افشین مقدم؛ ترانهسرایی میان پاپ داخلی و صدای برونمرزی
تمایز ضروری: ترانهسرا، نه خوانندهٔ پیش از انقلاب
در فهرستهای موسیقی فارسی دو چهره با نام افشین مقدم دیده میشوند و درهمآمیختن آنها کارنامهٔ هر دو را مخدوش میکند. یکی حسین آهنیان مقدم است؛ خوانندهٔ پاپ دههٔ پنجاه که با اجرای «زمستون» شناخته شد و در میانهٔ همان دهه درگذشت. دیگری عادل گلکار مقدم است؛ شاعر و ترانهسرایی که از اواخر دههٔ هفتاد خورشیدی مینویسد و موضوع این مقاله همان شخص است. ویکیپدیای فارسی محل تولد او را در متن چالوس و در جعبهٔ اطلاعات تهران ثبت کرده و تاریخ تولد را ۲۷ مرداد ۱۳۵۴ آورده است. منابع موجود دربارهٔ جزئیات خانوادگی یا زندگی خصوصی او سکوت میکنند؛ بنابراین این نوشته بر نقش حرفهای و همکاریهای مستند متمرکز میماند.
او فارغالتحصیل حقوق از دانشگاه آزاد چالوس معرفی شده و آغاز ترانهسراییاش از سال ۱۳۷۸ دانسته شده است. نخستین اثر پخششدهٔ او در سال ۱۳۸۲ با عنوان «دلاور» و با صدای خشایار اعتمادی از صداوسیما رفت؛ مناسبت پخش، روز جانباز بوده است. این شروع، مسیر او را از همان ابتدا به رسانهای گره میزند که بعدها بسیاری از همکارانش در آن یا در حاشیهٔ آن کار کردند: ترکیبی از پاپ رسمی داخل کشور، تیتراژ، و در مرحلهٔ بعد همکاری با صدای خوانندگانی که بیرون از مدار مجوز فعالیت میکردند.
نخستین دهه: از پخش رادیویی تا شنیدهشدن در نظرسنجیها
مسیر ترانهسرای پاپ در ایران معمولاً از یک قطعهٔ مناسبتی یا یک همکاری با خوانندهٔ مجاز آغاز میشود و اگر متن بتواند از مناسبت فراتر برود، به بازار آلبوم راه پیدا میکند. در مورد افشین مقدم، فاصلهٔ میان «دلاور» و شناختهشدن گستردهتر چند سال طول کشید. آنچه منابع دربارهٔ اواخر دههٔ هشتاد ثبت کردهاند، نه فهرستی ساختگی از جوایز دولتی، بلکه بازخورد مخاطبان یک شبکهٔ ماهوارهای است: ترانهٔ «الکی» با صدای سیاوش قمیشی در سال ۱۳۸۸ منتشر شد و در سال ۱۳۸۹ از دید بینندگان منوتو رتبهٔ نخست گرفت و در برنامهای دیگر از همان شبکه در شمار صد ترانهٔ ماندگار فارسی قرار گرفت. «همدم» با صدای معین در اسفند ۱۳۸۹ آمد و در سال ۱۳۹۰ رتبهٔ سوم بهترین ترانهها را از همان نظرسنجی گرفت.
این دو داده، حتی اگر معیار آکادمیک نباشند، جایگاه نوشتاری او را در پاپ عامهپسند نشان میدهند. قمیشی آهنگساز و خوانندهای است که ملودیهایش غالباً به متنی نیاز دارند که هم محاوره باشد و هم ضرباهنگ جمله را برای جملهبندی آوازی باز بگذارد. معین نیز در دورهٔ مورد بحث بیشتر با ترانههایی کار میکرد که احساس را مستقیم و بدون پیچش ادبی سنگین منتقل کنند. اگر متنهای مقدم در این فضا شنیده شدهاند، دلیلش را باید در همین سازگاری نقش جست؛ نه در ادعای سبک شخصیای که خود او در منابع معتبر به تفصیل شرح نداده است.
شبکهٔ همکاری داخل کشور: عصار، زندوکیلی، مسیحا، رهنما
صفحههای فهرست آثار و بانکهای موسیقی، نام او را در کنار خوانندگانی میگذارند که بخش بزرگی از پاپ و پاپسنتی دو دههٔ اخیر را ساختهاند. ویکیپدیای فارسی از ابی، معین، سیاوش قمیشی، عارف، شاهین نجفی، علی زندوکیلی، علیرضا عصار، خشایار اعتمادی، نیما مسیحا، مانی رهنما و آوا بهرام نام برده است. سایت مایریتم علاوه بر اینها قطعاتی با صدای سینا سرلک، سالار عقیلی، اشکان خطیبی و رضا یزدانی را نیز به او نسبت داده و حضور ترانهٔ او را در آلبومهایی از علیرضا عصار چون «محتسب»، «بازی عوض شده» و «ای عاشقان» و در آلبوم «من و تو»ی مانی رهنما ثبت کرده است.
