تصویر Naser Abdollahi

خواننده‌ها

Naser Abdollahi

Pop

آهنگ‌ها و آلبوم‌های Naser Abdollahi را در گوشه بشنو. سبک: Pop. از جمله Yaadam Baashad، Behet Nagoftam، Bambo Sahne.

ناصر عبداللهی؛ صدای جنوب در پاپ ایران

زندگی و آغاز

ناصر عبداللهی در دهم دی ۱۳۴۹ در محلهٔ سیدکامل بندرعباس به دنیا آمد. منابع زندگینامه‌ای پدرش عبدالرحمن عبداللهی را کارگر بازنشسته و مادرش مهرنگار بندری‌نیایی را خانه‌دار معرفی کرده‌اند. علاقه به موسیقی از حدود سیزده‌سالگی در زندگی او ثبت شده است؛ یعنی پیش از آن‌که نامش در بازار پاپ تهران شنیده شود، زمینهٔ کارش در همان اقلیم هرمزگان شکل گرفت. فعالیت‌های نخستین در صداوسیما و حوزهٔ هنری سازمان تبلیغات اسلامی استان هرمزگان بوده است. این نقطهٔ شروع اهمیت دارد، چون مسیر بعدی او نه از استودیوهای پایتخت، بلکه از نهادهای محلی جنوب آغاز شد و بعدها همان رنگ اقلیمی را به پاپ رسمی دههٔ هفتاد آورد.

در هجده‌سالگی با فهیمه غفوری اهل بندرعباس ازدواج کرد. حاصل این ازدواج سه فرزند به نام‌های نوید، نازنین و نامی بوده است. نینا فرزند چهارم او از ازدواج با فاطمه فهیمی است. ویکی‌پدیای فارسی نازنین را نوازنده و خوانندهٔ پاپ معرفی کرده که با بازخوانی چند اثر پدر شناخته شده است. این جزئیات خانوادگی در منابع زندگینامه تکرار شده‌اند و از حد گزارش فراتر نمی‌روند؛ آنچه برای فهم کار هنری مهم است، پیوند پایدار او با بندرعباس است، حتی وقتی مرکز تولید به تهران منتقل شد.

کار حرفه‌ای را به‌طور جدی از سال ۱۳۷۴ آغاز کرد و در سال ۱۳۷۵ همراه همسرش به تهران آمد. فاصلهٔ میان نوجوانی در هرمزگان و ورود به بازار نشر پایتخت کوتاه بود، اما همین جابه‌جایی مسیر انتشار آثار را عوض کرد. محمدعلی بهمنی، شاعر هرمزگانی و دوست نزدیک او، وی را به انتشارات دارینوش معرفی کرد. این معرفی فقط یک رابطهٔ اداری نبود؛ بهمنی در بسیاری از قطعات آغازین نقش کلام را بر عهده داشت و حضور شاعر جنوب در استودیوی تهران، حلقهٔ میان لهجه، وزن محلی و قالب آلبوم پاپ را حفظ کرد.

مسیر هنری

نخستین آلبوم‌های حرفه‌ای در چارچوب دارینوش ضبط و منتشر شدند: «عشق است» در ۱۳۷۸ و «دوستت دارم» در ۱۳۷۹. در هر دو اثر پرویز پرستویی نیز حضور دارد و در «عشق است» نام محمدعلی بهمنی هم در کنار پرستویی آمده است. این ترکیب برای پاپ آن سال‌ها غیرعادی بود: خواننده‌ای که خود آهنگ می‌ساخت و تنظیم می‌کرد، شاعری با سابقهٔ جدی ادبی، و بازیگری که دکلمه یا حضور صوتی را به آلبوم می‌آورد. پس از اختلاف با همان انتشارات، مسیر نشر عوض شد. ویکی‌پدیای فارسی انتشار «بوی شرجی» را به انتشارات شمیم جنوب نسبت داده و «هوای حوا» و «ماندگار» را به آوای نکیسا؛ همشهری‌آنلاین هر سه آلبوم بوی شرجی، هوای حوا و ماندگار را ذیل آوای نکیسا آورده است. اختلاف ناشر برای بوی شرجی در منابع باقی است و نباید یکی را به جای دیگری قطعی کرد.

