سهراب پاکزاد؛ هاوس فارسی و آلبوم زیر بارون
زندگی و آغاز
سهراب پاکزاد در چهاردهم فروردین در تهران به دنیا آمد. سال تولد در منابع یکی نیست: ویکیپدیای فارسی ۱۳۶۱ را نوشته و بیتوته و میفاموزیک ۱۳۶۰ را. روز و شهر در هر سه یکی است. این اختلاف یک سال را نباید به نفع یک روایت حل کرد. تحصیلات نیز دو روایت دارد. میفاموزیک و بیتوته کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی را از دانشگاه علم و صنعت دانستهاند؛ ویکیپدیا همان مدرک را از دانشگاه آزاد نوشته است. آنچه مشترک است مدرک کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی است، نه هنرستان موسیقی. ورود او به پاپ از مسیر دانشگاه هنر نبود.
موسیقی را تجربی و با گیتار آغاز کرد. بیتوته نوشته ابتدا بدون استاد گیتار کار کرد، سپس به کلاس فیضالله مداح رفت و آنجا با امیر طبری آشنا شد؛ همین آشنایی مقدمهٔ آهنگسازی و ترانهسرایی شد. بعدتر سلفژ را نزد هومن جاوید گذراند. میفاموزیک سن شروع گیتار را حدود بیست سالگی نوشته است. ویکیپدیا نیز گیتار را ساز او دانسته و فعالیت مدلینگ و تبلیغات را همزمان با موسیقی ثبت کرده است. ناشران جدول ویکیپدیا مؤسسهٔ فرهنگی هنری لیما و لالیناند. تصویر حرفهای او از ابتدا دوگانه بود: خوانندهٔ استودیو و چهرهٔ تبلیغاتی. بیتوته سکونت طولانی در فرمانیه را هم آورده که برای فهم کار هنری فرعی است.
نخستین اثر حرفهای قطعهٔ زیر بارون در ۱۳۸۵ است: آهنگسازی، ترانهسرایی و خوانندگی از خود او، با تنظیم هاوس و کلام فارسی. میفاموزیک و تاپصدا آن را از نخستین ترانههای فارسی با تنظیم هاوس دانستهاند. چند سال بعد، در بیستوششم آبان ۱۳۸۸، آلبوم زیر بارون با هشت قطعه و مجوز رسمی منتشر شد. ویکیپدیا ناشر لوح فشرده را آهنگ پارسیان نوشته و ضبط و میکس را در استودیو اولین خانهٔ هنر، متعلق به نیما وارسته، دانسته است. بیتوته آلبوم را پرفروشترین سال ۸۸ خوانده است؛ این را نقل منبع است نه جدول فروش مستقل. سالهای فعالیت در جدول ویکیپدیا از ۱۳۸۸ آمده، در حالی که خود متن همان صفحه و بیتوته شروع جدی را از همکاری با طبری و قطعهٔ ۱۳۸۵ میدانند. منطقی است ۱۳۸۵ را آغاز انتشار و ۱۳۸۸ را آغاز آلبوم مجاز شمرد.
مسیر هنری
آلبوم زیر بارون تنها آلبوم استودیویی ثبتشده در ویکیپدیاست. خوانندگان پاکزاد و امیر طبریاند. شاعران: پاکزاد، آریا زکیخانی، علی مهرگان، مرجان نورینژاد. آهنگسازی پاکزاد و طبری، تنظیم وارسته. عوامل فنی: میکس و پیانو و کیبورد وارسته، ناظر ضبط علی حسینزاده، داربوکا همایون نصیری. قطعات: زیر بارون، آروم آروم، این چه حسیه، بازی، رو به روی آینه، نازنین، مهربون، عزیز دلم. قطعهٔ عنوان با دو خواننده است. این چه حسیه در همهٔ منابع پرشنوندهترین ترک مجموعه دانسته شده و بیتوته نوشته حتی میان غیرفارسیزبانان شنیده شد. ادعای «جهانی» را باید با احتیاط خواند؛ آنچه مسلم است ماندگاری قطعه در بازار پاپ فارسی و بعدتر استناد حقوقی به ملودی آن است.