آنچه در این فهرست اهمیت دارد، تنوع ژانری خواننده است نه طول لیست. علیرضا عصار در آلبومهای ارکسترال و تصنیفگونه معمولاً متنی میخواهد که بتواند روی سازبندی سنگین و گاه سمفونیک بایستد؛ نامهایی چون «سهم من»، «زخمهای ماندگار»، «صفر مرزی»، «نفس» و «تکلیف و روشن کن» در همین مدار ثبت شدهاند. علی زندوکیلی با قطعاتی چون «آه سرد»، «لالایی» و «جدایی» به سمت آواز احساسی و ملودیک متمایل است. نیما مسیحا هم در پاپ مجاز دههٔ هشتاد و نود با متنهایی کار کرده که برای تیتراژ و تکآهنگ مناسب باشند؛ «اتفاق» بهعنوان تیتراژ سریال «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» با آهنگسازی فؤاد حجازی در همین دسته آمده است. محمد اصفهانی نیز «ستاره سهیل» را بهعنوان تیتراژ سریالی با همین نام اجرا کرده است.
نقش ترانهسرا در چنین همکاریهایی غالباً نادیده گرفته میشود، چون پوستر و تیتراژ اول نام خواننده و گاه آهنگساز را بزرگ میکنند. با این حال، تکرار نام یک نویسنده در آلبومهای متوالی یک خواننده نشانهٔ اعتماد حرفهای است. اگر عصار در چند مجموعه به سراغ همان قلم رفته، معنایش این است که متن توانسته با صدای خاص او و با آهنگسازانی چون خود عصار و فؤاد حجازی جور درآید. همین منطق دربارهٔ زندوکیلی و مسیحا نیز صادق است: ترانهسرا اینجا تأمینکنندهٔ «شعر ادبی» جدا از موسیقی نیست؛ تأمینکنندهٔ کلامی است که باید روی ملودی موجود یا در حال ساخت بنشیند.
ابی و دو آلبوم: از «حس تنهایی» تا «جان جوانی»
همکاری با ابی، خوانندهای که بخش عمدهٔ کارنامهاش بیرون از ایران شکل گرفته، نقطهٔ عطف مستند دیگری در کار مقدم است. در آلبوم «حس تنهایی» که در مارس ۲۰۱۱ از سوی آونگ منتشر شد، دو قطعه با نویسندگی او ثبت شدهاند: «خدا با ماست» و «پلک». «خدا با ماست» بهعنوان سومین تکآهنگ آلبوم در ۶ مارس ۲۰۱۱ درآمد و موسیقی و تنظیم آن با شوبرت آواکیان و ویدیوی آن با کارگردانی الک کارتیو بوده است. ویکیپدیای انگلیسی آلبوم، نویسندگی «تصمیم» را به آریانا نسبت داده؛ در فهرست فارسی آثار مقدم نام «تصمیم» نیز کنار ابی آمده است. در موارد اختلاف منابع، آنچه مسلم است حضور قطعی او در «خدا با ماست» و «پلک» است و نباید بقیه را با قطعیت یکسان نقل کرد.
آلبوم «جان جوانی» در ۲۹ آذر ۱۳۹۳ منتشر شد و سهم نوشتاری مقدم در آن پررنگتر است. آهنگسازی بسیاری از این کارها به علیرضا افکاری نسبت داده شده و تنظیم بخش عمده به منوچهر چشمآذر، محمد ناهیدی و گروه زرتشت رسیده است.
از منظر نقش نوشتاری، آلبومهای ابی برای ترانهسرای داخل کشور هم فرصتاند و هم ریسک. فرصت از این جهت که صدای ابی به مخاطب گستردهای میرسد که لزوماً پاپ مجاز را دنبال نمیکند. ریسک از این جهت که همین همکاری، در فضای حقوقی و امنیتی ایران، میتواند به اتهام «کار برای خوانندهٔ لسآنجلسی» ترجمه شود. کارنامهٔ مقدم دقیقاً روی همین خط گسل ایستاده است: او همزمان برای عصار و زندوکیلی داخل کشور مینویسد و برای ابی بیرون از کشور.
همان گزارش تأکید میکند این افراد با موفقترین هنرمندان داخل و خارج کار کردهاند.
