۶ گفت صبا به او آموخته بود خرم باشد نه صبا؛ باید روی پایههای استاد ساختمان تازه میساخت. فهمیده بود هر گوشه خود شهری است. در بیداد همایون چندین آهنگ ساخت، از جمله «اشک من هویدا شد»، و در مخالف سهگاه «رسوای زمانه منم» را برای گلها نوشت.
آشنایی با پروین نوریوند از راه توران مهرزاد پیش آمد. خرم صدای پروین را «موجه» یافت. پروین با «غوغای ستارگان» یکشبه ره صد ساله رفت و تا سالها خواننده انحصاری بسیاری از کارهای خرم ماند. «غوغای ستارگان» با نام دیگر «امشب در سر شوری دارم»، شعر کریم فکور، در دستگاه شور است. اجرای نخست با صدای پروین است. در دهه هفتاد خرم کامبیز روشنروان را برای تنظیم ارکستر و محمد اصفهانی را برای خواندن برگزید؛ ضبط با نظارت خود او انجام شد و قطعه با نام «اوج آسمان» در آلبوم «تنها ماندم» آمد.
«تو ای پری کجایی» یا «سرگشته» شعر هوشنگ ابتهاج است، در دستگاه همایون. نخستین بار با صدای حسین قوامی در گلهای تازه شماره ۵۲ ب، با تنظیم جواد معروفی، پخش شد. اجرای الهه نیز در منابع آمده است. خرم برای ابوالحسن مختاباد شرح داده که در خانهای با باغچه در منوچهری، پس از آنکه ابتهاج گفته بود دوست دارد روی آهنگی از او شعر بگذارد، روی بالکن نشسته و ملودی را از ابتدا تا انتها نوشته است؛ حتی جوابهای ارکستر پشت هم آمدهاند. بازخوانی استودیویی با اصفهانی در ۱۳۷۹ در همان آلبوم «تنها ماندم» ثبت شد.
فهرست آثار مشهور او بلند است: «پیک سحری»، «دلم شکستی»، «رفته»، «یارم گره بر مو زده»، «ای ماه من»، «نیمهشبان»، «در میان گلها»، «در بستر غم» با مهستی، «ساقی ببین»، «خدا کند عاشق شوم» و «عالم تنهایی» با دلکش، «تا به کی» با پوران، «شهزاده رؤیا» با یاسمین که با فیلم دالاهو نیز پیوند دارد، «افسانه شیرین» با هایده، «آتش» با سیمین غانم، «قصهگو» با هوشمند عقیلی، و «بوی باران» از آلبوم «نون و دلقک» با اصفهانی. خوانندگانی چون محمدرضا شجریان، اکبر گلپایگانی، ایرج، نادر گلچین، عهدیه، جهان و علیرضا قربانی نیز با ملودیهای او کار کردهاند. منابع انگلیسی نوشتهاند در معرفی معین به صحنه نیز نقش داشته است.
پس از انقلاب: تدریس، تکنوازی، صدای مردان
پس از انقلاب اسلامی، فعالیت اجراییاش چند سال متوقف شد. اوقات بیشتر صرف تدریس خصوصی ویولن و پژوهش شد. پژمان اکبرزاده این وقفه را در جلد سوم «موسیقیدان ایرانی» ثبت کرده است. خوشنام نوشته خرم از اندک هنرمندانی بود که زیر ممنوعیتها کمر خم نکرد. اگر زنان نمیخواندند، ترانهها را به مردان میسپرد تا صدای اجرای نخست در ذهن بماند. اگر آواز نبود، ویولن بود و تکنوازی. خودش میگفت عاشق نمیتواند از معشوق دست بردارد.
اوایل انقلاب کسانی به نام حمایت از موسیقی سنتی با ویولن بدرفتاری کردند، با این استدلال که ساز ملی نیست. خرم روایت کرده حسین قوامی ترانه تازهای خواست. او با دیوان کبیر مولانا تفال کرد و غزل «آمد بهار عاشقان» آمد. در بیات ترک چیزی ساخت و غزلی دیگر را در مایه همایون، و هر دو را در سیدی «بهار عاشقان» منتشر کرد.