سال‌های آلبوم‌ها در منابع هم‌خوان‌ترند: بوی شرجی ۱۳۸۱، هوای حوا ۱۳۸۲، ماندگار ۱۳۸۵. آلبوم «رخصت» سال‌ها پس از مرگ او منتشر شد. همشهری‌آنلاین آن را صدای آزمایشی و غیرنهایی دانسته و تاریخ انتشار را ۱۳۹۱، شش سال پس از درگذشت، با ناشر آوای مهر میهن ثبت کرده است. ویکی‌پدیا سال ۱۳۹۰ را برای همین آلبوم آورده است. آنچه مسلم است انتشار پس از مرگ است، نه تکمیل یک دورهٔ استودیویی زنده. گنوغ در گویش بندرعباسی به معنای دیوانه ثبت شده است. این آثار بیشتر فضای مذهبی و محلی دارند و نشان می‌دهند شهرت پاپ او روی خلأ ساخته نشد؛ پشت آن سال‌ها کار در همان اقلیم جنوب ایستاده است.

ملودی «ناصریا» به سال ۱۳۷۶ نسبت داده شده و شعر آن به گویش بندری است. قطعه در آلبوم دوستت دارم جای گرفت و نام او را از دایرهٔ شنوندگان محلی به مخاطب سراسری برد. منتقدان آن را اسپانیایی و نزدیک به نغمه‌های جیپسی کینگز خواندند؛ خودش وزن و آهنگ را عربی می‌دانست که با عود و دهل و دف آشنا بود و او آن را با گیتار اجرا کرد. همین جدل، جایگاه او را در تاریخ پاپ ایران تثبیت کرد: نه تقلید صرف از پاپ تهرانی، نه تکرار بی‌واسطهٔ موسیقی محلی بدون سازبندی مدرن.

سبک و صدا

منابع او را خواننده، آهنگساز، تنظیم‌کننده، نوازنده و ترانه‌سرا دانسته‌اند. سازهایی که برایش ذکر شده پیانو، کیبورد، گیتار و سازهای کوبه‌ای است. همشهری‌آنلاین صدایش را دارای هویت مستقل دانسته است. خود او تأثیر ابراهیم منصفی را پذیرفته و در سال‌های آغازین قطعات منصفی را بازخوانی می‌کرد. منصفی برای موسیقی هرمزگان نامی مرجع است؛ بازخوانی آثار او یعنی عبداللهی پیش از آن‌که آلبوم پاپ بسازد، گوش و حافظهٔ ملودیک جنوب را تمرین کرده بود. وقتی بعدها گیتار را به ریتم عربی یا بندری نزدیک کرد، این کار از خلأ نیامد؛ امتداد همان تربیت گوش بود.

موضوع قطعات در منابع به سه دستهٔ اجتماعی و حماسی، مذهبی و عاشقانه تقسیم شده است. از دستهٔ مذهبی مهر علی و زهرا، احمد ثانی، یا فاطمه و مهر دلبر. از دستهٔ عاشقانه تو ای عشق، ماه من، بهت نگفتم و راز. این تقسیم‌بندی مهم است چون تصویر یک خوانندهٔ صرفاً عاشقانه‌خوان را نقض می‌کند. در پاپ پس از انقلاب، حضور همزمان کلام اجتماعی، مدح مذهبی و ترانهٔ عاشقانه در یک کارنامهٔ کوتاه، نشان می‌دهد او بازار واحدی را هدف نگرفته بود؛ بلکه چند لایهٔ مخاطب جنوب و تهران را با هم نگه می‌داشت.

لقب «جیپسی کینگز ایران» در نوشتهٔ پارساگون آمده و به ورود ریتم عربی و حال‌وهوای اسپانیایی به ترانه‌های بندری نسبت داده شده است. این لقب را باید توصیف مطبوعاتی دانست، نه عنوان رسمی. ارزش تحلیلی‌اش این است که شنوندگان غیرهرمزگانی هم رنگ مدیترانه‌ای و عربی را در صدای او می‌شنیدند، در حالی که کلام و لهجه جنوب را حفظ می‌کرد. تنظیم‌هایی که نام شادمهر عقیلی، محمدرضا چراغعلی، بهنام ابطحی و مهرداد نصرتی را دارند، نشان می‌دهد استودیوی تهران ابزار را در اختیار گذاشت اما مادهٔ خام از بندر می‌آمد.