پس از آلبوم، مسیر به تکآهنگ بدل شد. ویکیپدیا جدولی بلند از ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۴ دارد: حس پرواز و خبری نیست با طبری و وارسته، تورو میبخشم در ۱۳۹۰ با تنظیم داریوش صالحپور، نگو نه، بازم نگو نه با فرشاد فارسیان، انتظار، دنیا، بیهوش با ویولن تایماز اطاعتی، ماشینسواری، تنهایی، بارون با کلام هادی زینتی، و در نیمهٔ دههٔ نود قطعاتی با تنظیم اطاعتی و گیتار کیان دارات. از ۱۳۹۷ بازانتشار قطعات آلبوم اول در قالب تکآهنگ دیده میشود: این چه حسیه، زیر بارون، عزیز دلم، بازی، رو به روی آینه. این بازانتشار با منطق استریم سازگار است: آلبوم ۱۳۸۸ به قطعات جدا برای پلتفرم تبدیل میشود.
بازگشت پررنگتر در اواخر دههٔ نود با تغییر تیم است. ویکیپدیا همکاری با آصف آریا و علی یاسینی را ذکر کرده و شوخی ندارم و امضا را عامل بازگشت به صدر جداول پاپ دانسته است. امضا در ۱۳۹۸ با کلام و آهنگ مجید رضوی و تنظیم مسعود جهانی آمده است. شوخی ندارم در ۱۴۰۰ با کلام آصف آریا، آهنگ طاها یوسفی و تنظیم جهانی است. میگیرم دست تو رو با آهنگ آصف آریا و بردیا بهادر ثبت شده است. مو مشکی، یاغی، دختر ایرونی و صد و ده تا ادامهٔ همین خط تکآهنگاند. یاغی در ۱۴۰۱ با کلام شاهین شیخی و تنظیم جهانی، دختر ایرونی در ۱۴۰۳ با یوسفی و مجتبی تقیپور و باز جهانی. نام جهانی اینجا با نسل بعد پاپ گره میخورد.
کنسرتها از همان سال آلبوم شروع شد. ویکیپدیا نخستین کنسرت مستقل را اواخر ۱۳۸۸ در اریکهٔ ایرانیان دانسته و نوازندگی درامز را به محمدرضا گلزار نسبت داده است. بیتوته همان سالن را برای اواخر ۱۳۸۸ تأیید کرده و نوشته مازیار فلاحی و بابک جهانبخش او را همراهی کردند؛ نخستین کنسرت مستقل را بیستوششم آبان ۱۳۸۹ در برج میلاد دانسته است. دو منبع در نام «نخستین مستقل» کمی اختلاف دارند: یکی اریکه را مستقل خوانده و دیگری برج میلاد را. هر دو بر اجرای اریکه با گلزار توافق دارند. بعدتر تور تهران و شهرهای دیگر در ویکیپدیا آمده است.
سبک و صدا
ژانر در ویکیپدیا پاپ و هاوس است. اهمیت تاریخی آلبوم ۱۳۸۸ در همین هاوس مجاز است: ضرب چهارتایی الکترونیک و بیس باشگاهی، با کلام فارسی، روی لوح فشردهٔ دارای هولوگرام. تا آن زمان چنین بافتی بیشتر در تولید غیررسمی شنیده میشد. وارسته لایهٔ کیبورد و میکس را یکدست کرد و نصیری داربوکا را به الکترونیک افزود؛ یعنی کوبهٔ زنده روی هاوس، نه حذف کامل ساز ایرانی-خاورمیانهای. صدای پاکزاد در منابع کمتر با استعاره وصف شده و بیشتر با تیپ و استایل مدلینگ گره خورده است. این گرهزدن ژورنالیستی است؛ شنیدن آلبوم نشان میدهد ملودیها ساده و تکرارشوندهاند و برای رقص و رادیو ساخته شدهاند نه برای تحریر سنتی.
پس از دورهٔ هاوس، تکآهنگها به پاپ متعارف نزدیکتر میشوند: گیتار صالحپور و دارات، ویولن اطاعتی، تنظیم بیات و تردید و جهانی. شوخی ندارم و امضا زبان محاوره و تیم نسل بعد را میآورند. قلب محرم و موج محرم با نام بنیامین بهادری در آهنگسازی، او را به پاپ مذهبی مناسبتی هم وصل میکنند. تنوع تنظیمکننده در جدول ویکیپدیا زیاد است: وارسته، صالحپور، فارسیان، اطاعتی، مومنی، سعید سام، پاکدامن، بیات، تردید، جهانی، ترابی، جولانی، ارجمند. این فهرست یعنی پس از تیم ثابت آلبوم اول، تولید پراکنده شد. سبک صدا اما در محدودهٔ پاپ احساسی و رقص باقی ماند.
مدلینگ را منابع همزمان با خوانندگی دانستهاند. تأثیرش بر موسیقی غیرمستقیم است: تصویر صحنه و کاور، نه هارمونی. برای گوشه، وجه موسیقایی همان هاوس ۱۳۸۸ و پاپ تکآهنگ بعدی است.