این رویداد را نباید به «حاشیهٔ زندگی شخصی» فروکاست. ساختار تولید پاپ فارسی پس از انقلاب دو مدار موازی ساخته است: مدار مجوزدار داخل، و مدار برونمرزی که شنوندگان داخل آن را از ماهواره و بعدتر از اینترنت میشنوند. ترانهسرا و آهنگساز اگر بخواهند حرفهای بمانند، اغلب ناچارند میان این دو مدار حرکت کنند. در عین حال، تداوم همکاریهای بعدی مقدم با خوانندگان داخل و خارج نشان میدهد که نقش او پس از آن سال از میدان موسیقی حذف نشد.
کتاب «جان جوانی» و کارگاه بهعنوان کار حرفهای دوم
در سال ۱۳۹۷ انتشارات نگاه مجموعهٔ ترانهٔ «جان جوانی» را از او عرضه کرد؛ کتابی که هم ترانههای اجراشده و هم اجرانشده را در بر میگیرد. فهرست کتابفروشیها تاریخ نشر اسفند ۱۳۹۷، ۳۸۴ صفحه، قطع رقعی و شابک ۹۷۸-۶۰۰-۳۷۶-۱۹۸-۸ را ثبت کردهاند. انتخاب عنوان مشترک با آلبوم ابی تصادفی نیست: کتاب، نوشتار را از سایهٔ صدا جدا میکند و به خوانندهٔ کاغذی اجازه میدهد متن را بدون ملودی ببیند. برای ترانهسرایی که بخش بزرگی از شهرتش به اجرای دیگران وابسته است، چاپ مجموعه یعنی ادعای مؤلف بودن، نه فقط تأمینکنندهٔ کلام برای استودیو.
همزمان، منابع از فعالیت او در برگزاری کارگاه ترانه خبر میدهند. در اردیبهشت ۱۳۹۵ گانجاموزیک نوشت کارگاه او با همکاری مهدی موسوی میرکلایی، به همت کمپانی نیماژ و کافه کتاب فراموشی در خیابان کریمخان، در ده جلسهٔ جمعه برگزار میشود و جدا از مقدمات وزن سماعی و کلاسیک و ضعف تألیف، ترانهسرایی را بهصورت تخصصی آموزش میدهد. مایریتم نیز از برگزاری جلسهٔ کارگاه در سال ۱۳۹۶ با حضور رستاک حلاج بهعنوان مهمان خبر داده است. این فعالیت آموزشی را باید در کنار نقش تولیدی دید: ترانهسرایی که هم برای بازار مینویسد و هم کلاس میگذارد، در حال انتقال تجربهٔ عملی است، نه نظریهٔ ادبی انتزاعی.
مایریتم در ستونی جداگانه نقش «مدیر اجرایی» را نیز برای او در آلبوم «مسیر رویایی» مهدی مدرس ثبت کرده است. اگر این اعتبار درست باشد، تصویر حرفهای او از نویسندهٔ صرف فراتر میرود و به سازماندهی پروژه نزدیک میشود. با این حال، جزئیات این سمت در منابع مستقل بهاندازهٔ ترانهشناسیاش تکرار نشده و باید با همان حد ثبت بانک موسیقی خوانده شود.
خوانش کارنامه: پل نوشتاری، نه ستارهٔ صحنه
اگر کارنامهٔ مستند مقدم را بدون اغراق جمع کنیم، چند خط روشن میشود. او از پخش مناسبتی صداوسیما آغاز کرد، به پاپ مجاز و تیتراژ رسید، سپس با صدای خوانندگان برونمرزی گره خورد، هزینهٔ امنیتی این گره را در ۱۳۹۱ پرداخت، و بعدتر نوشتارش را در قالب کتاب و آموزش تثبیت کرد. تکرار همکاری با علیرضا افکاری در کارهای ابی، معین، زندوکیلی و مسیحا نشان میدهد که بخشی از صدای او در استودیو حاصل زوج نویسنده و آهنگساز است، نه فقط سفارش پراکنده به خوانندههای مختلف.
نقطهٔ قوت مستند این کارنامه، انعطاف متن برای صداهای متفاوت است: قمیشی، معین، عصار، ابی و زندوکیلی هر کدام تکنیک آوازی و مخاطب جدا دارند. نقطهٔ ضعف منابع موجود، کمبود گفتوگوی بلند و نقد ادبی مستقل دربارهٔ زبان ترانههای اوست. تا وقتی چنین نقدی نباشد، داوری باید به همین حد بسنده کند: افشین مقدم ترانهسرایی است که در دو دهه، نوشتار پاپ فارسی را میان مدار داخل و خارج جابهجا کرده و این جابهجایی را هم در آلبوم و هم در کتاب به نام خود ثبت کرده است.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.