آثار و همکاری‌ها

در «عشق است» ترکیب بهمنی، پرستویی و عبداللهی فضای آلبوم را از تک‌خوانی صرف خارج کرد. میان قطعات، نام عبداللهی به‌عنوان آهنگساز در آثاری چون طعنهٔ ناشنیده، تو ای عشق، تلخ و شیرین، ابر و آفتاب، شیوهٔ ما و ماه من آمده و تنظیم‌هایی از شادمهر عقیلی، محمدرضا چراغعلی، بهنام ابطحی و محمدرضا عقیلی ثبت شده است. «دوستت دارم» ناصریا را در کنار قطعه‌هایی با کلام یغما گلرویی، مجتبی معظمی، آمینه دریانورد، نسرین جعفری، محمدعلی بهمنی، قیصر امین‌پور و علی معلم جای داد. سربلند با شعر امین‌پور و فاطمه بنت نبی با نام معلم و عبداللهی، دامنهٔ کلام را از ترانهٔ بازاری به شاعران شناخته‌شده کشاند. تنظیم بسیاری از قطعات این آلبوم با بهنام ابطحی یا خود عبداللهی است.

«بوی شرجی» رنگ جنوب را در عنوان و قطعاتی چون بوی شرجی و نازت که آشکار کرد. کلام رضا عبداللهی، یوسفعلی میرشکاک، اهورا ایمان، محمدعلی قوی‌دل و رشید قاسمی سراب در کنار آهنگسازی مهرداد نصرتی و علی علوی آمده است. «هوای حوا» شعر بهمنی را در قطعهٔ عنوان آلبوم دارد و آهنگسازی فرزاد فرومند برای آن ثبت شده است. در همین آلبوم عاشق بودم به‌عنوان اثر محلی جنوبی با تنظیم ابطحی آمده، کودک خیابانی با شعر ابراهیم اسماعیلی و آهنگ فرومند، مهر دلبر با انتساب به سنایی، و بندر عباسی با نام فاطمه رضایی و صالح آتون. این تنوع منبع کلام، از شعر کلاسیک تا محلی، مشخصهٔ دورهٔ میانی کار اوست.

«ماندگار» در سال مرگ او منتشر شد. منو ببخش با آهنگ بنیامین بهادری و تنظیم نیما وارسته، راز با شعر نیلوفر لاری‌پور، مهر علی و زهرا با کلام فرزاد حسنی و آهنگ نصرتی، و یمبو صحنه به‌عنوان قطعهٔ محلی با آهنگ عبداللهی در فهرست آمده‌اند. حضور لاری‌پور حلقهٔ میان پاپ تهران و کارنامهٔ جنوب را نشان می‌دهد. «رخصت» پس از مرگ، با نام‌هایی چون حسن علی شیری، داوود لطف‌الله، علی سپانلو و بهمنی در دکلمهٔ دیوار حاشا، بیشتر حکم بایگانی دارد تا بیانیهٔ استودیویی نهایی. همشهری صراحتاً آن را غیرنهایی دانسته است.

همکاری با پرستویی در دو آلبوم پاپ، دکلمه را به بخشی از تجربهٔ شنیدن تبدیل کرد. برای مخاطب دههٔ هفتاد، شنیدن صدای بازیگر شناخته‌شده کنار آواز بندری، آلبوم را از کالای صرفاً رادیویی به شیء فرهنگی چندصدایی نزدیک می‌کرد. تنظیم‌کنندگان تهرانی هم بدون آن‌که لهجه را حذف کنند، لایهٔ ارکستر و گیتار را افزودند. نتیجه، پابی بود که هم در کاست‌فروشی‌های پایتخت می‌چرخید و هم در حافظهٔ شنیداری جنوب می‌ماند.