آلبوم «تنها ماندم» با صدای محمد اصفهانی در ۱۳۷۹ و «رسوای زمانه» با علیرضا قربانی در ۱۳۸۸ از کارهای دوره متأخر اوست. آلبوم «یار آشنا» با تنبک محمود رفیعیان نیز در منابع متأخر ذکر شده است. سخنرانیهایی در یوسیالای، دانشگاه گیلان، دانشگاه علوم پزشکی شیراز، انجمن موسیقی فارس، دانشگاه علامه طباطبایی، فرهنگسرای ارسباران، دانشگاه صنعتی اصفهان و تالار رودکی ایراد کرد؛ موضوعها از صبا و وزیری تا مقامهای ایرانی را در بر میگرفت.
کتابها، ردیف و حقوق اثر
خاطرات هنریاش با عنوان «غوغای ستارگان» در ۱۳۸۹ به کوشش علی وکیلی، از شاگردانش، از نوار پیاده و منتشر شد. منتقدان فرهنگی آن را بخشی از تاریخ شفاهی موسیقی ایران دانستهاند. «نوای مهر» یا ردیف چپکوک به اهتمام بابک شهرکی آوازها و چهارمضرابها را گرد آورد. ردیف راستکوک با پیشدرآمد و رنگ به کوشش محمدرضا ترابیان چاپ شد. «چهار مقام» را محسن کاظمیان از شاگردان او در ماهور، چهارگاه، همایون و اصفهان، همراه سیدی، منتشر کرد و مباحثی چون آکسان دست چپ و مترونوم برای ردیف را پیش کشید. مقدمه آن کتاب ردیفها و چهارمضرابهای خرم را دایرةالمعارفی برای نوازندگی و بداهه خوانده است.
نامه او تأکید داشت هر اثر صاحب دارد و اگر کلام داشته باشد، آهنگساز و ترانهسرا شریکند. خانواده هشدار داد با انتشار غیرمجاز در فضای مجازی، کنسرت و لوح فشرده برخورد قانونی خواهد کرد.
درگذشت و یادبود
خرم در سالهای پایانی به سرطان روده مبتلا بود و شیمیدرمانی میشد. برخی گزارشهای خبری علت را بیماری ریوی نوشتهاند؛ روایت دانشنامهای همان سرطان روده است. در بیستوهشتم دی ۱۳۹۱، در هشتادودو سالگی، در بیمارستان دی تهران درگذشت. پیکر یکشنبه اول بهمن از مقابل تالار وحدت به قطعه هنرمندان بهشت زهرا تشییع شد.
در خرداد ۱۳۸۶ در لندن برای یک عمر فعالیتش بزرگداشت گرفتند. در خرداد ۱۴۰۴ ارکستر ملی ایران کنسرت «باقیمانده با نگاه» را به رهبری همایون رحیمیان در تالار وحدت به یاد او اجرا کرد؛ محمد عبدالحسینی خواننده همراه ارکستر بود. جشنواره و جایزهای نیز به نام او برپا شده است.
همایون خرم در حافظه شنیداری ایرانیان با چند نغمه کوتاه زندگی میکند، اما کارنامهاش از آن نغمهها وسیعتر است: شاگرد صبا که در چهاردهسالگی سولیست رادیو شد، مهندسی که هارمونی اروپایی را به دستگاه ایرانی آورد، آهنگسازی که گلها را با «رسوای زمانه» و «سرگشته» تغذیه کرد، و معلمی که پس از انقلاب بهجای سکوت، ویولن و تدریس را انتخاب کرد. تصنیفهایش هنوز زمزمه میشوند؛ ردیف و چهارمضرابهایش برای نوازندگان منبع تمرین ماندهاند؛ و نام دستگاهی که مادر بر او گذاشت، با ملودیهایی در همان فضا، به هم گره خورده است.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.