آثار و همکاریها
همکاری بنیادین با امیر طبری است: قطعه و آلبوم زیر بارون، حس پرواز، خبری نیست. بدون طبری، روایت آغاز ناقص است. وارسته معمار صداست. زکیخانی روی بازی، مهربون و عزیز دلم کلام گذاشته است. مهرگان رو به روی آینه، نورینژاد نازنین. این تیم ۱۳۸۸ بسته است و بعد باز میشود. گلزار پشت درامز اریکه، همکاری صحنه است نه استودیو. فلاحی و جهانبخش در همان شب، مهماناند.
شکایت از امیر تتلو در ۱۳۹۶ در ویکیپدیا و خبرآنلاین آمده است. دلیل: استفادهٔ بدون اجازه از ملودی این چه حسیه در قطعات تیمار و گیر کردم رو تو. وکیل، وهاب منتظریپور، به خبرآنلاین گفته کارشناسان رسمی استفادهٔ غیرمجاز را تأیید کردند و دادگاه حکم صادر کرد؛ نیت شکایت دفاع از حق و جلوگیری از تکرار بود و چون پاکزاد راضی به اجرای مجازات نبود، گذشت را اعلام کردند. این پرونده را باید جدال حق مؤلف در پاپ ایران خواند نه حاشیهٔ شخصی. ملودی این چه حسیه آنقدر مشخص بوده که مبنای کارشناسی قرار گیرد.
همکاریهای دههٔ نود با رضوی، آریا، یوسفی و جهانی، او را به مدار پاپ استریمی برگرداند. بهادری در دو قطعهٔ محرم، مسیر دیگری است. آرش پاکزاد در چند قطعه میکس کرده که نام خانوادگی مشترک دارد؛ ویکیپدیا نسبت را توضیح نداده و نباید پدر یا برادر ساخت. دختر ایرونی و صد و ده تا ادامهٔ حضور در ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ را نشان میدهند.
خبرگزاری میزان به روایت همان گزارش بدون نام، از برخورد قانونی با تهیهکننده، کارگردان کلیپ، برگزارکننده و خواننده نوشته است. برای مقالهٔ هنری ذکر این وقایع بهعنوان گزارش خبری کافی است؛ داوری حقوقی از حوصلهٔ این متن خارج است.
جایگاه
پاکزاد در تاریخ پاپ مجاز، نامی است که هاوس را از حاشیه به ویترین لوح فشرده آورد. این چه حسیه هم کالای رقص ماند هم سند دعوای کپیرایت. پس از یک آلبوم، او به نسل تکآهنگ پیوست و با تیم جهانی و رضوی دوباره در جداول دیده شد. مدلینگ و حواشی صحنه تصویر عمومی را پررنگتر از تحلیل موسیقی کرده است. در نقشهٔ گوشه جایگاه موسیقاییاش همان آلبوم ۱۳۸۸ و خط تکآهنگ رقص-عاشقانه است.
دو روایت سال تولد و دانشگاه، نشان میدهد زندگینامه هنوز یکدست نیست. آنچه یکدست است نام وارسته، طبری، هشت قطعه، و تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۸۸ است. کنسرت اریکه با گلزار، خاطرهٔ تصویری همان دوره است. شکایت ۱۳۹۶ و گذشت ۱۴۰۲، ارزش ملودی را در نظام حقوقی موسیقی ایران ثبت کرد.
شنیدن در گوشه
در گوشه اول آلبوم زیر بارون را کامل بشنوید، نه فقط این چه حسیه. قطعهٔ عنوان را با دو صدا، سپس آروم آروم و بعد این چه حسیه بگذارید تا اوج مجموعه در جای خودش باشد. بازی و عزیز دلم کلام زکیخانی را جدا میکنند. پس از آلبوم، یک نمونه از دورهٔ میانی مثل ماشینسواری یا بیهوش، و یک نمونه از بازگشت مثل امضا یا شوخی ندارم، تغییر تیم را نشان میدهد. یاغی و دختر ایرونی را بهعنوان پاپ متأخر بشنوید نه ادامهٔ هاوس. حس پرواز را اگر هست به دورهٔ طبری وصل کنید. آنچه در گوشه میماند ضرب الکترونیک فارسیِ مجازِ دههٔ هشتاد است که بعدتر در قالب تکآهنگ رقیق شد اما نامش روی همان ملودی ۱۳۸۸ ماند.
این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمیشود.