جایگاه

دورهٔ فعالیت ثبت‌شده از ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۵ است؛ کمی بیش از یک دهه کار حرفه‌ای متمرکز. پارساگون نوشته که پیش از جشن ده سالگی دستاورد هنری درگذشت. با وجود کوتاهی این بازه، ناصریا و آلبوم‌های بوی شرجی و هوای حوا او را به یکی از صداهای مشخص پاپ پس از انقلاب بدل کردند. تمایزش تقلیدنکردن از صدای مسلط تهران بود. منابع تأکید کرده‌اند که از کسی تقلید نمی‌کرد. این جمله را باید در بافت بازار آن سال‌ها خواند: پاپ داخلی تازه داشت از سایهٔ تولید لس‌آنجلس و الگوهای واحد خارج می‌شد و عبداللهی به‌جای نزدیک شدن به آن الگو، اقلیم خودش را وارد فرم آلبوم کرد.

در سوم آذر ۱۳۸۵ در بندرعباس بی‌هوش شد. همشهری‌آنلاین کما را حدود ۲۷ روز دانسته و ویکی‌پدیا حدود ۲۶ روز. هر دو منبع درگذشت را ۲۹ آذر ۱۳۸۵ در بیمارستان هاشمی‌نژاد تهران ثبت کرده‌اند. جدول ویکی‌پدیا سن را ۳۵ سال و متن همان صفحه و همشهری ۳۶ سالگی را آورده‌اند؛ اختلاف از نحوهٔ شمارش سال تولد در دی‌ماه نسبت به آذر است. پیکر به بندرعباس منتقل شد و در قطعهٔ مفاخر آرامستان قدیم در کیلومتر هفت جادهٔ بندرعباس به میناب به خاک سپرده شد.

علت مرگ در گواهی‌ها و روایت‌ها یکدست نیست. ویکی‌پدیا علت را مرگ مغزی نوشته و بی‌هوشی سوم آذر را با دلایل نامشخص دانسته است. همسرش فاطمه فهیمی در گفت‌وگوی منتشرشده در فراز که تابناک و عصر ایران بازنشر کرده‌اند، گفته ناصر مضروب شده، اهل خودکشی و اعتیاد نبوده، و قانون به او اجازهٔ پیگیری نداده است. همان گفت‌وگو پرونده را مختومه و دلیل پزشکی قانونی را نامعلوم نقل کرده است. ویکی‌پدیا به نقل از محمدعلی بهمنی در فروردین ۱۴۰۳ آورده که آشنایان او را به بهانهٔ شنا به محلی در بندرعباس بردند و مضروب کردند. پسرش نامی در برنامهٔ برمودا روایت‌های پخش‌شده را ضدونقیض دانسته و رفتن به کما را طبیعی خوانده است. برای مقالهٔ هنری، همین بس که مرگ او محل اختلاف روایت است و هیچ‌یک از این ادعاها را نباید به‌جای واقعیت قضایی قطعی نوشت.

شنیدن در گوشه

در گوشه می‌توان مسیر عبداللهی را به‌ترتیب سال‌ها شنید، نه فقط از روی تک‌قطعهٔ مشهور. شروع با عشق است و دوستت دارم منطق معرفی بهمنی و دارینوش را نشان می‌دهد؛ ناصریا در همین دوره است. بوی شرجی و هوای حوا لایهٔ بندری را غلیظ‌تر می‌کنند و ماندگار، با همکاری‌هایی از جمله لاری‌پور و بهادری، واپسین آلبوم منتشرشده در زمان حیات را می‌سازد. رخصت را بهتر است جدا و با قید پس از مرگ شنید. شنیدن تنظیم‌های ابطحی و چراغعلی کنار آهنگسازی خود عبداللهی، تفاوت میان مادهٔ محلی و پرداخت استودیوی تهران را روشن می‌کند. آنچه می‌ماند صدایی است کوتاه‌عمر و پررنگ: پاپ ایران که جنوب را نه به‌عنوان رنگ‌آمیزی تزئینی، بلکه به‌عنوان مرکز وزن و لهجه وارد آلبوم کرد.

این مقاله از منابع عمومی نوشته شده؛ متن ترانه بازنشر نمی‌شود.

آهنگ‌های Naser Abdollahi

آلبوم‌های Naser Abdollahi

خواننده‌های مرتبط

Naser Abdollahi | آهنگ و آلبوم در گوشه